فهرست کتاب


مراسم عروسی

علی اکبر بابازاده‏

سوء استفاده از ولایت:

به طور طبیعی تمام پدران و مادران فرزندان خود را دوست داشته، و با تلاش شب و روز نیاز و مصالح آنان را تأمین می نمایند، و بدین جهت شرع مقدس اسلام برای حفظ مصالح دختران باکره و پاک طبیعت، یک سر نخ ازدواج آنان را در اختیار پدر قرار داده، تا مبادا در برابر عواطف کاذب و شیطنت های جوانان عیاش و حقه باز فریب بخورند... .
در این میان اگر به ندرت پدران نا صالح و یا نا آگاه پیدا شده، و مصالح دختران خود را نادیده گرفتند، و خواستند از ولایت و سر پرستی خویش سوء استفاده کنند، و دخترانشان را به خواستگاران شایسته ندهند، و یا ازدواج نامطلوبی را به آنان تحمیل نمایند، ولایتشان ساقط گردیده، و دختران باکره نیز در این فرض بدون اطلاع و اجازه آنان می توانند در امور خویشتن تصمیم بگیرند، و این نظر، از نظر فتوی و هم از نظر روایات کوچکترین مشکلی ندارد.
در همین رابطه دین مقدس اسلام ازدواج شغار(105) را حرام ساخته، و سوء استفاده از وجود دختر را ممنوع کرده است.
در این رابطه توجه شما را به چند حدیث معطوف می دارم:
1 - عن ابن عباس ان جاریه اتت النبی فذکرت: ان اباها زوجها و هی کارهه فخیرها النبی(106)
: عبدالله بن عباس نقل می کند که دختری به حضور پیامبر رسیده و عرض کرد: پدرم مرا به ازدواجی مجبور ساخته است
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آن دختر را مخیر کرد که ازدواج را بپذیرد و یا رد کند.
2 - عن ابی عبدالله (علیه السلام): لا بأس بتزویج البکر اذا رضیت من غیر اذن ابیها(107)
: اگر دختر رشیده و عاقل ازدواج را بپذیرد، بدون اجازه پدرش می توان با وی تزویج کرد.
در شرح این حدیث آمده است: حمله الشیخ علی من عضلها ابوها که بدون اجازه پدر مخصوص جایی است که پدر دخترش را از ازدواج با کفو و همتا مانع گردد.
اذا عضلها الولی ای منعها من التزویج بالکفو مع میلها سقط اعتبار اذنه(108)
مرحوم صاحب عروه و مراجع معاصر و متوفاهای اخیر می فرمایند:
: اگر پدر و یا پدر پدر دختر را از ازدواج با خواستگاران مناسب ممانعت نمایند، ولایتشان ساقط می گردد.

پیامبر از دخترش اجازه می گیرد

و چون امیر المؤمنین به خواستگاری فاطمه زهرا آمد، و حاجت خویش را مطرح ساخت، رسول خدا، آن مرد الهی که ولایت مطلقه بر دخترش فاطمه و بر جهان خلقت و کلیه انسانها دارد(109) فرمود: یا علی! پیش از تو سایر خواستگاران نیز آمده اند، و من هنگامی که حاجت آنان را به زهرا می رساندم آثار نارضایتی را در چهره اش مشاهده می کردم، اکنون تو نیز منتظر باش تا من پیغام تو را برسانم و از او خبر بگیرم، و در این هنگام پیامبر بزرگوار اسلام به اتاق زهرا وارد شده، و خواستگاری امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را اظهار داشته و فرمود:
فما ترین.
: نظرت چیست؟
بانوی دو عالم بر خلاف گذشته ها چهره اش را در هم نکشید، و رضایت خود را همراه با وقار خویش در چهره اش نمایان ساخت. پیامبر خدا چون چنین دید با خوشحالی برخاسته و با گفتن الله اکبر به نزد علی (علیه السلام) آمده و جواب فاطمه را که رضایت خاطر بود اعلان داشت! در این هنگام جبرئیل نازل شده و گفت:
یا محمد! زوجها علی بن ابی طالب فان الله قد رضیها له، و رضیه لها.
: ای پیامبر! زهرا را به علی (علیه السلام) تزویج کن زیرا خداوند از ازدواج آن دو راضی است(110).
از این احادیث و نظر مبارک فقهای عالی قدر استفاده می کنیم که:
اولاً: اگر پدری بر دختر باکره اش ولایت دارد، معنی و مفهوم آن تسلط و حکومت نیست، بلکه برداشتن گام های مثبت و مؤثر در تأمین منافع و حقوق فرزندش می باشد، و هر کجا از این اختیارات مشروع سوء استفاده نماید آن ولایت از بین می رود، و دختر شخصاً می تواند خودش تصمیم گرفته و ازدواج کند.
ثانیاً: اگر پدری ولایت دارد و اجازه او شرط است، بدون تردید اجازه اصلی در دست دختر است چنانچه ملاحظه فرمودید رسول خدا آن پیامبر معصوم و پدر دلسوز و مهربان که ولایت بی نظیری بر جهان هستی دارد، در مورد ازدواج حضرت فاطمه زهرا با امیرالمؤمنین رأساً اقدام نکرد، بلکه نخست از فاطمه اجازه گرفت، و رضایت او را احساس کرد و بعد جواب مثبت داد و این درسی است بر تمام پدران و مادران و بزرگان مملکت، که کسی را بر ازدواج کسی مجبور نسازند، بلکه شرط اساسی، اجازه دختر و پسر قبل از اجازه والدین آنان می باشد.

آیا دوشیزگان می توانند بدون اجازه پدر ازدواج کنند؟

روح سپاسگزاری از یک طرف، و تجربه و دور اندیشی والدین به ویژه پدر از طرف دیگر، ایجاب می کند که تمام فرزندان در برابر پدران و مادران خود خاضع بوده، و به آنان بدیده احترام و بزرگواری بنگرند، و فرمانشان را به قدر امکان اطاعت نمایند، و هیچ کاری را بدون مصلحت اندیشی آنان انجام ندهند... .
علاوه بر حقوق و وظایف اخلاقی، اسلام بر تمام دختران باکره فرض نموده که بدون اجازه پدر خویش ازدواج ننمایند، و چنانچه بر خلاف رضایت پدرانشان دست به ازدواج بزنند، پدران حق دارند این عقد را نادیده گرفته و با آن به مخالفت بپردازند
اینک توجه شما را در این زمینه به سه حدیث و نظر فقهای معاصر جلب می کنم:
1 - عن ابی جعفر (علیه السلام): لا ینقض النکاح الا الاب(111)
: حضرت امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: ازدواج را جز پدر کس دیگر نمی تواند به هم بزند.
این حدیث ولایت کامل پدر را در مورد ازدواج دخترش می رساند، و نظر او در امر ازدواج معتبر است.
2 - عن ابی عبدالله (علیه السلام): و لا تزوج ذوات الاباء من الابکار الا باذن آبائهن(112)
: دختران و دوشیزگان نباید بدون اجازه پدرانشان ازدواج کنند.
3 - عن ابی عبدالله (علیه السلام): الجاریه البکر التی لها الاب لا تتزوج الا باذن ابیها(113)
: امام صادق (علیه السلام) می فرماید: دختر باکره که پدر دارد، حق ندارد بدون اجازه او ازدواج کند.
این احادیث سه گانه به طور صریح اجازه پدر را شرط صحت ازدواج دختر می دانند.
مراجع عالی قدر فعلی نیز در توضیع المسائل خود می فرمایند:
: دختری که به حد بلوغ رسیده و رشیده است، یعنی مصلحت خود را تشخیص می دهد، چنانچه باکره باشد، احتیاط واجب آن است که با اجازه پدر و یا جد پدری ازدواج نماید(114)
و در کتاب عروه الوثقی می فرمایند:
: اگر دختر بدون اجازه پدر ازدواج نماید، و یا پدر دختر را بدون اجازه او به شوهر دهد، چنانچه اجازه هر دو آنان حاصل نگردد واجب است با طلاق از همدیگر جدا شوند (115)
در این مورد هیچ یک از مراجع عالیقدر که بر عروه حاشیه زده اند نظر مخالف ندارند
از مجموع این احادیث و فتوای بزرگان دین و مراجع عالی مقام نتیجه می گیریم که:
خانواده ها و فرزندان و والدین، باید آن چنان اتصال و پیوند ناگسستنی داشته باشند، که کوچکترین جدائی و اختلاف نظر در میان آنان بی مفهوم باشد، و از جهت محبت و احترام متقابل به جایی رسند که بدون اجازه والدین، به ویژه سر پرست خانواده کاری صورت نگیرد.
و اگر خدای ناکرده اعضای خانواده نظرات متفاوتی در مورد ازدواج داشتند، سعی کنند بر خلاف اوامر پدر حرکت ننمایند، و یا رضایت او را فراهم سازند، و چنانچه بدون تمایل و اجازه تصریح او دست به این امر بزنند، بی تردید مشکلات اخلاقی و شرعی پدیدار خواهد شد تا جایی که مراجع ما مسأله طلاق و جدائی را واجب می دانند
خداوند تمام خانواده ها را با صفا و صمیمیت و مهر و عاطفه، و عقل و دور اندیشی بهره مند ساخته، و در امر ازدواج و در تمام امور دیگر موفق بدارد.