فهرست کتاب


مراسم عروسی

علی اکبر بابازاده‏

چرا متأهل ها منحرف می شوند؟

چنانچه بحث شد ازدواج و تشکیل خانواده پناهگاه مشروع غریزه جنسی است، و انسانها با این پیوند مقدس، و انتخاب همسر، خود را از رنجهای فراوان این غریزه پر قدرت نجات داده، و از انحراف اخلاقی و فساد اجتماعی بیمه می نمایند.
در اینجا این سؤال پیش می آید که: اگر ازدواج پناهگاه است، پس چرا گروهی از زنان و مردان متأهل دست از انحراف جنسی نکشیده، و هنوز در منجلاب فساد غوطه ورند؟!
در جواب باید گفت:
انحراف و فساد آنان ممکن است در اثر عوامل زیر باشد:
الف: ناتوانیهای جنسی یکی از زوجین.
ب: تنوع طلبی.
ج: انتقام جویی. (در صورتی که شوهر اهل فساد باشد، و زن دست به خیانت بزند).
د: فقر مالی و عدم تأمین زن از جهت اقتصادی.
ه: عدم تمایل به همسر (بی مهری).
و: اغفال و اجبار از سوی دیگران.
ز: هوسرانی و شهوت طلبی.
این عوامل هفت گانه و احیاناً عوامل دیگری که جنبه جنبی داشته باشد، زنان و شوهران متأهل را در برخی مواقع با فساد اخلاقی و خطرات جنسی مواجه می سازد.

نظر راسل و همفکران او

دانشمند غربی نه تنها این مشکلات اخلاقی و انحراف جنسی را مذموم نمی دانند، بلکه خود دستور می دهند:
تمام زنان و مردان باید در جامعه آزاد باشند، و قیودات خانوادگی و انحصاری آن به شوهر و زن باید از میان برداشته شوند به ویژه شوهران، باید عشق زن خود به بیگانه را محترم به شمارند و مانع روابط عاشقانه آنان نگردند، و همچنین زنان مانع ارتباط شوهران خویش با دیگران نباشند
و در جای دیگر سفارش می کنند:
زنان بی شوهر با تلاش لازم سعی کنند، شوهران دیگران را شکار کنند تا بدین وسیله از محرومیت جنسی نجات یافته و فرزندانی را برای خود فراهم سازند، و به دولت نیز توصیه می کنند: مخارج و هزینه فرزندان بی پدر را به عهده گیرد...(53)

اما نظر اسلام

اسلام قداست خانواده ها را محترم داشته، و تجاوز به مرز آن را به شدت تقبیح نموده، و برای حفظ کانون مقدس خانواده، به شوهران و زنان دستورات ویژه ای را صادر نموده است، که عمل به آنها پیوند خانوادگی را مستحکم نموده، و عشق زوجین را نسبت به یکدیگر دو چندان می نماید(54).
اما در مورد فساد متأهل ها، نظر اسلام در مورد همه آنان یکسان نیست، بلکه از راه ریشه یابی و زمینه شناسی مسائل را باید بررسی کرد: در مورد ناتوانی جنسی زن، چنانچه قابل علاج نباشد مرد از طریق تجدید فراش می تواند مشکل خود را بر طرف سازد، و چنانچه این مشکل از طرف مرد باشد، او وظیفه دارد، همسرش را طلاق داده، و او را در انتخاب همسر مورد نظر آزاد بگذارد.
چنانچه عامل انحراف تنوع طلبی باشد، از طریق شیوه های مختلف در لباس، عمل، قیافه... و گفتگوهای سازنده زن و شوهر، و تفهیم این که تمام انسانها در حقیقت شبیه یکدیگرند، و فقط ظاهر آنان فرق می کند، می توان به نتیجه مطلوب دست یافت.
و همین طور سایر عوامل بررسی می شود، و زمانی که عامل انحراف از بین رفت خود انحراف نیز منتفی خواهد شدت و اگر کسی جنبه شهوترانی را دنبال کند، کیفر او از موارد دیگر متفاوت است، البته اگر موارد انحراف زوجین ارتکاب زنا باشد در تمام موارد (به جز در حالت اغفال و اجبار) سزایش اعدام و مرگ است، چون زنای محصنه کیفرش اعدام است.
در اینجا توجه شما را به دو حدیث جلب می نماییم:
1 - عن النبی (صلی الله علیه و آله و سلم): اذا رأی احدکم امرأه حسناء فاعجبته فلیأت اهله فان البضع واحد، و معها مثل الذی معها(55).
: رسول خدا می فرمایند: هر گاه زن زیبا رخی را دیده و تحریک شدید به سراغ خانواده خود روید، زیرا زنان در تامین شوهران خود شبیه یکدیگرند، و زمینه های جنسی آنان مثل همدیگر است.
علی (علیه السلام) نقل می کند که مردی از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پرسید: آیا هنگام ورود به اتاق مادرم از وی اجازه بگیرم؟ رسول گرامی فرمود: آیا می خواهی او را بدون لباس ببینی؟ جواب داد: نه، فرمود: پس اجاره بگیر سپس جوان پرسید:
فاختی تکشف شعرها بین یدی؟ قال: لا، قال: لم؟ قال: اخاف علیک اذا ابدت شیئاً من محاسنها الیک ان یستفز الشیطان(56).
: ای رسول خدا خواهرم موهای خود را در پیش من باز می کند؟ حضرت فرمود: سزاوار نیست! جوان گفت: چرا؟ پیامبر خدا جواب داد: می ترسم هنگامی که زیبائیهای او را مشاهده کنی گرفتار دام شیطان گردی
خوانندگان عزیز می دانند که نگاه کردن برادر به موهای خواهر منع شرعی ندارد، و رسول خدا به عنوان منع اخلاقی این دستور را صادر کرده است، و حدیث المنصوص العله است، یعنی علت منع در خود حدیث آمده است، و آن فریب شیطان می باشد.
در این صورت تماشای آن چنانی به سریال های خارجی، ویدئوهای مفتضح، میهمانی های مختلط، کنار دریاها، رقص های دسته جمعی... حسابش پاک است، و اگر در جراید و مجلات و اخبار حوادث، هر روز می بینیم و می شنویم که تجاوز به عنف، زنا با محارم، بی عفتی ها سیر صعودی را می پیماید عوامل و ریشه های آنها معلوم است.
خلاصه کانون خانواده باید گرم باشد، و جاذبه آن بر تمام جاذبه های بیرونی و شکارچیان بی رحم غلبه کند، طوری که زن و مرد بی اختیار به خانه کشیده شوند، و در خارج از خانه قرار بی کاری نداشته باشند.