فهرست کتاب


مراسم عروسی

علی اکبر بابازاده‏

دقت و ظرافت در خواستگاری:

خواستگاری مرد از زن نخستین مرحله پیوند ازدواج است، و دختر و پسر زمینه زندگی مشترک را از همان دم پی ریزی می نمایند، بنابراین خواستگاری باید از هر گونه پیرایه ها و تعارفات گمراه کننده بدور باشد، و اولیای دختر و پسر و یا خود آنان کلیه ویژگیهای اخلاقی همدیگر را شناسائی کنند، و این مراسم، کورکورانه و یا با حرکات تملق آمیز صورت نگیرد، و هر چه بحث و کنجکاوی دقیق و ظرفیت باشد، مشکلات آینده و اختلافات خطرناک پیش بینی نشده را بر طرف می سازد، و لذا در حالات حضرات معصومین (علیه السلام)، به ویژه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نکات جالب تری در این زمینه آمده است که به بخش مختصری از آنها اشاره می نمائیم:
در حدیث داریم که پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در تمام ازدواج های خویش و دیگران با احتیاط لازم وارد میدان می شد، و علاوه بر شناخت های خود از طرف مقابل، زن هوشیاری را برای سنجش و آزمایش (زن مورد در خواست) برای این منظور در نظر می گرفت، و به او پیغام می داد: گردن زن را استشمام کن، چنانچه بوی گردن او خوب باشد، آن زن معطر و خوشبو خواهد بود، و همچنین روی پاهای طرف را ملاحظه نما، زیرا بزرگی و پر گوشتی آن محل، متناسب مستقیم با لذائذ درونی و جنسی دارد.(79)
و در حدیث دیگری از امام صادق (علیه السلام) می خوانیم که شخصی از آن حضرت سؤال می کند:
الرجل یرید ان یتزوج المراه، یتاملها و ینظر الی خلفها و الی وجهها؟ قال (علیه السلام): نعم لا باس ان ینظر الرجل الی المراه اذا اراد ان یتزوجها ینظر الی خلفها والی وجهها(80)
:مردی که می خواهد با زنی ازدواج کند، با وی با تأمل برخورد می نماید، و به پشت سر و صورتش نگاه می کند؟ حضرت فرمودند: مانعی ندارد. او می تواند در صورت اراده ازدواج به همین مواضع نگاه کند.
در کنار این حدیث شریف بیش از ده حدیث دیگر قریب به همین مضمون آمده، و حاکی است که خواستگاری را ساده تلقی نکنید، و با دقت و ظرافت کامل از خصوصیات یکدیگر آگاه گردید، و این شیوه تمام بهانه ها را از طرفین سلب می کند، و در طول زندگی خانوادگی، آنان هرگز نمی توانند، یکدیگر اعتراض و بهانه تراشی نمایند.

پاداش خواستگاری:

اسلام برای مسأله ازدواج خیلی اهمیت قائل است، و لذا تشکیل خانواده و پیوند مقدس این کانون را از تمام نعمت ها پس از ایمان بالاتر می داند که در فصل های پیشین این موضوع بحث شد... .
خواستگاری و شفاعت در ازدواج چون مقدمه این امر مهم است، از این جهت پاداش مضاعف برای این کار در نظر گرفته شده، رسول خدا در این باره می فرمایند:
من عمل فی تزویج حلال حتی یجمع الله بینهما، زوجه الله من الحور العین و کان له بکل خطوه خطاها و کلمه بها عباده سنه(81)
: هر کس با تلاش لازم دو نفر عروس و داماد را به ازدواج حلال وادار سازد، خداوند در پاداش این کار، وی را با حوریان بهشتی تزویج فرموده، و برای هر قدمی که بر می دارد، و هر سخنی که تکلم می نماید عبادت یکسال برای او مرحمت فرماید.
چه پاداش زیبا و مناسب؟ که در برابر خواستگاری و تلاش محبت آمیز در امر ازدواج، ازدواج با حوریان فراهم گردیده، و برای هر گام و کلامی در این راه عبادت یکسال نوشته می شود؟!
آری این گونه تلاش های ارزشمند، در کلام مولای متقیان از بهترین شفاعت ها نامیده شده، زیرا ارزش هر کار مقدماتی بستگی به نتیجه آن دارد، و ثمره این شفاعت، پیوند قلبی دو نفر مجرد و رنج کشیده می باشد که برای همیشه از انحرافات جنسی و اخلاقی بیمه می گردند(82).
و در یک فراز دیگر از امام صادق علیه السلام می خوانیم که می فرمایند:
هر کس تلاش کند تا دو قلب پاک را به هم وصل نموده، و دو جوان مجرد را از رنج تنهائی نجات دهد، خداوند در روز رستاخیز با نظر رحمت و لطف به وی نگاه می کند (83)

خواستگاری علی (علیه السلام) از فاطمه (صلی الله علیه و آله و سلم)

در سال دوم هجرت جنگ بدر اتفاق افتاده، و در اثر رشادت و شجاعت امیرالمؤمنین علی علیه السلام این جنگ با پیروزی سپاه اسلام پایان پذیرفت... .
رسول خدا بسیار خوشحال بود، و اصحاب آن حضرت نیز آثار سرور و شادمانی را در چهره مبارک آن سرور مشاهده می کردند، و لذا مقدمات جشن و سرور و عروسی و ازدواج برپا می گشت، در این میان حضرت فاطمه سلام الله علیها به سن ازدواج رسیده بود، و در ده سالگی بسر می برد، هر کسی آرزوی دامادی پیامبر و همسری پر افتخار آن بانوی یگانه را در سر می پروراند و از این جهت جمع بسیاری از طبقات مختلف صحابه به خانه رسول خدا آمده، و از دخترش زهرا خواستگاری کردند، پیامبر عظیم الشأن در برابر همه خواستگاران یک جواب بیش نداشت و آن این که: امر فاطمه با خداست.
طبق نوشته تاریخ ها و کتاب های حدیث اهل سنت خلفای اول و دوم نیز با التماس فراوان برای خواستگاری زهرای مرضیه شرفیاب منزل رسول خدا گردیده، و پس از رجز خوانی از سوابق و خدمات خویش، جوابی را شنیدند که دیگران شنیده بودند، و لذا خود به سراغ مولای متقیان امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده، و عرضه داشتند! یا علی! پیامبر خدا در تزویج فاطمه همه را مأیوس کرد گویا وی منتظر شما می باشد، بهتر است تو نیز از فاطمه زهرا خواستگاری نمائی.
و در حدیثی که انس بن مالک نقل نموده آمده است: من انس در کنار پیامبر خدا بودم، ناگاه پیک وحی در رسید و حالت خاصی به آن حضرت دست داد، چون چشمانش را باز کرد فرمود: ای انس! می دانی جبرئیل چه مأموریتی داشت؟ گفتم: پدر و مادرم فدایت باد جریان چیست؟
فرمود: از طرف خدایم صاحب عرش برین آمده و گفت: خداوند مرا امر مأمور ساخته فاطمه را به عقد علی (علیه السلام) در آورم)(84) همین الان ابوبکر و عمر و عثمان، طلحه، زبیر و جمعی از انصار را احضار کن... چون آنان حاضر شدند، پیامبر اسلام قضیه بالا را اظهار داشته، و خوشحالی خود را از این واقعه بیان داشت، و سپس به دنبال علی (علیه السلام) فرستاده، و او را بحضورش فرا خواند، چون آن مولی حضور پیدا کرد، رسول گرامی با تبسم و خنده علی (علیه السلام) را از مأموریت جبرئیل در امر ازدواج فاطمه آگاه ساخت(85).
از این جریان حدیثی و تاریخی، استفاده می کنیم که اولی و دومی پس از شنیدن خبر آسمانی به سراغ امیرالمؤمنین (علیه السلام) رفته، و او را به حضور پیامبر آورده اند.
در اینجا توجه شما را به یک حدیث در مورد خواستگاری شیخین از فاطمه (صلی الله علیه و آله و سلم) جلب می کنم:
ابوبکر و عمر خواستگاران زهرا:
عن انس بن مالک قال: جاء ابوبکر الی النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) فقعد بین یدیه فقال: یا رسول الله قد علمت مناصحتی و قدمی فی الاسلام و انی و انی، قال: و ما ذک؟ قال: تزوجنی فاطمه فسکت عنه، او قال: اعرض عنه - فرجع ابوبکر الی عمر فقال: هلکت و اهلکت، قال: و ما ذاک؟ قال: خطبت فاطمه الی النبی فاعرض عنی، قال: مکانک حتی آتی النبی، فاتی عمر النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) فقعد بین یدیه....
فاعرض عنه فرجع عمر الی ابی بکر فقال: انه ینتظر امر الله فیها، انطلق بنا الی علی حتی نأمر ان یطلب مثل الذی طلبنا...(86).
: انس بن مالک که یکی از دشمنان علی (علیه السلام) می باشد می گوید: ابوبکر به حضور پیامبر خدا رسید، و از خدمات و سوابق خویش سخن گفت، آنگاه رسول خدا از آمدن وی جویا شد، او جواب داد: فاطمه را به من تزویج نمائی چون پیامبر بزرگوار اسلام این سخن را از او شنید، دیگر با وی سخنی نگفته و از او اعراض کرد! ابوبکر با شرمندگی به پیش عمر برگشته و گفت: من دیگر هلاک شدم! عمر گفت: مگر چه شده است؟ ابوبکر جریان را تشریح کرد... .
در این هنگام عمر با جرأت بیشتر حرکت نموده و او نیز از فاطمه زهرا (صلی الله علیه و آله و سلم) خواستگاری کرد، و مو به مو سخنان رفیقش را تکرار نمود، ولی نتیجه همان بود که یار دیرینه اش با آن روبه رو شده بود. او چون به نزد ابوبکر باز گشت اظهار داشت: رسول خدا در مورد ازدواج فاطمه منتظر امر الهی است. بیا با هم به حضور علی (علیه السلام) برویم، و از او بخواهیم که همانند ما از دختر پیامبر خواستگاری نماید، و آنگاه در نخلستان به محضر آن مولی شرفیاب شده، و هدف خویش را اظهار داشتند... .