کیمیای جان

نویسنده : همت سهراب پور

پیش گفتار

این نوشتار، نگاهی گذرا به فضیلت و جایگاه عطر سحر یعنی تهجد و شب زنده داری و انس با معبود یکتایی است که شجره هستی، در اداره او ریشه دارد و کمال هر موجودی در تقرب به او معنا می یابد؛ همان ذاتی که همه موجودات به سوی او روانند و تمام کائنات در تسبیح او به کار.
شب زنده داری، کیمیایی است که جان آدمی را صیقل می دهد و مس وجود او را به زر کمال مبدل می سازد و او را در پیمودن نردبان قرب یاری می رساند. شب زنده داری یعنی راز و نیاز، اظهار بندگی و عبودیت، اتصال روح انسان به دریای بی نهایت کمال مطلق.
با شب زنده داری، آدمی با نظام هستی هم آهنگ و با موجودات امکانی هم صدا می شود.
در خلوت شب زحق صدا می آید - از عطر سحر بوی دعا می آید
با گوش دگر شنو به غوغای سحر - کز مرغ شب آواز دعا می آید
آری، برای اولیای الهی و دوستان خداوند، هیچ لذتی بالاتر از یاد خدا و خلوت با او وجود ندارد.
اللهم انک آنس الانسین لأولیائک، و أحضرهم بالکفایه للمتوکلین علیک تشاهدهم فی سرائرهم، و تطلع علیهم فی ضمائرهم، و تعلم مبلغ بصائرهم. فأسرارهم لک مکشوفه، و قلوبهم الیک ملهوفه ان أوحشتهم الغربه آنسهم ذکرک، و ان صبت علیهم المصائب لجؤوا الی الاستجاره بک(1)؛
پروردگارا! تو با دوستانت از همه انس گیرنده تر و بر طرف کننده نیازهای توکل کنندگانی؛ بر رازهای نهانشان آگاه و به آن چه در دل دارند، آشنایی و از دیدگاه های آنان باخبر و رازشان نزد تو آشکار و دل های شان در حسرت دیدار تو داغدار است. اگر تنهایی به وحشتشان اندازد یاد تو آرامشان می کند، اگر سختی ها بر آنان فرو ریزد به تو پناه می برند.
از این روست که تقوا پیشگان، به خوبی قدر شب را دانسته و از شجره طیبه آن میوه ها، و از سفره گسترده آن، غذاهای معنوی تناول می کنند. امام متقین علی (علیه السلام) در وصف تقوا پیشگان می فرماید:
أما اللیل فصافون أقدامهم، تالین لأجزاء القرآن یرتلونها ترتیلاً یحزنون به أنفسهم و یستیثرون به دواء دائهم. فاذا مروا بآیه فیها تشویق رکنوا الیها طمعاً و تطلعت نفوسهم الیها شوقاً و ظنوا أنها نصب أعینهم و اذا مروا بایه فیها تخویف أصغوا الیها مسامع قلوبهم و ظنوا أن زفیر جهنم و شهیقها فی أصول آذانهم(2)؛
شب ها بر پا ایستاده، مشغول نمازند، آیات قرآن را با آرامی و شمرده شمرده تلاوت می نمایند، با زمزمه آیات قرآن و دقت در معنای آن ها، غمی عارفانه در دل خود ایجاد می کنند و دوای دردهای خویش را می یابند هر گاه به آیه ای برسند که تشویقی در آن است، با شوق و طمع بهشت به آن روی آورد و با جان پر شوق در آن خیره می شوند و گمان می برند که نعمت های بهشت، برابر دیدگانشان قرار دارد و هر گاه به آیه ای می رسند که ترس از خدا در آن باشد، گوش دل به آن می سپارند و گویا صدای بر هم خوردن شعله های آتش، در گوششان طنین افکن است، پس قامت به شکل رکوع خم کرده، پیشانی و دست و پا بر خاک مالیده و از خدا آزادی خود از آتش جهنم می طلبند.
امید است آنچه در این مختصر از خرمن معارف قرآن و اهل بیت (علیه السلام) گرد آوری شده، برای نویسنده و خواننده، تذکری باشد تا قدر شب را دانسته و در صدف آن به گوهر قرب و کمال دست یافته، توشه ای برای حیات ابدی خویش فراهم نمایند که خیر الزاد التقوی، ان شاء الله.
همت سهراب پور
2/1/81

تهجد و شب زنده داری در قرآن

در قرآن آیات فراوانی است که مستقیم و غیر مستقیم، اهل ایمان را به تهجد و شب زنده داری دعوت کرده و درجات عالی بهشت را از آن شب زنده داران دانسته است. در این جا به بخشی از آن آیات اشاره می شود:
آیه اول
خداوند ضمن بیان این که پاداش های بهشتی، نعمت های اخروی، زنان پاکیزه و آراسته بهشت و خشنودی خدا از آن تقوا پیشگان است، پرهیزکاران را این گونه توصیف می فرماید:
الصابرین و الصادقین و القانتین و المنفقین و المستغفرین بالأسحار(3)؛
پرهیزکاران، کسانی هستند که استقامت و پایداری می ورزند و راست می گویند، و اهل خضوع (در برابر خداوند) هستند. و در راه او انفاق می نمایند و در سحر گاهان استغفار می کنند.
بی گریه مجوی رتبت یحیی را - کی فهم کنی تو رتبت علیا را
دریای ازل محیط بی پایانیست - ای پشه چه لایقی تو این دریا را
در آیه مزبور، خداوند به پنج صفت ممتاز اهل ایمان و تقوا پیشگان اشاره می کند:
1. در کارها صبر و استقامت و پشتکار دارند و در برابر حوادث و مسیر اطاعت پروردگار و در برابر ترک گناه و به هنگام پیش آمدن شداید و گرفتاری های فردی و اجتماعی، ایستادگی و مقاومت به خرج می دهند.
2. راست گو و درست کردارند و آن چه در باطن به آن معتقدند در ظاهر به آن عمل می کنند و از انفاق و دروغ بدورند.
3. در راه بندگی و عبودیت خدا، خاضع و فروتن هستند و بر این کار، مداومت دارند.
4. نه تنها از اموال، بلکه از همه موهبت های مادی و معنوی که در اختیار دارند، در راه خدا انفاق می کنند و به این وسیله، دردهای اجتماعی را نیز درمان می کنند.
5. به هنگام سحر و پایان شب، یعنی آن هنگامی که آرامش و صفای خاصی همه جا را فرا گرفته، در آن هنگام که غافلان و بی خبران در خوابند و غوغای جهان مادی فرو نشسته، به یاد خدا بر می خیزند و در پیش گاه با عظمتش، استغفار و طلب آمرزش می کنند و محو پرتو نور و جلال پروردگار می شوند و تمام ذات وجودشان، زمزمه توحید سر می دهد.
آیه دوم
در این آیه خداوند تهجد و شب زنده داری را از مصادیق نیکوکاری دانسته و عشق و علاقه متقین به شب زنده داری را این گونه بیان می فرماید:
ان المتقین فی جنات و عیون آخذین ما اتیهم ربهم انهم کانوا قبل ذلک محسنین کانوا قلیلاً من اللیل ما یهجعون و بالأسحارهم یستغفرون(4)؛
به یقین پرهیزکاران در باغ های بهشت و در میان چشمه ها قرار دارند و آن چه پروردگارشان به آنان بخشیده دریافت می دارند؛ زیرا پیش از آن (در سرای دنیا) از نیکوکاران بودند. آنان کمی از شب را می خوابیدند و در سحرگاهان استغفار می کردند.
مرحبا قومی که داد بندگی را داده اند - ترک دنیا گفته اند و از همه آزاده اند
روزها با روزه ها در گوشه ای بنشسته اند - باز شب ها در مقام بندگی ایستاده اند
طرفه العینی نبوده غافل از حضرت ولیک - سیل ها با آن همه از چشم ها بگشاده اند
ربنا گویند و زود لبیک عبدی بشنوند - جمله سر مست الست از جرعه آن باده اند
از امام صادق (علیه السلام) در تفسیر آیه مذکور کانوا قلیلاً من اللیل ما یهجعون، چنین نقل شده است که کانوا أقل اللیالی تفوتهم لا یقومون فیها؛ کم تر شبی بر آنان می گذشت که بیدار نشوند و عبادت نکنند(5).
آیه سوم
در این آیه، ضمن اشاره به شب زنده داری مومنان راستین، اشاره به پاداش های بی نهایتی می شود که خداوند برای اولیای الهی ذخیره کرده است؛ خداوند می فرماید:
تتجافی جنوبهم عن المضاجع یدعون ربهم خوفاً و طمعاً و مما رزقناهم ینفقون فلا تعلم نفس ما أخفی لهم من قره أعین جزاء بما کانوا یعملون(6)؛
پهلوهای شان از بسترها در دل شب دور می شود (به پا می خیزند و رو به درگاه خدا می آورند) و پروردگار خویش را با بیم و امید می خوانند و از آن چه به آنان روزی داده ایم، انفاق می کنند، هیچ کس نمی داند چه پاداش های مهمی که مایه روشنی چشمهاست برای آنان ذخیره شده، این پاداش کارهایی است که انجام می دادند.
شب چیست، چراغ جاودانی - یا شعله شمع آن جهانی
شب برقع اطلس سیاهست - بر چهره شاهد معانی
در نور شبست نور معنی - جان هست شراب لن ترانی
با عاشق اشک ریز شب خیز - شب راست کرشمه نهانی
شب چیست به قول پیر انصار - سر چشمه آب زندگانی
از آیه مزبور استفاده می شود که پاداش عظیم بهشتی را به کسانی می دهد که دارای این خصوصیات باشند:
1. لذت مادی را به لذت معنوی تبدیل کنند و از خواب شیرین و بستر گرم و نرم فاصله بگیرند و در تاریکی شب، چراغ تهجد و راز و نیاز با حضرت حق را برافروزند تتجافی جنوبهم عن المضاجع.
2. همیشه در خوف و رجا به سر بردند؛ نه خود را از عذاب الهی در امان بدانند و نه از رحمت او ناامید باشند. نه آن چنان به خوف بیندیشند که ناامیدی بر آنان چیره آید و نه چنان رجا و امیدواری را بر خود حاکم کنند که به غرور و غفلت کشیده شوند؛ بلکه همواره باید در میان این دو اصل در حرکت باشند یدعون ربهم خوفاً و طمعاً.
3. از اموال و نعمت های معنوی خویش مانند علم و دانش و تجربه و سایر اندوخته ها، نسبت به نیازمندان، مضایقه ننمایند.
نکته دیگری که در آیه مذکور به چشم می خورد این است که درباره پاداش شب زنده داری و کارهای نیک تعبیر به فلا تعلم؛ هیچ کس نمی داند و تعبیر به من قره أعین؛ آن چه مایه روشنی چشمهاست می کند که بیانگر عظمت بی حساب این مواهب و پاداش هاست.
آیه چهارم
در این آیه، خداوند خطاب به پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
و من اللیل فتهجد به نافله لک عسی أن یبعثک ربک مقاماً محموداً(7)؛
و قسمتی از شب بیدار و متهجد باش و نماز شب خاص توست، باشد که خدایت تو را به مقام محمود برانگیزد.
در شب، دل زنده را به حق میل بود - در دیده شبروان او سیل بود
بر روز مفاخرت کنی می شاید - ای شب چو چراغ تو قم اللیل بود
از دقت در آیه فوق، چند نکته به دست می آید که به شرح زیر است:
1. نماز شب به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) واجب بوده است؛ زیرا خدا به پیامبرش امر به تهجد می نماید، گرچه بر امت، مستحب مؤکد است. وجوب نماز شب از مختصات پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بود، همان گونه که برخی چیزهای دیگر از ویژه گی های آن حضرت بود؛ مانند وجوب مسواک زدن، جواز داشتن بیش از چهار همسر دایمی، حرمت ازدواج همسران ایشان، بعد از رحلت آن حضرت و....
2. چنان چه از عبارت و من اللیل استفاده می شود، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می بایست قسمتی از شب را به تهجد و شب زنده داری اختصاص می داد، نه همه شب را؛ زیرا اسلام در همه چیز، حتی عبادت، انسان را به اعتدال و میانه روی دعوت کرده است و خود پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: خیر الأمور أوسطها.
پس اعتدال در عبادت، دومین نکته ای است که از این آیه استفاده می شود.
3. نکته دیگری که از این آیه قابل استفاده است این است که مقام محمود که طبق روایات و نظر مفسران، مقام شفاعت کبرا است، در صورتی به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) اعطا می شود که آن حضرت بر امر تهجد و شب زنده داری مداومت داشته باشد؛ چرا که عمل اگر مداومت نداشته باشد تأثیر آن ناچیز است و نمی تواند آدمی را به مقامات عالی برساند.
آیه پنجم
در این آیه خداوند با مقایسه ای میان دو انسان به کمال رسیده و از کمال دور شده، اهمیت تهجد و شب زنده داری را برای ما این گونه بیان می کند:
أمن هو قانت اناء اللیل ساجداً و قائماً یحذر الاخره و یرجوا رحمه ربه...(8)؛
آیا چنین کسی با ارزش است یا کسی که در ساعات شب به عبادت مشغول است و در حال سجده و قیام از عذاب آخرت می ترسد و به رحمت پروردگارش امیدوار است؟
در این آیه، با توجه به آیه قبل از آن، خداوند بین انسان مشرک و فراموشکار و گمراه کننده و انسان بیدار دل و نورانی و با صفا که در دل شب، پیشانی بر درگاه دوست گذارده مقایسه ای نموده و با حالت استفهامی، به ستایش انسان هایی از نوع دوم می پردازد و بدین شیوه، جایگاه و فضیلت و نقش شب زنده داری در حیات معنوی انسان را برای مشتاقان تبیین می نماید.
سالک به غم تو خشک لب می ماند - شیدای تجلیات شب می ماند
جانی که زسوز روز حظی خواهد - پیوسته نیازمند تب می ماند (9)

شب زنده داری در نگاه معصومین (علیه السلام)

معصومین و امامان اهل بیت (علیه السلام) در سخنان گوهر بارشان، از راز و نیاز و سلوک و شب زنده داری، بسیار سخن گفته اند و مشتاقان حقیقت و خدا جویان را به رسیدن به این قله رفیع تشویق کرده اند. گردآوری احادیث رسیده در این باب خود کتابی قطور می طلبد و ما در این بخش به ذکر نمونه هایی از آن ها می پردازیم: