فهرست کتاب


مراسم عروسی

علی اکبر بابازاده‏

در چه سنی ازدواج مناسب است؟

پیوند مقدس ازدواج آن چنان مورد توجه اسلام قرار گرفته، که هیچ موضوعی در جامعه بشری و مسائل اجتماعی به اندازه آن مورد سفارش قرار نگرفته، و این خود یکی از دلائل ارزشی این امر مهم است.
قرآن مجید کلیه انسان ها را مخاطب قرار داده، و آنان را برای تزویج افراد مجرد بسیج می نماید و می گوید:
زنان و مردان بی همسر را همسر دهید، و حتی بردگان و کنیزان را نیز در این مسأله حیاتی و انسان ساز فراموش نکنید، زیرا آنان نیز انسانند، و در امر غریزه جنسی و رفع نیاز دچار مشکل می گردند، و تمام آحاد مردم در رفع این نیاز همگی مسؤولند(93).
و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) اولیای فرزندان و سرپرست خانواده ها را مورد توجه قرار داده و هشدار می دهد که مشکلات جنسی فرزندشان را درک کنند، و دوران بحران این غریزه را در خود فراموش ننمایند، و به یاد آورند که آنان در مراحل طغیان این نیروی قدرتمند با چه مشکلاتی روبرو می شدند؟! او چه سان در اطفای آن دچار اضطراب و یا خدای ناکرده گرفتار انحراف و تخلفات اخلاقی می گشتند؟
و لذا می فرمایند:
اگر فرزندان به دوران سنین ازدواج برسند، و سر پرست خانواده تمکن تزویج آنان را داشته باشد، ولیکن سهل انگاری نماید، چنانچه آنان مرتکب گناهانی گردند، او نیز شریک جرم است (94)
آری آئین مبین اسلام تأکید می کند فرزندان خویش را در نخستین فرصت مناسب متأهل نموده، و آنان را از کشیده شدن به فساد و فحشا و اضطراب و افسردگی جلوگیری نمائید.
حضرت امام صادق علیه السلام می فرمایند! از جمله سعادت مرد این است که دخترش قبل از دیدن خون حیض به خانه بخت منتقل گردیده، و زندگی لذت بخش همسری را آغاز کند(95).
و در یک حدیث نسبتاً مفصل از رسول خدا آمده است:
ای مردم! امروز جبرئیل امین نابهنگام بر من نازل گردیده، و از سوی پروردگارم دستور داد: بدانید که دوشیزگان و جوانان همچون میوه های معطر و لذتبخش درختان می باشند، و باید به هنگام رسیدن، آنها را چیده و استفاده نمود، و گرنه آنها در برابر آفتاب گرم و بادهای تند دوامی نداشته و بر روی زمین می افتند، و در اثر گذشت زمان فاسد و قابل استفاده نمی باشند.
هان ای مردم! دختران خویش را بهنگام رسیدن به بلوغ شوهر دهید، و بدانید که آنان جز شوهر کردن چاره ای ندارند، و الا از فساد و انحراف ایمن نخواهد ماند، زیرا آنان نیز بشرند و غریزه جنسی دارند(96).

نتیجه گیری:

تمام پسران و دختران وظیفه دارند که در نخستین مراحل بلوغ جنسی و رشد عقلی خود را از رنج عزوبت نجات داده، و زندگی بهشتی و لذت بخش ملکوتی و تشکیل خانواده را شروع نمایند، و از این طریق بار مسئوولیت بیشتری را به دوش گرفته، و تلاش و فعالیت خود را گسترش دهند، و بدانند که دنیای تجرد و تنهائی در این دوران حساس بسیار تلخ و نامطلوب است.
و همچنین پدران و مادران آنان از نخستین دوران تولد فرزندانشان به فکر همین ایام آنان باشند، و بدانند که عزیزان و جوانانشان وقتی که به سن بلوغ رسیدند باید ازدواج کنند، و زندگی و خانواده جداگانه ای را تشکیل دهند، و محیط و فرهنگ دیگری را برگزینند، و مسئولیتی را که از کوهها سنگین تر است بر دوش گیرد! و آیا جوانان در مراحل ازدواج به این رشد عقلی و اجتماعی و مذهبی رسیده اند یا نه؟! و اگر نرسیده اند امکان رسیدن در سنین بالاتر برایشان مقدور است یا خیر؟ و آیا والدین در قصور آنان مقصر نیستند؟!.
چقدر جوانان زیادی داریم که در سنین نسبتاً بالاتری به سر می برند، و سن تقویمی آنان از دوران بلوغ سال ها گذشته است ولی هنوز به رشد عقلی واقعی نرسیده اند؟
و بسا دختران و پسرانی که در خانه ازدواج و همسری به سر می برند، ولی بوئی از فرهنگ تشکیل خانواده و رسومات زوجیت و معاشرت اجتماعی و برخورد با فامیل ها و خانواده همسر را نبرده اند؟
خلاصه: تشکیل خانواده و ازدواج، در اولین دوران بلوغ مطلوب است به شرط این که رشد عقلی و فرهنگی لازم در این مورد را کسب کرده باشند، و گرنه باعث ندامت و پشیمانی خواهد بود.

فصل 6: کدامیک مقدم است ولایت پدر یا آزادی دختر؟

خداوند متعال تمام بندگانش را آزاد آفریده و طبق این قانون هیچ کس بدون دلیل بر کسی مسلط نبوده، و حق ندارد سر نوشت و مصالح دیگری را به خطر اندازد، حتی در این میان انبیاء و اولیاء و بزرگترین آنان حضرت پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز چنین اختیار را ندارند، هر چند در قرآن مجید برای آن بزرگوار ولایت مطلقه داده شده(97)، ولکن داشتن ولایت آزادی های شخصی را نقض نمی کند، چنانچه خداوند حکیم در قرآن مجید به این حقیقت تصریح نموده، و به رسول خدا می فرماید:
تو جز بیم دهنده نبوده، و برای مردم فرمانده و مسلط نمی باشی (98)
در شرع مقدس اسلام برای افراد خاصی در برابر مسؤولیت های سنگین و مصالح اجتماعی و اداره توده های مردم، ولایت های مصلحتی داده شده، و برای سود رسانی و خدمت به مولی علیهها از آن استفاده می کنند، و در کانون خانواده نیز پدران و پدر پدران در شرائط خاصی برای برخی اعضاء آن ولایت دارند و فلسفه این ولایت جبران کم بودها، و جلوگیری از اشتباهات، و استیفای حقوق و تأمین مصالح افراد مورد نظر می باشد، و هر کجا از آن قانون مصلحتی سوء استفاده شود، ولایت نیز بخودی خود منتفی می گردد(99).