فهرست کتاب


مراسم عروسی

علی اکبر بابازاده‏

در اثر ترس از خدا دستش را سوزانید:

1 - حضرت امام باقر علیه السلام می فرمایند: زن فاحشه ای به دنبال جوانان بنی اسرائیل می گشت، و آنان را به دام می افکند، روزی یکی از جوانان گفت: ما جوانان که سهل است، اگر فلان عابد خدا پرست و با تقوی نیز این زن را ببیند، گرفتار عشق او گردیده، و به دام وی خواهد افتاد، چون آن زن نانجیب و هوسباز این سخن را شنید به سراغ عابد رفته، و شبانه در عبادتگاهش را زد، ولی آن بنده خدا به وی راه نداد زن بد کاره گفت:
در خطر تعقیب جوانان عیاش قرار گرفته ام، برای خدا به من پناه ده، عابد بی چاره چون این سخن را شنید در صومعه را باز کرد، و زن بلافاصله پس از وارد شدن به حضور او، لباسهایش را از تنش در آورد، و خود را به عابد عرضه کرد .
چون چشمان عابد به جمال زیبای زن افتاد، گرفتار وسوسه نفس گشت، و بی اختیار دستش را بر بدن وی زد! ولی با استفاده از نیروی تقوی و یاد خدا خود را کنترل کرد، و پشیمان شد، و سپس آتشی را افروخت و دست خود را بر آتش گذاشت و سوزانید
زن فاحشه: ای مرد! چکار می کنی؟
عابد: می خواهم این دستم را به کیفر برسانم، زیرا مرتکب خلافی شده است (37)
زن چون این حالت را از عابد دید هر چه زودتر از صومعه خارج گشته، و به میان مردم بنی اسرائیل آمده و گفت: عابد را دریابید که دستش را سوزانید! چون مردم به صومعه آمدند دیدند دست عابد سوخته است (38)
آری یاد خدا و آتش آخرت از ارتکاب به گناهان و شهوت رانی جلوگیری می کند.
و نظیر همین قضیه در حالات مرحوم میرداماد اتفاق افتاده است، که شاه عباس برای آزمایش طلاب دخترش را شبانه به حوزه علمیه اصفهان روانه ساخت، و با یک مقدماتی دختر او وارد حجره میرداماد شد، چون چشمان آن بزرگوار به آن دختر ماهرخ افتاد دستش را سوزانید، و تا صبح این کار را تکرار کرد و خودش را حفظ نمود، و در نتیجه شاه عباس همان دختر را به میرداماد تزویج کرد، و به همین جهت میرداماد لقب گرفت... .

من باید از تو کام بگیرم

2 - در حدیث دیگری از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است:
مرد پرهیزکاری از طریق بافتن زنبیل زندگی خود را می گذرانید، وی روزی به فروش زنبیل مشغول بود، کنیز پادشاه از جمال دل آرای او در شگفت شد و زیبایی وی را به همسر سلطان گزارش کرد... به هر طریقی بود مرد الهی را به دام انداخته، و شهبانو چنین معروض داشت: من باید از تو کام بگیرم، و متقابلاً تو نیز از من بهره مند گردی
تضرع و ناراحتی مرد الهی ثمری نبخشید، و راهها را مسدود دید، به عنوان آخرین چاره و در خواست، او اجازه گرفت در بالای قصر وضو گرفته و نماز بخواند. عابد کلیه راههای فرار را بررسی کرد ولی جز این که خود را از بالای کاخ به زمین اندازد چاره ای ندید، وقتی او خود را به زمین پرت کرد جبرئیل به امر الهی او را گرفته و به سلامت بر زمین گذاشت، وی زنبیل های خود را در کاخ پادشاه گذاشته بود و لذا دست خالی به خانه برگشت و همراه با خانواده اش، و با گرسنگی روزگار خود را گذراندند، ولی به جهت عزت نفس و حفظ آبرو تنور خود را روشن ساختند، زن همسایه برای گرفتن آتش به خانه آنان آمده، و گفت: چرانانها را در تنور رها ساخته اید؟
زن آن مرد به سراغ آن تنور آمده، ناگاه مشاهده کرد: نان های بسیار پاکیزه بر اطراف تنور است، زن نان ها را از تنور گرفت، و عظمت و مقام شوهرش را در پیشگاه خدا دریافت...(39).
در این حدیث و قضیه تاریخی، آنچه موجب سلامتی و نجات مرد خدا از گرفتاری به هواهای نفسانی زن پادشاه گردیده، تقوا و خدا پرستی وی بوده است.
3 - و در حدیث سومی از امام صادق (علیه السلام) می خوانیم که: مردی از عشق به زیبایی کنیزی می سوخت و هر وقت او را می دید دلش آتش می گرفت، وی مشکل خود را به امام صادق معروض داشت و آن حضرت فرمود:
کلما رأیتها فقل: اسأل الله من فضله، ففعل... .
: هر وقت آن کنیز را دیدی بگو: خدایا! از فضل و رحمت تو می خواهم.
آن جوان چنین کرد، هر چند در آتش عشق و شهوت جنسی می سوخت، ولی خود را در اثر تقوی و خدا ترسی نیالائید، مدتی گذشت، صاحب کنیز به سراغ همان جوان آمده و گفت: ای همسایه! تو امین ترین افراد در پیش من هستی، اینک من قصد سفر دارم و کنیزم را در نزد تو می گذارم
جوان با تقوی گفت: من جوان غیر متأهل هستم، و از طرفی در خانه ام زنی وجود ندارد، پس چگونه کنیز تو در پیش من امانت بماند؟!
صاحب کنیز گفت: راه چاره این است که من آن را با قیمت در اختیار تو می گذارم، و پولش را بدهکار می باشی، و من هر وقت از سفر برگشتم دوباره او را از تو می خرم.
بدین طریق کنیز از راه حلال در اثر خدا ترسی به آن جوان مباح شد، و او به طور مشروع از وی کام گرفت و پس از مدتی کنیز را به مبلغ زیادی فروخت، و پس از مراجعت نخستین صاحب کنیز پولها را به او داد، ولی وی آنچه را که موقع سفر قیمت کرده بود تحویل گرفت و بقیه را به آن جوان داد (40)
از این حدیث درس های زیادی می گیریم، از جمله این که تقوی و پرهیز کاری باعث اجتناب او از گناه گردید، و از طرفی در اثر خویشتن داری و پرهیز از معصیت، خداوند به طور حلال جوان را به آرزویش رسانید... .

شرم و حیاء عامل بازداری

یکی از عوامل بازدارنده شهوات جنسی شرم و حیاء است که خود بحث گسترده ای دارد، و زن و شوهر در مسائل زوجیت باید آن را کنار بگذارند، ولی در مسائل خانوادگی و آداب معاشرت موارد مثبت آن را مراعات کنند...(41).
جوانان عزیز می دانند که اگر شرم و حیاء از جامعه برداشته شود، و از سوی دیگر انسان از خالق خود در برابر گناه شرم نداشته باشد، بدون تردید ارتکاب به گناهان و ترویج بی عفتی و فساد، گسترش خواهد یافت.
اگر عبد الرحمن بن ملجم مرادی (لعنه الله علیه) مولای متقیان امیرمؤمنان علی (علیه السلام) را با ضربت مسموم به شهادت رسانید، سرچشمه آن حرکات بی شرمانه وی با قطام دختر اخضر از قبیله بنی تیم الرباب بود، که در اثر عشق بی پروا شهادت آن قلب عالم را به دنبال داشت (42)
و اگر سر مبارک حضرت یحیی پیامبر از تنش جدا گردید، سر منشأ آن بی شرمی و بی عفتی هیرودیس زمامدار دیکتاتور فلسطین با دختر برادرش هرودیا بود، که حضرت یحیی با آنان مبارزه می کرد، و هرودیا همچون قطام شرط کرد: در صورتی با تو موافقت می کنم که سر یحیی را از تن جدا کنی
و هیرو دیس برای رسیدن به وصال دختر برادرش که زیباترین دختر روزگار بود، با تمام بی شرمی و بناحق سر آن پیامبر بزرگ را از تنش جدا کرده، و در میان تشت زرین به دختر برادر که معشوقه اش بود اهداء نمود (43)
آری جامعه در صورتی تأمین ناموسی دارد که شرم و حیا و حجاب و عفت بر آن حاکم بوده، و حتی الامکان زنان و مردان از اختلاط بی رویه دوری گزینند، و در صف های خرید، اتوبوس، ادارات و مجالس مختلف، حتی در مجامع دعا و نیایش و نماز و عبادت نیز به همدیگر خیره نگردیده، و شرم و حیاء را حفظ کنند.
بی جهت نیست که خالق حکیم حیاء و عفت را بر زنان بیشتر سفارش نموده، و این خصیصه را در وجود آنان به مراقبت بیش از مردان قرار داده است! زیرا: تا زنان حجاب و عفت و شرم دارند، زمینه های فساد و انحراف اجتماعی میسر نیست، و یا بسیار نادر است، و لذا در احادیث اسلامی آمده است که حیاء و شرم زنان چندین برابر مردان است، و سعی کنید که آنان این خصیصه را از دست ندهند والا شهوات نفسی و جنسی بر جامعه مسلط می گردد
عن ابی عبدالله (علیه السلام): الحیاء عشره اجزاء تسعه فی النساء و واحد فی الرجال...(44).
حضرت امام صادق علیه السلام می فرمایند:
حیاء ده جزء است، نه قسمت آن در بانوان و فقط یک قسمتش در مردان است.
در دنبال این حدیث آمده است که:
چهار جزء حیاء زنان به ترتیب: در مواقع عادت ماهانه، ازدواج، شب زفاف، هنگام زایمان از بین می رود، ولی پنج جزء آن می ماند، مگر این که دست به خلاف عفت بزند.
ملاحظه می فرمائید که حیاء زنان به جهت مصالح اجتماع نه برابر مردان در این حدیث ذکر شده است.
و در حدیث دیگری امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:
ان الله جعل للمرأه صبر عشره رجال فاذا هاجت کانت لها قوه شهوه عشره رجال(45).
: خداوند برای هر زنی صبر و حیاء ده مرد را اعطا کرده است، اما هنگامی که تحریک شد برابر شهوت ده نفر مرد قوت جنسی پیدا می کند.
و بالاخره در حدیث سومی می فرمایند:
فضلت المراه علی الرجل بتسعه و تسعین من اللذه ولکن الله القی علیهن (علیها) الحیاء(46).
این حدیث که هم از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و هم از امام صادق (علیه السلام) نقل شده می فرمایند:
زن در برابر مرد از نظر لذت جنسی نود و نه برابر وی می باشد، با این تفاوت که خداوند شرم و حیاء را بر وی مستولی فرموده است (و او نمی تواند به نسبت نیاز خود اظهار نماید....)
از مجموع این سخنان نتیجه می گیریم که شرم و حیاء عامل باز دارنده در مسائل جنسی است، و این ویژگی در زنان به مراتب بیشتر است، و مادامی که این خصیصه در جامعه حکمفرما است، مردم آرامش درونی دارند، و چنانچه حیاء از جامعه رخت بربندد سیه روزی معنوی در اثر سقوط اخلاقی شروع می گردد.