کمال انسان و انسان کامل

نویسنده : علی مؤمنی

کمال انسان یا هدف آفرینش

بسم الله الرحمن الرحیم
جهان، آفریده خدای حکیم و دانا و توانایی است که آن را برای هدف و غایتی آفریده است زیرا فعل حکیم، عبث و بیهوده نبوده، و خالی از حکمت و فایده نمی باشد، هرچند این فایده، از آن دیگران گردد. خدای بزرگ در پیام خود به جهانیان می فرماید: أفحسبتم أنما خلقناکم عبثاً الینا لا ترجعون؛(1) آیا گمان می کنید که ما شما را بیهوده آفریده ایم و شما به سوی ما باز نخواهید گشت؟ این نه تنها انسان است که در آفرینش آن هدف و حکمتی نهفته است، بلکه سراسر جهان آفرینش غایتی را تعقیب می کند که به آن خواهد رسید. دانه ای را در زمین می کارید، این دانه پس از چندی، چهره زمین را شکافته و به صورت یک گیاه سبز، خود را نشان می دهد و در طول زمان بر اثر قابلیت های درونی و مراقبت های بیرونی به کمال می رسد، و عرصه ای را سرسبز و میوه های رنگارنگی را تقدیم جهان بشریت می کند. رشد درخت و کمال آن مرهون دو چیز است: 1. نهاد و توان درونی آن، که دانه یا نهال را به سوی کمال یعنی گیاه کامل و ثمربخش رهبری می کند. 2. مراقبت های باغبان که شرایط را برای این رشد و کمال فراهم می سازد و موانع را برطرف می کند. رشد انسان، و به کمال رسیدن او نیز از این ضابطه بیرون نیست، و مرهون دو عامل است: نخست، نداهای درونی (فطرت) او را به سوی کمال رهبری می کند. زیرا ریشه های فضیلت و کمال، در درون او نهفته و پیوسته او را به سوی کمال، سوق می دهد. دوم، پیامبران و اولیای الهی که از طریق وحی، شرایط را برای پرورش او فراهم آورده و او را با موانع رشد آشنا می سازند، تا با اختیار و اراده خود، از شرایط بهره مند گشته و از موارد دوری جوید. کتابی که پیش روی خود دارید، اثر استاد حجه الاسلام و المسلمین جناب آقای علی مؤمنی است که شما را با حقیقت کمال و عوامل سوق دهنده و بازدارنده آن آشنا می سازد، و با مطالعه این کتاب، یک جوان می تواند خود را به کمال شایسته برساند و هدف خلقت را در سرزمین وجود خود، با چشم تیزبین ببیند. مطالعه این کتاب، و پیروی از سفارش های آن، جوانان تشنه کام معارف را به کمال خلقت رهبری می نماید و آنان را از یک رشته تعالیم خشک که ریشه ای در عرفان اسلامی مأخوذ از کتاب و سنت دارد، بی نیاز می سازد. ما این اثر را به مؤلف گرامی که از اساتید حوزه علمیه و مؤسسه امام صادق علیه السلام در رشته علم کلام می باشد، تبریک می گوییم، و موفقیت روزافزون او را از خداوند متعال خواهانیم.
قم - مؤسسه امام صادق علیه السلام
جعفر سبحانی
21/11/1386

مقدمه

الحمدلله الذی له العزه و الجمال و له القدره و الکمال و الصلوه والسلام علی سیدنا و نبینا أکمل و علی آله الطیبین الطاهرین الکملین و لا سیما ابن عمه و وصیه و خلیفته بلافصل امیر المؤمنین الذی بولایته کمل الدین و تمت النعمه و اللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین الی قیام یوم الدین. شناخت انسان و درک حقیقت او امری است بس دشوار و ظریف؛ از این رو است که طوایفی در این وادی دچار سرگردانی شدند: طایفه نخست، فرشتگان الهی بودند که وقتی خداوند آنها را از آفرینش انسان آگاه کرد، عرضه داشتند:أتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء و نحن نسبح بحمدک و نقدس لک؛ آیا موجودی را خلق می کنی که در زمین فساد کند و به خونریزی بپردازد، در حالی که ما فرشتگان به تسبیح و حمد و تقدس تو مشغول هستم.(2) طایفه دوم، جنیان، به ویژه شیطان با سابقه شش هزار سال عبادت بود که از شناخت مقام شامخ حضرت آدم علیه السلام بازماند و با قیاسی ناروا در مقابل دستور الهی به سجده بر آدم علیه السلام گفت: أنا خیر منه خلقتنی من نار و خلقته من طین؛ من بهتر از اویم؛ مرا از آتش و او را از گل آفریدی!.(3) وطایفه سوم بسیاری از انسان ها هستند که در اثر نادانی، غفلت و فرو رفتن در مادیات و ظواهر، زندگی آدمی را در همین کالبد مادی منحصر کرده و از شناخت گوهر بی بدیل خویش بازماندند. به دیگر سخن، با وجود آن که آدمی از تمامی موجودات و پدیده های بیرونی نسبت به خود نزدیک تر است، در شناخت و کشف حقیقت وجودی خود، ناکام مانده است. مفهوم این گفته آن است که موجودی بس متعالی تر می باید تا این صحیفه گرانقدر را شرح و بسط داده و برای عالم و آدم بشناساند؛ و آن موجود عزیزی که در هیچ مدح و و فی نگنجد، جز ذات اقدس خداوند جهان آفرین نیست. خداوند سبحان، حقیقت انسان را به وسیله انبیا و اولیا معرفی کرده و با بیان این که از کجا آمده، به کجا می رود و در چه راهی گام برمی دارد؛ او را هم با خود آشنا می کند، هم با آفریدگارش و هم با گذشته، حال و آینده اش. از دیدگاه قرآن و روایات، انسان هرگز موجودی راکد و آرام نیست، بلکه مسافری است که در قوس نزول، عواملی را طی کرده و به عالم طبیعت و ماده گام نهاده و دوباره مسؤلیت دارد که به طی منازلی در قوس صعود، خود را از قوه به فعل و از نقص به کمال رسانیده و از ملک پران گشته و در نهایت عند ملیک مقتدر آرام و قرار گیرد. چنان که حضرت حق فرمود:یا ایهالانسان انک کادح الی ربک کدحاً فملقیه؛ ای انسان با هر رنج و مشقت در راه حق حرکت کن تا به ملاقات او برسی.(4)
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش - بازجوید روزگار وصل خویش (5) بنابراین، آدمی چاره ای جز تلاش و کوشش ندارد و در نهایت ثمره سعی اش را خواهد دید. و أن لیس للانسان الا ما سعی و أن سعیه سوف یری.(6) حال اگر کسی در مسیر فضیلت، عدالت، استقلال، آزادی از غیر خدا، تواضع و پاکدامنی حرکت کند، جهت حرکت و سیر او به طرف ذات پروردگار خواهد بود. از سوی دیگر، اگر کسی مسیر رذیلت ها و جهالت ها را در پیش گیرد نیز به سوی ملاقات خدا پیش می رود، با این تفاوت که اولی به لقایأرحم الراحمین و جمال الهی نایل می شود ولی دومی به ملاقات ،أشد المعاقبین و جلال او گام می گذارد. حاصل آن که بحث از کمال، بحث از هدف و غرض آفرینش است، چه یکی از صفات خداوند، صفت کامل است. خداوند با اسما و صفاتش در عالم تجلی کرده است و هر انسانی می بایست به اندازه سعه وجودی و قابلیتش از آن بهره مند گردد تا به سعادت برسد.
خلقت ایجاد آدم در زمین - نیست جز کسب کمال برترین
انسان کامل را می توان از دیدگاه های گوناگون مورد بحث و مطالعه قرار داد: الف. گاهی مراد از انسان کامل، انبیاء و امامام علهیم السلام می باشد که در مباحث نبوت و امامت منابع کلامی، مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد. ب. عده ای، انسان کامل را از دیدگاه عرفا مورد بحث قرار داده اند. در نظر بعضی از عرفا، انسان کامل اعم از انبیاء و امامان معصوم است و شامل بعضی از مشایخ ها می شود که طرح و پاسخ گویی به اشکالات روش شناختی آنان، رساله مستقلی را می طلبد.(7) ج. برخی دیگر، انسان کامل را به صورت تطبیقی مورد مطالعه قرار داده اند و مفهوم آن را از منظر اسلام و سایر مکتوب های مشهور، مقایسه و بررسی کرده اند.(8) د. گاهی مراد از انسان کامل، انسانهای معمولی و به عبارت دیگر، کامل بالقوه است، یعنی مراد این است که چگونه انسان از نقص به کمال واقعی - که غرض از خلقت او است - می رسد. غرض حقیر در این کتاب به کارگیری سبک اخیر است، تا اولاً: انسان از دیدگاه قرآن و روایات مورد بحث قرار گیرد و ثانیاً: دانسته شود که کمال او درچیست و با طی چه مسیری می تواند به قله های نهایی سعادت و کمال دست یابد. به عبارتی دیگر، غرض اصلی در این کتاب، معرفت کمال مطلوب و عوامل رسیدن به آن و موانع نیل به آن است، چرا که عمل بدون معرفت مقبول نیست. چنان که امام صادق علیه السلام فرمود: لا یقبل الله عملاً الا بمعرفته؛ خداوند عمل را بدون معرفت قبول نمی کند(9) و از امام باقر علیه السلام نیز نقل شده است که فرمود: حدیث تدریه خیر من الف ترویه؛ حدیثی که به آن معرفت پیدا کنی بهتر از هزار حدیثی است که روایت کنی.(10) البته چنان که پیش تر نیز گفته شد، بحث و بررسی این موضوع و شناخت زوایای پیدا و پنهان آن، کاری بس مشکل و طاقت فرسا است، لکن با توجه به اهمیت موضوع و از باب المیسور لا یترک بالمعسور، اقدام به تدوین این کتاب گردید. لازم به یادآوری است، که اولاً: مباحث کتاب، بیشتر معطوف به نگه آیات و روایات است، هرچند مطالب اساسی به صورت برهان و از زاویه عقل نیز مطرح و به بعضی از مکاتب اشاره شده است. ثانیاً: از آنجا که نگاه نویسنده به موضوع بحث، بیشتر نظری و تئوریک است؛ از این رو، نوشتار حاضر، جنبه معرفتی و نظری یافته است تا عملی؛ و مباحث عملی به کتابهای حکمت و اخلاق عملی واگذار شده است. ثالثاً: به جهت استفاده عموم، مباحث علمی و فنی و... که مخصوص اخص الخواص است، حذف گردیده است. مباحث این کتاب در پنج فصل و یک خاتمه نگاشته شده است: در فصل اول، معنای لغوی و اصطلاحی انسان مورد بحث قرار گرفته است. در فصل دوم به معنای کمال و مراتب آن پرداخته شده است. فصل سوم درباره عوامل خارجی کمال است. فصل چهارم به عوامل داخلی کمال و راههای وصول به آن می پردازد و بالاخره فصل پنجم نیز موانع داخلی و خارجی کمال را مورد مطالعه و تحلیل قرار می دهد و در بخش خاتمه، نشانه های کمالات انسانی در آیات و روایات مورد احصا قرار می گیرد. از محضر ربوبی و کمال قدوسی، خاضعانه خواهانم که همه ما را به کمال واقعی رهنمون سازد و این بضاعت مزجات را به فضل خویش قبول فرموده، توفیق عمل به آن را عنایت فرماید و ذخیره آخرت قرار دهد. و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه أنیب.
قم زمستان 1386خورشیدی
علی مؤمنی

فصل اول: معنای لغوی و اصطلاحی انسان: