انفاق

نویسنده : جواد محدثی

سخن ناشر

نهج البلاغه را بی تردید می توان به دریایی پر گوهر تشبیه کرد که هرچه بیشتر در آن غواصی شود، درس ها و حکمت های زندگی ساز و پر بهای بیشتری به دست می آید. بی جهت نیست که دانشمندان بسیاری در طول چهارده قرن، در پی درس آموزی از مکتب علوی و کسب معرفت از کلام امیرالمؤمنین (علیه السلام) بوده اند و در شرح سخنان پر ارج او کتاب ها نوشه اند.
سخنان حضرت علی (علیه السلام)، هم در زمینه مباحث نظری و عقلی بسیار ارزنده و راهنماست، هم در قلمرو مسائل عینی و زندگی انسانی و موضوعات کاربردی و عملی کار گشاست و این ابعاد متنوع کلام آن حضرت، نشأت گرفته از روح بلند و شخصیت بی نظیر و چند بعدی آن پیشوای بزرگ است که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) درباره وی فرمود:
انا مدینه العلم و علی بابها(1).
چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی - خداوند امر و خداوند نهی
که من شهر علمم علیم در است - درست این سخن قول پیغمبر(2) است
و چنان که خود امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود:
علمنی رسول الله (علیه السلام) ألف باب کل باب فتح ألف باب(3).
رسول خدا - که درود خداوند بر او و خاندانش باد - به من هزار باب [علم ]آموخت، که هر باب آن هزار باب گشود.
بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی، به عنوان گامی هر چند کوچک در راستای تکلیف بزرگ شناساندن کلام و شخصیت علی (علیه السلام)، تصمیم بر عرضه درس هایی زندگی ساز از معارف همیشه زنده و الهام بخش نهج البلاغه گرفته است، با این باور که کلام نورانی امیر سخن حضرت علی (علیه السلام)، در حد بالایی الگوی رفتاری، معاشرتی و معیشتی هر مسلمان، به ویژه نسل جوان است. از این رو عرضه و انتشار این سلسله درس ها با قلمی روان و خلاصه، می تواند چراغ راه و فروغ زندگی باشد.
از حجج اسلام آقایان محمد جواد نظافت و جواد محدثی که در پژوهش و نگارش این سلسله درس ها همت گماشته اند، صمیمانه تقدیر می شود. باشد که این گام و اقدام، زمینه هر چه بیشتر آشنا شدن نسل جوان امروز را با معارف اهل بیت (علیهم السلام) و کتاب جاودانه نهج البلاغه فراهم آورد.
بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی

سرآغاز

چگونه می توان در این دنیا بهشت را به دست آورد؟
کار نیک،احسان به مردم، خدمت صادقانه به دیگران، لذت بردن از کمک رسانی به محتاجان، ابزار و مصالحی است که سرای آخرت را برای انسان بنیان می نهد.
این توفیق در همه کس نیست، لطفی است الهی که بر دستان برخی از بندگان شایسته و خیر جاری می شود و به مردم می رسد.
گاهی بعضی از اعضای بدن بی حس می شود و هیچ درد و جراحت و آزاری را درک نمی کند. این عصب مردگی گاهی هم در اندام روح بشر پدید می آید. آدم ها نیز گاهی احساس خویش را از دست می دهند و از رنج و محرومیت و نیازهای نیازمندان، متأثر نمی شوند. این همان بی غمی از محنت دیگران است که اگر کسی به این مرحله رسید، نشاید که نامش نهند آدمی!
کسی که توفیق خدمت و احسان به دیگران دارد، حس حیات و عصب انسانیت او زنده و بیدار و فعال است و از این خدمت، لذت روحی می برد و نشاط معنوی می یابد و به خدا نزدیک می شود.
آنان که کمر همت می بندند و رنج خود و راحت دیگران می طلبند و از داشته های خود در راه دیگران هم خرج می کنند چند قدم به مرز انسانیت نزدیک ترند.
چنان نیست که هر کس متمکن و توانگر بود به این آسانی و بدون وسوسه های شیطانی بتواند از ثروت خود در راه خیر و خدا پسندانه و به سود مردم استفاده کند.
اهل احسان و نیکی، ستارگان زمینی اند که برای آسمان ها می درخشند و حجت های الهی بر دیگرانند و خرسندند که مجرای فیض الهی و خیر رسانی به بندگان قرار می گیرند.
کسانی که تعلقات مادی و دلبستگی های دنیوی چنان اسیرشان ساخته که حاضر نیستند از دارایی و توانایی خویش، در راه خدا و خدمت به مردم خرج کنند، بیچارگانی اند در نمای ثروتمندی، و اسیرانی وابسته اند، اما در شکل و شمایل آزادان!
خوشا پیشتازان میدان این مسابقه که گوی احسان و نیکی به مردم را از رقیبان می ربایند و دنیا را وسیله تجارت آخرت قرار می دهند و در دفتر احسان و انفاق، امتیازات بیشتری برای خود ثبت می کنند.
آنچه در فرهنگ دینی و آیات و روایات با عنوان انفاق و احسان آمده است، همین میدان جهاد مالی را ترسیم می کند.
عواملی می تواند مشوق انسان به انفاق باشد.
عواملی نقش بازدارنده دارند که صفت بخل، یکی از انهاست.
آثار و تبعات انفاق در جامعه و نسبت به خود شخص، نکته دیگری است که باید مورد توجه قرار گیرد.
کسانی که شایسته برخورداری از انقاق مالی توانگرانند، کیستند؟
آداب و شیوه های درست احسان به نیازمندان چیست؟
و بسیاری نکات دیگر که در زمینه احسان وانفاق به مردم، به ویژه نیازمندان مطرح است.
در ادامه سلسله درسهایی از نهج البلاغه نوشته ای که پیش رو دارید، به بررسی مساله انقاق از ابعاد مختلف از دیدگاه نهج البلاغه پرداخته است.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) خود از پیشتازان انفاق فی سبیل الله بود. در کلمات نورانی آن حضرت نیز توصیه ها، راهکارها و نکته های نغز و سودمند فراوانی وجود دارد که خلال خطبه ها، نامه ها و کلمات قصار آن امام بزرگوار آمده است(4).
امید است فروغ جاودانه سخنان حضرت امیر (علیه السلام)، همواره بر رواق دلمان بتابد و روشنگر راه زندگی مان شود، تا بتوانیم ما نیز از پیشگامان این خط درخشان باشیم.
آن کسی را بستایید که اندر همه عمر - بهر آسایش مردم قدمی بردارد
نیک مرد آن که نگردد دل او هرگز شاد - مگراز خاطر کس، باز غمی بردارد(5)
توفیق الهی در این آزمون صدق و ایثار، همراهتان باد.
جواد محدثی
تابستان 86

آزمون مالی

انسان به شکل های مختلف آزمایش می شود و هر آزمون هم هدفی دارد.
از آنجا که انسان معمولاً به مال و ثروت دلبستگی دارد، به خصوص مالی که با زحمت به دست آورده باشد، یکی از دشوارترین امتحان ها آن است که از او بخواهند تمام یا بخشی از دارایی خود را به دیگری بدهد.
انفاق یکی از همین امتحان هاست. خداوند اگر بخواهد، می تواند همه مردم جهان را بی نیاز و ثروتمند کند، ولی با فرمان انفاق، می خواهد روشن سازد که چه کسانی وابسته به مادیات اند، و چه کسانی از این وابستگی آزادند و مطیع فرمان خدای خویش اند.
حضرت علی (علیه السلام) در سخنی پس از اشاره به آیه ای که درباره قرض الحسنه و وام دادن به خداست و پرهیز دادن از بخل ورزی، می فرماید:
اگر خداوند از شما یاری خواسته نه بدان سبب است که او ناتوان است و اگر از شما قرض خواسته، نه بدان جهت است که کمبود دارد، چرا که همه سپاه آسمان ها و زمین و همه گنجینه های عالم هستی از اوست، بلکه می خواهد شما را بیازماید، تا معلوم کند که کدامتان نیکوکارترید:
فلم یستنصر کم من ذل و لم یستقر ضکم من قل... وانما اراد ان یبلوکم ایکم احسن عملاً(6)
نتیجه این امتحان هم روشن شدن وضعیت انسان برای خود اوست نه برای خدا، چون خداوند از همه چیز آگاه است. می خواهد میزان تطابق ادعا و عمل مسلمان روشن شود و معلوم گردد که بنده، تا چه حد اخلاص و اطاعت دارد، و گرنه بدون انفاق بندگان هم می تواند مشکل فقرا را حل کند و همه را از خزانه غیب خویش بهره مند سازد.
وقتی به قارون می گفتند از آن همه ثروت افسانه ای به فقرا هم بدهد، می گفت: خودم با علم خودم به دست آورده ام، چرا به دیگران بدهم؟(7)
و چون به کافران می گفتند از آنچه خدا به شما داده، انفاق کنید، می گفتند: آیا به کسی غذا بدهیم که اگر خدا می خواست، خودش به او اطعام می داد و سیرش می کرد؟(8)
اینهاست که بعد آزمایشی انفاق را نشان می دهد.
بعضی با فقر امتحان می شوند، بعضی با ثروت. آزمایش با مال به صورت تکلیف خمس و زکات و انفاق و صدقه و پرداخت های مالی به نیازمندان است و شکرانه این برخورداری از نعمت ها، هم استفاده صحیح از آنهاست، هم دستگیری از ضعیفان.
امام علی (علیه السلام) می فرماید:
دنیا، سرای آزمایش است و خدا هر کسی را به نحوی می آزماید. او روزی ها را مقدر ساخته و آن را بین بندگان به صورت کم و زیاد تقسیم کرده است، تا هر که را بخواهد با توانگری یا تهیدستی و فقر امتحان کند و از این راه، شکر ثروتمند و صبر فقیر را بیازماید:
لیبتلی من اراد بمیسورها و معسورها و لیختبر بذلک الشکرو الصبر من غنیها و فقیر ها(9).
توانگری که شکر عملی ثروت خود را که انفاق هم یکی از آن هاست انجام ندهد، داشتن ثروت برای او مایه مباهات و ارزش نیست و چه بسا اگر در این آزمون مردود شود، ثروتش از او گرفته شود (به خطر ثروت بی انفاق اشاره خواهیم کرد).
حضرت امیر (علیه السلام) در مورد اینکه ادا نکردن حق مال، گاهی سبب زوال نعمت می شود، می فرماید:
خداوند را بندگان مخصوصی است که نعمت ها را به آنان اختصاص داده، تا بندگان از آن سود ببرند و تا وقتی اهل بذل و بخشش اند، نعمت ها را در دستشان باقی می دارد. هر گاه به محرومان رسیدگی نکنند، نعمت ها را از آنان می گیرد و به دیگران می سپارد:
...فاذا منعوها نزعها منهم، ثم حولها الی غیرهم(10).
و این یک قانون و قرار الهی است که هر کس حق نعمت ها را ادا نکند و کوتاهی نماید، آن را در معرض زوال قرار داده است.(11)
وقتی خدا، در شکر را می گشاید، در نعمت و دوام آن را هم باز می گذارد و به افراد موفق در آزمون مالی، وسعت رزق و گشایش روزی عطا می کند و بقای نعمت را تضمین می کند.
امیرمؤمنان (علیه السلام) می فرماید:
من کثرت نعم الله علیه، کثرت حوائج الناس الیه، فمن قام لله فیها بما یجب عرضها للدوام و البقاء، و من لم یقم فیها بما یجب عرضها للزوال والفناء(12).
کسی که نعمت های خدا بر او زیاد شود، نیاز مردم به او نیز بسیار می شود. پس اگر نسبت به آن نعمت ها به انجام وظیفه مالی بپردازد، نعمت را در معرض دوام و بقا قرار داده است و هر که به واجب مالی اقدام نکند، آن ثروت و نعمت را در معرض زوال و نابودی قرار داده است.
اینکه توصیه شده هر روز خود را با صدقه شروع کنید، برای ورزیدگی اراده در گسستن تعلقات مادی و تمرین برای داد و دهش است، تا در هنگامه های مهم و ضرورت های اساسی تر، پای در گل نمانیم و دستمان بسته نباشد.
در جهان لطف خدا شامل احوال کسی است - که جوانمردی و احسان و کرامت دارد
آن که پاک است و حسابش همه با خلق درست - چه غم از پرسش فردای قیامت دارد؟(13)