فهرست کتاب


مراسم عروسی

علی اکبر بابازاده‏

خواستگاری علی (علیه السلام) از فاطمه (صلی الله علیه و آله و سلم)

در سال دوم هجرت جنگ بدر اتفاق افتاده، و در اثر رشادت و شجاعت امیرالمؤمنین علی علیه السلام این جنگ با پیروزی سپاه اسلام پایان پذیرفت... .
رسول خدا بسیار خوشحال بود، و اصحاب آن حضرت نیز آثار سرور و شادمانی را در چهره مبارک آن سرور مشاهده می کردند، و لذا مقدمات جشن و سرور و عروسی و ازدواج برپا می گشت، در این میان حضرت فاطمه سلام الله علیها به سن ازدواج رسیده بود، و در ده سالگی بسر می برد، هر کسی آرزوی دامادی پیامبر و همسری پر افتخار آن بانوی یگانه را در سر می پروراند و از این جهت جمع بسیاری از طبقات مختلف صحابه به خانه رسول خدا آمده، و از دخترش زهرا خواستگاری کردند، پیامبر عظیم الشأن در برابر همه خواستگاران یک جواب بیش نداشت و آن این که: امر فاطمه با خداست.
طبق نوشته تاریخ ها و کتاب های حدیث اهل سنت خلفای اول و دوم نیز با التماس فراوان برای خواستگاری زهرای مرضیه شرفیاب منزل رسول خدا گردیده، و پس از رجز خوانی از سوابق و خدمات خویش، جوابی را شنیدند که دیگران شنیده بودند، و لذا خود به سراغ مولای متقیان امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده، و عرضه داشتند! یا علی! پیامبر خدا در تزویج فاطمه همه را مأیوس کرد گویا وی منتظر شما می باشد، بهتر است تو نیز از فاطمه زهرا خواستگاری نمائی.
و در حدیثی که انس بن مالک نقل نموده آمده است: من انس در کنار پیامبر خدا بودم، ناگاه پیک وحی در رسید و حالت خاصی به آن حضرت دست داد، چون چشمانش را باز کرد فرمود: ای انس! می دانی جبرئیل چه مأموریتی داشت؟ گفتم: پدر و مادرم فدایت باد جریان چیست؟
فرمود: از طرف خدایم صاحب عرش برین آمده و گفت: خداوند مرا امر مأمور ساخته فاطمه را به عقد علی (علیه السلام) در آورم)(84) همین الان ابوبکر و عمر و عثمان، طلحه، زبیر و جمعی از انصار را احضار کن... چون آنان حاضر شدند، پیامبر اسلام قضیه بالا را اظهار داشته، و خوشحالی خود را از این واقعه بیان داشت، و سپس به دنبال علی (علیه السلام) فرستاده، و او را بحضورش فرا خواند، چون آن مولی حضور پیدا کرد، رسول گرامی با تبسم و خنده علی (علیه السلام) را از مأموریت جبرئیل در امر ازدواج فاطمه آگاه ساخت(85).
از این جریان حدیثی و تاریخی، استفاده می کنیم که اولی و دومی پس از شنیدن خبر آسمانی به سراغ امیرالمؤمنین (علیه السلام) رفته، و او را به حضور پیامبر آورده اند.
در اینجا توجه شما را به یک حدیث در مورد خواستگاری شیخین از فاطمه (صلی الله علیه و آله و سلم) جلب می کنم:
ابوبکر و عمر خواستگاران زهرا:
عن انس بن مالک قال: جاء ابوبکر الی النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) فقعد بین یدیه فقال: یا رسول الله قد علمت مناصحتی و قدمی فی الاسلام و انی و انی، قال: و ما ذک؟ قال: تزوجنی فاطمه فسکت عنه، او قال: اعرض عنه - فرجع ابوبکر الی عمر فقال: هلکت و اهلکت، قال: و ما ذاک؟ قال: خطبت فاطمه الی النبی فاعرض عنی، قال: مکانک حتی آتی النبی، فاتی عمر النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) فقعد بین یدیه....
فاعرض عنه فرجع عمر الی ابی بکر فقال: انه ینتظر امر الله فیها، انطلق بنا الی علی حتی نأمر ان یطلب مثل الذی طلبنا...(86).
: انس بن مالک که یکی از دشمنان علی (علیه السلام) می باشد می گوید: ابوبکر به حضور پیامبر خدا رسید، و از خدمات و سوابق خویش سخن گفت، آنگاه رسول خدا از آمدن وی جویا شد، او جواب داد: فاطمه را به من تزویج نمائی چون پیامبر بزرگوار اسلام این سخن را از او شنید، دیگر با وی سخنی نگفته و از او اعراض کرد! ابوبکر با شرمندگی به پیش عمر برگشته و گفت: من دیگر هلاک شدم! عمر گفت: مگر چه شده است؟ ابوبکر جریان را تشریح کرد... .
در این هنگام عمر با جرأت بیشتر حرکت نموده و او نیز از فاطمه زهرا (صلی الله علیه و آله و سلم) خواستگاری کرد، و مو به مو سخنان رفیقش را تکرار نمود، ولی نتیجه همان بود که یار دیرینه اش با آن روبه رو شده بود. او چون به نزد ابوبکر باز گشت اظهار داشت: رسول خدا در مورد ازدواج فاطمه منتظر امر الهی است. بیا با هم به حضور علی (علیه السلام) برویم، و از او بخواهیم که همانند ما از دختر پیامبر خواستگاری نماید، و آنگاه در نخلستان به محضر آن مولی شرفیاب شده، و هدف خویش را اظهار داشتند... .

ازدواج نور با نور:

در احادیث متواتری از طریق سنی و شیعه آمده است که ازدواج واقعی علی با فاطمه در آسمان چهارم از طرف خدا صورت پذیرفت،(87) و جبرئیل امین این تزویج نور با نور را به پیامبر خدا رسانید، و به آن حضرت اعلان کرد: من مأمورم نور را با نور تزویج نمایم، و آنان علی و فاطمه می باشند(88).
آر پیوند مقدس دو قلب معصوم (علی و زهرا) پیوند الهی و آسمانی بود، و بدین جهت نبی اعظم و فرزندان معصوم آن بزرگوار می فرمودند: اگر علی (علیه السلام) نبود کفو و همتایی بر روی زمین از زمان آدم (علیه السلام) به بعد برای فاطمه پیدا نمی شد (89) و در برابر تمام خواستگاران فاطمه زهرا از سوی رسول خدا اعلان می شد: من هم مثل شما بنده و مخلوق الهی هستم، از شما زن می گیرم و به شما زن می دهم، ولکن امر فاطمه با خدا است، و ازدواج او آسمانی می باشد(90).
تمام این پیام ها به گوش علی (علیه السلام) رسید، و پیغام الهی نیز به او ابلاغ گردید، ولی از نظر ظاهری و تشریعی نیز لازم بود مراسم ازدواج و خواستگاری و اجرای عقد و خطبه به طور مرسوم انجام پذیرد، و لذا امیرمؤمنان رهسپار خانه قلب عالم امکان شد، و در گوشه ای نشست، و تمام حقایق و خواسته های دل با زبان بی زبانی روشن گردید.
رسول خدا فرمود: یا علی! گویا سخنی داری؟ و می خواهی فاطمه را برای خویش خواستگاری نمائی؟ البته بدان که سایر مردم در مورد دخترم خیلی مراجعه نموده، و چون جواب منفی شنیده اند، ناراحت گشته و مرا عتاب نموده اند (91) ولی نگران مباش، من هم اکنون به پیش زهرا رفته، و از طرف تو به مذاکره با وی می پردازم.
پیامبر اسلام وارد اتاق دخترش فاطمه شد، و پیغام علی را رسانید، این بار فاطمه بر خلاف گذشته ها که در مورد سایر خواستگاران چهره اش را به عنوان نارضایتی بر می گردانید، سخنی نگفت: و به عنوان رضایت خاطر سکوت کرد، و رسول گرامی اسلام تکبیر گویان از نزد فاطمه خارج گشته، و رضایت و موافقت دخترش را اعلان فرمود(92).
به همین کیفیت از نظر تکوینی و تشریعی ازدواج دو نور صورت پذیرفت و یک فضیلت و منقبتی بر مناقب مولای متقیان افزوده شد، تا جایی که دوست و دشمن نمی توانستند این حقیقت را منکر شوند، و ازدواج زهرا با علی (علیه السلام) را یکی از افتخارات بزرگ آن حضرت می شمردند... .
از این احادیث و سیره رسول خدا و امیرالمؤمنین در مورد خواستگاری از فاطمه زهرا (صلی الله علیه و آله و سلم) نتیجه می گیریم که کلیه خواستگاری های ما باید خیلی بی آلایش و همراه با صداقت و صفا و دوستانه صورت گیرد، و بدون تکلف و همراه با محبت و احترام طرفینی پایان پذیرد.

در چه سنی ازدواج مناسب است؟

پیوند مقدس ازدواج آن چنان مورد توجه اسلام قرار گرفته، که هیچ موضوعی در جامعه بشری و مسائل اجتماعی به اندازه آن مورد سفارش قرار نگرفته، و این خود یکی از دلائل ارزشی این امر مهم است.
قرآن مجید کلیه انسان ها را مخاطب قرار داده، و آنان را برای تزویج افراد مجرد بسیج می نماید و می گوید:
زنان و مردان بی همسر را همسر دهید، و حتی بردگان و کنیزان را نیز در این مسأله حیاتی و انسان ساز فراموش نکنید، زیرا آنان نیز انسانند، و در امر غریزه جنسی و رفع نیاز دچار مشکل می گردند، و تمام آحاد مردم در رفع این نیاز همگی مسؤولند(93).
و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) اولیای فرزندان و سرپرست خانواده ها را مورد توجه قرار داده و هشدار می دهد که مشکلات جنسی فرزندشان را درک کنند، و دوران بحران این غریزه را در خود فراموش ننمایند، و به یاد آورند که آنان در مراحل طغیان این نیروی قدرتمند با چه مشکلاتی روبرو می شدند؟! او چه سان در اطفای آن دچار اضطراب و یا خدای ناکرده گرفتار انحراف و تخلفات اخلاقی می گشتند؟
و لذا می فرمایند:
اگر فرزندان به دوران سنین ازدواج برسند، و سر پرست خانواده تمکن تزویج آنان را داشته باشد، ولیکن سهل انگاری نماید، چنانچه آنان مرتکب گناهانی گردند، او نیز شریک جرم است (94)
آری آئین مبین اسلام تأکید می کند فرزندان خویش را در نخستین فرصت مناسب متأهل نموده، و آنان را از کشیده شدن به فساد و فحشا و اضطراب و افسردگی جلوگیری نمائید.
حضرت امام صادق علیه السلام می فرمایند! از جمله سعادت مرد این است که دخترش قبل از دیدن خون حیض به خانه بخت منتقل گردیده، و زندگی لذت بخش همسری را آغاز کند(95).
و در یک حدیث نسبتاً مفصل از رسول خدا آمده است:
ای مردم! امروز جبرئیل امین نابهنگام بر من نازل گردیده، و از سوی پروردگارم دستور داد: بدانید که دوشیزگان و جوانان همچون میوه های معطر و لذتبخش درختان می باشند، و باید به هنگام رسیدن، آنها را چیده و استفاده نمود، و گرنه آنها در برابر آفتاب گرم و بادهای تند دوامی نداشته و بر روی زمین می افتند، و در اثر گذشت زمان فاسد و قابل استفاده نمی باشند.
هان ای مردم! دختران خویش را بهنگام رسیدن به بلوغ شوهر دهید، و بدانید که آنان جز شوهر کردن چاره ای ندارند، و الا از فساد و انحراف ایمن نخواهد ماند، زیرا آنان نیز بشرند و غریزه جنسی دارند(96).