آمریکا شیطان بزرگ

فاطمه رجبی‏

اسراییل

امام خمینی : آمریکاست که از اسراییل و هواداران آن پشتیبانی می کند. آمریکاست که به اسراییل قدرت می دهد، اعراب مسلم را آواره کند.
صحیفه نور، ج 1، ص 111
از آنجا که آمریکا به آفرینش این کشور یهودی در 1948 کمک کرد، هر کابینه ای و هر کنگره ای از اسراییل حمایت می کند.
استراتژی منطقه ای آمریکا، پس از بحران خلیج، انستیتو مطالعات استراتژیک واشنگتن، اطلاعات 12/12/1366
شاید با اندکی مبالغه، بتوان گفت که اعراب بالاخره پس از قرنها از خواب برخاسته بودند و اکنون آماده بودند که جای خود را به عنوان بازیگران فعال در صحنه جهان مدرن، بگیرند. شاید اسراییل در لبه پرتگاه نابودی، قرار نگرفته بود، لیکن هستی ملی آن، بیشتر از هر وقت دیگر به خطر افتاده بود و رهبرانش می دانستند که بدون کمک خارجی، محکوم به فنا خواهند بود. در این حال، تنها ایالات متحده بود که می توانست کمک لازم را در شکل هواپیماهای جدید، تانک و موشک برای آن، فراهم آورد. بدین طریق بود که یکی از بحث انگیزترین رویدادهای زندگی بحث انگیز کیسینجر شروع شد. به خاطر نقشی که برای بازیگری انتخاب کرد و به علت طریقه ایفای آن نقش، در مراحل متعددی توسط هر دو طرف، به او بهتان زده شد و مورد تنفر قرار گرفت. عروسکهای پیکره او سوزانده شده و به دار آویخته شدند. متهم به نداشتن احساس اخلاقی و شعور عام، به عنوان انسانی که نمی تواند بیچارگی و رنج میلیونها انسان فلسطینی را بفهمد، مورد قهر قرار گرفت.
روند سلطه گری، تاریخ سیاست خارجی آمریکا، آمبروز. استفن، ص 370
امام خمینی : اسراییل با تبانی دولتهای استعمار غرب و شرق، زاییده شد و برای سرکوبی و استعمار ملل اسلامی، به وجود آمد و ازطرف همه استعمارگران حمایت می شود. انگلیس و آمریکا با تقویت نظامی - سیاسی، با گذاشتن اسلحه در اختیار اسراییل، او را به تجاوزات پی درپی علیه اعراب و مسلمین و ادامه اشغال فلسطین و دیگر سرزمینهای اسلامی، تحریص و وادار می سازند.
صحیفه نور، ج 1، ص 186
اسراییل زاده شد و این به میزان نه چندان کمی، مرهون حمایت نظامی روسیه، و مهارت آمریکا در مذاکرات بود. مرزهای اسراییل از آنچه که قبلاً توسط سازمان ملل برای آن انتخاب شده، فراتر رفته و هزاران عرب فلسطینی ناراضی را در بر می گرفت. علاوه بر این، فلسطینی های زیادی هم بودند که یا ترک دیار کرده و یا به علت جنگ بیرون رانده شده بودند و این بود ابتدای مساله آوارگان فلسطینی.
روند سلطه گری، تاریخ سیاست خارجی آمریکا، آمبروز. استفن، ص 360
تعهد ما به اسراییل، از میراث جنگ جهانی دوم و منافع اخلاقی و ایدئولوژیکی ما در تضمین بقای دمکراسیهای تحت فشار، سرچشمه می گیرد. هیچ رئیس جمهور و یا کنگره آمریکا، هرگز اجازه نخواهد داد که کشور اسراییل نابود شود.
فرصت را از دست ندهید، نیکسون. ریچارد، ص 216
نامه سنا در دفاع از اسراییل، برخلاف تهدیدات کیسینجر دال بر قطع حمایت آمریکا، اسراییل را قادر ساخت که در مذاکرات صلح، به سخت گیری خود ادامه دهد، اسراییل هم چنان بیشتر صحرای سینا، ارتفاعات جولان و ساحل غربی اردن را در اشغال داشت. مساله سازمان آزادی بخش فلسطین، بیش از هر زمان وخیم شده، جنگ داخلی در لبنان میان مسلمانان و مسیحیان، درست در همان زمان ایجاد شده بود و سوریه هم عمیقاً وارد آن شده بود. سازمان آزادی بخش فلسطین هم در عمق آن حضور داشت و اسلحه های جدید ساخت آمریکا که توسط اسراییلی ها به کار برده می شدند، دهکده هایی را که ظن می بردند سازمان آزادی بخش در آنها رخنه کرده باشد، نابود می کردند.
روند سلطه گری، تاریخ سیاست خارجی آمریکا، آمبروز. استفن، ص 379
امام خمینی : نادیده گرفتن حقوق صدها میلیون مسلم و مسلط نمودن مشتی اوباش به مقدرات آنها و مجال دادن به رژیم غیر قانونی ایران و دولت پوشالی اسراییل برای غصب حقوق مسلمین و سلب آزادی و معامله قرون وسطایی نمودن، جنایاتی است که در پرونده رؤسای جمهوری آمریکا ثبت می شود.
صحیفه نور، ج 1، ص 243
آنچه در زمان ریاست جمهوریم، دکترین نیکسون نام گرفت، عبارت است از آموزش و تدارک نیروهای کشورهای دولت در حال توسعه، برای مقابله با تهدیدهای داخلی، که منشأ آن تحریکات خارجی می باشد و دخالت آمریکا تنها در صورتی است که این کشورها از سوی قدرت خارجی نیرومندی مورد تهدید قرار بگیرند. با این که برخی، این دکترین را نشانه ای از خروج آمریکا از جهان توسعه نیافته دانستند، اما در اصل، اساس منطقی فعالیت مداوم آمریکا از جهان سوم به طور کلی و در خلیج فارس به طور اخص، در این دکترین ذکر شده بود. تا زمان سقوط شاه، آمریکا توانست بیش از یک دهه منافع خود را، از طریق ایران، عربستان سعودی - دو پایه سیاست ما - در خلیج فارس حفظ کند.
فرصت را از دست ندهید، نیکسون. ریچارد، ص 213
وقتی یکی از نمایندگان کنگره پرسید: آیا آمریکا در رابطه با اقدامهای شوروی، عملی انجام خواهد داد یا نه؟ پاسخ دادم: هیچ رئیس جمهوری از آمریکا، اجازه نخواهد داد که اسراییل از بین برود و در پی آن دستور ارسال محموله هوایی در سطح گسترده، برای جلوگیری از شکست اسراییل صادر کردم و پس از آن، برای خنثی کردن تهدیدات دخالت یک جانبه شوروی در منطقه، نیروهای هسته ای آمریکا را به حال آماده باش در آوردم.
فرصت را از دست ندهید، نیکسون. ریچارد، ص 218
امام خمینی : من از سالهای طولانی راجع به اسراییل و راجع به جنایات او، همیشه در خطبه ها و در نوشته ها گوشزد کرده ام به مسلمین، که این یک غده سرطانی است در یک گوشه ممالک اسلامی و این طور نیست که اکتفا بکند به همان قدس. اینها بنایشان بر این است که پیش بروند، یعنی اینها تابع سیاست آمریکا هستند و آمریکا هم، فقط آمالش، یک جا نیست.
صحیفه نور، ج 6، ص 218
آیت الله خمینی در کتاب حکومت اسلامی خود، موضوعاتی نظیر امپریالیسم، استثمار و نفوذ آمریکا را به عبارت خیلی جدید مورد بحث قرار داده است... در این کتاب مثل جاهای دیگر، اهداف اصلی او، یعنی دشمنی با آمریکا که به نظر وی، دشمن عمده ایران است و نفرت از صهیونیسم و اسراییل، مورد تاکید قرار گرفته است. یکی از فتواهای او این بود که بخشی از پول سهم امام را باید به فلسطینی ها داد و البته این باعث خشنودی اعراب شد.
ایران، روایتی که ناگفته ماند، حسین هیکل، محمد، ترجمه حمید احمدی، ص 251
با توجه به اهمیت حمایت آمریکا برای بقای اسراییل، اغلب اسراییلی ها به طور غریزی از سرپیچی علنی از ایالات متحده آمریکا خودداری می کنند.
سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه، برژینسکی. زبیگینو، ص 18
آمریکا باید به منظور تقویت بنیه دفاعی کشورهای خلیج فارس، در پس پرده، از نفوذ خود برای انعقاد موافقت نامه های چند جانبه، بین مصر و سایر کشورهای اسلامی، استفاده کند. همچنین مقامهای آمریکا برای کسب موافقت غیر رسمی کشورهای منطقه برای استقرار تجهیزات و تدارکات لازم برای مداخله احتمالی آینده، مذاکره نمایند... دو منفعت مهم آمریکا در خاورمیانه - نفت و اسراییل - همواره سازگاری کامل با هم ندارند.
فرصت را از دست ندهید، نیکسون. ریچارد، ص 214
امام خمینی : با کمال تاسف از این اقدامات ضد انسانی که از جانب صهیونیستها، به کمک آمریکا به بلاد مسلمین و مخصوصاً مردم لبنان و برادران ما وارد می شود، بسیار متاسفیم.
صحیفه نور، ج 7، ص 65
آیزنهاور از اجازه ای که به وی داده شده بود، در آنچه که به نام دکترین آیزنهاور نامیده می شد، در پانزدهم ژوئیه 1985 با فرستادن تفنگداران دریایی به داخل لبنان، برای حمایت از کمیل شمعون، استفاده کرد. سربازان مزبور، اصولاً درگیر هیچ جنگی نشدند، زیرا اصولاً هیچ جنگی در کار نبود و آیزنهاور هم آنها را در اکتبر همان سال، بیرون کشید. در این ماجرا، دستاورد ورود به لبنان هم، به همان اندازه فرستادن آنها، اسرارآمیز بود.
روند سلطه گری، تاریخ سیاست خارجی آمریکا، آمبروز. استفن، ص 360
از سال 1982 این نقش، حتی به گونه ای چشم گیر تشدید یافته و آمریکاییان و شوروی ها حتی برای نخستین بار در موازنه های قوای محلی و منطقه ای دخالت می کنند. یک واحد نظامی آمریکایی در نیروی بین المللی میانجی شرکت جسته است. نیرویی که از سال 1982 تا آغاز 1984 کوشیده است، به گره خون آلود جنگ داخلی لبنان پایان بخشد. توپهای ناوگان ششم نیروی دریایی آمریکا - که از چند دهه پیش در مدیترانه حضور دارد - مواضع سوری ها را در لبنان، زیر خمپاره گرفته است.
به رغم خمپاره اندازهای ناوگان ششم، سوری ها با سماجت، ضمن حمایت از حملات شبه نظامیان مختلف دروزی و شیعی، علیه واحدهای نیروی بین الملل میانجی حاضر نشدند از جای خود تکان بخورند. نیروهای اسراییل در حالی که از بازگشتن، تا زمانی که سوری ها در لبنان باقی می ماندند، خودداری می کردند، برخورد میان مسیحیان و دروزی ها را دامن می زدند تا حفظ ارتش اسراییل در محل را توجیه کنند.
مسایل ژئوپلیتیک اسلام. دریا. آفریقا، ایولاکست، صص 89 ، 112
امام خمینی : ما در کنار شما با اسراییل و آمریکا در حال مبارزه هستیم و امیدواریم که لشکر حق بر لشکرهای طاغوتی و شیطانی غلبه کند.
صحیفه نور، ج 7، ص 65
اسحاق رابین وزیر دفاع اسراییل: ایران بزرگترین و خطرناکترین دشمن اسراییل محسوب می شود. دشمنی ایران پس از انقلاب اسلامی به رهبری خمینی به صورت یک دشمنی ایدئولوژیک و دشمنی واقعی در آمده و خطر افکار تندرو مذهبی در ایران، از هر خطری برای اسرائیل بیشتر است.
کیهان هوایی 20/8/1266، به نقل از: کودتای نوژه، ص 24
افکار عمومی اسرائیل که قبلاً بر اثر قضیه قتل عام اردوگاههای صبرا و شتیلا در سال 1982 متزلزل شده بود، از خود می پرسد: به چه دلیل ارتش اسرائیل در لانه زنبور لبنان، باقی مانده است؟ حکومت اورشلیم در بهار 1985 ظاهراً تصمیم گرفت که هر چه زودتر لبنان را تخلیه کند.این ادبار اسرائیل برای نهضت شیعیان امل که به عنوان نیروی بزرگ سیاسی و نظامی لبنان جای خود را محکم می کند، پیروزی بزرگی به شمار می رود. لیکن از هم اکنون این نهضت نسبتاً غیر مذهبی، به رغم شیعی بودن راه حلهایی منطقی پیشنهاد می کند (به ویژه انتخاب رئیس جمهور از طریق آرای همگانی، فارغ از مذهب وی) با توجه به وضعیت لبنان، به صورت خطرناکی با بسط نهضتهای شیعیان اسلام گرای طرفدار خمینی، که مدعی اند کشور را به یک جمهوری اسلامی مبدل کنند، درگیر رقابت شده است.
مسائل ژئوپلتیک اسلام. دریا. آفریقا. ایولاکست، ص 113
امام خمینی : تمام گرفتاریهای شرق از اجانب است، از غرب است. از آمریکاست. الان تمام گرفتاریهای ما از آمریکاست. تمام گرفتاریهای مسلمین از آمریکاست. از این آمریکاییست که صهیونیسم را آن طور تقویت کرده و آن طور تقویت می کند و برادران ما را فوج فوج می کشند.
صحیفه نور، ج 10، ص 76
تعهد ما به بقا و امنیت اسراییل ریشه دار است. ما متحدانی بر اساس نوشته ای رسمی، نیستیم، بلکه چیزی قویتر ما را به هم پیوند داده است: تعهد اخلاقی.
فرصت را از دست ندهید، نیکسون. ریچارد، ص 216
در دو سال و نیم باقی مانده زمامداری نیکسون - فورد، ایالات متحده بیش از سه میلیارد دلار اسلحه به اسراییل داد. بر طبق قول ادوارد شیهان، این تسلیحات شامل واحدهای بمب خوشه ای، تانک،نفربر، توپخانه متحرک، کامیونهای حمل لوازم جنگی، هواپیماهای حمل و نقل، تفنگ، هلیکوپتر ضد تانک، موشکهای هدایت شونده الکترونیکی ضد رادار، فانتوم و اسکای هاوک می شد... این تعهد فوق العاده نسبت به دفاع از اسراییل، تنها کار کیسینجر نبود. تا اواسط دهه 1970 - 1350 دیگر کنگره ،خودش را در روابط خارجی وارد کرده بود...کنگره تصمیم گرفته بود تا در کنار اسراییل بایستد. بنابراین در 21 مه 1354 بیش از سه چهارم اعضای سنا، جمعاً نامه ای به پرزیدنت فورد نوشتند تا خواسته های اسراییل در مورد مرزهای قابل دفاع اسراییل را اجابت کند.
روند سلطه گری، تاریخ سیاست خارجی آمریکا، آمبروز. استفن، صص 377 و 378
امام خمینی : ملتهای برادر عرب و برادران لبنان و فلسطین، بدانند که هر چه بدبختی دارند از اسراییل و آمریکاست. هر چه گرفتاری دارند از اختلاف بین سران کشورهای اسلامی است. باید متحد شوند و با نیروی ایمان اسراییل - ریشه فساد منطقه - را از بن برکنند.
صحیفه نور، ج 11، ص 259
در حقیقت نیروهای سیاسی متعددی با آرام شدن تنش ها و حل و فصل با دوام مسایل، موافق نیستند. حتی بدون صحبت از شبه نظامیان مختلف لبنانی، که از کمک های اهدایی دولتهای درگیر در این جنگ داخلی، استفاده می کنند، نخست از محافل اسراییلی باید یاد کرد که نمی خواهند سرزمین های اشغالی کناره شرقی رود اردن و نوار غزه ها را رها کنند و بر تهدید خارجی برای توجیه سیاست خود و ادامه درخواست کمک از آمریکا، تکیه می کنند.
مسایل ژئوپلتیک اسلام. دریا. آفریقا، ایولاکست، ص 26
به رغم اتفاق نظر در سیاست ضد صهیونیستی، که مورد تایید کشورهای عربی است، این کشورها به نظر می رسند که هر چه کمتر قادر به اقدام و حتی در نظر گرفتن اقدامی مشترک، علیه کشور یهودی هستند. این مساله در سال 1982 زمانی که ارتش اسراییل به خاک لبنان حمله برد و در جریان هفته های محاصره بیروت، ملاحضه شده است و فقط هنگامی که فلسطینی ها شهر را تخلیه کردند، رهبران عرب (چه طرفدار و چه مخالف اسراییل) سرانجام تصمیم گرفتند که گرد هم آیند و این اقدام نظامی تازه اسراییل را، شدیداً مورد سرزنش قرار دهند.
مسایل ژئوپلتیک اسلام. دریا. آفریقا، ایولاکست، ص 63
سر انجام باید از نهضت های مختلف اسلام گرا یاد کرد که به عقیده آنها، مبارزه علیه اسراییل دلیل اصلی متقاعد ساختن مسلمین، به ضرورت مبارزه علیه غرب و علیه کشورهای عربی است که این غربیها به گونه تصنعی برای حفظ تسلط خود، ایجاد کرده اند.
مسایل ژئوپلتیک اسلام. دریا. آفریقا، ایولاکست، ص 26
امام خمینی : اسراییل این جرثومه فساد، همیشه پایگاه آمریکا بوده و هست. من در طول نزدیک به بیست سال، خطر اسراییل را گوشزد نموده ام.
صحیفه نور، ج 11، ص 266
در اواخر سال 1970 دو مرتبه فوران آتش فشانی آغاز شد. در آن هنگام دست و پای آمریکا در مورد شرکت مستقیم در قتل عام، براساس ماده قانونی کنگره آمریکا درباره حقوق بشر، بسته و محدود شده بود...در مرحله بعدی که نوک هرم حاکمیت کاتولیک، آن را آدم کشی نامید، هزاران نفر که عموماً سرخ پوست بودند، کشته شدند. از آنجا که ما خودمان نمی توانستیم، مستقیم در این جنایت شرکت کنیم از وسایل غیر مستقیم، از نئونازیهای آرژانتین و به خصوص از اسراییل استفاده کردیم؛ زیرا این کشورها برای این منظور، کاملاً دم دست بودند و واقعاً هم وظیفه شان را به موثرترین شکل انجام دادند. باید بگویم که نقش اسراییل در همه جای غرب، به گرمی ستوده شد. مثلاً اکونومیست چاپ لندن، درباره موفقیت اسراییل در کمک به انجام قتل عام، با نظر موافق اظهار نظر کرد و آن را در برابر شکست نسبی آمریکا در عملیات همان زمان در السالوادور، قرار داد. اما برای آن که فقط یک رقم آورده باشیم، باید بگویم که تخمین زده شده است که در آن دوره، حدوداً 100000 کودک، یکی از والدین خود را از دست داده اند.
آمریکا بزرگ و حقوق بشر، چامسکی. نوام، ص 35 و 36
امام خمینی : چه شخص مطلعی است که نداند ایران، دشمن سرسخت اسراییل بوده و هست و نداند که یکی از موارد اختلاف ما با شاه مخلوع، روابط دوستانه او با اسراییل بود.
صحیفه نور، ج 15، ص 124
در میان کشورهای خاورمیانه، ایران تنها کشوری بود که سیاست همکاری پنهانی با اسراییل را در پیش گرفته بود. در واقع روابط با اسراییل، مناسبات ایران با کلیه همسایگانش را تحت الشعاع قرار می داد.
آخرین سفر شاه، شوکراس، ویلیام، ص 91
در سالهای 50 آیت الله خمینی کوشید تا عفو فداییان اسلام را (که پیشگام جهاد اسلامی و حزب الله لبنان در سالهای 1980 بودند) و به علت قتل اعضای برجسته رژیم شاه، به اعدام محکوم شده بودند، کسب کند اما موفق نشد. او از روابط شاه با اسراییل اظهار تنفر کرد.
آخرین سفر شاه، شوکراس، ویلیام، ص 133
اسحاق رابین، نخست وزیر اسراییل اعلام کرد: پیروان آیت الله خمینی بعد از وی نیز، خواستار نابودی اسراییل هستند. او که طی مراسمی در حضور عزروایزمن، رئیس رژیم اسراییل سخن می گفت، افزود: تمام فلسطینی هایی که به مخالفت با اسراییل ادامه می دهند، از اسلام به شیوه ایران الهام می گیرند.
کیهان هوایی 8/4/1373
امام خمینی : کیست که نداند در طول انقلاب اسلامی و در شور تظاهرات میلیونی، ملت مسلمان ایران اسراییل را، در ردیف آمریکا دشمن خود، خواند و نفت را به روی او بست و خشم خود را نثار هر دو کرد.
صحیفه نور، ج 15، ص 124
ضدیت با امپریالیسم که در مرحله اول، روی ایالات متحده و سپس روی اسراییل و روسیه شوروی متمرکز گردیده است، از نکات مهم در طرز تفکر و نگرش خمینی است که موجب بخش اعظمی از شهرت و محبوبیت او، چه در گذشته و چه در حال حاضر، حتی در ورای مرزهای مومنین واقعی بوده است. بلافاصله پی از انقلاب، روابط با اسراییل قطع شد و به جای آن، روابط با سازمان آزادی بخش فلسطین تقویت گردید و روابط با آمریکا نیز عمدتاً به خاطر بحران طولانی گروگانها، رو به زوال گذاشته و در خلال سال 1980 میلادی در یک سطح بسیار نازل ادامه پیدا کرد...همانگونه که قبلاً توجه دادیم، خمینی همواره خود را با نیازهای طبقات محروم و یا مستضعف همواره نشان داده و قدمهایی نیز در جهت این همراهی برمی دارد که بر محبوبیت او می افزاید. (در این تجزیه و تحلیل، ما موارد زیر را به دلیل آنکه مکرر توسط دیگران مورد عنایت و بحث کافی قرار گرفته بحث نمی کنیم: جاذبه روحانی شخصی او، زیرکی سیاسی او در رسیدن به آنچه مورد نظرش می باشد و احترام عمیق مذهبی که بسیاری از پیروانش برای او قائلند) به هر صورت باید توجه داشت، او به عنوان کسی که به چیزهایی که مردم نمی خواستند قویاً نه گفت، بسیار موفق بوده است: به شاه، به نفوذ و یا کنترل آمریکا، به انکار کلی فرهنگ ایرانی - اسلامی مملکت به نفع هوس ها و سرگرمی های غربی، به اختلاف رو به رشد سطح درآمد جامعه و مصرف بی رویه واضح طبقه نخبه غربزده، به فساد اخلاق مورد نمایش و جولان و غیره.
ریشه های انقلاب ایران، کدی. نیکی آر. صص 392 و 393
امام خمینی : چه کسی که نداند ما بیشتر از بیست سال است که در خطابه ها و اعلامیه ها، اسراییل را هم ردیف آمریکا در ستمگری و دنباله رو او در تجاوز و غارتگری محکوم کرده ایم.
صحیفه نور، ج 15، ص 124
این تمایل که آیت الله را یک رهبر قابل قبول و حتی آزادمنش، بشناسانند آن قدر قوی بود که وقتی سه روزنامه آمریکایی گزارشهای مفصلی راجع به نوشته های آیت الله خمینی چاپ کردند، وزارت امور خارجه، نارضایتی زیادی از خود نشان داد. این مقالات که حاوی برگزیده هایی از دو کتاب آیت الله بودند، آشکار می ساختند، او فردی شدیداً ضد غرب، ضد آمریکا، ضد صهیونیست و ضد یهود می باشد که غیر محتمل است، آمریکاییها او را به جای شاه بپذیرند.
کارتر و سقوط شاه، لدین. مایکل، لوئیس. ویلیام، ص 53
روابط پنهانی ولی مستحکم شاه با اسراییل، قبل از روی کار آمدن رژیم اسلامی، به شدت از جانب آیت الله خمینی محکوم می شد.
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام، ص 541
آیت الله خمینی در ژوئن 1963 شاه را شدیدتر از هر وقت به عنوان صهیونیست محکوم کرد و بازداشت شد. این عمل موجب شورش های گسترده ای گردید که دولت، در کمال بیرحمی سرکوب کرد.
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام، ص 133
روزنامه پرتیراژ کوریره دلاسرا، چاپ ایتالیا، هفته گذشته در گزارشی با عنوان اسراییل را نفرین می کنیم به خبر ورود خاخام تی تل باو به تل آویو، پرداخته است. این خاخام ضد صهیونیسم، در بدو ورود به تل آویو، دلیل قتل عام یهودیان در جنگ جهانی دوم را، عملکرد جنایت بار صهیونیستهای کافر و لاییک می داند که با طرح تأسیس دولت یهودی در سرزمین مقدس، مبارزه را دین خدا را آغاز کردند. وی در ادامه اذعان می دارد: جای تعجب نیست که بعد هم خداوند انتقام گرفت و از نازی ها برای تنبیه یهودیان کمک گرفت.
کیهان هوایی 23/2/1371

سخن آخر

عجز و شکست آمریکا

امام خمینی : معلوم است که سنای آمریکا باید ما را محکوم کند. شکی وجود ندارد. ما می دانیم که اینها ما را محکوم می کنند. دولت آمریکا ما را محکوم می کند. منتها حرفش را نمی زند. مجالس آمریکا ما را محکوم می کنند. برای اینکه آن داغی که به دل آمریکا وارد شده است به واسطه این نهضت، به دل هیچ کس وارد نشده است.
صحیفه نور، ج 6، ص 57
تعهد آمریکا نسبت به مردمی که در طی سی و هفت سال سلطنتش، متحدی وفادار بود، با تعهداتی که رهبران جدید ایران اسلامی داشتند، در تناقض بود. آنان که در رژیم انقلابی خواهان کنار آمدن با ایالات متحده بودند - بازرگانها و یزدی ها و یارانشان - کنار زده شدند. در رویارویی با این وضع دشوار، ایالات متحده که نه آن را به طور کامل فهمیده و نه به نحو رضایت بخشی تجزیه و تحلیل کرده بود، از صدر به زیر افتاد. ایالات متحده درباره شاه کاملاً غیر شرافتمندانه رفتار کرد ( ) و خود به دست آیت الله خمینی خرد شد.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 330
حدود پانزده سال قبل، شکست نظامی آمریکا در ویتنام، به آنان نشان داده بود که نمی توان با به کار بردن زور و قدرت، جلوی یک انقلاب را گرفت...اما داغ شکستی که آمریکاییان در ایران خوردند، تا مدتها آنها را رها نخواهد کرد. مخصوصاً بدین خاطر که این شکست، ضربه دوباره ای به احساس غرور و اعتماد به نفس آنان بود.
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد، ص 218
نتیجه بحران ایران، چیزی بیشتر از سرنوشت شاه است. همین بحران، به بالا رفتن بهای نفت کمک کرد و دور تازه ای از تسلسل تورم، به وجود آورد. رکود اقتصادی و بدهی ها به حدی رسید که هنوز، از آن نجات حاصل نشده است. تصویر اسلام پیروز ضد غربی به وجود آمد و به جنگ ایران و عراق منجر شد که هنوز در خلیج فارس، خون می ریزد. این بحران به اعتبار آمریکا پایان داد و آمریکا را در روند بحران گروگان گیری دچار خفت و خواری کرد.
ماموریت در تهران، هایزر، ص 14
امام خمینی : آمریکا عاجز است از اینکه دخالت نظامی در اینجا بکند. اینها یک مسایلی در پیش شان است، که روی آن مطالب گرفتاری هایی دارند، نمی توانند این کارها را بکنند. اگر آنها می توانستند دخالت نظامی بکنند، شاه را نگه می داشتند.
صحیفه نور، ج 10، ص 149
همانطور که انتظار می رفت، برژینسکی به مقابله برخاست و گفت: ممکن است یکی از اهداف آنها، تحریک و وسوسه ما باشد. ولی آنها کشور ما و رئیس جمهوری ما را به بدترین وجهی مورد اهانت و تحقیر قرار می دهند...آیا می توانید مجسم کنید که هم اکنون در دنیا درباره ما چگونه قضاوت می شود و این عجز و ناتوانی ما چه عواقب خطرناکی به بار خواهد آورد؟
جودی به برژینسکی گفت: ولی ما چه می توانیم بکنیم؟ ما امکانات محدودی در این بازی در اختیار داریم و همه آنها را نمی توانیم یکجا به مصرف برسانیم.
بحران، هامیلتون. جردن، ص 49
من احتمال اینکه، آمریکا و یا ما و یا هر دو، ممکن بود بتوانیم با هر نوع مداخله ای، رژیم را نجات دهیم، کنار می گذارم.
غرور و سقوط، پارسون. آنتونی، ص 235
امام خمینی : آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند و جوانها مطمئن باشند که آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. بی خود صحبت از این که اگر دخالت نظامی بکند، مگر آمریکا می تواند دخالت نظامی در این مملکت بکند؟ امکان برایش ندارد.
صحیفه نور، ج 10، ص 149
برژینسکی که به شدت از لحن توهین آمیز سخنان آیت الله خمینی نسبت به رئیس جمهور آمریکا خشمگین بود، بعضی از جملات آن را با صدای بلند برای ما می خواند: چرا ما باید بترسیم. کارتر بر طبل میان تهی می کوبد. او عرضه هیچ کاری را ندارد. آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. برژینسکی هنوز مشغول خواندن عباراتی از سخنان آیت الله خمینی بود که تلفن زنگ زد. ونس بود که می گفت رئیس جمهور از کمپ دیوید دستور داده است، فوراً جلسه ای تشکیل بدهیم و پاسخ سخنان اخیر خمینی را تهیه کنیم. جلسه در جو غمزده و شومی تشکیل شد. ماندیل و ونس، برژینسکی، براون، ترنر (رئیس سیا) پاول و خود من با چهره های عبوس و گرفته به دور میز نشستیم.
بحران، هامیلتون. جردن، ص 48
تصمیم آزاد کردن گروگانها با توسل به زور، آن هم در مرکز یک شهر پنچ میلیونی که بیش از شش هزار مایل با آمریکا فاصله دارد و برای رسیدن به آن، باید از فراز سرزمین های ناشناخته و صعب العبور پرواز کرد، با عقل جور در نمی آمد. من این تصمیم را به دلایل گوناگون غلط می دانستم و دست زدن به آن را، ریسک بزرگی برای جان گروگانها و منافع ملی آمریکا تشخیص می دادم.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 91
یکی از اهداف اصلی آیت الله خمینی، شکستن این اعتقاد ریشه دار در فرهنگ ایرانی بود (آنها عقیده داشتند که هر چه ایالات متحده بخواهد، همان خواهد شد) او سعی کرد به ایرانیان القا کند که حاکم بر سرنوشت خویشند. بدین ترتیب، در طول ماههایی که رژیم انقلابی، پنچاه و دو تن تبعه آمریکا را به گروگان گرفت، شعار مورد توجه آیت الله خمینی و پیروانش این بود: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. این شعار به گونه ای آیینی، آن قدر تکرار شد که به نظر افسونی سحرآمیز جلوه نمود.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 464
امام خمینی : این حقیقتی است که ملت ما به انقلاب عادت کرده اند و امروز همه، انقلابی و آماده شهادت هستند. من جداً اعلام می کنم که ما می توانیم به آسانی در برابر تجاوز آمریکا بایستیم. آمریکا ممکن است ما را شکست بدهد، ولی نه انقلاب ما را و به همین دلیل است که من به پیروزی خودمان اطمینان دارم. دولت آمریکا مفهوم شهادت را نمی فهمد.
صحیفه نور، ج 11، ص 201
شورای امنیت به اتفاق آرا، اقدام ایران را محکوم کرد و دستور آزادی فوری گروگانها را صادر نمود. در ابتدا ما تصور می کردیم که تصمیم شورای امنیت به تعدیل روش ایران و تامین آزادی گروگانها کمک خواهد کرد. ولی چنین نشد و تب انقلابی در ایران بالا رفت.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 73
ارتش نامنظم خمینی با پشتوانه ایمان می جنگید. در سپیده دم یک روز نه چندان گرم، سربازان عراقی که خرمشهر را در تصرف داشتند، غریو الله اکبر را از خطوط دشمن شنیدند. فریادی که از سینه های بی شماری برخاسته بود و نشانه هجوم بی امان قوای ایران بود.
توفان خلیج، دلاژ، الیویه، کریزبک. ژرار، ص 239
امام خمینی : آقای کارتر باید کاری غیر از ریاست جمهوری پیدا کند. چون به طوری که معلوم می شود، نمی تواند ریاست کند. کسی که اعصابش ضعیف است و برای یک امر جزیی، هیاهو راه می اندازد، قابل این نیست که رئیس جمهور شود و بر ملت آمریکا حکومت کند.
اکنون که مدتها از این ماجرا گذشته، فکر می کنم که ما می بایست حتی الامکان از بزرگ کردن این موضوع خودداری می کردیم و مخصوصاً پس از آنکه معلوم شد آزادی گروگانها به زودی و آسانی میسر نیست، تاکید بر روی این مساله اشتباه بود...من خود در این اشتباه سهیم هستم؛ زیرا هرگز تذکری در این مورد به رئیس جمهور ندادم.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 76
وقتی که هواپیما وارد خاک آمریکا شد و به طرف جورجیا تغییر مسیر داد، کارتر رو به من کرده و گفت: اگر بخت با ما یاری می کرد و در ماه مارس یا آوریل گذشته (تاریخ موعود آزادی گروگانها و عملیات طبس) موافق به آزاد ساختن گروگانها می شدیم، امروز به جای پلینز (زادگاه کارتر در جورجیا) به طرف واشنگتن پرواز می کردیم.
سپس کارتر گفت: سال آخر ریاست جمهوری، برای من یک سال جهنمی بود... و در اعماق قلب خود می خواستم روزی از زیر بار سنگین این مسئولیت رها شوم، ولی از سوی دیگر نمی توانستم از مبارزه برای تجدید انتخابات ریاست جمهوری، صرفنظر کنم زیرا انصراف من در آن شرایط، دلیل قبول شکست و ناتوانی بود. البته شکست در انتخابات هم تلخ و ناراحت کننده بود، ولی امروز از این که از زیر بار چنان مسئولیت سنگینی آزاد شده ام، احساس راحتی می کنم.
بحران، هامیلتون. جردن، ص 194
امام خمینی : آمریکا باید کارتر را از صحنه سیاست خارج کند. کارتر بد سیاستمداری بود برای آمریکا. بد رئیس جمهوری بود برای آمریکا. آمریکا را بد نام کرد در دنیا. مسلمین را بر ضد آمریکا مجهز کرد، کارتر و این کارتر لایق نیست که رئیس جمهور آمریکا باشد. ملت آمریکا بدانند که نباید به او رأی بدهند، برای اینکه کارتر خیانت کرده است به آمریکا و الان مشغول خیانت است به آمریکا.
صحیفه نور، ج 10، ص 267
کارتر شکست خورد و یکی از سه عامل اصلی این شکست، ایران و ماجرای گروگانها بود. در واقع، بحران ایران و ماجرای گروگانها که تا روز انتخابات همچنان در اسارت بودند، باعث نومیدی و سرخوردگی مردم آمریکا و این باور غلط شد که کارتر مردی ضعیف و فاقد قدرت تصمیم گیری است.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 208
روش سست و بی بنیاد کارتر در سیاست خارجی و اقدامات نامعقول برژینسکی که هنوز قادر به درک واقعیت مسایل ایران نبود، در نوامبر 1979 به گروگان گیری اعضای سفارت آمریکا منجر شد و یک دوران تحقیر ملی که در تاریخ آمریکا نظیر آن دیده نشده است، آغاز گردید.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 195
کارتر در هواپیما گفت: عجیب است که سرنوشت انتخابات ریاست جمهوری این کشور بزرگ، نه در شیکاگو یا نیویورک، بلکه مستقیماً در تهران تعیین می شود.
بحران هامیلتون. جردن، ص 183
امام خمینی : آمریکا از این وحدت کلمه ملت و از این که ملت ما به اینجا رسیده است که جوانهای غیور کفن پوش شدند، شهادت می خواهند، از این وحشت دارد. از شکست سیاسی هم وحشت دارد و آن تابع اینست که مهلت پیدا کنیم که جرایم آمریکا را و روسای جمهوری آمریکا را به خصوص این رئیس جمهور فعلی را برملا کنیم.
صحیفه نور، ج 10، ص 271
بیش از هر چیز دیگری، آمریکاییان در ایران، با سمبلی از عجز و ناتوانی خود روبرو شدند. زیرا ملتی که بعد از ماجراهای ویتنام و واترگیت، با اشتیاق تمام می رفت که اعتماد به نفس خود را بیابد، اکنون گرفتار کشمکش با یک فرهنگ مذهبی قدیمی که سابقه دشمنی و عدم تفاهمش با غرب، به قرنها قبل باز می گردد، شده است.
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد، ص 217
البته ممکن است آمریکا پاسخ مناسبی برای مقابله با مرد متعصبی که می تواند همه مردم خود را بسیج کرده، آنها را نه فقط برای مردن در راه آرمانهای تعصب آمیز خود، آماده کند که اگر لازم باشد دست به عملیات انتحاری هم بزنند، نداشته باشد. این مساله با فاجعه حمله به مقر تفنگداران آمریکا در بیروت که در سال 1983 رخ داد، پیچیده تر شد و هیچ راه حل ساده ای ارائه نشد.
مأوریت در تهران، هایزر، ص 314
ونس گفت ترجمه صحیح بیانات خمینی را در اختیار دارد و آنچه از سخنان او مستفاد می شود، این است که خمینی قصد تهدید دارد...همان طور که انتظار می رفت، برژینسکی به مقابله برخاست و گفت: ممکنست یکی از هدفهای آنها تحریک و وسوسه ما باشد، ولی آنها کشور ما و رییس جمهوری ما را هم به بدترین وجهی مورد اهانت و تحقیر قرار می دهند. جودی خطاب به برژینسکی گفت: ولی چه می توانیم بکنیم؟ ما امکانات محدودی در این بازی در اختیار داریم و همه آنها را نمی توانیم یکجا مصرف کنیم.
بحران، جردن. هامیلتون، ص 49
امام خمینی : انشاءالله ملت بزرگ ایران، با پشتیبانی مادی و معنوی خود از انقلاب، سختی های جنگ را به شیرینی شکست دشمنان خدا در دنیا، جبران می کند و چه شیرینی بالاتر از این که ملت بزرگ ایران مثل یک صاعقه بر سر آمریکا فرود آمده است و چه شیرینی بالاتر از این که ملت ایران، سقوط ارکان و کنگره های نظام ستم شاهی را نظاره کرده است و شیشه های حیات آمریکا را در این کشور شکسته است.
صحیفه نور، ج 20، ص 236
ایران، بزرگترین شکست حکومت کارتر بود... سقوط شاه از نظر استراتژیک، نتایج مصیبت باری برای آمریکا به بار آورد و از نظر سیاسی برای خود کارتر فاجعه آمیز بود.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 101
در ضمن، غم انگیزتر این که، محور استراتژیک موقعیت آمریکا در منطقه خلیج فارس، یعنی ایران، در مقابل چشمان ما در حال از هم پاشیدن بود و یکی از دشمنان ایالات متحده به عنوان رهبر جدید آن کشور مهم سیاسی، خود را در آنجا مستقر می کرد. این تحول، نه تنها شکست مهمی برای منافع آمریکا بود، بلکه از نظر شخصی نیز مساله حساس سیاسی شاه را که در پی پناهندگی می گشت، برای رئیس جمهوری به بار می آورد.
سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه، برژینسکی. زبیگینو، ص 139