فهرست کتاب


مراسم عروسی

علی اکبر بابازاده‏

خطبه عروسی:

از جمله برنامه های مراسم اجرای عقد، خواندن خطبه پیش از صیغه عروسی است، که بنابر احتیاط نباید ترک گردد، و در آن خطبه باید حمد و ستایش خدا و درود و ثنای پیامبر و اهل سنت آن بزرگوار ذکر شود.
متن خطبه به هر کیفیتی باشد، که مضامین بالا را در بر گیرد کافی است، و لازم نیست عین خطبه های حضرات معصومین علیهم السلام و مطابق آنها صورت پذیرد، هر چند خطبه های ازدواج حضرت پیامبر با خدیجه، و حضرت علی با فاطمه زهرا و سایر معصومین علیهم السلام در کتاب های فقهی و حدیثی موجود است(116).
اینک برای تبرک، گوشه ای از مراسم اجرای عقد امیرالمؤمنین با فاطمه زهرا را برای شما خوانندگان عزیز ترسیم می نمایم:
جابر بن عبدالله انصاری می گوید: چون فاطمه (صلی الله علیه و آله و سلم) با ازدواج علی (علیه السلام) موافقت نمود، رسول خدا فرمود:
: یا علی! هر چه زودتر به مسجد برو، و مردم را برای حضور در آنجا دعوت کن، باید عقد ازدواج شما در همانجا خوانده شود، و حاضرین فضائل و مناقب تو را بشنوند... علی (علیه السلام) با خوشحالی بی سابقه به همراه مردم به مسجد آمد، و رسول گرامی اسلام نیز بلافاصله خود را در مسجد به مردم رسانید، و پس از سخنانی در بالای منبر قرار گرفته و فرمود:
الحمد لله الذی رفع السماء فبناها، و بسط الارض فدحاها، و اثبتها بالجبال فارسیها، اخرج منها ماءها و مرعیها، الذی تعاظم عن صفات الواصفین... ایها الناس! ان الله امرنی ان ازوج کریمتی فاطمه باخی و ابن عمی و اولی الناس بی علی بن ابی طالب و قد زوجه فی السماء بشهاده الملائکه، و امرنی ان ازوجه و اشهدکم علی ذلک.
سپس خود در جایگاه مخصوصی نشسته و به علی (علیه السلام) فرمود تو نیز خطبه ای را بخوان... .
علی (علیه السلام) چنین آغاز کرد:
الحمد لله الذی الهم بفواتح علمه الناطقین، و انار بثواقب عظمته قلوب المتقین، و اوضح بدلائل احکامه طرق الفاصلین و انهج بابن عمی المصطفی العالمین... و الحمد لله علی نعمائه و ایادیه، و اشهد ان لا اله الا الله شهاده تبلغه و ترضیه، و صلی الله علی محمد صلاه تربحه و تحظیه، و النکاح مما امر الله به و اذن فیه، و مجلسنا هذا مما قضاه و رضیه، و هذا محمد بن عبدالله زوجنی ابنته فاطمه علی صداق اربع مأه درهم و دینار قد رضیت بذلک...(117).
این خطبه اشاره ای است به عظمت خدا و اوصاف جمال و الطاف بی کران او، و درود و ثنائی است بر پیامبر عظیم الشأن، و رسالت انسان ساز وی، سپس اشاره کوتاهی است بر ازدواج علی (علیه السلام) با فاطمه در آسمان ها و حضور ملائکه، و انگاه اجرای مراسم در حضور پیامبر و اصحاب آن بزرگوار و بیان مهریه و امضاء و گواه حاضران... .
و در بخشی از خطبه ازدواج حضرت امام جواد (علیه السلام) با ام الفضل دختر مأمون آمده است:
الحمد لله اقراراً بنعمته، و لا اله الا الله اخلاصاً لو حدانیته، و صلی الله علی سید بریته و الاصفیاء من عترته. اما بعد فقد کان من فضل الله علی الانام ان اغناهم بالحلال عن الحرام فقال سبحانه: و انکحو الایامی منکم و الصالحین من عبادکم و امائکم ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله و الله واسع علیم (در دنبال همین خطبه گفته شود) و قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): تناکحوا تناسلوا تکثروا فانی اباهی بکم الامم یوم القیمه. و قال ایضاً: من تزوج احرز نصف دینه، فلیتق الله فی النصف الاخر.
فعلی کتاب الله، و سنه رسول الله، و منهاج امیرالمؤمنین و الائمه المعصومین سلام الله علیهم اجمعین
مناسب است پیش از آغاز به اجرای صیغه عقد همین خطبه خوانده شود، و سپس با حالتی الهی و توجه کامل، خود عروس و یا وکیل وی، اجرای عقد را آغاز نموده، و الفاظ مخصوص آن را به عربی صحیح با خود داماد و یا وکیلش قرائت نماید... .

صیغه عقد دائمی:

اگر عروس و داماد با رضایت خاطر با هم ازدواج کردند، تنها ثبت دفتر ازدواج، و یا رضایت عملی، و یا اظهار رضایت لفظی کافی نیست، بلکه باید صیغه عقد خوانده شود، و کیفیت آن در صورتی که خود عروس و داماد بخوانند، و یا وکیل آنان، فرق می کند... چنانچه مجری صیغه عقد دائمی، خود زن و شوهر باشند چنین آغاز می کنند:
عروس:
انکحتک نفسی علی الصداق المعلوم.
داماد:
قبلت النکاح لنفسی علی الصداق المعلوم.
عروس:
زوجتک نفسی علی الصداق المعین.
داماد:
قبلت التزویج لنفسی علی الصداق المعین.
عروس:
انکحتک و زوجتک نفسی علی الصداق المعلوم.
داماد:
قبلت النکاح و التزویج لنفسی علی الصداق المعلوم.
عروس:
زوجتک نفسی علی المهر المعلوم.
داماد:
قبلت التزویج لنفسی علی المهر المعلوم.
عروس:
زوجتک و انکحتک نفسی باذن ابی علی المهر المعلوم.
داماد:
قبلت التزویج و النکاح لنفسی باذن ابیک علی المهر المعلوم.
خوانندگان عزیز عنایت داشته باشند که جملات صیغه عقد را هم مفصل تر از این می توان اجرا کرد، و هم مختصرتر از آن.
اگر عروس و داماد هر دو یکنفر را برای خواندن صیغه عقد وکیل کنند (بنا به فتوای کسانی که وکالت یکنفر را از جانب عروس و داماد جایز می دانند) او صیغه را بدین قرار می خواند:
انکحت موکلتی لموکلی علی الصداق المعلوم. قبلت النکاح لموکلی علی الصداق المعلوم. انکحت موکلتی من موکلی علی الصداق المعلوم. قبلت النکاح لموکلی علی الصداق المعلوم. زوجت موکلتی لموکلی علی الصداق المعلوم. قبلت التزویج لموکلی علی الصداق المعلوم. زوجت موکلتی من موکلی علی الصداق المعلوم. قبلت التزویج لموکلی علی الصداق المعلوم. زوجت موکلتی بموکلی علی المهر المعلوم. قبلت التزویج لموکلی علی المهر المعلوم. انکحت و زوجت موکلتی لموکلی علی الصداق المعلوم. قبلت النکاح و التزویج لموکلی علی الصداق المعلوم. زوجت و انکحت موکلتی لموکلی باذن ابیها علی الصداق المعلوم. قبلت التزویج و النکاح لموکلی باذن ابیها علی الصداق المعلوم.
و اگر عروس خانم یک نفر را وکیل کند، و آقا داماد نیز شخص دیگر را، وکیل های آنان با خطاب به همدیگر صیغه عقد را بدین طریق می خوانند:
وکیل عروس:
انکحت موکلتی لموکلک علی الصداق المعلوم.
وکیل داماد:
قبلت النکاح لموکلی علی الصداق المعلوم.
وکیل عروس:
انکحت موکلتی من موکلک علی الصداق المعلوم.
وکیل داماد:
قبلت النکاح لموکلی علی الصداق المعلوم.
وکیل عروس:
زوجت موکلتی لموکلک علی الصداق المعین.
وکیل داماد:
قبلت التزویج لموکلی علی الصداق المعین.
وکیل عروس:
زوجت موکلتی من موکلک علی الصداق المعلوم.
وکیل داماد:
قبلت التزویج لموکلی علی الصداق المعلوم.
وکیل عروس:
زوجت موکلتی بموکلک علی الصداق المعین.
وکیل داماد:
قبلت التزویج لموکلی علی الصداق المعین.
وکیل عروس:
انکحت و زوجت موکلتی لموکلک علی المهر المعلوم.
وکیل داماد:
قبلت النکاح و التزویج لموکلی علی المهر المعلوم.
وکیل عروس:
انکحت و زوجت موکلتی لموکلک باذن ابیها علی الصداق المعلوم.
وکیل داماد:
قبلت النکاح و التزویج لموکلی باذن ابیها علی الصداق المعلوم.
بعد از خواندن صیغه عقد، یکی از مجریان دست به دعا بلند کرده، و در مورد عروس و داماد و خانواده آنان و زندگی آینده شان و نسل های پاک برای آن دو دعا می نماید. و از جمله می گوید:
اللهم بارک امرهما، و الف بینهما، و طیب نسلهما، و ارغد عیشهما، و انزل برکاتک علینا و علیهما، اللهم انصر من نصر الدین، و اخذل من خذل المسلمین، اللهم اجعلهما ممن نصر دینک و اهل دینک، و وفقهما لمرضاتک، اللهم اقض حوائجنا و حوائجهما، دنیویه و اخرویه بحق محمد و اله الطاهرین.
و بعد با صلوات و تکبیر جلسه مراسم را به پایان می بریم.

فصل 8: مهریه

پروردگار عالم برای مصالح اجتماع، زنان و مردان را با ویژگی هایی آفریده، و برای هر کدام آنان امتیازاتی موهبت نموده، و مردان را با داشتن قدرت و توان بیشتر، در برابر عفت و خویشتن داری و شرم و حیاء زنان بی قرار و نیازمند ساخته است!
اگر چه طبیتاً زنان در مسائل جنسی نسبت به مردان فوق العاده توانمند می باشند، ولی با برخورداری از شرم و حیاء هرگز خود را ارزان نفروخته، و با زنجیر و قار و عفت، مردان را به تسلیم و تواضع و اسارت و بردگی می کشانند
بر این اساس مردها از آنان خواستگاری نموده، و به رقابت و جنگ و ستیز می پردازند، و برای تسلیم آنان هزینه و نفقه و مهریه که حاکی از مهر و محبت است پرداخت می کنند.
تشریع مهریه در اسلام برای تحقیر زن نیست، بلکه ارزش وجودی او را دربرداشته، و می رساند که زن خود را به رایگان و بدون ارزش در اختیار مرد قرار نمی دهد، و از طریق صداقت عشق و محبت مرد را آزمایش می نماید، و به همین جهت مهریه را در لسان قرآن و حدیث صداق می گویند، که از واژه صدق گرفته شده است.
در قرآن مجید هنگامی که در مورد مهریه ذکری به میان آمده، صحبت از بخشش و نحله می نماید و اضافه می کند که اگر آنان این حق را به شما بذل کردند، با دل خوش و گوارا میل نمائید(118). و بدین وسیله ثابت می کند که: مهریه جنبه تحقیر ندارد، بلکه بخششی است که رمز صداقت عشق مرد را در برداشته، برای ارزش وجودی زن.
و در احادیثی از ائمه اطهار علیهم السلام، با توجه خاص و ظرافت فکری، این حقیقت استفاده می گردد: از امام رضا (علیه السلام) سؤال کردند: چرا مرد به زن مهریه می دهد؟ فرمودند: مرد وظیفه دارد به زن هزینه های زندگی اش را بپردازد، و ازدواج در واقع یک معامله (معنوی) است، و مرد خریدار وصال زن است، و آن بدون بهاء و ثمن امکان ندارد(119).
و حضرت امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:
فلسفه مهریه زن این است که، اگر آن نباشد، معمولاً مردها پس از تسکین بحران جنسی خود زن را رها می سازند، و این تشریع صداق برای گرم نگهداشتن رابطه زن و شوهر است(120).
و بالاخره در همین رابطه است که اسلام ازدواج بدون مهریه را تجویز نکرده، و هر کسی موظف است در هنگام تشکیل خانواده، مالی را به مقدار مورد رضایت طرفین پیش کش عروس بنماید، و قرآن مجید و دهها حدیث این حقیقت را تأیید می نماید(121).