فهرست کتاب


فرهنگ زندگی

محمد علی قاسمی‏

در طلب حلال خجالت نکشید.

17 - پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر کس را خداوند متعال از خواری نافرمانی به عزت اطاعت خویش درآورد، بی ثروت بی نیازش ساخته و بدون قوم و خویش، عزیزش کرده و بدون همدم، آرامشش بخشیده است و هر کس از خداوند متعال بترسد، خداوند همه چیز را از او می ترساند و هر که از خدا نترسد، خداوند ترس از هر چیزی را در دلش قرار می دهد، هر کس از خداوند به خاطر روزی کم و اندک خشنود و راضی باشد، خدا نیز به عمل اندک او خشنود می گردد و هر کس از کسب درآمد حلال شرم ننماید، کم خرج و آسوده خاطر می گردد و خانواده اش احساس ناز و نعمت می کنند و هر کس به دنیا بی رغبت شد، خداوند حکمت را در دل او محکم و ثابت می گرداند و زبانش را به آن گویا می سازد و او را به عیب های دنیا بینا می کند به گونه ای که درد و درمان آن را می فهمد، در نتیجه با صحت و سلامت از این دنیا به خانه ابدی می رود.

رزق و روزی حلال

18 - اسماعیل بن کثیر به صورت مرفوع از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) حدیث می کند: چون این آیه از فضل خداوند سئوال کنید نازل شد. یاران پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با یکدیگر گفتند: فضل خداوند چیست؟ کدامیک از شما معنای آن را از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می پرسد؟ حضرت علی بن ابی طالب (علیه السلام) فرمود: من از حضرت رسول می پرسم و این پرسش را از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پرسید که معنی فضل در آیه چیست؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: خداوند مخلوق های خویش را آفرید و روزی حلال را، میان آنان تقسیم کرد، و راه حرام را برای ایشان بازگذارد، پس هر کس از راه حرام آن را به دست آورد به همان میزان از روزی حلال او کم می شود و برایش محاسبه می گردد.
19 - از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده که فرمود: اگر بنده ای از روزی خویش فرار کند روزی از پی او می رود و او را در می یابد، آن گونه که مرگ او را در می یابد.
20 - و فرمود: خداوند متعال می فرماید: کسی که باک ندارد از کدامین راه درهم و دینار (مال دنیا) به دست آورد، من هم روز قیامت باک ندارم که از کدام در جهنم او را در آتش داخل سازم.

لا تحقروا عملا

21 - أصاب أنصاریاً حاجه فأخبربها رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فقال: ایتینی بما فی منزلک و لا تحقر شیئاً فأتاه بحلس و قدح فقال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): من یشتریهما؟ فقال رجل: هما علی بدرهم؟ فقال: من یزید؟ فقال رجل: هما علی بدرهمین، فقال: هما لک، فقال ابتع بأحدهما طعاماً لأهلک وابتع بالاخر فأساً فأتاه بفأس، فقال (صلی الله علیه و آله و سلم): من عنده نصاب لهذه الفأس؟ فقال أحدهما: عندی فأخذه رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)، فأثبته بیده و قال: اذهب فاحتطب و لا تحقرن شوکاً و لا رطباً و لا یابساً، ففعل ذلک خمس عشره لیله فأتاه و قد حسنت حاله، فقال هذا خیر من أن تجی ء یوم القیامه و فی وجهک کدوح الصدقه(269).
22 - قال الصادق (صلی الله علیه و آله و سلم): اشتدت حال رجل من أصحاب رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فقالت له أمرأته: لو أتیت النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) فسألته فجاء الی النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) فسمعه یقول: من سألنا أعطیناه و من استغنی أغناه الله، فقال الرجل: ما یعنی (صلی الله علیه و آله و سلم) غیری فرجع الی امرأته فأعلمها، فقالت: أن رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بشر فأعلمه، فأتاه، فلما رآه (صلی الله علیه و آله و سلم) قال: من سألنا اعطیناه و من استغنی أغناه الله حتی فعل ذلک ثلاث مرات، ثم ذهب الرجل فاستعار فأساً ثم أتی الجبل فصعده و قطع حطباً ثم جاء به فباعه بنصف مد من دقیق، ثم ذهب من الغد فجاء بأکثر منه فباعه، و لم یزل یعمل و یجمع حتی اشتری فأساً، ثم جمع حتی اشتری بکرین و غلاماً، ثم أثری وحسنت حاله فجاء النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) فأعلمه کیف جاء یسأله و کیف سمعه یقول، فقال (صلی الله علیه و آله و سلم) قلت لک: من سألنا اعطیناه ومن استغنی أغناه الله(270).