آمریکا شیطان بزرگ

فاطمه رجبی‏

حربه آزادی و حقوق بشر

امام خمینی : همین جا این مطلب را به آقایان عرض کردم که اگراین آدم، نوکری خودش راتحکیم کند با این کارتر خبیث، این دفعه یک سیلی به صورت مردم می زند که بالاتر از همیشه است. لیکن نمی دانستم به این زودی دنبال این که با کارتر حسابش را تمام کرد و نوکریش را تثبیت کرد، بهانه درست کند که ضرب شست نشان بدهد.
صحیفه نور، ج 2، ص 4
مسأله حقوق بشر، هیچ نقشی در سیاست خارجی آمریکا ندارد. مسأله حقوق بشر، بهانه ایست در دست گردانندگان امور که می خواهند آن چه را که اتفاق می افتد، پنهان نگه دارند. اگر به تاریخ نگاه کنیم، هیچ گاه بین سیاست خارجی آمریکا و موضوع حقوق بشر، ارتباطی وجود نداشته است و در حقیقت اگر ارتباطی هم بوده، رابطه منفی بوده است. کمک های خارجی آمریکا، در واقع، ارتباط بسیار نزدیک با شکنجه دارد. البته این گفته به این معنا نیست که گردانندگان امور در آمریکا، شکنجه را دوست دارند؛ اما واقعیت امر این است که کمک های خارجی آمریکا و منافعی که دنبال می کند، از جمله منافع اقتصادی، در یک کلام باید گفت: حقوق بشر در نظام قدرت که از منافع سرچشمه می گیرد، هیچ جایگاه و منزلتی ندارد، چون نهادهای قدرت، بر اخلاق و معنویات تکیه ندارند.
چامسکی، نوآم، کیهان 7/4/1374
همین یک سال پیش، موقعیت شاه در نظر خود و متحدانش بی اندازه محکم به نظر می رسید. پرزیدنت کارتر، شب سال نو 78 - 1977 را با او گذرانده و به نحو مبالغه آمیزی، او را ستوده بود. آنگاه، شاه دستور انتشار مقاله توهین آمیزی به دشمن روحانی اش - آیت الله خمینی - را صادر کرده بود. در میان شگفتی عمومی، این کار سیل اعتراضات و تلخی ها را به سوی رژیم او سرازیر کرد و دورانی از تظاهرات و کشتارها و عزاداریها و کشتارهای بیشتر را در طول بهار و تابستان آن سال آغاز کرد.
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام، ص 15
امام خمینی : این کارتری که یک مدتی مردم را گول زده بودند که اگر بیاید سرکار، چه خواهد کرد و چه خواهد کرد، این با صراحت لهجه گفت که: اینجاهایی که پایگاه نظامی داریم، دیگر اینجا بساط حقوق بشر، چیزی نیست. دیگر صحبت از حقوق بشر نباید بکنید.
صحیفه نور، ج 2، ص 32
تاکید کارتر بر مسایل حقوق بشر در مبارزات انتخاباتی و نخستین روزهای حکومتش به طور آشکار، سران بعضی از کشورهای دوست و متحد آمریکا را که سوابق خوبی از این نظر نداشتند، ناراحت کرد. نگرانیهای شاه درباره سیاست جدید آمریکا در ایران، پایه و اساس صحیحی نداشت و از سوء تفاهم و عدم درک واقعی نظریات ما درباره ایران، ناشی می شد.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، صص 12 و 13
آخرین سؤال من حساس تر از سؤالات پیشین بود. من متذکر شدم که بین سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و سازمان امنیت ایران (ساواک) از بدو تأسیس سازمان اخیر، همکاری نزدیکی وجود داشته است...
تکیه من روی این مسأله و مطرح کردن سؤالی درباره آن، بیشتر به خاطر آن بود که حکومت جدید آمریکا، احترام به حقوق بشر و تعمیم اصول اعلامیه حقوق بشر را در سراسر جهان، یکی از هدفهای اساسی خود اعلام کرده بود و با شهرت بدی که ساواک در زمینه عدم مراعات حقوق بشر در جهان، پیدا کرده بود، می بایست نحوه برخورد ما با این مساله و چگونگی همکاریهای آینده سیا و ساواک روشن شود.
رئیس جمهور، بار دیگر بدون تأمل به این سوال من پاسخ داد. وی تاکید کرد که همکاریهای اطلاعاتی ما با ایران، بخصوص با امکاناتی که برای نصب دستگاههای خبرگیری از شوروی، در اختیار آمریکا قرار داده شده، بسیار مهم و باارزش است. رئیس جمهوری افزود که البته در زمینه حقوق بشر، مسایلی وجود دارد و از من خواست که ضمن ملاقاتهای خود با شاه ایران، سعی کنم وی را قانع نمایم، که سیاست کلی حکومت خود را در این زمینه تعدیل کند.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، صص 15 و 16
س: آیا مثل برخی فکر می کنید که آمریکا یک رژیم لیبرال در ایران مستقر می کند؟
امام خمینی : یعنی اعلامیه ای راجع به احترام و رعایت حقوق بشر؟ این مطلب چیزی جز حرف نیست ومن بدان باور ندارم. کافی است که ملاحظه کنیم که کارتر رئیس جمهور آمریکا، در جریان دیدارش در تهران، پشتیبانی خودرا از شاه تجدید کرد و علاوه بر آن عملاً نیز این پشتیبانی، مورد تکذیب قرار نگرفت.
صحیفه نور، ج 2، ص 49
طبق برنامه تنظیم شده، قرار بود پرزیدنت کارتر و بانو، در آخرین روز سال 1977 وارد تهران شوند و شب سال نو را در تهران بمانند، و صبح روز اول ژانویه 1978 تهران را ترک کنند. پیشنهاد این مسافرت، شاه را به هیجان آورد؛ زیرا انجام این مسافرت، نه فقط مبین استحکام روابط ایران و آمریکا و نزدیکی وی با رئیس جمهوری جدید آمریکا بود، بلکه به همه مخالفان و انتقاد کنندگانش در ایران و آمریکا نشان می داد که قهرمان بزرگ آمریکایی حقوق بشر، رژیم او را شایسته حمایت و مبری از اتهامات وارده تشخیص داده است.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 94
در میان شگفتی ما، کارتر بدون توجه به متنی که ما برای او تهیه کرده بودیم، فی البداهه شروع به سخنرانی کرد و مطالب اغراق آمیزی نسبت به شاه بر زبان آورد. در همین سخنرانی بود که وی از شاه، به عنوان رهبر محبوب ملتش نام برد و ایران را یک جزیره ثبات، در منطقه خواند.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 96
و اما درباره نقش آمریکا و انگلیس در دوره دولت ازهاری. در این دوران تماس های تلفنی مکرر کارتر با محمدرضا و روزالین با فرح و اعلام پشتیبانی ادامه داشت. در اکثر این مدت نیز ازهاری در تهران و نزد محمد رضا بود و طبق معمول دائماً با برژینسکی تماس تلفنی می گرفت و برژینسکی به او اطمینان می داد که اگر محمدرضا مقاومت کند، ما از او پشتیبانی می کنیم.
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، حسین فردوست، ص 591
امام خمینی : در منطق کارتر، این جنایت ها و اختناق ها و وحشیگری های شاه، کوشش در راه استقرار اصول دمکراسی و موضعگیری های مترقیانه، نسبت به مسایل اجتماعی است.
صحیفه نور، ج 2، ص 142
تصمیم به برقراری حکومت نظامی، در پاسخ به تظاهرات بی سابقه هفتم سپتامبر (16 شهریور) به مناسبت پایان ماه رمضان بود. راهپیمایی 16 شهریور که به رهبری روحانیون و با نظم فوق العاده و حضور بیش از صد هزارنفر انجام شد، مقامات را وادار به برقراری حکومت نظامی کرد. بامداد روز 17 شهریور مشاجره ای بین افسران و رهبران مخالفین در میدان ژاله در گرفت و افسران از رهبران مذهبی خواستند که پیروانشان را متفرق کنند و چون با امتناع کامل آنها روبرو شدند، رسماً فرمان دادند که مقررات حکومت نظامی را رعایت کنند و متفرق شوند؛ ولی جمعیت هنوز از قبول فرمان امتناع می کرد. در نتیجه دستور شلیک داده شد و نیروهای مسلح به طرف جمعیت تیراندازی کردند. در سراسر آن روز تیراندازی برای دور کردن تظاهرکنندگان از اطراف میدان ژاله، ادامه داشت. در پایان روز نظامیان موفق شدند، اما به بهایی گزاف...این طور که پیداست چند صد نفر کشته و سه تا چهار هزارنفر مجروح شده بودند.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 492
گاری سیک، عضو شورای امنیت و مسئول امور ایران، مکالمه پززیدنت کارتر و شاه را کمی پس از قتل عام میدان ژاله، بازگو می کند: کارتر به شاه گفت تلفن کرده تا مراتب دوستی خود را نسبت به شاه و نگرانیش از حوادث را اظهار نماید. کارتر برای شاه در حل مشکلات و کوشش در راه اصلاحات آرزوی موفقیت کرد.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 493
مساله مهمتر از این ها است و آن اینست که آمریکا چگونه با تغییری تاریخی در کشورهای در حال توسعه، که درگیر روند تجدد طلبی و مدرنیزه شدن هستند، برخورد می کند. دولتها و سنتهای سیاسی این کشورها، کمتر دمکراتیک است و اغلب حاکی از خودکامگی است. منافع ما اغلب از سوی دولتها تامین می شود. دولتهایی که نمی توانند دموکراسی را تجربه کنند. ایران یک مورد کلاسیک است.
ماموریت در ایران، سولیوان. ویلیام. ص 14
امام خمینی : به منطق کارتر این همه فریادهایی را که مردم می زنند، از این است که تخمه کردند برای آزادی. آزادی این قدر به آنها دادند که دیگر نمی توانند هضمش کنند و فریاد می زنند... این حرفهای آنهاست.
صحیفه نور، ج 3، ص 194
سفیر ما در مورخ 27 اکتبر (5 آبان 57) نوشته بود: شاه تنها کسی است که می تواند هم ارتش را به خویشتن داری دعوت کند و هم رهبری یک انتقال کنترل شده را به دست گیرد. من با هر گونه مذاکره و فتح باب با خمینی، قویاً مخالفم... سرنوشت ما با شاه پیوسته و باید با او کار کنینم. او انعطاف پذیری فوق العاده ای از خود نشان می دهد و به عقیده من آماده استقرار یک رژیم دمکراتیک و مسئول می باشد.
توطئه در ایران، ونس. و سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 107
البته نظر من این بود که سیاست آزادسازی و پیشرفت ایران را در جهت استقرار دمکراسی رد کنیم. بلکه می بایست به او (شاه) توصیه کنیم که این سیاست را پس از برقرای نظم و با احتیاط حساب شده، به موقع اجرا بگذارد. من در توضیح نظریات خود، اضافه کردم که به نظر من، ما بیش از حد لزوم، شاه را در اعطای آزادیهای سیاسی به مردم، تحت فشار گذاشته ایم و او هم بیش از حد مورد نظر ما در این راه پیشرفته است.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 114
امام خمینی : در منطق کارتر و سایر نفت خواران مفت خور، فضای آزاد، یعنی به زندان کشیدن جناحهای آزادیخواه و استقلال طلب، از علمای روشنفکر مذهبی تا رجال سیاسی و دانشجویان.
صحیفه نور، ج 2، ص 268
همانطور که قبلاً گفته شد، همواره خط راهنمای سیاست آمریکا، این بوده که نفت خاورمیانه باید در کنترل آمریکا، هم پیمان و کارگزاران آن و شرکتهای نفتی آمریکایی باشد و در این زمینه نفوذ ناسیونالیستهای رادیکال مستقل، به هیچ وجه قابل تحمل نخواهد بود.
بازدارندگی دموکراسی، نوآم چامسکی، ترجمه مهوش غلامی، اطلاعات 18/5/1371
خانم رابین رایت، خبرنگار و نویسنده آمریکایی در مصاحبه با رادیو آمریکا گفت: چرا دولت آمریکا پس از انتخابات الجزایر و پیروزی مسلمین، از دمکراسی حمایت نکرد و پس از کودتای نظامیان در الجزایر، به رژیم این کشور برای بازگرداندن دمکراسی، فشار وارد نکرد؟... سیاست آمریکا در مورد جهان اسلام، یک بام و دو هواست. ایالات متحده، همیشه با دولتهای که با آنها روابط اقتصادی گسترده ای دارد، یا با رژیمهای که از آمریکا جنگ افزار می خرند و بدینگونه به اقتصاد آمریکا کمک می کنند، وارد معامله می شود؛ اما هیچ گاه به آنها فشار وارد نکرده است که به سوی دمکراسی گام بردارند.
کیهان هوایی 30/4/1372
ربیعی با حالتی کاملاً احساساتی گفت: اگر آمریکا به شدت از آنها حمایت می کند، چرا من کاری نمی کنم که خمینی را در خارج نگاه دارم... خیلی آرام گفتم: همان طور که می دانید این کار از وظایف دولت آمریکا نیست. اگر ارتش تا این حد علاقه دارد خمینی را حذف کند، چرا به کسی پول نمی دهد که او را بکشد؟
ماموریت در تهران، هایزر، ص 173
براون از قول هایزر گزارش داد که بختیار طرحی برای مقابله با تهدید خمینی دارد و تصمیم گرفته است، هنگام بازگشت آیت الله به تهران، هواپیماهای او را از مسیر منحرف کرده او را دستگیر نماید. مساله برای ما این بود که آیا می توانیم بختیار را در اجرای این برنامه، تشویق و تایید کنیم.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژیسنکی. زبیگینو، ص 150
امام خمینی : کارتر در این نطق آخر، اینطور نقل کرده اند، گفته است که یک ایران مقتدر و مستقل، این ثبات بخش است. ثبات آفرین است. بعد هم فرموده اند که ما نمی توانیم ببینیم یک مشت اراذل پست، شاه را که کذا و کذاست می خواهند ساقط کنند... ملت ایران که می گوید، ما آزادی می خواهیم، استقلال می خواهیم، اراذل و پستند یا آنها که می خواهند مال مردم را ببرند؟... اینها منطق اراذل است.
صحیفه نور، ج 3، ص 249
به نظر می رسد که آیت الله خمینی، تنفر خاصی نسبت به کارتر، در خود، پرورش می داد. زیرا این کارتر بود که در زمان شاه، ایران را جزیره پایداری نامیده بود.
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد، ص 107
بسیاری از آمریکاییان تمایل دارند که مسلمانان را مردمی نا متمدن، وحشی، کثیف و بی منطق بدانند که فقط به دلیل بخت بلند برخی از رهبرانشان، که دو سوم از ذخایر نفتی شناخته شده جهان را در اختیار دارند، توجه ما را به خود جلب کرده اند.
فرصت را از دست ندهید، نیسکون. ریچارد، ص 193
خطر جدی سقوط شاه، رئیس جمهوری آمریکا را با معمای لاینحلی، مواجه ساخته بود. ایران، هم یکی از بزرگترین کشورهای صادر کننده نفت برای دنیای صنعتی غرب و هم حد فاصلی بین شوروی و منطقه حساس نفتی و استراتژیک خلیج فارس بود. حفظ ثبات و استقلال این کشور برای آمریکا اهمیت حیاتی داشت و برای حفظ این ثبات، آمریکا سالها به شاه متکی بود. اینک رژیم شاه، حمایت مردم را از دست داده و از طرف یک رهبر مذهبی 79 ساله در معرض تهدیدی جدی قرار گرفته بود.
بحران، هامیلتون. جردن، ص 24
امام خمینی : آیا کارتر واقعاً مدافع حقوق بشر است، یا شعاریست که برای انتخاب شدن به رییس جمهوری آمریکا، مطرح می کرده است؟... آیا او مدافع حقوق بشر است، حال آن که در ایران، شاه دست نشانده خائن او، حمام خون به راه انداخته است و او شاه را پشتیبانی می کند... لابد کارتر پشتیبانی از این جنایتکاران تاریخ را، که روی جلادان تاریخ را سفید کرده اند، دفاع حقوق بشر می دانند.
صحیفه نور، ج 4، ص 107
در چنین اوضاعی، کارتر به ریاست جمهوری آمریکا رسید... محمدرضا در غرب به عنوان یک سلطان دیکتاتور و مغرور و ثروتمند، که با پول باد آورده نفت، حتی در دمکراسی های غربی نیز دخالت می کند، شناخته شده بود. روشن بود که رژیم محمدرضا به قدرتهای غربی، بخصوص آمریکا، متکی است و اکنون کارتر از محمدرضا می خواست که برای رژیمش چهره مناسبی کسب کند. هدف دولت دمکرات آمریکا فقط، ایجاد اصلاحاتی در رژیم محمدرضا بود، در حدی که حملات افکار عمومی غرب، علیه او و سیاستهای آمریکا در خاورمیانه، کاهش یابد و نه بیشتر.
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، فردوست. حسین، ص 565
این کارتر بود که بعد از این که سربازان مسلح، مردم بی دفاع را در میدان ژاله به رگبار مسلسل بستند، برای شاه تبریک فرستاد و این کارتر بود که گازهای اشک آور و ابزار کنترل کننده تظاهرات، برای شاه می فرستاد.
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد، ص 107
امام خمینی : کارتر چندی پیش گفت که منافع آمریکا بر حقوق بشر مقدم است و ما می گوییم که این خون ریزی ها نباشد و شاه برود، تا مردم سرنوشت خویش را به دست بگیرند، حمام خون درست کرده ایم؟ قضاوت آن با مردم جهان است. آیا وقت آن نرسیده است تا کارتر دست از حمایت شاه بکشد و بیش از این دستش را به خون مردم بی گناه و بی پناه ایران آلوده نکند؟
صحیفه نور، ج 4، ص 107
در پایان گفتگوهایم با شاه، حساس ترین موضوع، یعنی مساله حقوق بشر را مطرح کردم و گفتم که احترام به حقوق بشر نه فقط دارای ارزش و اهمیت سنتی در آمریکا بوده و منعکس کننده آرمان ملی ماست، بلکه یک اصل شناخته شده بین المللی است که در اعلامیه حقوق بشر و منشور ملل متحد نیز منعکس شده و پرزیدنت کارتر آن را به عنوان یکی از عناصر اصلی سیاست خارجی آمریکا می شناسد... روز هفتم ژوئیه 1977 پرزیدنت کارتر رسماً از کنگره درخواست کرد با فروش هفت هواپیمای آواکس به ایران موافقت کند... بسیاری از سناتورها و اعضای کنگره آمریکا با تاکید بر اهمیت روابط آمریکا و ایران برای تامین امنیت منطقه، با فروش هواپیمای آواکس به ایران موافق بودند، ولی یک اقلیت پر سروصدا، ضمن حملات شدید به رژیم شاه، با فروش سلاحهای پیشرفته آمریکایی به این دیکتاتور بیرحم و وحشی مخالفت می کردند.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، صص 14 و 15 و 16
روز هشتم سپتامبر، شاه در شهرهایی که مرکز تظاهرات و اغتشاشات بود، حکومت نظامی اعلام کرد. در برخوردهایی که بین نیروهای نظامی و تظاهرکنندگان روی داد، عده ای کشته شدند که خود موجب به راه افتادن سیل تظاهرات و اغتشاشات تازه ای شد... وارن کریستوفر، معاون وزارت خارجه، در کمپ دیوید با من تماس گرفت و توصیه کرد که پرزیدنت کارتر هر چه زودتر با شاه تماس بگیرد. کارتر روز دهم سپتامبر گفتگوی تلفنی با شاه، پشتیبانی آمریکا را از وی در اقداماتی که برای برقراری نظم به عمل آورده، تایید می کند.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 25
امام خمینی : یک رییس جمهور که ادعا می کند من طرفدار حقوق بشر هستم، آنقدر بشر را به تباهی بکشد. یک کسی که دعوی این می کند که من حقوق بشر را حفظ می کنم، از او نمی پذیرند که تویی که می گویی من حقوق بشر را حفظ می کنم، ایرانی ها بشر هستند. چه شد که در حکومت این چند سال و در حکومت اسلاف شما، پنجاه سال، این ملت این همه زجر دیدند و نه شما و نه اسلاف شما که مدعی این هستید که ما طرفدار حقوق بشر هستیم و نه مجلس هایی که تاسیس کردید، اعتراض نکردند؟ شما، برای اینکه ما را بازی بدهید، هیچ کلمه ای نگفتید که چرا محمدرضا این کارها را می کند، بلکه طرفداری کردید از او، بلکه کوشش کردید که باقی بماند او.
صحیفه نور، ج 10، ص 214
شما همه به یاد دارید که در دوران کارتر، حقوق بشر روح و جان سیاست خارجی ما را تشکیل می داد. زیرا در آن زمان جنجال تبلیغاتی خوبی درباره حقوق بشر، به راه انداخته بودند. از این رو با هو و جنجال فراوان، با مقدار زیادی از خود رضامندی، اعلام کردیم که مقدار کمی برنج می فرستیم (به لائوس) رقم، مانند حروف کوچک آلفابت انگلیسی، به راستی ناچیز بود، اما همان تقلب بود زیرا بعد معلوم شد که آن مقدار برنج، خیلی راحت از برنجی کم شده است که قرار بود ما به یکی از برنامه های غذایی سازمان ملل متحد بدهیم که باید نهایتاً به طور غیر مستقیم از طرف سازمان ملل به لائوس برسد(79).
آمریکای بزرگ و حقوق بشر، چامسکی. نوآم، ترجمه بهزادباشی، ص 32
کارتر مدتی برای حقوق بشر به محمدرضا فشار آورد. هیأتی از جمعیت حقوق بشر، برای بازدید از زندانهای سیاسی به ایران اعزام شد... ریچارد هلمز سفیر سابق آمریکا نیز به اتفاق جرج بال از طرف کارتر، به ایران آمدند. گفته شد گزارش هلمز موافق و گزارش بال مخالف محمدرضا بوده و کارتر، گزارش بال را منطبق با وضع ایران دانسته است... محمدرضا به واشنگتن رفت (آبان 1356) و مورد استقبال گرم کارتر قرار گرفت... زمانی که تظاهرکنندگان ایرانی در مقابل کاخ سفید، شعارهای تند علیه محمدرضا می دادند، کارتر به اتفاق محمدرضا در بالکن کاخ سفید ظاهر شد. یعنی ای تظاهرکنندگان، هر چه می خواهید بگویید. من در کنار محمدرضا هستم. سپس کارتر به تهران آمد... این روابط حسنه تا کنفرانس گوادلوپ ادامه داشت و تلفن محمدرضا به کارتر و فرح به رزالین و زاهدی به برژینسکی یک روش روزانه شده بود. هر سه مقام آمریکایی، سه مقام ایرانی را به مقاومت در مقابل انقلاب تشویق می نمودند.
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، حسین فردوست، صص 573 و574 و575
امام خمینی : مسایل این نیست. نه برای خاطر این پنجاه و چند نفرشان دست و پا می زنند. همه تشبثش این است که رییس جمهور بشود. اصلاً نظرش آنجاست و من قول می دهم به او که نشود. انشاءالله(80).
صحیفه نور، ج 11، ص 11
تمام وقت من در روز شنبه، در مرکز ستاد انتخاباتی گذشت و با تمام ایالات، برای کسب اطلاعات و دادن دستورات لازم تماس گرفتم. ولی برای من روشن بود که کلید انتخابات ریاست جمهوری امسال آمریکا، در دست کسان دیگری، در آن سوی دنیاست، که تصمیم و عملشان تا آخرین لحظه، قابل پیش بینی نیست. اگر تا روز دوشنبه اتفاقی که با همه بی صبری در انتظار آن هستیم، روی دهد و گروگانهای ما در تهران آزاد شوند، با همه نیرنگهای تبلیغاتی که دارودسته ریگان ممکن بود علیه ما به کار ببرند، پیروزی از آن ما است.
بحران، هامیلتون. جردن، ص 182
امام خمینی : از حصر اقتصادی هم ابداً خوفی نداشته باشید، برای این که ملتهای دیگر و دولتهای دیگر تابع آمریکا نیستند.
صحیفه نور، ج 11، ص 60
متحدین آمریکا، نه فقط تحریم اقتصادی علیه ایران را تایید نمی کردند، بلکه آمریکاییها را از هر گونه اقدام حاد دیگر علیه ایران، برحذر می داشتند. آنها نه فقط نمی خواستند یک بازار اقتصادی و یک منبع تهیه مواد نفتی خود را از دست بدهند، بلکه از عواقب یک اقدام نظامی در ایران و احتمال سوء استفاده شوروی از این جریان نگران بودند.
جنگ قدرتها در ایران، روبین. باری، ص 221
امام خمینی : در این انقلاب شیطان بزرگ که آمریکاست، شیاطین را با فریاد، دور خودش دارد جمع می کند و چه بچه شیطانهایی را که در ایران هستند، و چه شیطانهایی که در خارج هستند، جمع کرده است و هیاهو به راه انداخته است.
صحیفه نور، ج 10، ص 139
قطب دیگر این دوگانگی، تا اندازه ای مشهود نبود. در آن واحد، در دل همانها هم که برای اقتباس رسوم و عادات خارجی ها آمادگی داشتند، بیگانه گریزی عمیقی حاکم بود.
همین بیگانه گریزی بود که سیلاب نفرتی را که به حق و با فصاحت، به وسیله آیت الله خمینی بیان گردید، به راه انداخت. بدین ترتیب ایران، سراسر دنیا را دشمن خویش انگاشت. شیطان بزرگ ایالات متحده، شیطان کبیر اتحاد شوروی، شیطان کوچک بخصوص عراق و اسراییل و مصر و عربستان سعودی و کویت، صهیونیستها و بهاییها و مسیحیان، همه دشمن ایرانند(81).
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 403

مجامع بین الملل

امام خمینی : آقای کارتر پس از مانور نظامی و سیاسی، راضی شده اند که شورای امنیت فقط برای رسیدگی به این امر تشکیل شود. غافل از این که ملت ما می دانند که هر شورا یا محکمه ای که تحت نفوذ مستقیم آمریکا تشکیل شود، از اول رأی آنان دیکته شده است و محکومیت ملت مظلوم ما مورد استقبال آنان است.
صحیفه نور، ج 10، ص 240
سازمان ملل یک بازیگر مستقل نیست که بتواند هرآنچه را می خواهد، انجام دهد. برای مثال، اگر آمریکا به سازمان ملل بگوید که ما نمی خواهیم شما کار خاصی را انجام دهید، سازمان نیز از انجام آن خودداری می کند. آمریکا در بیان دیدگاهها و نظرات خود به سازمان ملل، بسیار صریح است. چند هفته پیش، صراحت لهجه آمریکا در قبال سازمان ملل، به خوبی مشخص شد. مادلین اولبرایت، نماینده آمریکا در سازمان ملل گفت: اگر بتوانیم به صورت چند جانبه در قالب همکاری با دیگران، اقدام خواهیم کرد، اما در مواقعی که منافع ملی ما مطرح باشد و ضرورت ایجاب کند، یک جانبه عمل خواهیم کرد.
بی نظمی نوین جهانی، چامسکی. نوآم، کیهان 7/4/74
در ماه دسامبر، اقدامات بیشتری برای افزایش فشار بین المللی بر ایران، به عمل آمد. روز چهارم دسامبر شورای امنیت سازمان ملل متحد با صدور قطعنامه 457 موکداً از ایران خواست که گروگانها را آزاد کند و دبیر کل سازمان ملل متحد را مأمور تعقیب اجرای این قطعنامه کرد. ایران این قطعنامه را رد کرد و پرزیدنت کارتر، دستور اخراج دیپلماتهای ایرانی را از آمریکا صادر کرد... بلافاصله پس از رأی چهارم دسامبر شورای امنیت، ما اقداماتی برای جلب پشتیبانی متحدین خود، به منظور مجازات اقتصادی ایران به عمل آوردیم.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، صص 76 و 77
امام خمینی : ایکاش سازمان ملل و شورای امنیت حاضر بودند و شما معلولین عزیز را می دیدند و آثار جرم دولت آمریکا و دست نشاندگان آن را می دیدند، سپس حکم صادر می کردند. کاخ نشینان حال دردمندان ما را مشاهده می کردند، تا به جنایات دولت جبار آمریکا دامن نزنند و برای سازمانهای بین المللی و شورای امنیت ننگ و نفرین به بار نیاورند.
صحیفه نور، ج 11، ص 144
توماس بکرینگ، سفیر آمریکا در سازمان ملل گفت: آمریکا منشور سازمان ملل متحد را این طور تفسیر می کند که به آن اجازه می دهد، برای دفاع از منافع خود به زور متوسل شود.
مبارزه برای دموکراسی در جهانی دگرگون شده، چامسکی. نوآم، اطلاعات 4/6/1370
می توان از راههای مختلفی، مشخص ساخت که چرا سازمان ملل نتوانسته وظایف خود را در برقراری صلح، خوب اجرا کند. فقط لازم است سابقه و توهای شورای امنیت و آرای منفی در مجمع عمومی را بررسی کنیم. نگاهی به این حقایق، سریعاً توضیح می دهد که چرا این مسأله راکد مانده و خداشناسی سیاسی خودخواهانه، مورد توجه قرار گرفته است. آمریکا، در وتو کردن قطعنامه های شورای امنیت و رد کردن قطعنامه های مجمع عمومی در مورد انواع مسایل گوناگون، گوی سبقت را از همگان ربوده است. بعد از آمریکا نیز از این نظر، انگلیس رتبه دوم را مقدمتاً در ارتباط با حمایت آن، از رژیمهای نژاد پرست آفریقای جنوبی داراست.
بازدارندگی دموکراسی، چامسکی. نوآم، اطلاعات 25/5/1371
امام خمینی : این سازمانهای بین الملل و عفو بین الملل که می خواهند و تقاضا کرده اند بیایند ایران، اعدامها را ببینند و می خواهند بیایند و به نفع ابرقدرتها نظر بدهند، اینها از ایران اطلاعی دارند؟ از شرارت این منافقین اطلاع دارند؟... چه شد که سازمان حقوق بشر که ایرانیها را بشر نمی دانند، همین بشر را دارند با دست آمریکا و با توطئه های قدرتهای بزرگ از بین می برند. به جرم این که می خواهند خودشان این زندگی فقیرانه ای را که دارند، به استقلال و آزادی بگذارنند.
صحیفه نور، ج 15، ص 195
در اینجا هر سوء استفاده تبلیغاتی که از نام من انجام می گیرد، محکوم می کنم و به سازمانهای بین المللی و حقوق بشر توصیه می کنم، مقداری از وقت خودشان را صرف کنند و به جای گزارشهای دروغ تبلیغاتی که از گروهکها می گیرند، به ایران سری بزنند و خودشان با واقعیتهای موجود در جامعه ایران برخورد کنند تا به حقایق درست تری دسترسی پیدا کنند(82).
کارنامه سیاه، ج 2، ص 180
تا اواسط دهه 1980 تروریسم بین الملل به ویژه در خاورمیانه، در مرکز خبرها قرار داشت. باید توجه داشت که حتی در اوج سالهای نگرانی، یعنی در فاصله 1985 تا1986 آمریکا و متحدش اسراییل، مسئول جدی ترین اعمال تروریسم بین المللی، در خاورمیانه بودند. فعلاً به نقش برجسته آمریکا در تروریسم بین الملل در منطقه های دیگر جهان و در سالهای اولیه کاری نداریم.
چامسکی، نوآم، کیهان 25/5/1371
سیاست خارجی آمریکا در واقع بر این اساس بنیاد گذاشته شده که در آن بشر، ربطی به سایر قضایا ندارد، بلکه بهبود جو معاملات و سودبخشی آن است که قویاً به سیاست خارجی آمریکا، ارتباط مستقیم دارد. اما واقع امر آن است که این نکته خود از چشمه اصلی طرز تفکر ژئوپولتیک می جوشد و اما اقلیم معاملات بازرگانی در یک کشور جهان سوم را چگونه بهبود می بخشید؟ راستش خیلی آسان است. باید همه کشیشان را بکشید، سازماندهان مراکز روستاییان را زیر شکنجه ببرید، هر گونه سازمان برخوردار از محبوبیت عامه را از میان بردارید، جنایت و آدمکشی در مقیاس انبوه توأم با اختناق را به وجود آورده و مستقر سازید، تا از فعالیت هر گونه سازمان مردمی جلوگیری کرده باشید(83).
آمریکا بزرگ و حقوق بشر، چامسکی. نوآم، ص 46
امام خمینی : هیچ کس نباید گمان کند که این دستگاههایی که درست شده است، از قبیل سازمانهای بین المللی، سازمانهای حقوق بشر و امثال اینها، برای منافع ملتها قدمی بردارند. آمریکا هم اظهار مخالفت کرده است با این الحاق، لکن آدم عاقلی است که باورش بیاید که اسراییل بدون اجازه آمریکا و بدون تفاهم با او این اعمال را انجام بدهد(84).
صحیفه نور، ج 15، ص 262
بدون هیچ بهانه ای که حاکی از تحریکی از سوی ساف یا لبنان باشد، اسراییل در سال 1982 حمله کرد. اسراییلی ها ناحیه جنوب لبنان را کاملاً اشغال کرده، بخش اعظم بیروت را تخریب و حداقل 15 هزار فلسطینی و لبنانی را کشتند. جامعه بین المللی هم تنها به محکوم کردن اسراییل پرداخت و نه بیشتر.
تصویر آینده خاورمیانه، آی کینز. جیمز، اطلاعات 24/9/1370
تربون، عضو مجلس سنای آمریکا گفت: خاورمیانه و آفریقا، جولانگاه ثابت و همیشگی یک سیاست اساسی و مشخص از سوی ایالات متحده آمریکاست.
میلتاریسم آمریکا، بنیاد بردگی معاصر، برزمی. عفیف، ترجمه محمد درخشنده، انتشارات امیر کبیر، ص 62
در سال 1982 زمانی که اسراییلی ها به بخش جنوبی لبنان حمله بردند، واکنشهای اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، بسیار محتاطانه بود و سوریه، که شوروی از آن حمایت می کرد، ناگزیر از اعلام جنگ، خودداری کرد. حتی هنگامیکه نیروی هواییش را، نیروی هوایی اسراییل از بین برد. اسراییل پیروز می شد، کشورهای عربی حرکتی نکرده بودند. نیروهای فلسطینی که در تله بیروت افتاده بودند، ناچار شدند از خاور نزدیک، دور شوند. ایالات متحده که به نظر می رسید باید وضعیت را در کنترل داشته باشد، به فکر در دست گرفتن لبنان می افتاد. اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، ظاهراً در این بخش از جهان لنگ انداخته بود و آن هم برای مدتی طولانی.
مسایل ژئوپولتیک. اسلام، دریا، آفریقا. ایولاکست. ص 111
امام خمینی : همه رسانه های گروهی در دست دشمنان ماست و هر روز هم تبلیغ می کنند و هر روز هم ایران را محکوم می کنند. این سازمانهایی که همه شان نوکر آمریکا و امثال او هستند، سازمان عفو بین الملل، شورای امنیت و امثال اینها.
صحیفه نور، ج 17، ص 195
داستان مربوط به سازمان ملل که در اینجا به طور خلاصه بازگو شد، به خوبی فرهنگ فکری غرب را نشان می دهد:
امروز سازمان ملل به این دلیل قادر به انجام وظایف است که (کم و بیش) آنچه را که دلخواه واشنگتن است، انجام می دهد و این حقیقتی است که در واقع ارتباطی با ناخوشی های جهان سوم، روسی ها یا خاتمه جنگ سرد ندارد...بنابراین، این سازمان ملل از اقدام همیشگی آمریکا و انگلیس، یعنی وتو کردن قطعنامه ها، آزاد بود. این حقایق همواره غیر قابل قبول بوده و بنابراین وجود خارجی نداشته اند. آنها به قلمرو سوء استفاده از واقعیت (تاریخ واقعی) و نه خود واقعیت (آنچه ما ترجیح می دهیم باور کنیم) تعلق دارند. این عناصر اساسی تشکیل دهنده ارزشهای فکری سنتی ماست.
بازدارندگی دموکراسی، چامسکی. نوآم، اطلاعات 25/5/71
رمزی کلارک، وزیر اسبق دادگستری آمریکا در سخنانی در استانبول، با تاکید بر این که آمریکا برای کسب منافع خود از شورای امنیت سازمان ملل متحد، سوء استفاده می کند، خواستار انحلال این شورا شد.
روزنامه اطلاعات 13/5/1370
امام خمینی : صلح خواهی صدام و کوشش آمریکا در ایجاد امنیت در دنیا و نیز دیگر قدرتمندان چپاولگر و به اصطلاح طرفداران حقوق بشر، همه از یک قماش هستند و تا دنیا به این آرامش طلبان و صلح دوستان و طرفداران حقوق بشر مبتلاست، روی امنیت و صلح و آرامش نخواهد دید.
صحیفه نور، ج 17، ص 190
روزنامه پردی پرسه چاپ وین، در سرمقاله چهارشنبه گذشته خود نوشت: پاره کردن قرارداد الجزایر توسط صدام جلو دوربین، سند آشکار و متقنی در شناخت مسئول و آغازگر جنگ 8 ساله ایران و عراق بود، سازمان ملل، به خاطر اعمال نفوذ آمریکا از 11 سال پیش (آغاز جنگ) تا کنون، از پذیرش این واقعیت سرباز زد و نیز می افزاید: سکوت سازمان ملل تا هنگام حمله صدام به کویت، ادامه یافت و تنها در این زمان، سازمان ملل مجبور به موضع گیری در قبال صدام شد.
روزنامه اطلاعات 25/9/1370
صدام حسین دیکتاتور عراق، سپس نقش خود را عوض کرد و زمانی که در تلاش برای بیرون راندن کارگزاران آمریکا و انگلیس، کویت را مورد تجاوز قرار داد، یک شبه، وضع خود را از یک دوست محبوب، به یک هیتلر جدید تغییر داد. ترس عمده در سراسر این جریان از این بود که، نیروهای ملی گرایی که تحت کنترل و نفوذ آمریکا نیستند، بر مناطق نفت خیز شبه جزیره عربستان به نفوذ اساسی دست یابند.
بازدارندگی دموکراسی، روزنامه اطلاعات، 7/4/71
خاویرپرزدکوئیار، دبیر کل سازمان ملل، به صراحت اعلام کرد که: جنگ خلیج فارس با اجازه سازمان ملل برپا شد ولی این سازمان ملل نبود که آن را رهبری می کرد. جنگی بود که آمریکا رهبری آن را بر عهده داشت و چه اعراب و چه کشورهای دیگر در آن مشارکت داشتند.
جنبه های مقوله هایی به نام نظام نوین جهانی، السیاسه الدولیه، اطلاعات 13/6/1370
امام خمینی : از قرار اطلاع، بمبهای خوشه ای در گیلان غرب به کار برده اند...آمریکا و امثال آن که ادعای بیطرفی می کنند و معلوم است که در این جنایات شریکند، چه جوابی دارند؟ مجامع بین المللی و حقوق بشر، این دست نشاندگان آمریکا و ابرقدرتها، از این جنایاتی که به بشریت وارد شده است، می گذرند...اصلاً مجامع بین المللی، لفظی است در خدمت قدرتهای بزرگ، نه در خدمت مظلومین و محرومین.
صحیفه نور، ج 18، صص 63 و 64
با نفرت و انزجار به یاد می آورم که رژیم عراق در ماههای اوت و سپتامبر 1988 چگونه مردم کرد را به طرزی وحشیانه، مورد حملات گازهای شیمیایی قرار داد. البته این رویداد، افکار عمومی بین المللی را برنیانگیخت، چرا که از دیدگاه وال استریت، خون شهید کرد به همان اندازه کم ارزش است، که خون کودکان فلسطینی برای اسحاق شامیر یا مرگ بابی ساندز برای تاچر و این امری است طبیعی، زیرا کردها نفت ندارند.
مقاله غرب آن گونه که هست، دوبنوآ. آلن، به نقل از: اطلاعات
آمریکا مکرراً قطعنامه شورای امنیت را وتو کرده و از تصویب قطعنامه های مجمع عمومی و دیگر طرحهای سازمان ملل، در مورد انواع مسایل از جمله تجاوز، ضمیمه کردن خاک دیگران به کشور. نقض حقوق بشر، خلع سلاح، رعایت قوانین بین المللی، تروریسم و غیره، ممانعت کرده است.
بازدارندگی دموکراسی، چامسکی. نوآم. اطلاعات 25/5/1371

ماجرای مک فارلین

امام خمینی : این یک مسأله است. مسأله ای است که از تمام پیروزیهای شما، بالاتر است. مسأله رییس جمهوری آمریکا، با آن همه به قول خودش جلال و جبروت، کسی را از مقامات عالی بفرستد به این جا که با مقامات اینجا ملاقات کنند و هیچ یک از آنها حاضر به ملاقات نشود، این مسأله بزرگی است که دنیا را منفجر کرده است و باید هم بکند. کاخ سفید را به عزا نشانده است و باید هم بنشاند.
صحیفه نور، ج 20، ص 50
در واقع رسوایی ماجرای ایران گیت - تحویل جنگ افزارهای آمریکایی به ایران که به صورت مخفیانه، به دستور کاخ سفید با همدستی دیگران، صورت گرفته است - ضربه شدیدی به اعتبار ایالات متحده نزد رهبران عربی که کم و بیش به رغم مخالفتشان با اسراییل، هم پیمان آمریکا هستند، وارد آورده است...این امر که رییس جمهور ایالات متحده به منظور آزادسازی گروگانهای آمریکایی و به خصوص به منظور ارائه مخفیانه امکانات مالی به کنتراهای نیکاراگوئه که کنگره آمریکا در مخالفت با سیاست مداخله در این ماجرا، از آنها دریغ داشته بود، حاضر شود موشکها و اطلاعات استراتژیکی به حکومت خمینی بفروشد، رژیمی که به گونه ای چشم گیر، با گروگان گیری دیپلماتهای آمریکایی در تهران و با افتخار کردن به مرگ چند صد نفر سرباز آمریکایی، در زمان سوءقصد بیروت، آمریکا را به تمسخر گرفته بود، چیزی بود که از حد و مرز واقع گرایی سیاسی تجاوز می کرد. افکار عمومی آمریکاییان در این ماجرا اشتباه نکرده بود و به سبب دامنه رسوایی در حیرت فرو رفت.
مسایل ژئوپلیتیک. اسلام. دریا. آفریقا، ایولاکست، ص 24
ضمناً گفتنی است که مک فارلین به عنوان یک آمریکایی وطن پرست، به قدری از صدمات وارده به حکومت کشورش در بحران ایران - کنترا غصه دار و غمگین شده بود که علی رغم مساعدت فراوان، با اعضای کمیسیون تاور برای کشف حقایق، سرانجام از شدت ناراحتی، تصمیم به خودکشی گرفت و با بلعیدن تعداد زیادی قرص والیوم، در روز 9 فوریه 1987 در صدد رهانیدن خود از عذاب وجدان برآمد(85).
در کاخ سفید چه گذشت، ریگان. رونالد، ترجمه حسین ابوترابیان، نشرالبرز، ص 86
امام خمینی : یک امر مهمی که در این روز باید تبریک به همه عرض بکنم، این انفجار عظیمی است که در کاخ سیاه واشنگتن رخ داد و این رسوایی بسیار برای سران این کشور پیدا شد.
صحیفه نور، ج 20، ص 49
زمانی که اهمیت ژئوپولتیکی رسوایی واترگیت را اندازه گیری می کنم، در مقام مقایسه، کاملاً ناچیز بود - یعنی فروپاشی سیاست آمریکا در هند و چین و فلج شدن آن، هنگام حمله تهاجمی ویتنام شمالی به سایگون در 1975 - می توان از خود پرسید که در خاورمیانه پیامدهای ایران گیت چه چیزهایی خواهند بود؟ نخست این ماجرا برای اسلام گرایان توفیقی عظیم است، وانگهی یکی از گرایشات آن - بعداً - دوز و کلکهای آمریکا را برملا می کند تا علاوه بر آن، واشنگتن رابی اعتبار سازد...این واقعه - که هنوز چند ماه پیش، تصور آن نیز دشوار بود - آشفته حالی آمریکا و اهمیت تغییر توازن قوا در این بخش از جهان را، ثابت می کند.
مسایل ژئوپلیتیک. اسلام. دریا. افریقا، لاتوکست، ص 25
یکی از مهمترین مسایل مطرح شده در گزارش کمیسیون تحقیق تاور، اظهار نگرانی در مورد خطراتی بود که اجرای عملیات پنهانی توسط شورای امنیت ملی به بار می آورد؛ زیرا این شورا به سبب فقدان هرگونه تجربه حرفه ای در انجام عملیات پنهانی، نمی توانست به خوبی از عهده انجام کار برآید و لذا وقتی افراد آماتور، مثلاً مک فارلین و پویندکستر و سرهنگ نوژت پا به میدان گذارند، به خاطر اقدامات نابخردانه خود، به راهی افتادند که نتیجه اش به شکست و رسوایی انجامید.
در کاخ سفید چه گذشت، ریگان. رونالد، ص 212
امام خمینی : شما ملاحظه کنید و ببینید که در تمام دنیا، در سراسر جهان، مطبوعاتشان و رسانه هایشان و خطابه هایشان تمام متوجه این معناست که سرپوشی بگذارند بر این رسوایی که برای رییس جمهور آمریکا پیش آمد. رییس جمهور آمریکا باید عزا بگیرد و کاخ سفید مبدل به کاخ سیاه شود - گر چه همیشه بوده است، لکن این متفرقه گویی و اضطرابی که در کاخ سفید پیدا شد و در طرفدارهای آمریکا، حکایت از عظمت مسأله می کند.
صحیفه نور، ج 20، ص 49
ضمناً با توجه به معرفی من از سوی کمسیون تاور به عنوان مسئول اصلی وضعیت پر آشوبی که متعاقب لو رفتن قضیه (ایران - گیت) در کاخ سفید، پدید آمد، لازم است توضیح دهم: وقتی همه از ماجرای یک رسوایی طوری آگاه شدند که گویی خبر آن بر صفحه آسمان نقش بسته بود، لزومی نداشت برای یافتن مسئول اصلی وضعیت پر آشوب ناشی از لو رفتن قضیه در جستجوی کسی برآیند.
در کاخ سفید چه گذشت، ریگان، رونالد، ص 215
با هیجان زایدالوصفی که متعاقب آن افشاگریها، در کنفرانس مطبوعاتی بر خبرنگاران مستولی شد، کاملاً معلوم بود که تازه اول کار است و نباید به این زودی ها ماجرا را خاتمه یافته، تلقی کرد. ضمناً، برای تقریباً همه شرکت کنندگان در کنفرانس مطبوعاتی نیز، این امر مسجل بود که لکه ننگی بر دامن ایالات متحده نشسته و بار دیگر یکی از رؤسای جمهوری آمریکا در سراشیب نابودی قرار گرفته است.
در کاخ سفید چه گذشت، ریگان، رونالد، ص 52
گروه سیاستگزاران امنیت ملی پس از شنیدن گزارش دادستان کل، با توجه به پیامدهای وخیم برملا شدن مسأله، بر ضرورت بررسی کامل جریان امر و آگاه کردن مردم آمریکا از ماوقع تاکید کرد و برای انجام چنین تحقیقاتی نیز لازم دانست کمیسیون ویژه ای از سوی رییس جمهور تشکیل گردد.
در کاخ سفید چه گذشت، ریگان، رونالد، ص 53
امام خمینی : زمان هشیاری و شکوفایی ایمان است در این کشور و لهذا می بینید که الان هر رادیویی را باز کنید از خارج، از هر گوشه عالم، راجع به قضایای آمریکا و راجع به خضوع او در مقابل ایران صحبت می کنند و حرفها را می زنند.
صحیفه نور، ج 20، ص 50
کمیته روابط خارجی سنای آمریکا در گزارش خود گفت: شکست عراق برای منافع غرب فاجعه آمیز است. پیروزی ایران بر عراق، به عنوان یک پیروزی برای بنیادگرایی اسلامی به شمار می رود. این تصور که ایران، آمریکا را در جریان معامله جزیی سلاح، در مقابل آزادی گروگانها تحقیر کرده است، بر جذبه بنیادگرایی می افزاید.
مروری براستراتژی آمریکا علیه انقلاب اسلامی ایران، کیهان 22/5/1370
بنا به گزارش دیویدبلاندی دولت سر در گم ایالات متحده از همه سو به باد انتقاد گرفته شده است. بلاندی به نقل از سناتورگلداوتر می گوید: عمل ریگان یک اشتباه افتضاح آمیز بود و چنین اشتباهی، احتمالا هیچ وقت در سیاست خارجی ایالات متحده، سابقه نداشته است. به هر حال نفوذ ایالات متحده در خاورمیانه، ارزان تمام نخواهد شد. برای عراق و طرفدرانش، تعهد ایالات متحده نسبت به آنها مورد سوال قرار گرفته است و احتمال نمی رود که ایران دیگر به چنین ترفندهایی از طرف واشنگتن پاسخ دهد.
کیهان هوایی 12/9/1365، به نقل از: کودتای نوژه، ص 86
امام خمینی : یک مقام عالی رتبه - به قول خودشان - از آمریکا به طور قاچاق و با تذکره جعلی، وارد ایران می شود، در صورتی که ایران نمی داند چیست، به مجردی که وارد می شود و معلوم می شود که این از مقامات آمریکاست، ایران او را در یک جایی تحت نظر قرار می دهد و محبوس می کند و تمام حرکات او را تحت نظر قرار می دهد و او با هر کس خواسته ملاقات کند، ملاقات نمی کنند. آنی که ادعا می کند اگر من رفته بودم به شوروی، رییس شوروی سه مرتبه دیدن من می آمد، گمان می کند این جا هم شوروی است، این جا کشور اسلام است.
صحیفه نور، ج 20، ص 49
زمانی که خانم تاچر و وزارت خارجه انگلستان از ابتکارات ایالات متحده آمریکا آگاه شدند، نمی دانستند که از حماقت آمریکاییان عصبانی شوند یا از دورویی آنها. دولت ریگان سالهاست تلاش می کند که کشورهای دیگر، موضع سرسختانه تری در مورد ایران پیش گیرند و حالا تمام این تلاش ها به کلی تضعیف شده است...این تفکر که ایالات متحده می تواند در ایران، یعنی در کشوری که حتی جمع آوری اطلاعات در آن مشکل است، برتحولات کشور تاثیر گذارد، حاکی از چنان اطمینان از خودی است که محلی از اعراب ندارد.
اطلاعات 14/8/1365، به نقل از: کودتای نوژه، ص 85
در کنفرانس مطبوعاتی - طبق قرار قبلی - ریگان به هیچ سؤالی پاسخ نداد و پس از پرداختن به مجملی از ماجرا، پاسخ به سوالات را، کلاً به عهده دادستان کل گذاشت. نکته حائز اهمیت در نطق ریاست جمهوری این بود که او صریحاً اعتراف کرد سیاست به کار گرفته شده از سوی ما، در مورد برقراری ارتباط با ایران، ناشیانه و معیوب بوده است.
در کاخ سفید چه گذشت، ریگان، رونالد، ص 52
امام خمینی : اضطراب در کلمات خود ریگان هست. تناقض گویی، اضطراب هست که انسان نمی تواند باور کند که یک آدمی که رییس یک همچو کشوری است و ادعایش آن قدر زیاد است، این قدر تناقض گویی، این قدر اضطراب، این قدر وحشت که او را گرفته است، امروز یک چیز مهمی است.
صحیفه نور، ج 20، ص 50
ریگان بیشتر از این بابت حساسیت نشان می داد که او را متهم کرده بودند: به دلیل سوء تدبیر خود، مسبب رسوایی ایران کنترا شده است. او می گفت: تصمیم دارد طی یک برنامه تلویزیونی به مردم آمریکا بگوید که هرگز مساله ای به شکل معامله اسلحه برای آزادی گروگانها، در میان نبوده است. با شنیدن این مطلب خطاب به ریگان گفتم: آقای رییس جمهور، امیدوارم از این که به شما خرده می گیرم، مرا ببخشید. ولی باید تذکر بدهم که امکان ندارد بتوانید همین مطلب را از تلویزیون برای مردم، بازگو کنید، چون نه کسی حرفهایتان را باور می کند و نه باعث شستن گناه شما می شود.
در کاخ سفید چه گذشت، ریگان، رونالد، ص 222
بسیاری از مردم، پس از شنیدن نطق تلویزیونی ریگان، اظهارات او را واقع دانستند. روزنامه لوس آنجلس تایمز با انتشار گزارش نظرخواهی از مردم در مورد این نطق، نوشت: فقط 14 درصد مردم آمریکا، حرفهای پرزیدنت ریگان را باور کرده اند...ریگان که ترس از دست دادن محبوبیتش، او را به وحشت انداخته بود، بعد از آن، هرگاه صحبت از ماجرای ایران و مک فارلین پیش می آمد، چنان ناراحت می شد که لبها را به دندان می گزید و رنگ چهره اش به سرخی می گرایید. تصور ریگان این بود که در نطق تلویزیونی، چیزی جز حقیقت بر زبان نرانده است و گر چه خودش هم می دانست که تمام حقیقت را نگفته، ولی نمی توانست درک کند که چرا مردم حرفهایش را باور نکرده اند.
در کاخ سفید چه گذشت، ریگان، رونالد، ص 37
امام خمینی : غافل از این حظ الهی نباشید. در عین حال انسان می بیند که در حالی که کاخ کرملین به لرزه در آمده است و کاخ سیاه، سیاهپوش شده است و می خواهند توجیه کنند حرفهای خودشان را، توجیه کنند این خطایی را که کردند و این کسی را که اینجا فرستادند و با رسوایی از اینجا بیرونش کردند.
صحیفه نور، ج 20، ص 51
وقتی آمریکا تلاش کرد با ایران ارتباط پیدا کند، این اقدام به عنوان یک رسوایی جلوه کرد و چیزی نمانده بود که رونالد ریگان، رییس جمهور آمریکا، به خاطر همین کار، مانند رسوایی واترگیت که منجر به سقوط نیکسون شد، سقوط کند.
مقاله جنبه هایی مقوله هایی به نام نظام نوین جهانی. السیاسه الدولیه - اطلاعات. 13/6/70
نظر سنجی از مردم در اوایل ماه نوامبر نشان داده بود که 70 درصد مردم آمریکا، شیوه حاکمیت پرزیدنت ریگان را تایید می کنند، ولی یک ماه بعد - متعاقب برملا شدن قضیه ایران - کنترا - آماری که روزنامه نیویورک تایمز و شبکه تلویزیونی سی.بی اس مشترکاً تهیه کردند، نشان می داد نسبت آمریکاییهایی که ریگان را تایید می کردند، به پایین تر از 50 درصد رسیده و نیز معلوم شده 75 درصد مردم آمریکا اعتقاد دارند که ماجرای ایران کنترا به اندازه ماجرای واترگیت برای حکومت آمریکا رسوایی به بار آورده است. افت محبوبیت ریگان، گر چه عمدتاً به هیاهوی مطبوعات ارتباط داشت و انتظار می رفت پس از مدتی فروکش کند، اما این وضع، چنان دلهره ای در میان بعضی ها در کاخ سفید به وجود آورده که معلوم بود، جداً آنها را نسبت به عاقبت کار نگران کرده است.
در کاخ سفید چه گذشت، ریگان، رونالد، ص 66
طی روزهای بعد، حملات رسانه ها علیه مقامات کاخ سفید اوج بیشتری گرفت و به خصوص از این نظر، روز چهارشنبه سوم دسامبر حالتی استثنایی پیدا کرد.
در کاخ سفید چه گذشت، ریگان، رونالد، ص 63