رسول الله صلی الله علیه و آله الگوی زندگی

نویسنده : حبیب الله احمدی

گفتار چاپ دوم

سپاس خدای سبحان را که شاخصی همانند رسول الله صلی الله علیه و آله الگو نهاد؛ تا انسان ها در کویرهای سوزان سر گردان نگردند.
خدای سبحان را از آن سو سپاس که معمار تمدن و فرهنگ و اندیشه بالنده را؛ شخصی همانند رسول الله صلی الله علیه و آله برگزید تا پرچم رهنمود بشری به سوی نور بر دوش گیرد. همان مظهر لطف و مهربانی که با لبخند صبح دمش افق امید و روشنایی را در جامعه گشود.
و نیز خدای سبحان را سپاس بر نعمت های بی کرانش، به ویژه نعمت قلم که به شرافت آن خود سوگند یاد نمود.
اینک بیش از هر زمانی روی کرد نسل اندیشمند جامعه به ارزش های وحیانی محسوس است. این روی کرد هماره تعهد قلم را فزونی می بخشد، که در اندیشه و رفتار شاخص های رهنمون، بهتر و بیشتر تکاپو کند تا ارزش ها را شفاف تر تابان سازد. با انجام تعهد، چشم های نسل جوان از الگوهای کاذب و فریبای این سویی بریده و به الگوی کرامت انسانی همانند رسول الله صلی الله علیه و آله پیوند می دهد. همان که در جامعه بارور کنونی تجلی یافته است، و امید شکوفایی آن بیش از پیش پر فروغ گشته است.
دریغ که قلم متعهد از این روی کرد نسل اندیشمند تقدیر ننماید، که هم ترغیب قلم در عرصه نگارش، و هم تشویق نسل نو پا به روی کرد روز افزون به ارزش های الهی خواهد بود.
نویسنده

پیشگفتار

اهمیت سیره نگاری

لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة
تاریخ نگاری و داستان سرای در عین حال که شیرین و جاذب است، سرگرم کننده کاذب است. لیکن عبرت نگری و الگو گیری از گذشته ها رهنمود راه، و تجربیات آنان ره توشه سفر پر خطر و بی پایان انسان است. سرنوشت ها پی آمد ساختار روشهای است که جامعه انتخاب می کند و تخلف سرنوشت از روش بر خلاف سنت و خواست الهی است که جامعه انتخاب می کند و تخلف سرنوشت از روش بر خلاف سنت و خواست الهی است، و امکان تحقق ندارد: فلن تجد لسنة الله تبدیلاً و لن تجد لسنة الله تحویلاً(1)روش های خدا، جابجا و دگرگون نمی شوند. به همین جهت نظام جامعه روشمند می باشد که از این روشها قرآن با عنوان سنت های الهی یاد می کند.
راهبران جامعه سرنوشت خود و رهروان را رقم می زنند و جامعه و تاریخ را جهت داده و می سازند. و چون راهبران به دو گروه طالب حق و پیرو باطل تقسیم می شوند، امتها را به مقصد رستگاری و تیرگی، راهبرند، و اما الذین سعدوا ففی الجنه(2) فرجام سعادت مندان بهشت است. فاما الذین شقوا ففی النار(3) عاقبت شقاوت پیشگان آتش است
قرآن که کتاب رهنمود است دو شیوه راهبران حق و ره گم کردگان باطل را آشکارا ترسیم می نماید، تا راهنمای فراسوی راه انسان های هوشیار باشد. که انسان فرهیخته آن است که راهیان نور را الگوی خویش قرار دهد تا از فتنه های تلخ و شیرین و آزمون ها سرافراز فارغ آید و از شیوه هوادران باطل دوری گزیند، تا در دام صیادان دانه فشان گرفتار نشود.
از این رو ترسیم سیمای فرزانگان نور و ره گم کردگان ظلمت جایگاه خویش را باز می یابد، که این مهم نه برای سرگرمی بلکه برای الگوگیری می باشد. این همه سخن از انبیاء و همراهان آنان و قابیلیان و نمرودیان و فروعونیان و جالوتیان به همین منظور است. و کلاً نقص علیک من انباء الرسل ما نثبت به فئوداک و جاءک فی هذه الحق و موعظة و ذکری للمومنین(4) سرگذشت های پیامبران که بر تو باز می گوییم، برای این است که دل تو را استوار کنیم، در این سرگذشت ها رهنمود برای تو و عبرت و پند آموزی بر پیروان حق می باشد. بازگو نمودن داستان انبیا برای تامین این هدف ها می باشد. تثبیت قلوب در پیمودن راه حق، بیان چگونه پیروزی هواداران حق بر باطل. و نیز بازگو نمودن فرجام تبهکاران برای رهنمود و عبرت دیگران است: افلم یهد لهم کم اهلکنا قبلهم من القرون یمشون فی مساکنهم ان فی ذلک لایات لاولی النهی(5) آیا برای رهنمود بس نمی باشد که چه مقدار از تبهکاران را در گذشته که اینان جایگزین آنان شده اند نابود کردیم! این کار عبرت و نشانه است برای صاحبان خرد که نهی پذیر هستند.
از این رو نگاه به گذشته از دو روزنه ممکن است، یکی داستان سرایی و نگارش حوادث که چشم اندازه آن محدود و پردازش به آن موجب سرگرمی است. دیگری از روزنه عبرت و الگوگیری که چشم انداز آن بسیار وسیع و بلند به بلندای قامت راست زندگی بشر. آنچه به این موضوع اعتبار می دهد ترسیم سیره ها و تبیین سنت هاست، نه حادثه نگاری و ضبط روی دادها. به همین سبب باید این دو از یکدیگر جدا انگاشته شوند. تحلیل روی داد و پژوهش انگیزه ها و عوامل آنها رهنمود است که پیام روش های گذشتگان را به آیندگان انتقال می دهد، نه واقعه نگاری.
به دیگر سخن آنچه اعتبار و ارزش دارد پژوهش عوامل و انگیزه های روش رهبران و امت هاست که چگونه و چرا فرجام فلان امت به سرافرازی یا تباهی پایید. نه آگاهی دادن از این که فلان امت به چه سرنوشت رسیده است که اولی سیره نگاری و دیگری تاریخ نویسی است. گرچه برخی از عنوان سیره نگاری در تاریخ نویسی بهره می گیرند. آنچه ارزش والا دارد اولی است نه دومی.