مقتل الحسین (علیه السلام) از مدینه تا مدینه

نویسنده : سید محمد جواد ذهنی تهرانی (ره)

شهادت سوید بن عمرو بن ابی المطاع (53)

مرحوم سید در لهوف می نویسد:
یکی از جانبازان و شهداء سوید بن عمرو بن ابی المطاع خثعمی است وی مردی شریف النسب و زاهد و کثیر الصلوة بود.
مرحوم محدث قمی در منتهی الامال می نویسد:
وی چون شیر شرزه حمله کرد و بر زخم سیف و سنان شکیبائی بسیار نمود، چندان جراحت یافت که اندامش سست شد و در میان کشتگان بیفتاد و بر همین حال بود تا وقتی که شنید حسین شهید گردید دیگر تاب نیاورده و در موزه او کاردی بود او را بیرون آورده و به زحمت و مشقت شدید با آن حربه لختی جهاد کرد تا شهید شد و قاتل او عروة بن بطار تغلبی و زید بن رقاد می باشد.
سپس مرحوم محدث قمی در آخر ترجمه این بزرگوار فرموده:
ایشان آخر شهید از اصحاب می باشد.
ولی برخی دیگر از ارباب مقاتل آخر شهید را احمد بن محمد الهاشمی دانسته اند چنانچه عقیده مرحوم ابن شهر آشوب بر این است.

شهادت احمد بن محمد هاشمی (54)

در مناقب می فرماید:
آخرین کسیکه از اصحاب سید الشهداء (علیه السلام) به درجه رفیعه شهادت رسید احمد بن محمد هاشمی بود، این جوان در آخر کار خدمت سلطان دو عالم آمد و سلام کرد و اذن جهاد گرفت.
حضرت جواب سلام داد فرمود: جزاک الله خیرا تو هم می روی خدا تو را جزای خیر دهد.
احمد بن محمد در مقابل دشمن آمد و بدینگونه رجز انشاء نمود:
الیوم ابلوا حسبی و دینی - بصارم تحمله یمینی
احمی به یوم الوغا عن دینی
پس با تن خسته همچون شیر خشمگین بر آن قوم حمله برد، ابو مخنف می نویسد: آن شیر فرزانه مردانه می کوشید و از دل می خروشید و می گفت:
احمی به عن سیدی و دینی - ابن علی الطاهر الامین
پیوسته با آن قوم غدار مقاتله نمود تا هشتاد تن از سواران را به جهنم فرستاد فریاد الحذر الحذر از لشگر دشمن بلند شد باری بهر طرف که مرکب می تاخت بوی مرگ به مشام دشمنان می رساند و به هر جانب که حمله می کرد رنگ موت احمر به نظر مخالفان در می آمد ولی افسوس کثرت دشمنان گواهی می داد که عاقبت این دلیر شهادت است لذا طولی نکشید بازوی این دلاور از قوت رفت و ساعتی نگذشت که چندین زخم کاری بر وی رسید و از مرکب در غلطید زمین سرش را به دامن گرفت، چند جلاد بی رحم بر سر وی تاختند و با شمشیر و نیزه او را به شهادت رساندند.

شهادت نه نفر از غلامان و چاکران امام (علیه السلام)

مرحوم صدر قزوینی در حدائق الانس به نقل روضة الشهداء می نویسد:
سه نفر از نوکرهای در خانه حضرت که خادم آستانه بودند به یاری مخدوم نشأتین بر آمدند این سه عبارت بودند از:
1 - محمد بن مقداد
2 - عبدالله
3 - ابو دجانه
هر سه نفر با هم روی به لشگر کفر آوردند جنگی سخت و رزمی صعب نمودند نزدیک بود که از کار باز مانند روی از کارزار کشیدند خواستند برگردند و به ملازمت حضرت آیند لشگر مخالف آنها را احاطه کردند غلامهای حضرت که پنج نفر بودند به کمک و مدد در آمدند، این پنج نفر عبارت بودند از:
1 - قیس بن ربیع
2 - اشعث بن سعد
3 - عمر بن قرطب
4 - عنطمه
5 - کماد
و یک غلام از غلامان امیرالمومنین (علیه السلام) نیز بنام سعد با آنها همراهی کرد و هر شش تن خود را در معرکه کارزار انداختند و به حمایت آن سه نفر بر آمدند، آتش حرب بالا گرفت عاقبت از کثرت مخالفین درمانده شدند و ضربتهای متوالی خورده و هر نه نفر شهید گردیدند.