اسوه فقیهان و عارفان

نویسنده : سید تقی موسوی مسقطی

اهدا

این کتاب را به روح پاک و مطهر عمویم،( علامه سید حسن مسقطی) هدیه می کنم، شخصیت ارجمندی که پدرم علامه سید حسین عالم (دانا)، همیشه من را از کرامات و فیوضات ایشان سیراب می کرد. زبان حال علامه سید حسن مسقطی:
سلوا من أنا - من باقیات الصالحات
شعله من شمعه - فی فضاء الظلمات
زهره من جنه - فی حطام البالیات (1)
ایشان مثالی اسطوره ای برای رهایی از هرگونه تعلق به زینت زندگانی دنیا و روی آوردن به باقیات صالحات، به گونه ای عاشقانه بود. خداوند در سوره ی کهف می فرماید:
البقیت الصلحت خیر عند ربک ثواباً و خیر أملاً(2)
و نیکی های ماندگار از نظر پاداش نزد پروردگارت بهتر و از نظر امید [نیز ]بهتر است.
او شعله ای به یادگار مانده از شمع ولیمه شکوهمند بندگان شایسته و شاهدان اهل یقین و اولیای مقرب و صدیقان محقق بود که از شمع مقدس کاروان نور آن بزرگواران در ظلمات روزگار و در شب های سیه پوش روشنایی افکنده بود.
سید حسن مسقطی از بندگان صالح خدا بود که خداوند کمال انقطاع از خلق به سوی خود به آنان ارزانی داشته بود. به راستی او از شاهدان اهل یقین بود، آنان که خداوند نوری به او بخشیده است که چشمان قلبشان را با پرتو نگرش به خود، روشن ساخته بود. از اولیای مقرب خدا بود که دیدگان قلوبش در اندرون حجاب های نور نفوذ یافت. او از صدیقانی بود که به معدن عظمت رسیده بود و روحش به عز قدس خداوند تعلق یافته بود.
او گل فردوس بود که بر خاک ویرانه های دنیا رویید. او گل یاسمنی بود که در جایگاه دانه های خشک و سیاه گل خرنوب و گل های هرز رویید، پس چه خوشایند است بوی خوش این گل فردوسی! او ریحانی بود که بر خاک مردگان روییده، پس چه خوشایند است بوی خوش این ریحان!
به خدا قسم سید حسن مسقطی همان بود که عارف بزرگ شاذلی - قدس سره - کلام خداوند متعال درباره مردان مخلص را که می فرماید: انا أخلصنهم بخالصه ذکری الدار و انهم عندنا لمن المصطفین الاخیار(3)؛ (اما آنان را با موهبت ویژه ای - که یادآوری آن سرای بود - خالص گردانیدیم. و آنان در پیشگاه ما جداً از برگزیدگان نیکانند.)چنین توضیح می دهد:
مردانی که خداوند آن ها را برای بندگی نیک خود، از ازل سرشت و ارواح آن ها را با معانی معارف الهی غنی ساخت و نفوس آن ها را تزکیه نمود، پس خوبی بر آن ها چیره شد و آن ها را از تاریکی جهالت بیرون کشید و اراده آن ها را در اراده خود فانی ساخت. سپس امور آن ها را به دست خود گرفت و آن ها را از غیر خدا بی نیاز ساخت و آن ها را کلید قلوب مردم و سرچشمه حکمت کبری قرار داد، تا راه و طریقت را دریافت نموده و به اهل حکمت - در پنهانی و آشکاری - برسانند.
بعضی از آن مردان از چشم مردم پوشیده شدند، تا در حقیقت اسرار، با تمکن و تفرد غوطه ور شوند، باطن آنان با حق و ظاهر آنان با خلق است. پس آنان گرچه در ظاهر همانند مردم اند، اما در باطن و حقیقت امر آنان، آنان نیستند. با هم در صف شدند، اما در صفات نفسانی و رفتارهای از هم جدا گشتند. آنان اهل خدا و خاصه او هستند. خدا آنان را با تنهایی انس داده و برای آنان راه های مناجات خویش را باز نموده. خود را به آنان شناساند، و آن ها هم خدا را شناختند. با عشق و محبت به سوی آنان آمد، پس به وی عشق ورزیدند. آنان را به راه خود هدایت نمود، پس در همان مسیر قدم برداشتند. در نتیجه خدا به آنان عشق می ورزد و نمی گذارد به سوی غیر او بروند. آنان همواره در محضر خدا و از او به هیچ وجه محجوب نیستند، بلکه به واسطه ی او از غیر خدا محجوب اند. آن مردان، غیر خدا را نمی شناسند و دوست ندارند، مگر خدا را، خداوند آنان را هدایت نموده و آنان، اصحاب لب و صاحبان عقل ناب هستند.
تشکر و قدرشناسی
از همکاری صمیمانه حاج موسی شعبان که با وجود پیری و ضعف، اطلاعات زیادی از زندگانی پدرم علامه سید حسین عالم در اختیار من گذاشت، قدرشناسی می نمایم. هم چنین از برادر عزیز حسین عبدالرضا حاج موسی عبد اللطیف، که بر اطلاعات با ارزشی درباره ی خاندان آل عبدالطیف عموی وی محمد، پدر بزرگ وی حاج موسی عبداللطیف و عموی پدرش حاج باقر عبداللطیف و... در اختیارم قرار داد، تشکر می نمایم. نیز از برادران عزیز محسن جمعه، مرتضی محسن، صادق جواد سلیمان، مصطفی مختار، برادرم باقر و کسانی که شاید اسامی آنان را از یاد برده ام، سپاسگزارم.
هم چنین از همکاری و تلاش های حاج مهدی جواد برای گردآوری عکس های قدیمی از جمله منزل قدیمی علامه سید حسین عالم (دانا) در کورنیش و عکس علامه سید حسین عالم هنگام ایراد خطبه به مناسبت هزار و چهارصدمین سال تولد امام علی - علیه السلام - تشکر می نمایم. ناگفته نماند حاج مهدی جواد امکان عکس برداری در آن زمان را داشته است.
از همکاری و تلاش های حاج علی باقر برای اهدای 3 عکس از مسجد رسول اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) در کورنیش که پدرم در آن مسجد قدیمی(4) امام جماعت بود و خطبه می خواند، تشکر می نمایم.
در پایان از تلاش های مرحوم حسین حاج باقر عبداللطیف برای ترمیم و تزیین قبه ی سفید رنگ بسیار زیبای مرقد پدرم علامه سید حسین عالم موسوی در مقبرة اللواتیا در جبروه بسیار سپاسگزارم.
ان الله لا یضیع أجر المحسنین(5)
به راستی خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمی کند.
مقدمه
سید حسین عالم موسوی، منبع نور تدین بود. او مورد توجه عاشقان اهل بیت - علیهم السلام - و قلوب شیعه در منطقه مطرح، مسقط و سراسر الباطنه در عمان - برای حدود پنجاه سال، (1933 - 1983 میلادی) - بود.
او پدری روحانی بود که بر قلوب مردم این سرزمین و بر مسند زندگانی روحانی قبیله اللواتیه و دیگر قبایل شیعه در سراسر الباطنه چیره گشت. تمام زندگی او در خدمت مردم بود تا معاملات مردم طبق دستورهای شریعت اسلامی مستقیم گردد، و قلب هاشان نورانی و ارواح آنان ارتقاء یابد.
بیشتر مؤمنان قبیله اللواتیه و دیگر قبایل شیعی وی را دوست داشتند و از وی قدرشناسی می کردند، غیر از عده قلیلی که قید شریعت محمدی را سنگین می پنداشتند؛ زیرا شریعت با هوای نفس، خواسته های بشری، تکبر و طغیان نفس سازگار نیست و وجود این عده کم در هر جامعه، امری طبیعی است.
سید حسین روح بلندی بود که بسان ستاره درخشانی در آسمان مدتی بر آسمان این امت، پرواز کرد. او قاضی حقی بود که تمام عمر خویش را در یاری حق و دشمنی باطل سپری کرد. او وجود حق و باطل را با حکمت و زیرکی تشخیص می داد و بر اساس وجدان پاک خویش و موافق شریعت محمدی و تعلیمات قرآن، با کمال بی طرفی و بدون تسلیم شدن در برابر زور و تهدید عده ای ذیلت در چشمان وی بسیار زشت جلوه می داد و او به چیزی غیر از وجدان خویش و شریعت محمدی پروا نداشت. هنگامی که برخی درباره او زبان درازی می کردند و بعضی از او کینه بر داشتند، با آنان با حکمت و موعظه حسنه رفتار می کرد. هرگز کینه را در دل راه نداد و سخن ناهنجار به زبان نیاورد، بلکه همواره با لبخندی که از قلبش سرچشمه می گرفت و بر لب هایش درخشان می نشست، پاسخگوی آنان بود؛ زیرا در وجودش چشمه هایی از محبت برای مردم و آرزوهای نیک برای دنیا و آخرت آنان جاری بود.
پس ای باران رحمت، قطره های خود را بر روح پاک او بباران!
به راستی سید حسین عالم شخصیت بزرگی بین نام آوران اسلام بود. قلب ها برای او می تپید، فقیران و نیازمندان، همسان اغنیا و ثروتمندان؛ بزرگان و خردسالان و نیرومندان و ضعیفان به زیارت وی می رفتند. او به شریعت مقدس اسلام دانا و آگاه و اخلاق نیک و صفات ربانی متعالی در وی متجلی بود و همین امر باعث شد وی را (عالم) بنامند.
او به راستی دانا بود و توانست با دانایی و استقامت خویش، کجی های رفتاری بعضی از مردم را راست کند و کلمه فصل شریعت را بر هواهای نفس و خواسته های هرزه چیره گرداند.
چه بسا بعضی مردم زبان دراز مغرور علیه او زبان درازی کردند! تا نور خدا را خاموش کنند، ولی خداوند نور خدا را کامل می کند، اگر چه کافران کراهت داشته باشند:
یریدون أن یطفئوا نور الله بأفوههم و یأبی الله الا أن یتم نوره ولو کره ألکفرون(6)
می خواهند نور خدا را با سخنان خویش خاموش کنند، ولی خداوند نمی گذارد، تا نور خدا را کامل کند، هر چند کافران را خوش نیاید.
او فقط مورد توجه و تقدیر شیعیان نبود، بلکه مورد احترام دولت عمان و سلطان وقت سید سعید بن تیمور نیز مورد تقدیر مسؤولان حکومت و سران دیگر مذاهب اسلامی بود. او نه فقط در حیات خویش مورد احترام بود، بلکه بعد از وفاتش نیز مورد تقدیر و احترام مردم عمان می باشد. مردم و سخنرانان از او به خوبی و نیکی یاد می کنند و عکس های او در حسینیه ها و منزل های مردم قبیله اللواتیه و دیگر شیعیان در مسقط، مطرح، و باطنه مانند، خوض، برکاء، مصنعه، سوایق، خابورا، صحم، صحار، شناص، لوی و دیگر مناطق سرزمین باطنه دیده می شود. قبر او در مقبره قبیله اللواتیه در مطرح، با سنگ مرمر و قبه سفید رنگ آراسته شده(7) و مردمی که با او زندگی می کردند، هم چنان در هر مناسبت نیک از او یاد می کنند(8).
فسئلوا أهل الذکر ان کنتم لا تعلمون(9)
پس اگر نمی دانید، از پژوهندگان کتاب های آسمانی جویا شوید.
تقی موسوی، فرزند سید حسین عالم موسوی
25/10/2000 میلادی

بخش اول : شرح زندگی علامه سید حسین عالم موسوی مسقطی (قدس سره)

1 . شجره نامه (10)

نسبت سید حسین عالم موسوی با 28 واسطه به امام موسی کاظم - علیه السلام - می رسد:
سید حسین عالم، پسر سید اسدالله، پسر سید محمد باقر، پسر سید اسدالله، پسر سید محمد باقر (معروف به حجه الاسلام اصفهانی) پسر سید محمد تقی، پسر محمد زکی، پسر سید محمد تقی، پسر سید شاه قاسم، پسر سید امیر أشرف، پسر سید شاه قاسم، پسر سید شاه هدایت، پسر سید امیر هاشم، پسر سلطان سید علی قاضی، پسر سید علی، پسر سید محمد، پسر سید علی، پسر سید محمد، پسر سید موسی، پسر سید جعفر، پسر سید اسماعیل، پسر سید احمد، پسر سید محمد (نقیب طوس)، پسر سید احمد (معروف به مجدور)، پسر سید محمد، پسر سید قاسم (ملقب به اعرابی)، پسر سید ابوالقاسم همزه (کوفه)، پسر امام موسی کاظم - علیه السلام -.