مقتل الحسین (علیه السلام) از مدینه تا مدینه

نویسنده : سید محمد جواد ذهنی تهرانی (ره)

مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم
حمد بی قیاس و ثناء بی حد خالقی را سزد که ما را از کتم عدم به عالم هستی آورد و شکر می کنیم او را که قوه عقل و درک بما عطاء فرمود و نیروی اندیشیدن را بما ارزانی نمود.
و درود و تحیت نامتناهی بر سرور موجودات و تاج الانبیاء حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) و سلم و وصی بلافصلش شاه اولیاء اعلیحضرت علوی سلام الله تعالی علیه و اولاد طیبین و طاهرینش سیدالشهداء حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام).
کتابی که از نظر خوانندگان می گذرد، کتابی است مشتمل بر شرح احوال پر ملال حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) از ولادت تا شهادت.
مولف از دیر زمان در خاطر فاترش این بود که در این زمینه کتابی تنظیم نموده و به علاقمندان از خامس آل عبا تقدیم دارد ولی کثرت اشتغالات و تراکم شواغل این داعی را از به ثمر رساندن آن خاطر باز می داشت روزگار سپری شد، آنات گذشت و از مان طی شد و در طول این اوقات غیر از تدریس کتب متنوّعه و علوم متشتته به تألیف اسفار مختلف که اکثرا از قبیل ترجمه و شرح مولفات علماء ماضین که در حوزه های علمی بعنوان کتب درسی رائج و دارج می باشند اشتغال داشتم ناگهان بخود آمدم که آفتاب عمر به افول می گراید ولی هنوز از آنچه بر آن مصمم بودم اثری بروز نکرده و همچنان در بوته خیال و قوه مانده با خود حدیث نفس می نمودم که گیرم در تمام علوم و فنون اثری از خود بجا گذاشتی و از هر بوستانی گلهائی چیده و دسته بندی نمودی اگر در زمینه مصائب خامس آل عبا حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیه) و ابتلائات و گرفتاری های اهل بیت گرامش اثری از خویش به یادگاری نگذاری چه کار کردی و کجا دین خود را به صاحب شرع اداء نموده ای...
باری این ستیز با نفس مدتها ادامه داشت تا بالاخره فضل و فیض الهی که همیشه شامل حال این بی بضاعت بوده و هست دامنه اش گسترده تر شد شبی از شبها جناب آقای حاج سید فخر الدین جواهریان مدیر محترم انتشارات پیام حق که از سادات محترم و معزز و موفق هستند در مجلسی با حقیر مأنوس بوده و از هر دری سخن با ایشان به میان آمد، در اثناء گفتگو ایشان پیشنهاد کردند اگر کتابی در زمینه مقتل حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیه) حقیر به رشته تألیف در آورم ایشان با معیت همکار و همیار محترمشان فاضل گرانمایه جناب آقای حاج محمد جاسبی اقدام به طبع و نشر خواهند نمود و در این راستا اصرار زیاد نموده و داعی حقیر را تشدید و تقویت نمودند دیگر درنگ را بر خود جایز ندانسته و با تمام موانع و شواغل به مقابله و مبارزه پرداخته و با کاهش دادن برخی از اشتغالات خویشتن را ملزم به تألیف کتاب مزبور نمودم و بحمدالله و المنة الطاف کریمانه سلطان سریر وفا حضرت خامس آل عبا شامل حال حقیر شد و در زمانی بسیار کوتاه توانستم احوالات آن حضرت وقایع پر ملال خروج آن جناب از مدینه بطرف مکه و از مکه به جانب کربلاء حوادث ناگواری که در این سرزمین پر بلاء اتفاق افتاد و دلهای تمام دوستداران آن حضرت را به درد آورد و قلب ها را جریحه دار نمود و نیز اتفاقاتی که بعد از شهادت آن سرور برای آل الله و اهل بیت محترم آن جناب در طول به اسیر بردنشان از کربلاء به جانب کوفه خراب و از آنجا به شام تار و مراجعتشان از شام به مدینه طیبه روی داد که هیچ جنبنده ای و جانداری تاب تحمل ذره ای از آن خروارها را نداشت به رشته تحریر در آوردم و آن را موسوم به از مدینه تا مدینه نمودم.
البته برای دستیابی به چنین تالیفی از بسیاری مولفات علماء و مکتوبات ارباب قلم استفاده های شایان و چشمگیری بردم و در این فیض عظمی و اجر جلیل ایشان را سهیم بلکه پیش قدم می دانم امید است خداوند متعال این خدمت ناچیز را از حقیر و از کلیه کسانی که در آن بنحوی سهیم بوده و شرکت داشته اند اعم از ناشر و حروفچین و مصحح و دیگران به شایستگی قبول فرموده و آنرا ذخیره ای برای روز معادمان منظور فرماید آمین رب العالمین.
سید محمد جواد ذهنی تهرانی

فصل اول : تاریخ ولادت با سعادت حضرت امام حسین (علیه السلام) و وقایع مربوط به آن و احادیثی که در این باب وارد شده

در تاریخ ولادت با سعادت حضرت امام حسین (علیه السلام) از نظر سال و ماه و روز بین ارباب تواریخ اختلاف است:
اما اختلاف در سال ولادت آن حضرت:
در سال ولادت آن جناب دو قول است:
اول: برخی گفته اند ولادت آن حضرت سال سوم هجرت بوده.
دوم: بعضی دیگر آن را سال چهارم هجرت نوشته اند
و اما اختلاف در ماه ولادت آن جناب:
در ماه ولادت آن حضرت سه قول است:
اول: جماعتی ماه ولادت آن حضرت را ماه شعبان دانسته اند چنانچه مشهور به این رأی معتقدند.
دوم: گروهی فرموده اند: ولادت با سعادت آن حضرت در ماه جمادی الاولی اتفاق افتاده.
سوم: دسته ای گفته اند: آن جناب در آخر ماه ربیع الاول متولد شده اند.
و اما اختلاف در روز ولادت آن حضرت:
بعضی روز ولادت آن حضرت را پنج شنبه سوم شعبان نوشته اند.
برخی دیگر فرموده اند: روز ولادت آن جناب سه شنبه یا پنج شنبه سوم شعبان بوده.
و پاره ای دیگر فرموده اند تولد با سعادت آن حضرت روز پنجم ماه شعبان اتفاق افتاده است و مشهور از علماء معتقدند که ولادت با سعادت آن سرور در پنج شنبه سوم ماه شعبان سال چهارم می باشد.

کیفیت وقوع ولادت آن حضرت

در روایت معتبر از حضرت ثامن الحجج (علیه السلام) آمده است:
چون حضرت امام حسین (علیه السلام) به دنیا آمد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به اسماء بنت عمیس فرمودند: فرزند مرا بیاور.
اسماء آن حضرت را در جامه سفیدی پیچیده محضر رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آورد، حضرت او را گرفته و در دامن خود گذارده، در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفتند در این هنگام جبرئیل نازل شد و عرض کرد:
حق تعالی تو را سلام می رساند و می فرماید:
چون علی (علیه السلام) نسبت به شما به منزله هارون نسبت به موسی است پس این طفل را به اسم پسر کوچک هارون که شبیر است نام بگذار و معادل این نام به عربی لفظ حسین می باشد.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) او را بوسید و گریست و فرمود:
مصیبت عظیمی در پیش تو است، خدا لعنت کند کشنده او را، آنگاه رو به اسماء نموده و فرمودند:
ای اسماء این خبر را به فاطمه ترسان.
و چون روز هفتم فرا رسید حضرت به اسماء فرمودند:
فرزندم را بیاور.
اسماء آن طفل را به نزد حضرتش برد، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) گوسفند سیاه و سفیدی را برای او عقیقه نموده، یک رانش را به قابله داد و سر آن حضرت را تراشید و به وزن موی سرش نقره تصدق نمود و گیاه خلوق که گیاه خوشبوئی است را به سرش مالید آنگاه او را در دامن خود گذارد و در حالی که شدیدا می گریست فرمود:
ای ابا عبدالله چقدر کشتن تو بر من گران و سخت است.
اسماء گفت: پدر و مادرم به فدایت، این چه خبری است که هم روز اول فرمودی و هم امروز آن را تکرار می فرمائی؟!
حضرت فرمودند: ای اسماء گروهی کافر و ستمکار از بنی امیه فرزندم را خواهند کشت، خدا ایشان را از شفاعت من محروم نماید، او را مردی خواهد کشت که در دین من رخنه نموده و به خداوند عظیم کافر خواهد شد، سپس فرمود:
خداوندا، از تو سوال می کنم در حق این دو فرزندم آنچه را که جناب ابراهیم (علیه السلام) در حق ذریه خود از تو درخواست نمود.
خداوندا، ایشان را دوست بدار و هر کس ایشان را دوست دارد نیز دوست بدار و لعنت کن هر که ایشان را دشمن دارد.
ابن شهر آشوب روایت کرده که هنگام ولادت حضرتش علیا مخدره حضرت فاطمه علیها السلام بیمار شده و شیر در سینه مبارکش خشک گردید، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مرضعه ای طلبید ولی یافت نشد، پس خود آن جناب انگشت ابهام در دهان آن طفل نهاد و او انگشت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را می مکید.
و برخی گفته اند حضرت زبان مبارکشان را در دهان طفل می نهاد و او می مکید و خداوند متعال تا چهل شبانه روز رزق و غذای امام حسین (علیه السلام) را از زبان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به او می رساند تا گوشت او از گوشت پیامبر روئید.
و به روایت مرحوم کلینی در کافی: امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
حضرت امام حسین (علیه السلام) نه از فاطمه علیها السلام شیر خورده و نه از غیر آن مخدره بلکه حضرتش را خدمت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می بردند و آن جناب انگشت ابهام مبارک خود را در دهان او می گذارد و او آن را می مکید و این مکیدن برای دو و یا سه روز کافی بود و بدین ترتیب گوشت و خون رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روئید و هیچ طفلی غیر از حضرت عیسی بن مریم علی نبینا و آله علیه و علیهم السلام و حضرت امام حسین (علیه السلام) شش ماهه از مادر متولد نشد که بماند.
بیت عربی
لله مرتضع لم یرتضع ابدا - من تدی انثی و من طه مراضعه
امام حسین (علیه السلام) از خدا شیر خورد و هرگز از سینه زنی و از سینه حضرت فاطمه شیر تناول نفرمود: