بررسی تطبیقی مهدویت در روایات شیعه و اهل سنت

نویسنده : دکتر مهدی اکبر نژاد

چکیده

مباحث مربوط به امام مهدی (علیه السلام) در تاریخ اسلام از سده های نخستین تا کنون، مورد توجه دانشمندان و نویسندگان برجسته مسلمان بوده، و آثار ارزش مندی ارائه کرده اند؛ ولی در موضوع یاد شده، نوشته ای جامع و همه جانبه با نگاه تطبیقی میان شیعه و سنی انجام نگرفته است؛ این تحقیق، کوششی است در جهت پر کردن این خلاء علمی.
نوشته پیش رو، در یک مقدمه و چهار فصل سامان یافته، که در مقدمه، بحث هایی درباره جایگاه مهدویت در میان مسلمانان و نیز چگونگی نگاه دانشمندان اسلامی به این موضوع بررسی شده و این عقیده، به عنوان یک باور اسلامی و نه شیعی، معرفی شده که آثار و نوشته های حدیثی و تاریخی، گواه بر این واقعیتند.
در فصل نخست، ابتدا نگاهی کلی به حدیث های مهدویت افکنده شده و آن گاه سیر تاریخی تدوین این حدیث ها در جوامع حدیثی معتبر اهل سنت مورد ارزیابی قرار گرفته است که در این نگاه تاریخی، آن دسته از جوامع حدیثی که تا سده دهم هجری روایت های مهدویت را یاد کرده اند، معرفی شده و در ادامه، حجیت و تواتر این حدیث ها در گفته ها و نوشته های دانشمندان اهل سنت به تفصیل یادآوری شده است؛ بررسی سیر تاریخی تدوین حدیث های مهدویت در کتاب های شیعه، قسمت دیگر فصل اول را تشکیل می دهد و در پایان این فصل، با استناد به منابع معتبر، نام صحابه ای
که در اسناد روایت های مهدویت حضور دارند، آورده شده است.
در فصل دوم، به بیان حدیث ها و موارد مشترک میان شیعه و اهل سنت درباره امام مهدی (علیه السلام) پرداخته شده و از جنبه های گوناگون، این موارد ارزیابی شده اند؛ مانند نسب و نام آن حضرت و نیز ویژگی های جسمانی و نشانه های ظهور او و تغییر و تحولاتی که جهان با ظهور ایشان پیدا خواهد کرد.
فصل سوم، به بررسی دیدگاه های گوناگون این دو فرقه درباره امام مهدی (علیه السلام) اختصاص یافته که مهم ترین آنها در چهار مورد خلاصه شده است، که اولین آنها ولادت آن حضرت، دومین مورد درباره نام پدر امام مهدی (علیه السلام)، سومین اختلاف مربوط به تفسیر روایت های امامان دوازده گانه می باشد و چهارمین موضوع، نسب پدر آن حضرت است که آیا از نسل امام حسن (علیه السلام) است یا امام حسین (علیه السلام)؟
چهارمین و آخرین فصل به بیان نقدهای منتقدان حدیث های مهدویت و بررسی میزان اعتبار و ارزش مندی این نقدها اختصاص پیدا کرده که دیدگاه های معروف ترین ناقدان این حدیث ها مورد تحلیل و دقت نظر قرار گرفته است، که شاخص ترین این افراد عبارتند از: ابن خلدون، رشید رضا، احمد امین، و در دوره اخیر دکتر عدّاب محمود الحمش که ضمن طرح دیدگاه های آنها، به تفصیل و تفکیک، به نقد نظریات آنها پرداخته شده است.

مقدمه

از بخش های مهم عقاید اسلامی، اعتقاد به مهدویت و ظهور امام مهدی (علیه السلام) است. در میان اعتقادات اسلامی، کمتر موضوعی را می توان یافت که تا این اندازه با آن اهمیت داده شده باشد؛ با وجود پاره ای از اختلاف نظرها در خصوص حضرت مهدی موعود (علیه السلام) و ویژگی های ظهور آن حضرت می توان گفت: در اصل اعتقاد به ظهور منجی، نوعی اتفاق نظر و وحدت فکری در میان مسلمانان شکل گرفته است.
باور داشت ظهور منجی، بخشی از فلسفه سیاسی اسلام است که همه مسلمانان آن را پذیرفته اند؛ اگر چه در این میان، افرادی، با انگیزه هایی خاص و یا شاید به سبب نا آگاهی از مبانی اسلامی، در صددند که این باور را تنها عقیده ای شیعی معرفی کنند،(1) ولی واقعیات تاریخی و حدیثی نه تنها به این نظریه مددی نمی رسانند؛ بلکه عکس آن را تایید می کند و با تتبعی ابتدایی، واقعیت این مسئله برای هر انسان منصفی روشن می شود و کمترین شبهه ای برای او باقی نمی ماند. در روشنی این موضوع، همین بس افرادی که شبهه هایی را در این باره مطرح می کنند به این واقعیت که باور داشت مهدویت، بخشی از اعتقادات مسلمانان بوده است، اعتراف می کنند.
ابن خلدون، که برخی وی را از جمله منکران مهدویت قلمداد کرده اند و برخی دیگر وی را در حد تردید کننده در این موضوع بر شمرده اند(2) می گوید:
بدان که در گذر روزگاران، میان تمام پیروان اسلام، مشهور شد که ناگزیر در پایان دوران، مردی از خاندان نبوی سر برافرازد که به دین، استواری می بخشد و دادگری پدیدار سازد و مسلمانان وی را پیروی کنند و بر سرزمین های اسلامی فرمانروا و مهدی نامیده شود....(3)
احمد امین مصری، که از جمله منکران اصل مهدویت است، درباره این حقیقت که باور به مهدی در میان همه طوایف اسلامی وجود داشته و عقیده ای اسلامی است، می گوید:
... اما اهل سنت نیز به مهدویت ایمان آورده اند.(4)
وقتی افراد تشکیک کننده در مهدویت چنین اعتراف روشنی در این باره دارند، نظر دیگرانی که اصل موضوع را پذیرفته اند حقانیت موضوع را روشن تر می کند، البته نباید هیچ منصفی، چیزی جز این را بگوید؛ بدان سبب که این موضوع به اندازه ای در کتاب های حدیثی و نوشته های دانشمندان اسلامی وارد شده است که جای هیچ گونه شکی را باقی نمی گذارد؛ موضوعی که ده ها و صدها بار در منابع اولیه اسلامی بر آن تاکید شده و از نسل های پیش به نسل های بعد انتقال یافته و درباره آن تالیفات ویژه و مستقلی که بالغ بر صدها کتاب می شود، تألیف شده است.(5)
با این حال، برخی از نویسندگان مسلمان، به ویژه در دوره اخیر، از پذیرش اصل مهدویت سر بر تافته اند و با دلایلی که به نظر می رسد برخی از آنها برگرفته از القائات گروهی از مستشرقان باشد، به انکار مهدویت به عنوان عقیده ای اسلامی پرداخته و آن را بر آمده از تفکرات شیعه معرفی کرده اند، که از جمله این افراد، احمد امین مصری است. وی در تحلیل مسئله مهدویت می گوید:
اندیشه مهدی، اسباب سیاسی، اجتماعی و دینی دارد. به گمانم این فکر زاییده شیعه است؛ پس از خروج خلافت از دست اهل بیت، آن را ابداع کردند، رهبری باهوش شیعه با سوء استفاده از ساده اندیشی توده ها و شوق آنان به دین اسلام، از این جنبه ظاهر الصلاح شروع به تبلیغ نمودند، حدیث ها را جعل و آنها را از قول پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله روایت کردند.(6)
شیخ عبدالله بن محمود، رئیس دادگاه های وقت قطر (معاصر)، رساله ای با عنوان لا مهدی ینتظر بعد الرسول خیر البشر(7) نوشته و بدون استناد دادن به احمد امین عین سخنان او را تکرار کرد و نوشت:
اندیشه مهدی، علل سیاسی، اجتماعی و دینی دارد و جملگی از عقاید شیعه سرچشمه می گیرد. شیعیان از همان ابتدای دور شدن خلافت از اهل بیت، این اندیشه را ابداع کردند. شیعه با سوء استفاده از ساده اندیشی توده ها و شور و شوق آنان به دین و دعوت اسلامی، از این جنبه ظاهر الصلاح شروع به تبلیغ نمودند، حدیث ها را جعل! و آنها را از قول پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نقل کردند.(8) روشن است که نوشته های شیخ، برگرفته از گفته های احمد امین است و چیزی جز تکرار بافته های او نیست. طرفه این که، وی بر پیشینیان، به علت تقلیدشان خرده می گیرد. شگفتا که کار خود او نیز تقلیدی بیش نیست، آن هم در مسئله ای مهم و اعتقادی.
باید گفت: اگر این گونه استحسانات در بررسی حدیث های به کار گرفته شود، و به صرف این که یک موضوع، برای ما قابل فهم نیست باید آن را با اتهام خرافه و سوء استفاده برخی از راویان، مردود بدانیم، حدیث های اسلامی، سرنوشت خوبی نخواهند داشت؛ چرا که در این وادی هر کس به خود چنین جرئتی می دهد که اتهام خرافه را بر بسیاری از موضوعات اسلامی وارد آورده و در نتیجه به راحتی بسیاری از اصول مسلّم و پذیرفته شده را زیر سوال ببرد و آنها را مردود بشمارد و بدین سان، کمتر موضوع اسلامی باقی می ماند که از تازیانه این گونه نقدهای غیر علمی در امان بماند.
و خود این سخن، اهانت بسیار بزرگی به محدثان و نویسندگان کتاب های حدیثی و به خصوص اهل سنت است؛ زیرا عمده محدثان و عالمان بنام اهل سنت و شیعه، در کتاب های معتبرشان، مسئله مهدی آخر الزمان (علیه السلام) را به شیوه های گوناگونی مطرح کرده اند و گاه، ده ها و صدها حدیث را در آن کتاب ها ذکر کرده اند، که ما نیز در این کتاب به تفصیل از آن سخن خواهیم گفت و سیر تاریخی ورود احادیث مهدویت به کتابهای آنان را مورد بررسی قرار خواهیم داد، حال آیا با این اتهامات، جایگاه حدیث و کتابهای حدیثی، که منبع اساسی دیگری برای فهم معارف و احکام اسلام است، خدشه دار نمی شود؟!
آیا بهتر نیست به جای این گونه سخنان، که زیان های فراوانی را در پی دارد، به بررسی عالمانه و به دور از متهم کردن دیگران پرداخت؟
جالب است دانسته شود که پیش تر، اتهام جعلی بودن حدیث های مهدویت، از سوی برخی از خاورشناسان، که نوع موضع گیری آنها درباره مسائل اسلامی روشن است، مطرح شده و مثلا در صدد ریشه یابی این موضوع بر آمده اند و آن را در ادیان دیگر سراغ گرفته اند؛ گلدزیهر (1850 م - 1921) در جایی چنین گفته است:
اندیشه مهدی که در اصل به عناصر یهودی و مسیحی بر می گردد، بعضی ویژگیهای سائو شیانت زردشتی به آن اضافه شده، چنان که خیال پردازان نیز به آن مطالبی افزوده اند و عقیده مهدی، مجموعه ای اساطیری شد... . احادیثی به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نسبت دادند که اوصاف دقیق مهدی در آن تصویر شده بود، در حالی که این احادیث به هیچ وجه در تألیفاتی که احادیث صحیح در آنهاست نیامده.(9)
جالب است که نبود حدیث های صحیح مهدویت، از سوی این مستشرق به آگاهی می رسد. خوب بود وی به خود زحمت می داد و دست کم به برخی از کتابهایی که بر اساس باور مذاهب اسلامی، حدیث های صحیح فراوانی در آنها آمده، مراجعه ای می کرد تا حقیقت بر او آشکار می شد؛ همانند کتاب المصنف صنعانی و ابن ابی شیبه، سنن ابن ماجه، سنن ابی داود، سنن ترمذی، مسند احمد، و نیز کتابهای حدیثی شیعه مانند کافی، اثبات الوصیه، غیبت طوسی، غیبت نعمانی و اکمال الدین صدوق و... .
به راستی، اگر در این کتاب ها حدیث های صحیح یافت نشود کجا باید دنبال حدیث های صحیح گشت!؟
نکته دیگری که باید به این مستشرق گفت - و به ظاهر ایشان از آن غفلت ورزیده اند - این که، اگر اعتقاد و باوری در برخی ادیان آسمانی وجود داشته است و عین آن و یا شبیه آن در ادیان دیگر وجود داشت، آیا این دلیل بر جعلی بودن آن عقیده در ادیان دیگر است؟ مگر نه این که ادیان آسمانی از جمله یهود، مسیحیت و اسلام در بسیاری از باورها، مانند هم هستند؟ آیا تشابه یکی از عقاید اسلامی با عقاید دیگر ادیان آسمانی دلیل جعلی بودن آن باور می شود؟
مباحث مربوط به امام مهدی (علیه السلام) در تاریخ اسلام از سده های نخستین تا کنون، مورد توجه دانشمندان برجسته مسلمان بوده است و در این زمینه آثار گران قدر حدیثی و کلامی فراوانی نگاشته اند؛ اما با تأسف در این باره، مطالعه و بررسی تطبیقی میان دو مذهب عمده اسلامی - شیعه و سنی - انجام نگرفته و کتاب قابل توجه و ارزش مندی در این زمینه نوشته نشده است.
در پایان از استاد ارجمند حجةالاسلام و المسلمین مهدوی راد (استاد راهنما) و نیز استادان بزرگوار آیة الله معرفت و آیة الله داوری که امر مشاورت این نوشته را تقبل فرمودند، سپاسگزاری می کنم.
از همکاری دل سوزانه و برادرانه مسئول محترم تربیت مدرس دانشگاه قم و همکاری شایسته کارکنان آن مرکز، و نیز همدلی و همراهی خوب مسئولان کتابخانه تخصصی موسسه انتظار نور وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علیمه قم، بسیار سپاس گزارم و در پایان، از همکاری همسر و فرزندانم که با صبر و بردباری زمینه تدوین این نوشته را فراهم کردند قدردانی می نمایم.
کلیات تحقیق

بیان مسئله

موضوع این نوشتار، مطالعه تطبیقی حدیث های شیعه و سنی در حوزه مهدویت است؛ هر چند در برخی از جاها ممکن است نکته های بدیعی ارائه نکرده باشد، ولی به یقین در شناساندن و معرفت مواضع مشترک مسلمانان که در حدیث ها و منابع آن ها منعکس شده، کوشیده است. از این رو، می تواند برای اهل نظر که جویای چنین مباحثی هستند، مفید واقع شود. روشن است که بحث های تطبیقی، اگر استانداردهای لازم را رعایت کنند مورد استقبال مشتاقان قرار می گیرند. خلاف شیخ طوسی در فقه، که فقهی میان مقارن و تطبیقی از مذهب اسلامی بود، همیشه پر جاذبه بوده و هست.
کوتاه سخن این که، نوشته پیش رو، تلاشی است در حوزه نگاه تطبیقی حدیث های اسلامی به مباحث مهدویت، که در آغاز، نگاهی تاریخی به ثبت این حدیث ها در کتاب های اسلامی دارد و آنگاه دیدگاه کلی مسلمانان درباره این حدیث ها مورد کاوش قرار گرفته و سپس، طی دو فصل مجزا بخش های مشترک و موارد اختلافی شیعه و اهل سنت درباره مهدویت، به شکل جداگانه ارزیابی شده و در ادامه، دیدگاه های برخی منتقدان این حدیث ها تجزیه و تحلیل شده است.