آمریکا شیطان بزرگ

فاطمه رجبی‏

سخن آخر

عجز و شکست آمریکا

امام خمینی : معلوم است که سنای آمریکا باید ما را محکوم کند. شکی وجود ندارد. ما می دانیم که اینها ما را محکوم می کنند. دولت آمریکا ما را محکوم می کند. منتها حرفش را نمی زند. مجالس آمریکا ما را محکوم می کنند. برای اینکه آن داغی که به دل آمریکا وارد شده است به واسطه این نهضت، به دل هیچ کس وارد نشده است.
صحیفه نور، ج 6، ص 57
تعهد آمریکا نسبت به مردمی که در طی سی و هفت سال سلطنتش، متحدی وفادار بود، با تعهداتی که رهبران جدید ایران اسلامی داشتند، در تناقض بود. آنان که در رژیم انقلابی خواهان کنار آمدن با ایالات متحده بودند - بازرگانها و یزدی ها و یارانشان - کنار زده شدند. در رویارویی با این وضع دشوار، ایالات متحده که نه آن را به طور کامل فهمیده و نه به نحو رضایت بخشی تجزیه و تحلیل کرده بود، از صدر به زیر افتاد. ایالات متحده درباره شاه کاملاً غیر شرافتمندانه رفتار کرد ( ) و خود به دست آیت الله خمینی خرد شد.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 330
حدود پانزده سال قبل، شکست نظامی آمریکا در ویتنام، به آنان نشان داده بود که نمی توان با به کار بردن زور و قدرت، جلوی یک انقلاب را گرفت...اما داغ شکستی که آمریکاییان در ایران خوردند، تا مدتها آنها را رها نخواهد کرد. مخصوصاً بدین خاطر که این شکست، ضربه دوباره ای به احساس غرور و اعتماد به نفس آنان بود.
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد، ص 218
نتیجه بحران ایران، چیزی بیشتر از سرنوشت شاه است. همین بحران، به بالا رفتن بهای نفت کمک کرد و دور تازه ای از تسلسل تورم، به وجود آورد. رکود اقتصادی و بدهی ها به حدی رسید که هنوز، از آن نجات حاصل نشده است. تصویر اسلام پیروز ضد غربی به وجود آمد و به جنگ ایران و عراق منجر شد که هنوز در خلیج فارس، خون می ریزد. این بحران به اعتبار آمریکا پایان داد و آمریکا را در روند بحران گروگان گیری دچار خفت و خواری کرد.
ماموریت در تهران، هایزر، ص 14
امام خمینی : آمریکا عاجز است از اینکه دخالت نظامی در اینجا بکند. اینها یک مسایلی در پیش شان است، که روی آن مطالب گرفتاری هایی دارند، نمی توانند این کارها را بکنند. اگر آنها می توانستند دخالت نظامی بکنند، شاه را نگه می داشتند.
صحیفه نور، ج 10، ص 149
همانطور که انتظار می رفت، برژینسکی به مقابله برخاست و گفت: ممکن است یکی از اهداف آنها، تحریک و وسوسه ما باشد. ولی آنها کشور ما و رئیس جمهوری ما را به بدترین وجهی مورد اهانت و تحقیر قرار می دهند...آیا می توانید مجسم کنید که هم اکنون در دنیا درباره ما چگونه قضاوت می شود و این عجز و ناتوانی ما چه عواقب خطرناکی به بار خواهد آورد؟
جودی به برژینسکی گفت: ولی ما چه می توانیم بکنیم؟ ما امکانات محدودی در این بازی در اختیار داریم و همه آنها را نمی توانیم یکجا به مصرف برسانیم.
بحران، هامیلتون. جردن، ص 49
من احتمال اینکه، آمریکا و یا ما و یا هر دو، ممکن بود بتوانیم با هر نوع مداخله ای، رژیم را نجات دهیم، کنار می گذارم.
غرور و سقوط، پارسون. آنتونی، ص 235
امام خمینی : آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند و جوانها مطمئن باشند که آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. بی خود صحبت از این که اگر دخالت نظامی بکند، مگر آمریکا می تواند دخالت نظامی در این مملکت بکند؟ امکان برایش ندارد.
صحیفه نور، ج 10، ص 149
برژینسکی که به شدت از لحن توهین آمیز سخنان آیت الله خمینی نسبت به رئیس جمهور آمریکا خشمگین بود، بعضی از جملات آن را با صدای بلند برای ما می خواند: چرا ما باید بترسیم. کارتر بر طبل میان تهی می کوبد. او عرضه هیچ کاری را ندارد. آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. برژینسکی هنوز مشغول خواندن عباراتی از سخنان آیت الله خمینی بود که تلفن زنگ زد. ونس بود که می گفت رئیس جمهور از کمپ دیوید دستور داده است، فوراً جلسه ای تشکیل بدهیم و پاسخ سخنان اخیر خمینی را تهیه کنیم. جلسه در جو غمزده و شومی تشکیل شد. ماندیل و ونس، برژینسکی، براون، ترنر (رئیس سیا) پاول و خود من با چهره های عبوس و گرفته به دور میز نشستیم.
بحران، هامیلتون. جردن، ص 48
تصمیم آزاد کردن گروگانها با توسل به زور، آن هم در مرکز یک شهر پنچ میلیونی که بیش از شش هزار مایل با آمریکا فاصله دارد و برای رسیدن به آن، باید از فراز سرزمین های ناشناخته و صعب العبور پرواز کرد، با عقل جور در نمی آمد. من این تصمیم را به دلایل گوناگون غلط می دانستم و دست زدن به آن را، ریسک بزرگی برای جان گروگانها و منافع ملی آمریکا تشخیص می دادم.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 91
یکی از اهداف اصلی آیت الله خمینی، شکستن این اعتقاد ریشه دار در فرهنگ ایرانی بود (آنها عقیده داشتند که هر چه ایالات متحده بخواهد، همان خواهد شد) او سعی کرد به ایرانیان القا کند که حاکم بر سرنوشت خویشند. بدین ترتیب، در طول ماههایی که رژیم انقلابی، پنچاه و دو تن تبعه آمریکا را به گروگان گرفت، شعار مورد توجه آیت الله خمینی و پیروانش این بود: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. این شعار به گونه ای آیینی، آن قدر تکرار شد که به نظر افسونی سحرآمیز جلوه نمود.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 464
امام خمینی : این حقیقتی است که ملت ما به انقلاب عادت کرده اند و امروز همه، انقلابی و آماده شهادت هستند. من جداً اعلام می کنم که ما می توانیم به آسانی در برابر تجاوز آمریکا بایستیم. آمریکا ممکن است ما را شکست بدهد، ولی نه انقلاب ما را و به همین دلیل است که من به پیروزی خودمان اطمینان دارم. دولت آمریکا مفهوم شهادت را نمی فهمد.
صحیفه نور، ج 11، ص 201
شورای امنیت به اتفاق آرا، اقدام ایران را محکوم کرد و دستور آزادی فوری گروگانها را صادر نمود. در ابتدا ما تصور می کردیم که تصمیم شورای امنیت به تعدیل روش ایران و تامین آزادی گروگانها کمک خواهد کرد. ولی چنین نشد و تب انقلابی در ایران بالا رفت.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 73
ارتش نامنظم خمینی با پشتوانه ایمان می جنگید. در سپیده دم یک روز نه چندان گرم، سربازان عراقی که خرمشهر را در تصرف داشتند، غریو الله اکبر را از خطوط دشمن شنیدند. فریادی که از سینه های بی شماری برخاسته بود و نشانه هجوم بی امان قوای ایران بود.
توفان خلیج، دلاژ، الیویه، کریزبک. ژرار، ص 239
امام خمینی : آقای کارتر باید کاری غیر از ریاست جمهوری پیدا کند. چون به طوری که معلوم می شود، نمی تواند ریاست کند. کسی که اعصابش ضعیف است و برای یک امر جزیی، هیاهو راه می اندازد، قابل این نیست که رئیس جمهور شود و بر ملت آمریکا حکومت کند.
اکنون که مدتها از این ماجرا گذشته، فکر می کنم که ما می بایست حتی الامکان از بزرگ کردن این موضوع خودداری می کردیم و مخصوصاً پس از آنکه معلوم شد آزادی گروگانها به زودی و آسانی میسر نیست، تاکید بر روی این مساله اشتباه بود...من خود در این اشتباه سهیم هستم؛ زیرا هرگز تذکری در این مورد به رئیس جمهور ندادم.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 76
وقتی که هواپیما وارد خاک آمریکا شد و به طرف جورجیا تغییر مسیر داد، کارتر رو به من کرده و گفت: اگر بخت با ما یاری می کرد و در ماه مارس یا آوریل گذشته (تاریخ موعود آزادی گروگانها و عملیات طبس) موافق به آزاد ساختن گروگانها می شدیم، امروز به جای پلینز (زادگاه کارتر در جورجیا) به طرف واشنگتن پرواز می کردیم.
سپس کارتر گفت: سال آخر ریاست جمهوری، برای من یک سال جهنمی بود... و در اعماق قلب خود می خواستم روزی از زیر بار سنگین این مسئولیت رها شوم، ولی از سوی دیگر نمی توانستم از مبارزه برای تجدید انتخابات ریاست جمهوری، صرفنظر کنم زیرا انصراف من در آن شرایط، دلیل قبول شکست و ناتوانی بود. البته شکست در انتخابات هم تلخ و ناراحت کننده بود، ولی امروز از این که از زیر بار چنان مسئولیت سنگینی آزاد شده ام، احساس راحتی می کنم.
بحران، هامیلتون. جردن، ص 194
امام خمینی : آمریکا باید کارتر را از صحنه سیاست خارج کند. کارتر بد سیاستمداری بود برای آمریکا. بد رئیس جمهوری بود برای آمریکا. آمریکا را بد نام کرد در دنیا. مسلمین را بر ضد آمریکا مجهز کرد، کارتر و این کارتر لایق نیست که رئیس جمهور آمریکا باشد. ملت آمریکا بدانند که نباید به او رأی بدهند، برای اینکه کارتر خیانت کرده است به آمریکا و الان مشغول خیانت است به آمریکا.
صحیفه نور، ج 10، ص 267
کارتر شکست خورد و یکی از سه عامل اصلی این شکست، ایران و ماجرای گروگانها بود. در واقع، بحران ایران و ماجرای گروگانها که تا روز انتخابات همچنان در اسارت بودند، باعث نومیدی و سرخوردگی مردم آمریکا و این باور غلط شد که کارتر مردی ضعیف و فاقد قدرت تصمیم گیری است.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 208
روش سست و بی بنیاد کارتر در سیاست خارجی و اقدامات نامعقول برژینسکی که هنوز قادر به درک واقعیت مسایل ایران نبود، در نوامبر 1979 به گروگان گیری اعضای سفارت آمریکا منجر شد و یک دوران تحقیر ملی که در تاریخ آمریکا نظیر آن دیده نشده است، آغاز گردید.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 195
کارتر در هواپیما گفت: عجیب است که سرنوشت انتخابات ریاست جمهوری این کشور بزرگ، نه در شیکاگو یا نیویورک، بلکه مستقیماً در تهران تعیین می شود.
بحران هامیلتون. جردن، ص 183
امام خمینی : آمریکا از این وحدت کلمه ملت و از این که ملت ما به اینجا رسیده است که جوانهای غیور کفن پوش شدند، شهادت می خواهند، از این وحشت دارد. از شکست سیاسی هم وحشت دارد و آن تابع اینست که مهلت پیدا کنیم که جرایم آمریکا را و روسای جمهوری آمریکا را به خصوص این رئیس جمهور فعلی را برملا کنیم.
صحیفه نور، ج 10، ص 271
بیش از هر چیز دیگری، آمریکاییان در ایران، با سمبلی از عجز و ناتوانی خود روبرو شدند. زیرا ملتی که بعد از ماجراهای ویتنام و واترگیت، با اشتیاق تمام می رفت که اعتماد به نفس خود را بیابد، اکنون گرفتار کشمکش با یک فرهنگ مذهبی قدیمی که سابقه دشمنی و عدم تفاهمش با غرب، به قرنها قبل باز می گردد، شده است.
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد، ص 217
البته ممکن است آمریکا پاسخ مناسبی برای مقابله با مرد متعصبی که می تواند همه مردم خود را بسیج کرده، آنها را نه فقط برای مردن در راه آرمانهای تعصب آمیز خود، آماده کند که اگر لازم باشد دست به عملیات انتحاری هم بزنند، نداشته باشد. این مساله با فاجعه حمله به مقر تفنگداران آمریکا در بیروت که در سال 1983 رخ داد، پیچیده تر شد و هیچ راه حل ساده ای ارائه نشد.
مأوریت در تهران، هایزر، ص 314
ونس گفت ترجمه صحیح بیانات خمینی را در اختیار دارد و آنچه از سخنان او مستفاد می شود، این است که خمینی قصد تهدید دارد...همان طور که انتظار می رفت، برژینسکی به مقابله برخاست و گفت: ممکنست یکی از هدفهای آنها تحریک و وسوسه ما باشد، ولی آنها کشور ما و رییس جمهوری ما را هم به بدترین وجهی مورد اهانت و تحقیر قرار می دهند. جودی خطاب به برژینسکی گفت: ولی چه می توانیم بکنیم؟ ما امکانات محدودی در این بازی در اختیار داریم و همه آنها را نمی توانیم یکجا مصرف کنیم.
بحران، جردن. هامیلتون، ص 49
امام خمینی : انشاءالله ملت بزرگ ایران، با پشتیبانی مادی و معنوی خود از انقلاب، سختی های جنگ را به شیرینی شکست دشمنان خدا در دنیا، جبران می کند و چه شیرینی بالاتر از این که ملت بزرگ ایران مثل یک صاعقه بر سر آمریکا فرود آمده است و چه شیرینی بالاتر از این که ملت ایران، سقوط ارکان و کنگره های نظام ستم شاهی را نظاره کرده است و شیشه های حیات آمریکا را در این کشور شکسته است.
صحیفه نور، ج 20، ص 236
ایران، بزرگترین شکست حکومت کارتر بود... سقوط شاه از نظر استراتژیک، نتایج مصیبت باری برای آمریکا به بار آورد و از نظر سیاسی برای خود کارتر فاجعه آمیز بود.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 101
در ضمن، غم انگیزتر این که، محور استراتژیک موقعیت آمریکا در منطقه خلیج فارس، یعنی ایران، در مقابل چشمان ما در حال از هم پاشیدن بود و یکی از دشمنان ایالات متحده به عنوان رهبر جدید آن کشور مهم سیاسی، خود را در آنجا مستقر می کرد. این تحول، نه تنها شکست مهمی برای منافع آمریکا بود، بلکه از نظر شخصی نیز مساله حساس سیاسی شاه را که در پی پناهندگی می گشت، برای رئیس جمهوری به بار می آورد.
سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه، برژینسکی. زبیگینو، ص 139

مذاکره و رابطه با آمریکا

امام خمینی : خیال نکنید که روابط ما با آمریکا و روابط ما با شوروی و روابط ما با اینها یک چیزی است و برای ما یک صلاحی دارد. این رابطه مثل رابطه بره با گرگ است. رابطه بره با گرگ، رابطه صلاحمندی برای بره نیست. اینها می خواهند ما را بدوشند.
صحیفه نور، ج 10، ص 58
مسلم است که ملاحظات سیاست خارجی مهمی نیز، در تصمیم کارتر دخالت داشته اند. مثلاً برقراری روابط با دولت جدید ایران، درست مانند از سرگیری جریان نفت قطع شده به غرب، یکی از اولویت ها بود.
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد، ص 47
ما همچنین در خلیج فارس، یک خط مشی تکمیل شده ای را برای حفظ چهار هدف قدیمی مان تعقیب می نماییم. حفظ آزادی کشتی رانی، تقویت کشورهای میانه رو عرب، کاهش نفوذ قدرتهای ضد غرب، مثل اتحاد جماهیر شوروی و ایران، تضمین دسترسی به نفت به مقدار منطقی برای خود و متحدین مان.
استراتژی امنیت ملی ایالات متحده، ص 74
من گفتم: ما می توانیم اعلامیه را با استفاده از کلماتی تهیه کنیم که معنی آنها در ترجمه فارسی یا فرانسه کشدار باشد. به طوریکه متن انگلیسی آن برای آمریکاییها خوش آیند باشد و متن فارسی، ایرانیها را راضی کند.
بحران، هامیلتون. جردن، ص 109
نکته حائز اهمیت در نطق رئیس جمهور، این بود که او صریحاً اعتراف کرد: سیاست به کار گرفته شده از سوی ما در مورد برقراری ارتباط با ایران، ناشیانه و معیوب بوده است.
در کاخ سفید چه گذشت، ریگان. رونالد، ص 57
امام خمینی : تا من هستم نخواهم گذاشت حکومت به دست لیبرالها بیفتد. تا من هستم، نخواهم گذاشت منافقین اسلام، این مردم بی پناه را از بین ببرند. تا من هستم، از اصول نه شرقی - نه غربی عدول نخواهم کرد. تا من هستم، دست ایادی آمریکا و شوروی را در تمام زمینه ها کوتاه می کنم و اطمینان کامل دارم که تمامی مردم در اصول، همچنان گذشته، پشتیبان نظام و انقلاب اسلامی هستند.
صحیفه نور، ج 21، ص 96
خطوط اصلی پیشنهاد من این بود که برای پایان بخشیدن به بحران فعلی و استقرار یک نظم جدید در ایران، بین نیروهای انقلابی و نیروهای مسلح، سازش به وجود بیاید و...پس از خروج شاه و افسران ارشد وی از کشور، حصول توافقی بین نیروهای انقلابی و فرماندهان جوان و تازه نفس نیروهای مسلح، به این صورت امکان پذیر بود که آیت الله خمینی، شخصیت معتدلی مانند بازرگان یا میناچی را به نخست وزیری انتخاب کند و بدینوسیله از روی کار آمدن حکومتی از نوع ناصر - قذاقی جلوگیری به عمل آید.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 144
اگر به پیشنهاد من توجه می شد و امکان انتقال آرام و بدون خون ریزی قدرت، فراهم می گردید به منافع آمریکا در ایران لطمه زیادی وارد نمی آمد و آمریکاییان مقیم ایران هم می توانستند به کار و زندگی خود ادامه دهند.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 159
هنگامیکه این مطالب نوشته می شود، نتایج دراز مدت سقوط شاه را نمی توان بدرستی ارزیابی کرد. قضاوت نهایی در این باره باید به نتایج حاصله از مبارزه قدرتی که پس از خمینی، در ایران در خواهد گرفت، موکول کرد. اگر پایان این مبارزه، یک رژیم محکم و با دوام غیر کمونیست باشد، ایران و آمریکا روابط خود را از سر خواهند گرفت و منافع هر دو کشور در حفظ امنیت و تمامیت ارضی ایران، به توسعه و بهبود روابط دو کشور در آینده کمک خواهد کرد(100).
توطئه در ایرن، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 58
امام خمینی : ما آمریکا را خوب می شناسیم و می دانیم که می توانیم در برابرش مقاومت کرده و از شرفمان دفاع کنیم. ما نشان داده ایم که در برابر بی عدالتی بزرگ او که پناه دادن به شاه است، می توانیم مقاومت کنیم. ما باید بر آمریکا غلبه کنیم و او را در منطقه شکست دهیم.
صحیفه نور، ج 11، ص 200
اطلاعاتی که پرفسور کاتم درباره آیت الله خمینی و معتقدات مذهبی او و کشمکش های داخلی در ایران به من داد، کم و بیش با آنچه از سالیمان و بورکه و بلالون شنیده بودم، تطبیق می کرد. اما نکته ای که او بر آنچه قبلاً شنیده بودم، افزود، این بود که گفت: خمینی می خواهد آمریکا را تحقیر کند و راه خروج از این بن بست، پس از تامین این هدف باز خواهد شد.
بحران، جردن. هامیلتون، ص 96
کارتر با همان لحن عصبانی، ادامه داد: ما همه دنیا را از دولت خودمان گرفته تا سازمان ملل و وکلای فرانسوی و آرژانتینی و پانامایی ها در این کار آلوده کرده و طرحی نوشته ایم. ولی حالا معلوم می شود، تنها کسی که خود را مقید به اجرای این طرح نمی داند و عملاً خط بطلان بر روی آن می کشد، آیت الله خمینی است.
بحران، جردن. هامیلتون، ص 121
اما داغ شکستی که آمریکاییان در ایران خوردند، تا مدتها آنها را رها نخواهد کرد. مخصوصاً بدین خاطر که این شکست، ضربه دوباره ای به احساس غرور و اعتماد به نفس آنان بود.
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد، ص 218
امام خمینی : ما روابط با آمریکا را می خواهیم چه بکنیم؟ روابط ما با آمریکا، روابط یک مظلوم با ظالم است. روابط یک غارت شده با یک غارتگر است. ما می خواهیم چه کنیم؟
صحیفه نور، ج 6، ص 57
هدفهای محدود ما در ایران، در اوایل استقرار رژیم اسلامی، دسترسی به نفت ایران و بهبود تدریجی روابط با رژیم جدید بود.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 58
آیت الله خمینی قدرت را در ایران به دست گرفته بود و منافع حیاتی آمریکا ایجاب می کرد، که به رژیم جدید روابط دوستانه ای برقرار کند.
بحران، جردن. هامیلتون، ص 25
روز یکشنبه گذشته، پریزیدنت کارتر در یک جلسه سری شورای امنیت ملی، اظهار داشت که در نظر دارد رشته اقدامات تنبیهی علیه ایران آغاز کند و این کار را با قطع خرید نفت ایران از طرف آمریکا آغاز می کند. بعضی از اعضای شورای امنیت ملی با این تصمیم موافق نبوده و استدلال می کردند که این اقدام بدون اینکه تاثیر زیادی برای ایران داشته باشد، موجب کمبود و افزایش بهای سوخت خواهد شد و نارضایی هایی به وجود خواهد آورد.
بحران، جردن. هامیلتون، ص 44

...................) Anotates (.................
1) اعتراف برژینسکی مبنی بر اهمیت حمایت آمریکا در بقای اسراییل، متضمن اجرای منویات آمریکا نسبت به ولد نامشروع انگلیس و آمریکا، یعنی اسراییل می گردد. بنابراین حیله گریهای شاه در کمک رسانی به اسراییل، این دشمن قسم خورده اسلام در قبال ملتهای مسلمان، بیانگر خدمتگزاری بی چون و چرای او از آمریکاست.
2) حبیب اللهی، فرمانده نیروی دریایی در زمان سقوط شاه بود و مطالب فوق را در مصاحبه با نگارنده کتاب بیان داشته است. مضمون توصیه ها اعم از متناقض یا غیر آن، بیانگر آلت دست بودن شاه، می باشد. همچنین اتکای شاه به توصیه های بیگانگان، خصوصا آمریکا به خوبی نشان می دهد که وی عامل اجرای سیاستهای آنان به منظور تأمین منافع هر چه بیشتر آنها بوده است.
3) در مورد مطالب فردوست باید گفت، آیا مملکتی که حتی شاه کشور به وسیله تلفن قرمز کنترل می شود، دارای استقلال است؟ و آیا این کشور در اشغال کامل آمریکا نیست؟
4) در مطالب سولیوان، خواننده در بدو امر تصور می کند فرماندهان ارتش به دلیل استقلال کشور و اهمیت مساله نیروهای مسلح از ورود بیگانه ای جلوگیری کرده اند؛ اما دادن کارت بلانش، به معنای صدور جواز برای سفیر آمریکا در بازدید همه جانبه ارتش ایران تصور فوق را باطل می کند. توضیح سولیوان درباره آزادی آمریکاییان در ارتش ایران و ذکر این نکته که آنها ابواب جمعی ارتش ایران محسوب می شدند، علت فریادهای استقلال طلبانه حضرت امام را بیان می کند.
5) در سندهای ارایه شده، تنها نیروی مبارز در قبال مسأله ننگین کاپیتولاسیون، روحانیت به رهبری حضرت امام (سلام الله علیه) بوده است. از قشر - روشنفکران - اعم از جبهه ملی، نهضت آزادی و نیروهایی که داعیه مبارزه با سابقه داشته و دارند، هیچ گونه مخالفت، مبارزه و یا مقاومتی در اسناد تاریخی، مشاهده نمی شود. شادروان جلال آل احمد در کتاب در خدمت و خیانت روشنفکران می نویسد:
در این واقعه نیز، روحانیت به تنهایی عمل کرد، چرا که حتی روشنفکران زمان، او را نماینده ارتجاع خواند و گمان کرد حضرات به قصد بازگرداندن مالکیت یا حجاب زنان، به اعتراض برخاسته اند. (ص 55)
6) دقت در تاریخ کلام حضرت امام (سلام الله علیه) و سند ارایه شده نشان می دهد که، آن حضرت به خوبی از چگونگی اوضاع اقتصادی ایران اطلاع داشته اند. توضیح آنکه تاریخ کلام امام، سال 53 و تاریخ سند ارایه شده که در آن درآمد نفت را 20 میلیارد دلار ذکر می کند، همان 53 می باشد.
7) طبق سند بالا مشاهده می شود، در یک مأموریت خائنانه شاه نفت کشور را برای منافع آمریکا به فروش می رسانید و پول آن را هم طبق طرح آمریکا و به عنوان کارگزار ایالات متحده، خرج تسلیحات آمریکایی می کرد. این سند اعترافی نسبت به جمله آخر از فرمایشات حضرت امام (سلام الله علیه) است. در این سند، عدم توانایی ارتش ایران، نه تنها در استفاده از این تسلیحات، اقرار شده که حتی توانایی آنها در نگهداری هلیکوپترها هم، از نظر آمریکاییان منتفی قلمداد شده است. بنابراین، پس از سرازیر شدن نفت و پول آن به سوی کشور آمریکا، در ادامه خدمت شاه به آمریکا در وطن، این بار، نوبت اعزام مستشاران آمریکایی به ایران است تا هم بر مقدرات کشور حاکم شوند و هم هزینه جداگانه ای را بر ملت مستضعف ایران تحمیل نمایند.
8) اینکه فردی چون سولیوان، سفیر آمریکا الزاما جز به منافع کشورش نمی اندیشد و اینکه در اینگونه موارد، دیده می شود با کلامی منطقی به افشای غارتگری و خیانت آمریکا نسبت به ایران می پردازد، عللی دارد:
1 - کلیه این خاطرات چه از سوی سولیوان و چه از سوی دیگران، پس از سرنگونی سلطنت و پیروزی انقلاب اسلامی نگاشته شده و اگر هم نوش دارو باشند، پس از مرگ سهراب تهیه شده اند.
2 - سیاستمداران کهنه کار که در اندیشه حفظ و بقای منافع کشورهای خود باشند، آن هم سیاستمدارانی در کشوری چون آمریکا، که هدف و مقصد آنها حضور دایمی در ممالک دارای منافع و ثروت و یا موقعیتهای ژئوپولتیکی خاص، چون کشور ایران هستند، صرفا حفظ آبرو برای عامل دست نشانده خود می باشد که عنوان شاه - امیر - ملک - رئیس جمهور و... به آنها اعطا کرده اند. بنابراین اگر هم واقعا سولیوان در آن زمان به فکر رو به راه کردن اقتصاد ایران بوده است، به منظور ممانعت از متلاشی شدن نظام سلطنت بوده، چرا که در دیدگاه بسیاری از آمریکاییان و دیگر غربیها و غربزده ها، علت متلاشی شدن سلطنت، عامل اقتصادی بوده است.
9) حتی خود شاه فهمیده بود که قراردادهای میلیارد دلاری وی باآمریکا برای خرید تسلیحات به زیان ایران بوده است. جالب این است که در این سند شاه اعتراف داشته که حتی توصیه عقد این قراردادها نیز از جانب آمریکاییان بوده است، و حتما او به عنوان مزدور آمریکا مجبور به انجام آن بوده است!
10) سفیر آمریکا در ایران نتیجه مثبت قراردادهای تسلیحاتی ایران با آمریکا را که با پول نفت شاه می توانست ایران را به سر حد رفاه برساند که البته خرید تسلیحات آمریکایی این امکان را مانع می شد.
11) قسمتهایی از پیام های ویلیام سولیوان سفیر آمریکا در ایران در زمان انقلاب اسلامی است، که درباره انقلاب و خط مشی آمریکا در قبال آن، برای حکومت آمریکا می فرستاده است.
12) قسمتهایی از پیام های ویلیام سولیوان سفیر آمریکا در ایران در زمان انقلاب اسلامی است، که درباره انقلاب و خط مشی آمریکا در قبال آن، برای حکومت آمریکا می فرستاده است.
13) کلمات قصار محمد رضا است، که در مذاکره با هنری کیسینجروزیر خارجه وقت آمریکا در 1976 بیان شده است.
14) روشن است که منظور آمریکاییان از جمله ایران نیرومند، بار مسئولیت آمریکا را در منطقه سبک می کرد چیست؟ زیرا در همین پاراگراف و در جملاتی قبل از جمله اخیر، ذکر می شود که رئیس جمهور آمریکا به شاه آزادی عمل و انتخاب در خرید تسلیحات داده بود. پس این آزادی در خرید تسلیحات به منظور پایگاه شدن ایران در منطقه، و سبک کردن بار آمریکا می باشد و نه مسأله ای دیگر.
15) در مطالبی که از کتاب خاطرات هامیلتون جردن، سخنگوی وقت کاخ سفید، انتخاب شده است، نکات قابل بحثی وجود دارد. اول آنکه، جردن اعتراف دارد ایران برای شاه، هم از نظر نفت و هم پایگاه بودن برای آمریکا و غرب، دارای ارزش حیاتی بوده است. ثانیا، جردن به حفظ ثبات و استقلال ایران اشاره دارد که این ثبات و استقلال برای آمریکا اهمیت حیاتی داشته و به منظور ایجاد و حفاظت این ثبات و استقلال، آمریکا به شاه متکی بوده است. جالب توجه است که از نظر آمریکا، ثبات ایران با وجود شاه جز ثبات پایگاههای او و نیز تثبیت موقعیتش در نفوذ و سلطه در ایران و ثبات جریان صدور نفت معنایی دیگر نداشته و استقلال نیز حکایت از اتکای هر چه بیشتر دستگاه سلطنتی پهلوی به آمریکا و جدا بودن آن از مردم و تفکر انقلابی - اسلامی مردم بوده است. چه تنها در این صورت منافع حیاتی آمریکا دور از خطر می توانست باشد.
16) یاتسویچ افسر نیروی هوایی یوگسلاوی بود که در جنگ جهانی دوم با هواپیمای خود به آمریکا پناهنده و سپس تبعه آمریکا گردیده وی به عضویت سیا درآمد و به سرعت ترقی نمود، به نحوی که پس از مدت کوتاهی رئیس سیا در ایران شد.ظهور و سقوط سلطنت پهلوی ص 337) این اسناد نشان می دهند که آمریکا در دخالت و ترکتازی در کلیه مسایل ایران از قدرت های ذی نفوذی پیشی داشته است. ارتباط منظم فردوست با رئیس سیا در ایران و دادن اطلاعات مملکتی به وی، بیانگر این امر است که این کارشناسان آمریکایی چگونه به صورت مستمر، در پی ساز کردن نغمات جدید برای ملت ایران بوده اند.
17) سفیر آمریکا بر خود لازم می داند اطلاعات دقیقی راجع به اقتصاد ایران کسب کند. به یک معنا کارشناسان آمریکایی در لباس سفیر، رئیس سیا، مستشار، بازرگانان و غیره در همه ابعاد فرهنگی، نظامی، سیاسی، اقتصادی و... دخیل بوده و بر اساس برنامه های طراحی شده کشور خود، ایران را به سوی دلخواه، سوق می دادند. نکته آخر این سند، اعتراف به سودجویی های مستشاران و کارشناسان آمریکایی است که حتی مورد انتقاد سفیر قرار گرفته است. کلیه اسناد نشان می دهند، ایران مرکز تاخت و تاز آمریکا بوده است، بنابراین آیا می توان به آن نامی جز تضعیف ملت اسلامی ایران داد؟
18) در تمامی اسناد اعترافی، چگونگی مستعمره بودن ایران بدست آمریکا، همچنین پایگاه قرار داشتن ایران شاهنشاهی برای حفظ و حراست منافع آمریکا طرح گردیده است. اینکه نیروهای ایران اسلامی از سوی شاه برای سرکوبی شورش قبیله ای ظفار اعزام شوند. چه پاسخی می تواند داشته باشد، جز اینکه شاه ایران را مستعمره آمریکا قرار داده بود. تا هر زمان که مصلحت و منافع آمریکا ایجاب کند، نیروهای مسلح ایران در هر جای دنیا، طبق دستور آمریکا و بدون انگیزه و حتی اطلاع از چگونگی امر وارد عمل شوند؟
19) طبق سند، خرید تسلیحات ایران بر اساس سیاست کلی آمریکا و نیز توصیه و مشورت مستشاران بوده است.
20) علاوه بر تسلط مستشاران آمریکایی بر مقدرات کشور، نشان می دهد که اعمال و رفتار آنها شرف حیثیت و آبروی کلیه ارتشیان متعهد را نابود کرده بود. یکی از جملات آخر این سند، نشان می دهد که مستشاران نظامی آمریکایی، حتی ایرانیان را لایق شرکت در خوش گذرانیهای خود نمی دانسته اند.
21) آمریکاییان سعی داشتند هرگونه آزادی عمل را ازارتش سلب کرده و قدرت انتخاب و پیوستن به انقلاب اسلامی را از آنان بگیرند. در حالی که رده هایی از ارتش - پایین تر از سطح فرماندهان عالیرتبه که مزدوران آمریکایی و دشمنان قسم خورده ملت بودند - تلاش می کردند با تماس با رهبران اتقلاب اسلامی، پیوند خود را با اسلام و انقلاب اعلام کنند. سرهنگ آمریکایی در تکاپوست آن را شایعه دانسته و سعی در منتفی کردن آن نماید.
22) این اسناد، اوضاع سال 57 را بیان می کند و برگوشه ای از دخالتها و کنترل منافع آمریکا توسط مستشاران زیر نظر سفارت آمریکا، تصریح دارد. دیده می شود که چگونه براون، وزیر دفاع وقت آمریکا از سرهنگ آمریکایی می خواهد راجع به کلیه امور ایران دخالت کرده، آنها را کنترل نموده و گزارشی روزانه، برای او ارسال دارد.
23) میزان دخالت سفارت آمریکا در این امور، تا جایی پیش می رود که سفیر باید فهرست نام نظامیانی را تنظیم و تصویب کند که عهده امور مورد خواست آمریکا در ایران، برآیند. یعنی لیست نام افراد شورای نیابت سلطنت، توسط سفیر آمریکا در ایران تهیه شده است.
24) سفیر آمریکا در تهران فهمیده است که کار مستشاران نظامی آمریکا در ایران، صرفا، تلاش برای خرید هر چه بیشتر تسلیحات توسط ایران از آمریکاست. به همین جهت او دریافته که آنان علیرغم عنوان مستشاری، تلاش برای تعلیم ارتش ایران نداشته و صرفا ایران را انبار تسلیحات آمریکا نموده اند که جز زیان چیزی عاید ارتش نمی کرده است. البته باید توجه داشت این توصیه یا احساس مثبت سفیر آمریکا، برای ملت و دولت ایران نبوده است، زیرا او نماینده کشوری است که تمام همش چپاول منافع، معادن و منابع ایران توسط مزدورش - شاه خائن - و نیز مستشاران نظامی بوده است. همچنین گسیل دهها هزار مستشار با قصد ایجاد هزینه های هنگفت، بر دوش ملت ایران و آقایی آنها بر ارتش ایران بوده است. بنابراین همانگونه که خود سفیر بارها در همین کتاب تذکر داده، ایران برای آنها اهمیت استراتژیک داشته و آمریکا در ایران دارای منافع حیاتی بوده و... به همین جهت سفیر احساس می کند، مستشاران باید با تعلیم ارتش ایران، آنها را حداقل برای حفظ و حراست منافع آمریکا مهیا سازند.
25) تلاشهای بی وقفه آمریکا و مطالعات کارشناسانه آنها در زمینه اجرای کودتا در این اسناد بیان می شود.
26) شکست گامهای خائنانه و جنایتکارانه آمریکا را مطرح شده است که با تمام توان برای نگهداری سلطنت پهلوی و وارد عمل کردن ارتش در کشتار مردم - کودتا - جلو آمدند، اما در همه مراحل با شکست مواجه شدند.
27) نکته حائز اهمیت، عدم تمکین همافرها از دستورات آمریکاست. لکن سرهنگ آمریکایی بیاناتی در این زمینه دارد که ضروریست به آن دقت شود: 1 - او می گوید تصور همافران این بود که تجهیزات از آن کشورشان است. یعنی تسلیحات خریداری شده از نظر آمریکاییان، ابدا متعلق به ایران نبوده است. این امر چندان بعید به نظر نمی رسد، چرا که شاه خائن کلیه سرزمین و منافع و معادنش را رایگان به آمریکا هبه کرده بود. 2 - هایزر می گوید همافران احساس می کردند، توان نگهداری تجهیزاتشان را دارند. از نظر سرهنگ آمریکایی که در صفحه 197 معترف است که همافرها تحصیل کرده و جدی تر از بقیه نیروهای ارتش هستند، فاقد نیروی محافظت از تجهیزات بوده و مقاومتشان در برابر تصمیم آمریکا، یک احساس توانمندی شده بوده و نه واقعیت. این سند، سلطه مادی و معنوی و تحقیر ایران و ایرانیان، خاصه ارتش، در دیدگاه آمریکاییان، را بیان می کند.
28) سفیر وقت آمریکا در ایران، حضور بیشمار مستشاران آمریکایی را توضیح داده و مسایل رفاهی آنان را شرح می دهد. بنابراین در کشور فقر زده ایران شاهنشاهی، که ملت ایران در آن در اختناق، فقر، محرومیت و عدم استقلال و آزادی بسر می برند، نه تنها پایگاههای آمریکا در نقاط دلخواه آنان احداث می گردید، که مستشاران آمریکایی آزادتر و مرفه تر از کشور خودشان به زندگی ادامه می دادند. در این صورت، آیا آنان نباید حاکم بر سر نوشت مردم محکوم ایران شاهنشاهی می شدند؟
29) سران ارتش شاهنشاهی که عالیترین مقامات ارتش بودند، در پیشگاه یک سرهنگ آمریکایی، چنان حقیر بوده اند که به محض اظهار عقیده درباره سرنوشت خویش، با کلمات بزدل ناسپاس و غیر عاقلانه فکر کردن آنهم با استفاده از روش شوک، از سوی سرهنگ مخاطب قرار می گیرند. نکته جالب توجه آن است که سرهنگ آمریکایی، وفاداری به کشور را به فرمانده ارتش شاهنشاهی، تذکر می دهد. باطن مطلب به این صورت بوده که سرهنگ آمریکایی، با ادای کلمه وفاداری به کشور ایثار سران خود فروخته ارتش را در حراست از منافع آمریکا منظور داشته، که آنها با فداکاری و از خود گذشتگی برای آمریکا در برابر امواج خروشان انقلاب ایستادگی کرده، با کشتار مردم، به حفظ منافع آمریکا بپردازند.
30) خفت، تحقیر و خواری شاه - فرمانده کل نیروهای مسلح شاهنشاهی - را در برابر آمریکاییان تأیید می کند. این سند تصریح دارد که شاه خود احساس نوکری و خفت و حقارت داشته که آمریکا نسبت به او ابراز می کرده است. بنابراین، حساب نیروهای مسلح یا ارتش شاهنشاهی در نوکری و تحقیر توسط آمریکا و مستشاران اجنبی آمریکایی مشخص است.
31) سند شماره چهار استقلال، آزادی و برتری امت اسلامی و بالطبع ارتش ایران اسلامی بر جهان غرب، به عنوان هدف و مقصد حضرت امام (سلام الله علیه) مورد تاکید است.
32) نکته قابل توجه در این سند آن است که میزان اطاعت یا نوکری فرماندهان ارتش، طبق دستور شاه، از آمریکا، آنقدر وسیع است که برای ژنرال آمریکایی غیر قابل انتظار است. آیا بازهم باید از ضدیت آمریکا با انقلاب اسلامی، به علت رساندن خائنین به ملت و خادمین به شیطان بزرگ متعجب بود؟
33) دیده می شود که چگونه سرهنگ آمریکایی مأموریت داشته تا حصار تعبد طاغوت را برای فرماندهان ارتش هر چه بیشتر محکم کرده و از شکستن دیوارهای این حصار، توسط بدنه ارتش ممانعت کند. همچنین می توان به وضوح مشاهده کرد که آمریکا برای تداوم سلطنت خیانت و جنایت 2500 ساله، چه تلاشهایی کرده و چه تضمینهایی به سران خائن و وابسته ارتش داده است.
34) جمله حضرت امام (سلام الله علیه) ما انتظار داریم... به معنای واقعی و حقیقی، انتظار حضرت امام را از آمریکا، نمی رساند. چرا که آن حضرت در تمامی گفتارها و نوشتارهای خود، از آغاز مبارزه در نهضت اسلامی علیه سیاستهای ثابت و جنایتکارانه آمریکا افشاگری کرده و پیوسته تاکید داشته اند که تعویض حکومتهای آمریکا، هیچ گونه تغییری در سیاست آمریکا نداشته است. لکن از آنجا که بسیاری از مردم جهان، خصوصا به اصطلاح روشنفکران و ملیون ایران به حکومت دمکرات آمریکا، خصوصا حقوق بشر کارتر دل بسته بودند، حضرت امام (سلام الله علیه) با این کلام، زنگ آگاهی را برای آنان به صدا در آورده اند.
35) توضیح آنکه شاه فی النفسه آدم غیر معقولی بود و این بی عقلی حتی مورد تصدیق خود آمریکاییان قرار گرفته است. در کتاب آخرین سفر شاه ص 226، آمده است: ویلیام سایمون وزیر خزانه داری وقت آمریکا (1975) شاه را احمق خوانده بود. همین احمقی سبب دو نکته بالا نیز گردیده بود. بدین معنا که شاه در مواجهه با اوج و وسعت انقلاب اسلامی و عجز آمریکا در مهار کردن آن، به این نتیجه رسیده بود که 1 - آمریکا از حمایت او دست برداشته است 2 - خارجیان در گسترش انقلاب نقش دارند. البته لازم به تذکر است، هنوز اساتیدی هستند که به مسایل متصور شاه، به نحوی معتقدند و یا اصرار در تثبیت آن دارند
36) جلسه مورد بحث سفیر آمریکا مرکب از 30 تن مقامات ارشد شرکت ها و موسسات آمریکایی فعال در ایران، بوده است.
نکته حائز اهمیت، این است که صاحبان شرکت های آمریکایی از وضع اقتصادی اعلام رضایت نموده و حتی اعلام می کنند که کارها به خوبی پیش می رود، تعهدات ایران انجام یافته و اوضاع کارگری بر وفق مراد است البته اوضاع اقتصادی ایران، برای شرکت های آمریکایی و بر اساس قراردادهای منعقده با آنان پیشرفت داشته و تعهدات ایران در غارت اموال ملت و ریختن آن به جیب آمریکاییان، کاملا انجام می شده و اوضاع کارگران محروم ایران در مزدوری برای اجانب، بسیار موافق طبع اربابان آمریکایی بوده است.
37) سند حاوی این مطلب است که آمریکا سعی در قطع نفوذ روس و انگلیس از ایران نموده و پس از آن، خود فعال مایشاء در این مرزوبوم شده است. جمله آخر اعتراف به این حقیقت است که نتیجه جنایات بی شمار و بی حد آمریکا که به دست مزدورش محمد رضا، انجام می گرفته، موجب سقوط سلطنت وابسته پهلوی، به دست توانای ملت اسلام به رهبری حضرت امام (سلام الله علیه) شد که منجر به قطع ید آمریکا از ایران گردید. البته از آنجا که هم در حکومت ننگین 37 ساله محمد رضا و هم سالهای پس از انقلاب، ملت آمریکا از جنایات دولت خود حمایت نموده و یا نسبت به آن اعتراض نکرده است، همین تنفر را ملت ایران نسبت به ملت آمریکا، تعمیم داده است.
38) حمایتهای دولت آمریکا از شاه و جنایات او تا جایی پیش می رود که کارتر به منظور یاری رساندن به شاه، زاهدی را عازم ایران کرده، خود پست سفارت ایران را تقبل می کند
39) از دیدگاه برژینسکی، مشاور امنیت ملی کارتر، دودلی شاه چه معنایی دارد؟ هم چنین باید معلوم شود در سیاست حقوق بشری دولت کارتر، چه کاری را باید انجام می داد که حاضر به انجام آن نشد؟ کشتارهای وسیع در شهرهای مختلف ایران، دولت حقوق بشری آمریکا را ارضا نکرده است، شاید کار مورد نظر آنها، قتل عام ایرانیان بود که شاه فرصت انجام آن را نیافت و از ایران خارج شد.
40) همانگونه که بارها حضرت امام (سلام الله علیه) درباره ملیون و از جمله بختیار معدوم فرموده اند، به درستی عناصر به اصطلاح ملی ناسیونالیست، با ایده های بیگانه پرستی، به سر می برند. چرا که در همین سند، ونس، حکومت بختیار را به دلیل همین خصلت و عقیده، بر راه حل های دیگر در قبال مبارزه با انقلاب اسلامی ترجیح می دهد.
41) قطعا مدعیان خقوق بشر معتقدند، اگر هر جنایت و حمایتی از سوی آمریکا صورت بگیرد و یا با منافع آمریکا مرتبط باشد، آنان باید با سکوت خود بر آن صحه گذارند، لکن هر جا برای احقاق حقی باید ندایی برخیزد تافریاد حقوق بشری آنها بر خواهد خاست. نمونه آن تایید جنایات شاه و حمایت کارتر است که با سکوت، نسبت به آن از سوی جامعه حقوق بشر، انجام گرفته است.
42) هر دو سند درس عبرت برای همه مدافعین حقوق بشر از نوع آمریکایی است. در این اسناد، کارتر رییس جمهور آمریکا، پس از واقعه 17 شهریور، تلفنی حمایت همه جانبه آمریکا را از شاه اعلام می کند. کارتر نسبت به مساله ای که در این روز برای شاه پیش آمده، اظهار همدردی با وی می کند؛ یعنی از نظر سران آمریکا، شهادت صدها تن از مردم ایران در یک روز، توسط شاه، نه تنها مورد حمایت است، بلکه از آن جهت که موجب نکبت هر چه بیشتر سلطنت و بدنامی آن و در آستانه سقوط قرار گرفتن هر چه نزدیکتر دستگاه 2500 ساله گردیده است تاسف آور بوده است. در پایان، کارتر امیدوار است با کشتار هر چه بیشتر، شاه بتواند با مشکل انقلاب اسلامی، پنجه نرم کرده. تداوم سلطنت ننگین را به منظور حفظ منافع آمریکا، تضمین نماید.
43) نکته قابل توجه آن است که رابطین آمریکا، بنابر گفته ونس، وزیر خارجه وقت آمریکا و نویسنده مطلب، غیر روحانی بوده اند. پس، مشاهده می شود که در آنجا نیز، آنها توان برقرار کردن ارتباط با روحانیون نزدیک به حضرت امام را نداشته و از طریق غیر روحانیون و آنها که سالها مقیم آمریکا و دیگر ممالک غربی بودند، وارد عمل شده اند.
44) نویسنده کتاب شکست شاهانه در ص 432، می نویسد: به قول امین سایکال حضور همه جانبه آمریکا در ایران، نفوذ اجتماعی و فرهنگی روز افزونی را باعث شد... این نفوذ، وابستگی به آمریکا را تحکیم نموده و موجب آسیب پذیری ایران می شد. سند بالا در آن ارائه شده است.
45) اینکه فریدون هویدا، نماینده ایران در سازمان ملل و برادر نخست وزیر بهایی ایران، به تحلیل پرداخته و می گوید: آمریکا باید دموکراسی را به شاه می آموخت، نکته ای گمراه کننده است. چرا که او خود یکی از ایادی همان دیکتاتوری بوده که امروز، آن را نفی می کند.
46) منظور هایزر از تظاهرات بزرگ، همان تظاهراتی است که خود در صفحه 222 کتاب، آن را حدود 200 نفر ذکر می کند. جالب است که تظاهرات این ملت که به طرفداری از بختیار، عنصر ملی انجام گرفته، به همت آمریکا، طراحی شده است.
47) از دیدگاه شاه و آمریکاییان تا دی ماه 57 هیچ گونه خونریزی در ایران انجام نگرفته است. شاه با فرض اینکه سیاست مشت آهنین، منجر به خونریزی می شود، از آمریکاییان تایید می خواسته است. سولیوان سفیر آمریکا به منظور تداوم نفوذ آمریکا در ایران، برخورد مستقیم با انقلاب اسلامی ایران و وحشی گری های آمریکا به دست شاه را موفق نمی دانسته و به همین جهت از پاسخ مثبت به شاه امتناع می کند.
48) سند، به حضور نیروهای سه کشور شوروی، انگلیس و آمریکا در ایران محمد رضا شاهی اشاره دارد. در این سند، آغاز به فساد کشیدن جوانان ایران توسط آمریکاییان توضیح داده می شود.
49) در این سند دو نکته وجود دارد: 1 - تهدیدات حضرت امام (سلام الله علیه) نه تنها علیه ملت آمریکا نیست، بلکه صرفنظر از تهدید، اعلام موضع آن حضرت به نیابت از سوی ملت مسلمان ایران می باشد: عدم ترس، تو خالی بودن تهدیدات آمریکا، عدم لیاقت رییس جمهور آمریکا و نفی هرگونه عمل انتقامی از سوی آمریکا نسبت به ایران که دارای نتیجه مثبت با معیارهای آمریکایی باشد؛ بدین معنا که هر توطئه آمریکا برای سرنگونی جمهوری اسلامی با بهانه هایی از جمله آزادی گروگانهای جاسوسی، کوچکترین خدشه ای به انقلاب اسلامی و نظام آن وارد نخواهد کرد و دنیا مشاهده کرد که چنین بود و این آمریکاست که شکست خورده و مأیوس و رسوا، به آخرین تلاشهایش توسط مزدوران منافق دست می زند. 2 - خشم سران آمریکا از مواضع الهی حضرت امام در این سند آشکار است. بنابراین سران آمریکا خشم خود را از فاش شدن پوچی اقدامات و تهدیداتشان به ملت آمریکا تعمیم داده و آنها را در مقابل انقلاب اسلامی قرار می دادند.
50) سند ارائه شده به صراحت بیان می کند، بنابه فرموده حضرت امام (سلام الله علیه) کارتر این دموکرات مدافع حقوق بشر، چگونه با نطقهای عوام فریبانه سبب خشم مستمعین شده و آنان را در مخالفت و معاندت با ملت مظلوم ایران تهییج می کرده است. کارتر با این جنایت نه تنها مانع از رسیدن ندای مظلومانه ملت ایران در احقاق حق خود، می گردید، بلکه افکار عمومی آمریکا را جهت انحرافی داده و آنها را به جای مخالفت و ضدیت با پذیرش شاه جنایتکار - که عامل مبارزه ملت مسلمان آمریکا علیه آمریکا شده بود - به معارضه ددمنشانه با ملت ایران وامی دارد.
51) در این سند، نسبت مزدوری شاه در حفظ منافع آمریکا در منطقه، حتی برتر و بیشتر از سعودیها در منطقه خلیج فارس، ذکر شده است. نویسنده اعتراف می کند که آمریکا با حمایت خود، عامل تصرف سه جزیره، توسط شاه شده است. از نویسنده سوال می شود: با داشتن چنین ادعایی آیا نباید پرسید: موضع کنونی شما و دولتهایتان در مورد سه جزیره چیست؟ اگر آمریکا با حمایت خود، سبب الحاق سه جزیره غیر ایرانی، به ایران شده است، نه تنها آن روز، خلاف کرده (که این سرشت طبیعی آمریکاست) بلکه امروز خلاف بیشتر می کند که داعیه دارد تا با علم کردن مزدوران خود در منطقه، خواهان استرداد آن شود.
52) با وجود گفتن چنین سخنانی، دولت کارتر، نه تنها شاه را پذیرفت، که در برابر گروگان گرفتن جاسوسهای آمریکایی در تهران، نیز مقاومت کرد و از استرداد شاه سرباز زد. علت این حمایت پر خطر از شاه را کیسینجر صهیونیست مشهور و عضو ثابت شورای سیاستگزاری آمریکا داده است: اجازه ندادن به یک دوست متحد و قدیمی مثل شاه، برای ورود به آمریکا، ظالمانه است.
53) بنا به فرموده حضرت امام (سلام الله علیه)، کارتر دمکرات مدافع حقوق بشر، با نطقهای عوام فریبانه، سبب خشم مردم آمریکا شده و آنان را در مخالفت و دشمنی با ملت مظلوم ایران، تهییج کرده است. کارتر، با این جنایت، نه تنها مانع رسیدن ندای مظلومانه ملت ایران در احقاق حق خود، گردیده، بلکه افکار عمومی آمریکا را منحرف کرده، آنها را به جای مخالفت با پذیرش شاه جنایتکار، به دشمنی با ملت ایران واداشته است.
54) اسناد خارج شده از ایران، قطعا مربوط به مسایل جاسوسی آمریکا علیه ملت و انقلاب اسلامی آنان بوده است که در هنگام سقوط شاه، سفیر آمریکا آنها را از ایران خارج کرده است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و برقراری دولت موقت، آمریکا امیدوار شد که می تواند با آرامش، در سایه عوامل خود در دولت موقت، به کار خود ادامه دهد. بنابراین. پرونده ها بازگردانده می شوند.
جالب است که نویسنده صحت مطالب منتشر شده در 50 جلد اسناد لانه جاسوسی را رد نمی کند و این در حالتی است که اسناد مورد نظر، حاکی از توطئه های زیرزمینی سفارت آمریکا، علیه انقلاب اسلامی بوده است. بسیاری از اغتشاشات، مشکلات، ضربه های وارده به نظام در اسناد منتشر شده توسط دانشجویان مسلمان، وجود دارد.
55) سخنان وزیر خارجه آمریکا نشان می دهد که آمریکا به محض مشاهده وضع مساعد در دولت موقت، تعداد جاسوسان را افزایش داده است. اقدامات حفاظتی و پیش بینی درباره حمله دوباره و در نظر گرفتن تدابیری جهت از بین بردن اسناد و تجهیزات، دلیلی نمی تواند داشته باشد، مگر این که وزیر خارجه با توجه به چگونگی کار سفارتخانه و افراد و اسناد موجود در آن، نسبت به اقدامات فوق تلاش کرده است.
56) انتظام، همان عباس امیر انتظام، معاون مهندسی بازرگان، نخست وزیر دولت موقت است.
57) ونس، وزیر خارجه وقت آمریکا، با ذکر این مطالب،بیان می کند که در بررسی های به عمل آمده، نتیجه زیان بار برای آمریکا قطعی به نظر می رسیده است. آمریکا پیش بینی می کرده که با پذیرش شاه، آمریکاییان در ایران، گروگان گرفته شوند و شرط آزادیشان، استرداد شاه خائن باشد. بنابراین فرمایشات حضرت امام (سلام الله علیه)، گروگان گرفتن جاسوسان آمریکایی و تسخیر لانه جاسوسی، چیزی جز عکس العمل جنایات دولت آمریکا از سوی ملت ایران نبوده و در حقیقت واقعیتی است که خود آمریکاییان هم به آن معترف بوده اند.
58) این نویسنده هم چون دیگر آمریکاییان از آنجا که به قتل و جنایت افراد بشر خو کرده اند، با خوی تجاوزگری و نژاد پرستی، تجاوز نظامی طبس را از آنجا که منجر به شکست مفتضحانه آمریکا، گردید؛ عملی محتاطانه و با ترس و لرز می داند. سخن بر سر محتاطانه بودن عملیات است و معلوم نیست کجای یک تجاوز آشکار به وسیله هواپیماها و هلیکوپترها در خاک کشوری مستقل محتاطانه است؟
59) تاریخ و ملت ایران شاهد بوده اند، کوچکترین قدمی و کلامی از سوی آمریکا دیده و شنیده نشد که حاوی دست برداشتن از جنایات سابقه دار شیطان بزرگ، نسبت به ملت مظلوم ایران باشد. لازم است به آخرین کلام کارتر در پاسخ به این شرط توجه شود، کارتر در سخنان خود گفت: ما بیش از دو روز به انتخابات مهم ریاست جمهوری وقت نداریم و من به هیچ وجه حاضر نیستم که تصمیم خود را درباره این مساله حساس به انتخاباتی که در پیش است ارتباط دهم. بحران. ص 184. ملاحظه می شود که چون کارتر شکست خود را قطعی می بیند، حاضر نمی شود برای رهایی گروگانها تضمین داده و نسبت به جنایات آمریکا عقب نشینی کند. جانشینان کارتر نیز تا به امروز، کوچکترین اقدامی در زدودن دشمنی با انقلاب اسلامی و یا انجام شروط مذکور، نکرده اند.
60) این که در کلام حضرت امام (سلام الله علیه) از فاتحین لانه جاسوسی با عنوان پاسدار نام برده شده است، با این علت بوده، که در آن زمان بیشتر دانشجویان مسلمان دانشگاه ها، به دلیل نیاز جامعه انقلابی و توطئه های دشمنان به سرکردگی آمریکا، در خدمت سپاه در آمده و یا برخی از این دانشجویان بعدا به عضویت سپاه درآمدند. بنابراین ذکر لفظ پاسدار، برای دانشجویان مسلمان خط امام از سوی حضرت امام (سلام الله علیه)، نه تنها با دانشجویی آنان منافات ندارد، بلکه آنان را پاسدارهای اسلام قلمداد می کند.
61) کارتر در سخنان خود اشاره به طرق مسالمت آمیز می کند. شاید از دیدگاه کارتر و دیگر جنایتکاران آمریکایی، تحریم اقتصادی، طرح های توطئه و آشوبهای داخلی، بلوکه کردن ثروت ایران در بانکهای آمریکا و تجاوز نظامی طبس طرق مسالمت آمیز باشند!
62) وزیر امور خارجه آمریکا، با اعتقاد به عدم پیروزی حمله نظامی آمریکا به ایران، نسبت به این کار معترض است. هر چند در این گفتار، ونس امکان گروگان گیری آمریکاییان دیگر و به قول او تعداد بیشتر را توسط ایرانیان، مطرح می کند و اعتراف دارد که وضع آمریکا در ایران بدتر خواهد شد، ولی نکته قابل تامل آن است که ونس در آغا سخنانش می گوید: به فرض آنکه ما بتوانیم عده ای از کارکنان سفارت را نجات بدهیم یعنی خود ونس، موفقیت عملیات را فرض دانسته و شکست و از بین رفتن مهاجمین به دست ایرانیان را اصل پیش بینی می کرده است.
63) فرمایشات حضرت امام (سلام الله علیه) مربوط به گروهک منافقین است، زیرا آنها بودند که با ماسک اسلام به دشمنی با مسلمین و نظام اسلامی برخاسته بودند. به همین جهت سند ارائه شده نیز مبین ارتباط این گروهک جنایت کار با آمریکا بوده که نشان دهنده آن است که آمریکا نیز امید خود را در جنگ با نظام مقدس ایران، به آنها بسته است.
64) آیا این وسایل ضد رژیم، در بین افرادی غیر از کروهکهای معاند با انقلاب، توزیع شده است؟ و آیا گروهکها، از جمله کمونیستها با سلاح های غیر از این وسایل، به تخریب و قتل عام های ضد بشری می پرداختند؟
65) مقدم مراغه ای، ملی گرای رادیکال، کسی است که سمت استانداری آذربایجان را داشت و در ایجاد غائله تبریز سهم بسیار داشت. بنا به فرمایشات حضرت امام (سلام الله علیه) اسناد وابستگی وی در لانه جاسوسی وجود داشت و توسط فاتحین، افشا گردید.
66) داشتن اقوام زندانی یا اعدامی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بیان کننده این نکته است که افراد یاد شده که از سفارت آمریکا خط گرفته و سپس غائله تبریز را ایجاد کردند، به معنای واقعی در زمره مردم غیور و مسلمان آذربایجان نبوده اند. لازم به ذکر است که مردم مسلمان تبریز، بلافاصله در برابر این مزدوران عکس العمل نشان داده و با راهپیمایی و تظاهرات و شناسایی و اطلاع دادن به مسئولان، نه تنها در بازگرداندن آرامش به منطقه و ثبات اوضاع تلاش بسیار نمودند، بلکه در تمسک به ولایت و رهبری حضرت امام، موجب افشای چهره های توطئه گردیدند.
67) همانگونه که حضرت امام (سلام الله علیه) فرموده اند، آمریکا نه تنها توسط فراریانی که در ممالک غرب پناه گرفته بودند، مشغول توطئه علیه نظام مقدس اسلامی بوده، بلکه به عوامل داخلی خویش نیز متوسل می گردیده است. این سند نمونه ای از ارتباطات ایادی داخلی آمریکا با سفارت آمریکاست که در آن، رهنمودهای لازم را برای انجام طرح های خائنانه وصول می کردند.
68) در این مطالب، نماینده کنگره آمریکا، منافقین را دموکراسی خواهانی می داند که برای عملیات تروریستی خود، باید از سوی آمریکا حمایت شوند.
69) منظور از ملاهای مجاهد، روحانی نمایانی است که با منافقین در کشتار مردم هم گام بودند و یا آن را تأیید کردند.
70) کتاب شناخت مجاهدین خلق، مهمترین کتاب ایدئولوژیک آنها بود. هر عضو، باید این کتاب را خوانده و به محتوای آن اعتقاد کامل، داشته باشد.
71) شخصی که رییس سازمان سیا را در نحوه به کارگیری سران مطبوعات، روشنفکران و بازرگانان... راهنمایی کرده است، از نظر نویسنده چنین معرفی شده است: یک بار که برای شرکت در کنفرانسی، عازم یکی از ممالک دوردست بودم، سر راه، از سوی سرویس اطلاعات خارجی کشوری که در آن توقف داشتم، به صرف شام دعوت شدم... سابقه خدمت او در کارهای اطلاعاتی به سالها قبل از آغاز دوران انقلاب تکنیکی در امور جاسوسی، می رسید و به همین جهت، آن قدر تجربه کسب کرده بود که دیگر نیازی به وسایل پیشرفته و راههای پیچ در پیچ بهره گیری از سیستمهای مدرن احساس نکند.
72) دو سند، بیانگر توطئه های آمریکا به منظور سقوط نظام مقدس اسلامی ایران است.این توطئه ها باید از طریق عوامل داخلی صورت گیرد، لکن برخلاف اظهار نظر ترنر - رییس سازمان سیا، نه تنها گروههای زیاد مخالف نظام وجود نداشت، بلکه در آن زمان، تنها منافقین به عنوان یگانه گروه مزدور آمریکا، به صورتی مخفی عمل می کرد؛ زیرا گروهکهی مزدور دیگر، پس از جنایات بی شمار، از صحنه انقلاب اسلامی، اخراج شده بودند.
73) لازم به ذکر است در این گونه موارد، هر چند ممکن است تاریخ انتشار اسناد، با تاریخ سخنان حضرت امام (سلام الله علیه) منطبق نباشد، لکن، اولا، این گونه اعترافات، مدتها پس از دستورهای انجام شده، منتشر گردیده اند. ثانیا، این اسناد مربوط به زمان انتشار نبوده و از جریانی که استمرار داشته، سخن به میان آمده است.
74) تاریخ سند مربوط به پس از پیروزی انقلاب است. قشرهای نامبرده، گروهی هستند که مورد خطاب حضرت امام (سلام الله علیه) قرار گرفته اند - به اصطلاح روشنفکران.
75) حاشیه نشینان، همان کمونیستها یا روشنفکرانی هستند که صرفا با قلم و بیان سعی در سقوط نظام اسلامی و بازگرداندن آمریکا داشته اند. آنها به همراه غربزده ها، سیاستمداران دموکرات، لیبرالها، شبه نظامیان و کمونیستها، همگی گروهی را تشکیل می دهند که حضرت امام (سلام الله علیه) آنان را به اصطلاح روشنفکر و تقویت کنندگان کمونیست و دوستداران بازگشت آمریکا می خوانند. برجسته ترین نکته سند، علت عدم موفقیت این گروههاست: حمایت بی دریغ توده ها از نظام اسلامی است که سبب نابودی آنان می شود.
76) در این سند پیش گرفتن سیاست خوف و رجا، نزدیکی و ارتباط با ملیون و چپ و راست به منظور تغییر حرکت دادن انقلاب به نفع آمریکا و... آمده است. ارائه سند در مورد جنایت آمریکا در ترور شخصیتها، انفجارها، کودتاها، و... در جای خود خواهد آمد. در زمان حاضر با فاش شدن ارتباطهای مستمر آمریکا با گروهکها (خصوصا منافقین) و لیبرالها و پناهندگی برخی از سران آنها به دامن سیا جای تردید و نیاز به سند باقی نمانده است.
77) مطلب سند، اشاره ایست به تسخیر حماسی لانه جاسوسی آمریکا و اعلام برائت ملت از آمریکا.
78) سفرهای برژینسکی، مشور امنیت ملی آمریکا به بغداد - شخصی که در حمایت از شاه و ضدیت با انقلاب اسلامی در کلیه نوشته ها، مشهور است - به خوبی نشان می دهد که آمریکا پس از سرخوردگی با تلاشهای جنایتکارانه اش در سرنگونی نظام اسلامی ایران، تیغ را در کف صدام نهاده است. باید در اثبات این امر به جملاتی از هامیلتون جردن توجه کرد: برای کسب اطلاع از آخرین گزارشهای جنگ ایران و عراق به دفتر برژینسکی رفتم و پرسیدم: این جنگ چه تاثیری در وضع گروگانها دارد؟ برژینسکی گفت: ممکن است دو نتیجه کاملا متضاد داشته باشد، از یک طرف ممکن است ایران برای آزادی سریع گروگانها تحت فشار قرار بگیرد تا تجهیزات نظامی و وسایل یدکی مورد نیاز خود را از ما بگیرد و... آشکارا برژینسکی بیان می کند که صدام مأموریت دارد که ایران در تنگنا قرار داده تا در برابر خواستهای آمریکا تسلیم شود.
79) هر چند این سند در ارتباط با جنایات آمریکا در آمریکای لاتین بوده و میزان و نحوه اجرای حقوق بشر آمریکا را در آن نقطه از جهان برملا می کند، اما از آنجا که در ارتباط با حقوق بشر مورد ادعای کارتر و در زمان حکومت دولت وی اتفاق افتاده، لازم دیده شد در این صفحه گنجانیده شود. به طور کلی می توان از این سند محتوای حقوق بشر کارتری را دریافت.
80) سخنان حضرت امام (سلام الله علیه) در ارتباط با جاسوسهای گروگان در لانه جاسوسی بوده است.
81) در مورد مسیحیان نیز، حضرت امام (سلام الله علیه) نه تنها اهانتی روا نداشته اند، بلکه پیوسته پیروان ادیان الهی، از آن جمله مسیحیان را مورد لطف قرار داده اند.
82) مصاحبه یکی از اعضای منافقین.
83) این سند از آن جهت ارائه شد که وجود تشابه بسیاری را با مسایل ایران، در مقطع خاص تاریخ فرمایشات حضرت امام (سلام الله علیه) دارد. جنایات پیشنهادی آمریکا در آمریکای لاتین دقیقا همان جنایاتی است که به دست گروهکهای آمریکایی در ایران اسلامی، اجرا شده است. به شهادت رسانیدن روحانیون، جنایات و قتل در روستاها، بمب گذاری و کشتن انبوه گروههای مردمی و... بنابراین همه این اعمال به منظور نابودی انقلاب اسلامی ایران صورت گرفت که مورد محبوبیت توده ها بوده و توده های محروم فعالانه در صحنه حاضر و از انقلاب جانبداری می کردند.
84) منظور الحاق سرزمینهای اسلامی به اسراییل غاصب است.
85) نویسنده، علت خودکشی مک فارلین را وطن پرستی و رهایی از عذاب وجدان طرح کرده و به نحوی در صدد تبرئه وی برآمده است. هر چنر به صدمات وارد آمده بر آمریکا، اشاره می شود، اما نویسنده نمی خواهد بنویسد: جلال و جبروت آمریکا و رییس جمهورش در جهان شکسته شد و مک فارلین به علت رسوایی عمل و افتضاح کار، همچنین متهم ردیف اول بودن این جریان، اقدام به خود کشی کرد. در این باره مطالبی از همین کتاب ارائه می شود: حدود یکسال بعد در 11 مارس 1988 مک فارلین، در جریان یک دادرسی خصوصی، توسط قاضی مستقل لاورنس والش متهم به ارتکاب 4 فقره جنحه شد که البته همه آنها به خودداری وی از ارائه اطلاعات واقعی به کنگره، ارتباط پیدا می کرد. پنج روز بعد نیز یک دادگاه فدرال دیگر عوامل ماجرای ایران - کنترا، پویند کستر، نورث، سکورد، حکیم را افرادی متهم به توطئه گری، فریبکاری و دزدی شناخت.
86) مطالب ژنرال آمریکایی که برای طراحی کودتا و یا هر نقشه دیگر در سرکوب انقلاب اسلامی و تداوم نظام پهلوی به ایران اعزام شده بود، نمونه ای از آمادگی اسلامی - انقلابی مردم مسلمان ایران، در مبارزه با دشمنان است. این ژنرال آمریکایی که خیانت و دشمنی او با اسلام و مسلمین، در تمامی کتاب، مکرر ابراز شده، نتوانسته نیش قلم خود را نسبت به اعتقادات اسلامی مردم ایران نزند. او که نسبت به حضرت امام (سلام الله علیه) و رهبری بی نظیر و الهی او و پیروی عاشقانه مردم از آن حضرت، کینه ای خاص دارد، در اینجا نیز آن حضرت را متعصب خوانده و تبعیت مردم از ایشان را که بنیانی اساسا دینی داشته و بر مبنای تبعیت از ولایت امر قرار دارد، پیروی از خواستهای حضرت امام (سلام الله علیه) می خواند. اینگونه سخن گفتن از یک ژنرال آمریکایی که فقط به منظور طراحی سرکوب مردم و بقای سلطنت ننگین پهلوی ماموریت داشته، دور از انظار نیست. نکته در خور توجه در جملات او عجز آمریکا در برابر حضرت امام و امت اسلامی ایران، می باشد؛ زیرا وی اعتراف دارد، این امت برای مقابله با دشمنان اسلام و به منظور دفاع از آرمانهای اسلامی خود، حاضر به انجام عملیات انتحاری نیز هستند.
87) برای درک علت نگرانی منطقه نفت خیز خلیج فارس از دیدگاه کارشناسان آمریکایی، سطرهایی از کتاب توفان خلیج ارائه می شود: در عاشورای 1979 همه شهروندان آمریکایی مقیم بحرین، بلیط هواپیما را در جیب داشتند تا هنگام آشوب در آن کشور، هر چه زودتر آن دیار را ترک کنند. ص 96 و نیز: در چند دکان چوبی کوچک در بحرین، با موادی با صمغ آمیخته، روی زمینه ای سبز رنگ که رنگ اسلامی است، صورت مردی را ساخته اند، با ریش سپید و عمامه سیاه و با چهره ای جدی. این شمایل خمینی است. روی دیوارها شعارهای ساده و گیرا به نفع خمینی در روزهای قیام افزون می شد.
88) نویسنده با بینش خود، پیش بینی حضرت امام (سلام الله علیه) را تفسیر کرده است و جنگ آینده را جنگ اسلام و مسیحیت قلمداد نموده است. حضرت امام (سلام الله علیه) مبارزه حق و باطل را تا ریشه کن شدن کفر، به عنوان وظیفه اعلام نموده و پیروزی فرزندان اسلام را با نابودی آمریکای جنایتکار، نوید داده اند.
89) در این بیان به منافع آمریکا در جهان اسلام اشاره شده و از سرزمین عربستان، به علت وجود اماکن مقدس مسلمین و نیز دارا بودن منابع نفت، به صورت خاص نام برده شده است. بنابراین، احتمال آن هست که آمریکا این حیله گر جنایتکار، به منظور قبضه کردن کلیه منافع و منابع اسلامی، همچنین، محدود و محصور نمودن مسلمین، حتی لااله الا الله هم بگوید.
90) اسلام آمریکایی دارای ابعادی پیچیده است. در این سند، نکاتی چون در کنار هم قرار دادن ارزشهای مادی و معنوی، تاثیر و تقویت تنوع وچندگانگی اعتقادات مذهبی، تلاش برای تفاهم با همه ممالک اسلامی و تاکید بر تعهد به استقرار عدالت اجتماعی در کشورهای جهان اسلام به چشم می خورد که برژینسکی یکی از سیاستمداران آمریکا در حکومت کارتر، از آنها به عنوان نمونه ای از راههای نفوذ و سلطه همه جانبه و پایدار در آینده جهان اسلام نام می برد. به همین جهت حضرت امام (سلام الله علیه) تاکید دارند که راه مبارزه با اسلام آمریکایی بسیار پیچیده بوده و شناخت ابعاد آن برای محرومین جهان اسلام - انقلابیون اصیل مسلمان - واجب است.
91) اسلام آمریکایی دارای ابعادی پیچیده است. در این سند، نکاتی چون در کنار هم قرار دادن ارزشهای مادی و معنوی، تاثیر و تقویت تنوع و چندگانگی اعتقادات مذهبی، تلاش برای تفاهم با همه ممالک اسلامی و تاکید بر تعهد به استقرار عدالت اجتماعی در کشورهای جهان اسلام به چشم می خورد که برژینسکی یکی از سیاستمداران آمریکا در حکومت کارتر، از آنها به عنوان نمونه ای از راههای نفوذ و سلطه همه جانبه و پایدار در آینده جهان اسلام نام می برد. به همین جهت حضرت امام (سلام الله علیه) تاکید دارند که راه مبارزه با اسلام آمریکایی بسیار پیچیده بوده و شناخت ابعاد آن برای محرومین جهان اسلام - انقلابیون اصیل مسلمان - واجب است.
92) در سخنی کوتاه باید گفت روشنفکران و آگاهان و آزادی خواهان جهان اسلام راه سیلی زدن به آمریکا را برای مردم خود ترسیم کرده و پیام حیات بخش و نجات بخش حضرت امام (سلام الله علیه) را عملا شنیده اند. اسناد مورد اشاره، هر یک گویای آن است که در هر گوشه جهان اسلام، اسلام مظهر آگاهی، آزادی و زندگی و پویایی بوده و با تمام قدرت و عظمت در برابر ابرقدرتها خصوصا آمریکای جنایتکار قد علم کرده و قصد آن دارد تا به زانو در آوردن کامل آن، از پای ننشیند.
93) سند بر اساس مشی سیاست آمریکا نسبت به جهان اسلام مخصوصا کشورهایی که نظامهای انقلابی حاکم است، تبیین شده است. کلمات افراطی، تندرو و بنیادگرا اصلاحاتی است که آمریکا در پی عجز در قبال اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) و انقلاب اسلامی ایران، به اسلام انقلابی و مسلمین مبارز و بیدارشده، داده است. از آنجا که به اعتراف خود آمریکاییان، ایران سرآمد و رهبر انقلابیون مسلمان جهان است، اصطلاحات ساخته شده، اکثرا به ایران برمی گردد. بنابراین نه تنها آمریکا حتی در صورت سازش ایران، نسبت به ایران اسلامی خوشبین نبوده و اجازه قدرت یابی او را نمی دهد، در پی آن است که نظام اسلامی ایران و کشورهای پیرو او را، حتی در صلح و آرامش، از درون متلاشی کند.
94) آیا جز خادمی آمریکا و حفلظت از منافع آمریکا و اسراییل، انگیزه دیگری سبب شده که حکام سعودی اقدام به ممنوعیت فعالیت سیاسی در حج کنند؟
95) اهمیت این افشاگری ها به اندازه ای بود که دولت عربستا سعودی، جایزه 500000 دلاری برای یابنده سخنران نوارها، تعیین کرد.
96) هر چند جنبشهایی که در عربستان روی داده و موجب شده که فهد در مقاطعی از فرامین آمریکا بنابر مصلحت، سرپیچی کند، ولی با ارائه مطلبی از اسحاق رابین، نخست وزیر رژیم صهیونیستی آشکارا می توان در یافت که فریاد حضرت امام (سلام الله علیه) علیه آمریکا و مزدورانش بی نتیجه نبوده است. اسحاق رابین در گفت و گو با کانال یک تلویزیون دولتی هند، با اعتراف به گسترش جنبشهای اسلامی در خاورمیانه گفت: من این جنبش را خمینیسم بدون خمینی می نامم. او افزود: این جنبش در بسیاری از کشورهای عربی و حتی کل جهان اسلام، خمینیسم به صورت موثری عمل کرده و در برابر شیوه زندگی در کشورهای اسلامی، واکنش نشان می دهد. رابین با اشاره به اینکه خمینیسم و آرمان ملی یک جنبش اسلامی تندرو، در یک کشور اسلامی، هیچ تناقضی وجود ندارد، گفت: پذیرش و قبول خمینیسم میان یک تبعه وفادار مصری، الجزایری، فلسطینی، اردنی یا لبنانی، هیچ گونه تضادی وجود ندارد. به همین دلیل این جنبش، راه حل مشکلات را در ایدئولوژی تندرو جست و جو می کند. کیهان هوایی 12/5/73
97) نویسنده اشاره می کند که در کشورهای بحرین و عربستان سعودی، گروههای مردمی در تبعیت از حضرت امام (سلام الله علیه) برای راهپیمایی روز قدس، اعلام آمادگی می کنند، ولی سران این کشورها به علت وابستگی به آمریکا، با بازداشت تنی از چند مسلمانان مبارز، نسبت به جلوگیری از تظاهرات روز قدس اقدام می کنند. در این سند، مخالفان روز قدس - پیروان یا اذناب آمریکا - از دیدگاه حضرت امام (سلام الله علیه) معرفی شده اند.
98) نمونه ای از بیداری ملل مسلمان ارائه شده که با اقدامات خود، به هر نحو ممکن، سعی در نابودی سلطه جنایتکاران، خصوصا آمریکا نموده اند. با توجه به همین موارد است که حضرت امام (سلام الله علیه) سران این ممالک را به همصدا شدن با ملتهای خود، توصیه می کنند.
99) روشن است که بندهای 3 و 4 فقط در صورتی قابل اجرا است که دولتهای نوکر، بر این کشورها حاکم باشند. جالب است توجه شود با حضور سران خودفروخته ای، چون حسنی مبارک و حسین اردنی و یاسر عرفات تا کنون، بندهای فوق اجرا نشده است
100) این سند، دقیقا معلوم می دارد که حاکمین کاخ سفید از قطع دست آمریکا در سرنوشت مادی و معنوی ایران اسلامی، مادام که حضرت امام (سلام الله علیه) در حیات بسر می برند، نا امید شده و این امر را موکول به رحلت آن حضرت می کرده اند. البته خطای آنان در شناخت مخالفین و دشمنان امپریالیسم، این است که از قدرت و مبانی اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) بی اطلاع بوده و به قول نوآم. چامسکی، هر مخالفی را کمونیست می دانند.