آمریکا شیطان بزرگ

فاطمه رجبی‏

فتح لانه جاسوسی

امام خمینی : امروز، خیانت ها زیرزمینی است. یک توطئه زیرزمینی است. توطئه های زیرزمینی در همین سفارتخانه هایی که هست، دارد درست می شود و عمده اش مال شیطان بزرگ است که آمریکا باشد.
صحیفه نور، ج 10، ص 141
دانشجویان هزاران پرونده پیدا کردند. در هنگام سقوط شاه، سالیوان از نظر احتیاط، دستور داده بود کلیه پرونده های غیر ضروری را از ایران خارج سازند؛ اما در خلال ده ماه بعدی، سازمانهای مختلف، آنها را به آرامی بازگردانده بودند و در نوامبر 1979 دستگاههای کاغذ خرد کنی سفارت، مجال از بین بردن اسناد را قبل از اشغال کامل، نیافتند. در واقع حتی خرد کردن کاغذها نیز بی اثر بودن خود را در برابر شور و حرارت دانشجویان، ثابت کرد. در طول پنچ سال بعدی، ایران بیش از 50 جلد از اسنادی را که در نوامبر 1979 در سفارت به دست آمده بود، منتشر ساخته است(54).
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام، ص 361
امام خمینی : شما می بینید که الان، مرکز فساد آمریکا را جوان ها رفته اند و آمریکاییهایی هم که آنجا بودند، گرفتند و آن لانه فساد را به دست آوردند و آمریکا هم هیچ غلطی نمی تواند بکند. جوانها مطمئن باشند که آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند بیخود صحبت از اینکه اگر دخالت نظامی بکند. مگر می تواند دخالت نظامی بکند در این مملکت؟
صحیفه نور، ج 10، ص 149
ایرانیان عقیده داشتند که هر چه ایالات متحده اراده کند، همان خواهد شد. یکی از اهداف اصلی آیت الله خمینی، شکستن این اعتقاد ریشه دار، در فرهنگ ایرانی بود. او سعی کرد به ایرانیان القا کند که خود، حاکم بر سرنوشت خویشند. بدین طریق، در طول ماههایی که رژیم انقلابی، 52 تن تبعه آمریکا را به گروگان گرفت، شعار مورد توجه آیت الله خمینی و پیروانش این بود: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. این شعار به گونه ای آیینی، آن قدر تکرار شد که به نظر، افسونی سحر آمیز جلوه نمود...اگر ایرانیان به قدر کافی این شعار را تکرار می کردند و باورشان می شد، شاید تا حدودی مانع از آن می گردید که ایالات متحده رژیم انقلابی را از بین ببرد. بدین ترتیب، حداقل مردم ایران از شهامت آیت الله خمینی شهامت پیدا می کردند و می توانستند عزم ضد آمریکاییشان (نفرتشان) را در برابر ترس از انتقام جویی آمریکا، حفظ کنند.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، صص 445 و 446
امام خمینی : کارتر یک اشتباه دارد و آن اینکه گمان می کند همه دولتها چشم بسته، به خدمت او ایستاده اند و این اشتباه بزرگ، به زودی برای خودش هم روشن خواهد شد و طلیعه آن نیز مشهود است. ملت ایران، بپا خاسته که نگذارد این لانه جاسوسی در ایران، به عمل ننگین خود ادامه دهد.
صحیفه نور، ج 10، ص 195
من تلاش زیادی کردم تا متحدین اروپایی و آسیایی خودمان را به پیوستن به ما، در اعمال مجازاتها،راضی کنم. در ملاقات با سفرای آنها گفتم، که طاقت ما به سر آمده و رییس جمهوری مصمم است که اگر از این اقدامات نتیجه نگیریم، تدابیر شدیدتری برای رهایی گروگانها، اتخاذ نماید. با همه این احوال کشورهای دوست ما، تا روز 22 آوریل، یعنی دو روز قبل از عملیات نجات گروگانها، حاضر به همکاری در این زمینه، نشدند و تازه در این روز، 17 مه را به عنوان ضرب الاجل برای شروع اقدامات ضروری، در صورت عدم پیشرفت قابل ملاحضه در کار رهایی گروگانها، تعیین نمودند.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 89
امام خمینی : مفسده جویان شروع کردند به سمپاشی و می خواهند چهره این جوانها و چهره نورانی این جوانها را، پیش ملت لکه دار کنند. می خواهند این لانه جاسوسی را از دست آنها بیرون بیاورند... ملت بیدار باشد. توجه داشته باشد به این توطئه هایی که از طرف خود آنها دارد میشود. روابط هست بین شان و این افراد ناصالح، می خواهند کاری کنند که این جوانهای پاکدل ما، تهمت بزنند.
صحیفه نور، ج 10، ص 165
قدر مسلم این است که اکثریت آنها (دانشجویان مسلمان) را بنیادگرایان اسلامی و پیروان متعصب افکار آیت الله خمینی، تشکیل می دادند و در خصومت با عناصر لیبرال و میانه رو، مانند بازرگان، میناچی، نزیه، مدنی، امیرانتظام و متین دفتری وحدت نظر داشتند.
جنگ قدرتها در ایران، روبین. باری، ص 218
بنی صدر به عنوان رییس جمهور ایران، به مقام عمدتاً بی قدرت، دست یافت و در همین مسند قدرت، روشن ساخت که می خواهد وسایل آزادی گروگانها را تسهیل نماید.
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد، ص 76
در ظرف چند ماه آینده، بنی صدر و وزیر خارجه اش قطب زاده، تلاشهای سخت، ولی نا موفقی برای به دست گرفتن کنترل گروگانها آغاز کردند.
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد، ص 110
ده روز بعد، مذاکرات با ایرانی ها به بن بست رسید و در اوایل آوریل، دیگر هیچ امیدی به حل مساله از طریق مذاکره باقی نماند. طرفهای ایرانی در این مذاکرات یا حسن نیت نداشتند و یا قادر به انجام وعده های خود نبودند. من تلاش جردن را در مذاکرات محرمانه ای که مستقیماً یا به وسیله رابطین خود، با ایرانیها انجام می داد، تحسین می کردم، ولی از ابتدا به نتیجه این کار امیدوار نبودم. رابطین فرانسوی جردن که تمایلات چپی هم داشتند، شاید می توانستند با طرفهای ایرانی خود (نظیر قطب زاده) معامله ای صورت دهند؛ ولی روحانیون بنیادگرا، صاحبان اصلی قدرت در ایران بودند و در هر مرحله ای، می توانستند از اجرای چنین معامله ای جلوگیری کنند.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 186
امام خمینی : مرکز توطئه و جاسوسی به اسم سفارت آمریکا. اشخاصی که در آن بر ضد نهضت اسلامی ما توطئه نموده اند، از احترام سیاسی بین المللی برخوردار نیستند، تهدیدات و تبلیغات دامنه دار دولت آمریکا به قدر پشیزی نزد ملت ما ارزش ندارد.
صحیفه نور، ج 10، ص 195
در نوامبر 1979 که دانشجویان، سفارت را اشغال کردند، تقریباً هفتاد نفر را در آن یافتند. این تعداد، به مراتب بیشتر از کارمندان ضروری بود که کاخ سفید پس از حمله ماه فوریه به سفارت اجازه داده بود. در خلال تابستان هر یک از سازمانها، عده کارمندانش را در ایران افزایش داده بود.
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام، ص 361
تعداد کلی ماموران رسمی ما در ایران، پس از انقلاب و بخصوص بعد از ماجرای حمله به سفارت در چهاردهم فوریه، به حدود 50 نفر تقلیل یافته بود. وظیفه آنها منحصر به حفظ تماس و ارتباط ما با دولت جدید ایران، و رساندن اطلاعات و تحلیل اوضاع جاری ایران به واشنگتن، بود. با بهبود نسبی اوضاع، تعداد اعضای سفارت و کنسولگری آمریکا، به حدود 70 نفر افزایش یافت. امنیت داخلی هم به دنبال حمله ماه فوریه تقویت شده و ترتیباتی اتخاذ شده بود که گارد سفارت بتوانند دو تا سه ساعت در برابر هر گونه تهاجم احتمالی از خارج، سفارت را محافظت نمایند تا نیروهای کمکی از طرف دولت برسد. پیش بینی های لازم نیز برای از میان بردن اسناد سری و تجهیزات دقیق مخابراتی، در شرایط اضطراری به عمل آمده بود(55).
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 60
امام خمینی : از آقای کارتر باید پرسید که تشخیص شما در مسایل سیاسی هم، همین طور است که یک ملت سی و پنج میلیونی تروریست هستند؟ من دیدم کلامی که از ایشان صادر شده است. مع الاسف، کلام عاقلانه ای نبوده است، که اینها دانشجو نیستند، لات هستند. اینها تروریست هستند. دانشجوها با لات ها در منطق شما یکی است؟
صحیفه نور، ج 10، ص 204
رییس جمهوری سپس برای شرکت در جلسه هفتگی خود با رهبران کنگره، از جای بلند شد و قبل از خروج، دم در توقف کرده، رو به ونس و جودی پاول گفت: مواظب باشید در اظهارات و بیانیه های خود، از اشغال کنندگان سفارت به عنوان دانشجو اسم نبرید. برای آنها یک عنوان مناسب، مثل تروریست ها یا چیزی مشابه آن پیدا کنید.
بحران، جردن. هامیلتون، ص 32
برداشت حکومت ما از مفهوم تروریسم، این است که اگر کسی در برابر ادعاهای ما، قد علم کند، تروریست بالفطره است و چنین آدمی وقتی مورد حمله ما قرار می گیرد، باید به حقانیت این حمله بسان یک کیفر آسمانی اذعان کند...بنابراین در برداشت ما، تروریست کسی است که در مقابل حمله ما از خود دفاع کند.
لوئیز. فلور، نیویورک تایمز، 22 فوریه، اینترنشنال هرالد تریبون، 23 فوریه به نقل از: کودتای نوژه، ص 54
امام خمینی : ای ملت آمریکا! به تبلیغات روسای جمهوری، که جز نیل به قدرت، فکری ندارند گوش فرا ندهید و بدانید که جوانان ما، با جاسوسان رفتاری خداپسندانه دارند که دستور اسلام رحمت بر اسیران است. گرچه ظالم و جاسوس باشند.
صحیفه نور، ج 11، ص 79
درباره گروگانها گفتم: با اطلاعاتی که ما در اختیار داریم، خطری متوجه آنها نیست و از نظر جسمی و بهداشت، در وضع رضایت بخشی بسر می برند. گزارش پزشکان صلیب سرخ هم که اخیراً با آنها دیدار کرده اند، این نظر را تایید می کنند.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 92
تنها آیت الله است که می تواند به دانشجویان دستور دهد از گروگانها صرف نظر کنند و آیت الله نیز تنها در صورتی این کار را خواهد کرد که مطمئن شود با گروگانها بد رفتاری شده است؛ زیرا بد رفتاری با گروگانها، تخلف از مقررات اسلامی است و در این صورت آیت الله خمینی به دانشجویان دستور خواهد داد که گروگانها را به دولت بسپارند (حقیقت این است که با گروگانها بد رفتاری نشده بود و گذشته از مساله زندانی بودن، آمریکاییان خود اعتراف داشتند که به طور کلی، با آنها بد رفتای نشده است.)
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد ص 108
بنا به گفته سایروس ونس و تنی چند از مقامات دولت، این تکیه بر روی حفظ جان گروگانها، طبیعی و خود بخودی بود و از همان لحظات اول بحران، اعمال رییس جمهور را هدایت می کرده است و این سیاست خوبی بود. در حقیقت تنها راهی بوده که یک رییس جمهور می توانست به وسیله آن، نامزد بودن خود را برای پست ریاست جمهوری دوره دوم، اعلام کند. به هر جهت، فیلمهایی از گروگانها و مصاحبات پر هیجان با اعضای خانواده آنها، مرتب بر روی پرده تلویزیون دیده می شد و میلیونها بیننده را تحت تاثیر قرار می داد.
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد، ص 142
امام خمینی : اخیراً ملت ما به این نتیجه رسید که دولت کارتر به اصطلاح سفارتخانه خود را به صورت پایگاهی برای جاسوسی و توطئه علیه ایران درآورده است. جاسوسان تحت عنوان مامورین سفارت، فعالیت می کردند و اکنون که ملت ما این حقیقت را دریافته، آمریکا را دشمن شماره یک خود می داند.
صحیفه نور، ج 11، ص 199
من دو سناریو را که می تواند منجر به هرج و مرج گردند، در نظر دارم: 1- یکی نیروهای تمرکز یافته ای که توسط نارضایتی های منطقه ای و قومی، تحریک شده باشد. 2- نفاق در مدارس.
اسناد لانه جاسوسی، گریوز. جان، ج 3، ص 11
کاردار امیدوار است که به وسیله انتظام کاری کند که روزنامه ها حملاتشان را نسبت به آمریکا کاهش دهند(56).
اسناد لانه جاسوسی، گریوز. جان، ج 3، ص 16
کمی قبل از ظهر روز بارانی 4 نوامبر، 400 دانشجو خود را از میان صف تظاهر کنندگان که به مناسبت سالگرد تبعید آیت الله خمینی در 15 سال قبل و به مناسبت روز دانشگاه و به افتخار شهدای سال قبل دانشگاه، دست به راهپیمایی زده بودند، جدا کردند و به خیابان تخت جمشید روانه شدند. در آنجا با استفاده از قیچی آهن بر، زنجیره های دروازه آهنی بزرگ سفارت خانه آمریکا را گشودند، به محوطه حفاظت شده سفارت خانه، داخل شدند. گاردهای امنیتی سفارت خانه و تفنگداران نیروی دریایی، با آتش کردن گاز اشک آور، بر اساس دستورالعمل های داده شده، سعی کردند تا مدتی دانشجویان را معطل سازند و دیپلماتها نیز در این ضمن سعی کردند به سرعت پرونده ها را تکه تکه کنند... سپس دهها و صدها هزار نفر از مردم در بیرون سفارت خانه اجتماع کردند و در حالی که پیکرهایی را که شبیه کارتر درست کرده بودند، می سوزاندند، فریاد می زدند: مرگ بر آمریکا و مرتب نیز جمعیت های سازمان یافته مختلف، به گروه تظاهر کننده اضافه می شدند.
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد، صص 87، 88، 89
امام خمینی : دانشجویان مسلمان و مبارزی که لانه جاسوسی را اشغال کرده اند، با عمل انقلابی خودشان ضربه ای بزرگ بر پیکرآمریکای جهانخوار وارد نمودند و ملت را سرفراز کردند.
صحیفه نور، ج 11، ص 280
هر سه شبکه تلویزیونی سرتاسری آمریکا، برنامه های مفصلی به مناسبت نخستین سالگرد گروگان گیری، پخش کردند که ضمن آن، جریان وقایع تحقیرآمیز یک سال گذشته از اشغال سفارت و به گروگان گرفتن اتباع آمریکا، تا تظاهرات ضد آمریکایی آتش زدن پرچم آمریکا و مذاکرات بی حاصل و بیانیه های ضد و نقیض، منعکس شده بودند. پخش این برنامه ها از شبکه های تلویزیونی سرتاسر آمریکا، که نمایانگر ضعف و عدم لیاقت ما در حل مساله گروگان گیری و یادآور همه خاطرات تلخ یک سال گذشته بود، ضربه نهایی را بر ما وارد ساخت.
بحران، هامیلتون. جردن، ص 184
امام خمینی : دولت ایران و جناب آقای رییس جمهور، تمام کوشش و سعی شان را در استرداد شاه خائن و اخذ اموال ملت ایران از او، بنمایند ملت دلیر دست از این خواست بر حقشان برنمی دارند و قدمی به عقب نمی گذارند. یکی از آثار این خواست، تصرف لانه جاسوسی بود که مورد تایید ملت قرار گرفت و چیزی جز عکس العمل جنایات دولت آمریکا، نمی تواند باشد.
صحیفه نور، ج 11، ص 280
مساله شاه، بعد از این مذاکرات مقدماتی مطرح شد و یزدی که یک دکتر تحصیل کرده آمریکا و مردی تیزهوش و خوش مشرب بود، پس از اشاره به سیاست گذشته ما در پشتیبانی از شاه، گفت، حضور او در آمریکا موجب ناراحتی ماست... و چنین نتیجه گرفت که مردم ایران حضور او در آمریکا، دلیل درگیری و دخالت آمریکا در این فعالیت ها می دانند.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، صص 172 و 173
بررسی هایی که ما در آن موقع در مورد موضوع مسافرت شاه به آمریکا، به عمل آوردیم ما را متقاعد کرد که پذیرش شاه به آمریکا در آن شرایط، واکنش تندی به بار خواهد آورد و بسیاری از ایرانیان، این اقدام را نشانه ادامه پشتیبانی ما از شاه و تلاش در جهت بازگرداندن او به سلطنت و در هم شکستن انقلاب تلقی خواهند کرد. در همان موقع، پیش بینی می کردیم که در صورت پذیرفتن شاه به آمریکا، احتمال دارد آمریکاییها به گروگان گرفته شوند و آزادی آنها به تحویل شاه برای محاکمه در دادگاههای انقلاب موکول گردد(57).
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 62
امام خمینی : حالا هم که اینها امتحان کردند و آمدند و با آن تجهیزاتی که می گویند، زیاد بوده است آمدند و در ایران پیاده شدند. خوب، ضربه سیاسی خوردند، ضربه روحی خوردند. جوان های مردم را آوردند اینجا، به کشتن دادند.
صحیفه نور، ج 12، ص 67
این شرمساری و خجالت در بین نیروهای ارتشی، به طور گسترده ای عمیق گشت و همچنان جریان دارد. مخصوصاً در میان آن عده ای که مستقیماً درگیر ماجرا بودند.
کلنل چارلی بکویت، افسر سابق ارتش، مسئول عملیات گروه نجات در صحرای شماره یک بود که اکنون مسئول تولید کتابهای راهنمایی تعلیماتی، در پادگان نظامی فورت برگ در ایالت کارولینای شمالی، می باشد. وی یکی از معدود کسانی است که با خبرنگاران راجع به ناراحتی های شخصی خود، سخن گفته است: این یکی از بزرگترین شکست های زندگیم بوده است من برای هشت کشته ای که در این مأموریت دادم، گریستم من این بار را تا آخر عمر بر روی شانه هایم خواهم کشید. فاجعه ای که در بیابان رخ داد، باعث برانگیختن سئوالات بسیار مهمی گشت که تا یک سال بعد از عملیات نافرجام، ادامه داشت. یکی از آدمیرال های عالی رتبه می گوید که هیچ کس جواب تمام سؤالات را نمی داد، ولی می بایست در هنگام مرور آنچه واقع شده است، حداقل سؤالات مهم را در نظر داشت.
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد، صص 185 و 186
علیرغم تمام ناراحتی هایی که مأموریت شکست خورده به دنبال داشت، تمام جاسوسان و عوامل که برای کمک به جریان حمله به داخل ایران، نفوذ کرده بودند، توانستند تا تاریخ 29 آوریل، ایران را ترک گویند. البته گزارشهای محرمانه سرویس جاسوسی خارجی، اشاره می کند که عده ای از ایرانیان، که در این حمله با آمریکا همکاری کردند، به اندازه آمریکا بیان خوش شانس نبوده و نتوانستند به موقع از ایران فرار کنند.
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد. ص 209
در حالی که رییس جمهور و دیگران، در سکوت کامل به سخنان ونس گوش می کردند، او سخنان خود را با این جملات، خاتمه داد: آقای رییس جمهور! آخرین مطلبی که می خواهم خاطرنشان کنم، عکس العمل بین المللی اجرای این نقشه است. شوروی در برابر این کار چه خواهد کرد؟ ممالک عرب و مسلمان، در برابر کار که احتمالا با کشتار عده ای از ایرانیان همراه خواهد بود، چه عکس العملی نشان خواهند داد؟ ما اسم این کار را مأموریت نجات گذاشته ایم، ولی دیگران آن را عملیات نظامی خواهند نامید و عکس العمل نشان خواهند داد. با توجه به مجموع این دلایل، من در شرایط فعلی، جدا با این نقشه مخالفم و معتقدم که ما باید به تلاش خود برای حل مسأله از راههای دیگر ادامه دهیم.
بحران، هامیلتون، جردن، ص 162
امام خمینی : من یک سؤالی دارم و آن اینکه چرا آقای کارتر از آمدن این هیاتها به ایران، اینقدر وحشت دارد؟... و چرا از محاکمه این اشخاصی که در سفارت اینجا که به اصطلاح ما لانه جاسوسی است، وحشت دارد؟ اگر ایشان دخالتی در مقدرات مملکت ما نکرده است و اگر دولت آمریکا با سرنوشت مملکت ما کار نداشته است و سفارتخانه او مثل سفارتخانه های صحیح هست، او باید پیشقدم بشود.
صحیفه نور، ج 12، ص 135
اما پس از این که گروگانها آزاد شدند، در کشوری که واژه های تحقیقات وسیع ههمه جانبه و تفنگهای آماده آتش و گزارش کامل در محاوره ملی آنها جای دارد، سؤالات چندانی مطرح نشد. به همان سؤالات محدود نیز، کسی جواب نداد. هیچ کس به خود جرات نداد که تصمیم های اتخاذ شده را، مورد سوال قرار دهد و یا حتی سؤال کند که آن تصمیمات چه بودند، اگر چه به سادگی می شد آنها را دید تصمیم در مورد این که برای سالها از شخصی حمایت شود که بعدها معلوم شد ملتش از او، بیزار هستند. تصمیم در مورد اجازه ورود او به آمریکا، بر پایه همدردی یا حماقت، تصمیم در مورد این که پس از اشغال سفارت، زندگی و جان گروگانها را مهمتر از هر چیز دیگر قرار دهند، یعنی همان تصمیمی که قبلاً چند کشور دیگر اتخاذ کرده بودند. تصمیم به مذاکره با گروگان گیری ها به جای به کار بردن زور و پس از چندی تصمیم برای به کارگیری زور، اما به طور محتاطانه و تقریباً با ترس و لرز یا یک اقدام نظامی سر خود، برای ناتمام گذاشتن ماموریت و سرانجام شکست آن(58).
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد، ص 14
امام خمینی : بارها گفته ام که گروگان گیری توسط دانشجویان مسلمان و مبارز و متعهد ما، عکس العمل طبیعی صدماتی است که ملت ما از آمریکا خورده است و اینان فعلا با باز پس دادن اموال شاه معدوم و لغو تمام ادعاهای آمریکا علیه ایران و ضمانت به عدم دخالت سیاسی و نظامی آمریکا در ایران و آزاد گذاشتن سرمایه های ما آزاد می گردند.
صحیفه نور، ج 13، ص 84
روز بیست و ششم فوریه پس از آنکه اطلاع یافتم سفیر ما در مراکش، تقاضای تجدید دعوت از شاه را به آمریکا نموده است، پیام تندی به واشنگتن مخابره کردم و طی آن اخطار نمودم که دعوت از شاه به آمریکا، پس از پیروزی انقلاب و تحت شرایط فعلی، مخابراتی را به دنبال خواهد داشت در پایان این پیام، خاطر نشان کردم که منافه ما ایجاب می کند به شاه توصیه شود که جای دیگر را برای دوران تبعید خود انتخاب کند و از تشویق او، برای مسافرت به آمریکا جداً احتزاز شود. پس از ارسال این پیام به واشنگتن، در تماسهای تلفنی با مقامات وزارت خارجه آمریکا، صریحاً به امکان گروگان گیری اعضای سفارت، در صورت مسافرت شاه به آمریکا اشاره کردم و به چارلی ناس که برای استفاده از مرخصی یک ماهه اش، عازم واشنگتن بود، تاکید کردم که در ملاقات با مقامات ارشد وزارت خارجه، خطرات احتمالی پذیرفتن شاه به آمریکا را با آنها در میان بگذارد.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 190
جمعه 12 سپتامبر (21 شهریور 1359) در مسیر حرکت به مرکز ستاد انتخاباتی، کارتر آهسته در گوش من گفت: مثل این که امید تازه ای برای حل مساله گروگانها پیدا شده، ولی فعلاً در این باره صحبت نکن کارتر گفت: یک شخصیت ایرانی با دولت آلمان غربی، تماس گرفته و شرایط چهارگانه آیت الله خمینی را برای مساله، با مقامات آلمانی در میان گذاشته
بحران، هامیلتون. جردن، ص 179
ساعت سه و چهل و پنچ دقیقه صبح یکشنبه (11 آبان 59) با صدای زنگ تلفن بیدار شدم. وارن کریستوفر از واشنگتن صحبت می کرد و می گفت: مجلس ایران تقریباً همان چهار شرط پیام آیت الله خمینی برای آزادی گروگانها را تعیین کرده و اگر از طرف رییس جمهور، پاسخ سریعی به این پیشنهاد داده شود، مفید خواهد بود(59).
بحران، هامیلتون. جردن، ص 183
امام خمینی : ما دیدیم که جوانهای ما به واسطه آنهمه ناراحتی هایی که ملت ما از این قدرت فاسد کشیده بود، عکس العمل نشان دادند و رفتند و ریختند و آن اعضای آنجا را گرفتند و هیچ آسمان به زمین نیامد. ویژگی این عمل، این بود که این قدرت آمریکا و این ارعابی که کرده بودند اینها، که اگر چنانچه تعرضی بشود به دیوار سفارت آمریکا کسی خط بکشد، چه خواهد شد، از بین رفت.
صحیفه نور، ج 13، ص 142
خودداری ما از معذرت خواهی از به خاطر حمایت از خلف وی، یک مساله است و عدم موفقیت در درک این مطلب که شور و هیجان ایرانیان، تنها به خاطر رجزخوانی آیت الله نبود، بلکه بیشتر به خاطر نفرت عمیق آنها از شاهی بود، که ما او را حمایت کردیم و کسی که پلیس او، هزاران ایرانی را شکنجه داده و هلاک کرده بود، در حالی که ایالات متحده یک کلمه سخن نگفته بود، مساله ای دیگر است.
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد، ص 20
حادثه مهم دیگری که به زبان آمریکا در ایران، اتفاق افتاد، اشغال سفارت خانه آن کشور، توسط دانشجویان اسلامی در تهران بود. این عمل از سوی دانشجویانی صورت می گرفت که می خواستند با تظاهراتی، جانبداری خود را از رژیم مذهبی ابراز نمایند. 52 عضو سیاسی و کارمند اداری سفارت، به گروگان گرفته شدند. حکومت ایران با تایید اشغال سفارت و گروگان گیری، آشکارا نسبت به مقررات حقوق بین المللی بی اعتنایی از خود نشان داد. رییس قوه اجرائیه آمریکا، در برابر نمایندگان و سناتورها، سخنرانی مفصلی ایراد کرد. اظهارات او بلافاصله در سراسر آمریکا، انتشار یافت و به نظریه کارتر مشهور گردید. مردم آمریکا به او کارتر بی اراده، کارتر خیالاتی، کارتر موعظه گر لقب دادند.
توفان خلیج، دلاژ. الیویه، کریزبک، ژرار، ص 198
به ما گفته بودند که اسارت گروگانها یکی از مهمترین مسایل جهان است؛ اما هنگامی که دولت به علت فقدان هوش یا قدرت، برای ماهها چیزی نگفت و کاری انجام نداد، ما نیز روی خوش نشان دادیم.
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد، ص 20
امام خمینی : ما به همانهایی که شمااز آن می ترسید، عمل کردیم. ما یک نوکر نشاندار بزرگی از آمریکا را، بیرون کردیم. ما سفارت آمریکا را که اسمش سفارت بود و جاسوس خانه بود، بستیم و تصرف کردیم. ما جاسوس های آمریکایی را بیرون کردیم و ما مستشاران آمریکایی را بیرون کردیم و آمریکا هم نتوانست کاری بکند.
صحیفه نور، ج 17، ص 185
بسیاری از رهبران جبهه ملی مثل سنجابی فکر می کردند. در آن آشفتگی عمومی، افراد اصلاح طلبی که بخش عمده رهبری جبهه ملی را تشکیل می دادند، خود را متقاعد کرده بودند که آیت الله خمینی، شبیه آنهاست یا اگر چنین نباشد، آنان قادرند به محض آن که شاه تحت کنترل در آمد (از طریق سلطنت مشروطه به سبک انگلیس) یا از کشور اخراج شد، بر آیت الله خمینی تسلط یابند.
کارتر و سقوط شاه، لدین. مایکل، لوئیس. ویلیام، ص 55
به طور خلاصه باید گفت: گروگانگیری با همه نتایج منفی آن، در سطح بین المللی و از نظر داخلی به نفع رژیم تمام شد و مخالفت با آمریکا، به صورت سمبل و مظهر قدرت و استقلال جمهوری اسلامی ایران، در آمد. شاید بعضی از رهبران رژیم و مشاوران نزدیک آیت الله خمینی درباره درستی مسیری که ایران در سیاست خارجی می پیمود، تردید داشتند و از عواقب آن بیمناک بودند؛ ولی نمی توانستند از مسیری که انتخاب شده بود، منحرف شوند. مقاومت در برابر راه حل هایی که برای خروج از این بن بست پیشنهاد می شد، غالباً غیرارادی به نظر می رسید و در جوی که علیه آمریکا به وجود آمده بود، کسی جرات سخن گفتن در جهت ملایمت و انعطاف پذیری نداشت.
جنگ قدرتها در ایران، روبین. باری، ص 213
امام خمینی : ما در آن وقتی که جوان های پاسدار، لانه جاسوسی را فتح کردند و جاسوسان آمریکایی را از ایران راندند، گرفتار یک راهی بودیم و یک روشی برخلاف کشور و اسلام بودیم، که مدت ها از آن رنج بردیم و مدت ها جوان های ما محکوم شدند. جوان هایی که می خواستند که از زیر یوغ آمریکا و قدرتمندان دنیا بیرون بروند و خودشان کشورشان را اداره کنند. مورد اهانت واقع شدند و تقصیرشان این بود که لانه جاسوسی را گرفتند(60).
صحیفه نور، ج 17، ص 258
به راستی این دانشجویان مدعی پیروی از خط امام، چه کسانی بودند؟ برخی از سازمانهای اطلاعاتی، ههم صدا با برخی از تحلیل گران و نویسندگان روزنامه ها و اعضای دولت آمریکا، آنها را متهم کرده اند که آنها واقعاً دانشجو نبودند، بلکه تروریستها و کمونیستهایی بودند که به وسیله سازمان آزادی بخش فلسطین تعلیم دیده، یا رهبری می شدند. اما نظارت و مشاهده نزدیک و انجام مصاحبه های بی حساب با دانشجویان و سایر ایرانیان، این نتیجه را دارد که چنان جمع بندی درست نبود، بلکه عکس آن درست است و این متعصبان جوان، قبل از این که به وسیله نیروی خارجی، تحریک و رهبری شوند، به وسیله غریزه و انگیزه مذهبی و ملی و سنت های خود، به حرکت در آمده اند دانشجویان مبارز، در حقیقت تصویر معکوس دانشجویان رادیکال آمریکایی در دهه 1960 بودند. این ها علیه جامعه سنتی برنخاسته بودند، بلکه درست بر عکس آن، خواستار بازگشت به جامعه سنتی بودند.
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد، صص 91 و 92 و 99
امام خمینی : اگر عنایات خداوند، توفیق خداوند نبود، شما چطور می توانستید آمریکایی که دنیا را دارد می بلعد، از کشورتان بیرون کنید؟ از قراری که شنیدم رییس جمهور آمریکا گفته است که ایران ما را تحقیر کرد. این اول کار است، ایران تا آخر شما را تحقیر خواهد کرد.
صحیفه نور، ج 18، ص 215
جلسه را کارتر با سخنان کوتاهی افتتاح کرد و ضمن آن گفت: نیازی نیست که من درباره علت تشکیل این جلسه و علت تصمیمی، که به منظور رهایی گروگانها گرفته ایم، مطلب زیادی بگویم. همه شما می دانید که من تا آنجا که می توانستم برای حل این مسأله از طریق مسالمت آمیز، تلاش کردم. ولی تلاش ما به نتیجه ای نرسید و اگر بخواهیم همین طور دست روی دست بگذاریم و به انتظار حوادث بنشینیم، ماهها و شاید سالها طول بکشد تا خمینی به رحم بیاید و دستور آزادی گروگانها را صادر کند.این وضع نه برای گروگانها و خانواده های آنها قابل تحمل است و نه ملت ما بیش از این می تواند چنین تحقیری را تحمل کند(61).
بحران، هامیلتون. جردن، ص 164
امام خمینی : دیدید که آمریکا در همین قضیه گروگانگیری که گرفتار شده است، چقدر به این طرف و آن طرف متوسل شده است. از اول هیاهو راه انداختند که ما دخالت نظامی می کنیم، بعدا رییس جمهور آمریکا به التماس و گدایی و دریوزگی افتاده است و به این طرف و آن طرف می زند که مساله را حل کند، ولی نتوانستند.
صحیفه نور، ج 19، ص 182
کارتر گفت.... کارهایی که ما می توانیم بکنیم، محکوم ساختن ایران و قطع رابطه سیاسی با این کشور یا یک رشته اقدامات تنبیهی تازه، از جمله عملیات نظامی است. من می توانم دستور بمباران مراکز اقتصادی، مانند تاسیسات نفتی ایران را بدهم یا دستور محاصره دریایی و مین گذاری سواحل ایران را صادر نمایم.
بحران، هامیلتون. جردن، ص 51
کارتر دست به یک رشته اقدامات سیاسی و اقتصادی علیه ایران زده که هر چند مشکلاتی برای حکومت ایران به بار آورد، در مجموع موثر نبود. از آن جمله ضبط موجودی و سپرده های ایران در بانکهای آمریکا، مراجعه به شورای امنیت سازمان ملل متحد، تحریم اقتصادی علیه ایران و تقاضای اقدامات مشابه از متحدین آمریکا؛ در مورد اخیر کشورهای اروپای غربی و ژاپن که طرفهای اصلی تجارتی ایران بودند، همکاری موثری به عمل نیاوردند.
جنگ قدرتها در ایران، روبین. باری، ص 214
امام خمینی : آمریکا به تصور این که ملی گراها و منافقین و دیگر وابستگان چپ و راست او، به زودی پاشنه سیاست انقلاب و حاکمیت نظام و اداره کشور را، به نفع او به حرکت درمی آورند، چند روزی سیاست خوف و رجاء را در پیش گرفت و به طرح و اجرای کودتا و اعمال سیاست فشار و ترویج چهره های وابسته به خود و نیز ترور شخصیتهای انقلاب و انقلابیون واقعی کشور پرداخت که خداوند مجددا بر ما منت نهاد و در صحنه حماسی تسخیر لانه جاسوسان، مردم ایران، برائت مجدد خویش را از آمریکا و اذناب آن اعلام نمودند، که دوباره آمریکا همان تیغی که به دست محمدرضاخان سپرده بود، در کف صدام این زنگی مست نهاد.
صحیفه نور، ج 20، ص 117
بعد از انقلاب، روابط ما با ایران در وضع نامطلوبی بود. با وجود این، دیپلماتهای ما در تهران به تدریج، ارتباطات خود را با حکومت بازرگان گسترس دادند. منافع مشترک ما ایجاب می کرد که تماس خود را با بعضی از سازمانها و مقامات دولتی افزایش دهیم ما می دانستیم که روابط ما با ایران، به سرعت، به حال عادی باز نخواهد گشت. زیرا ایران در اوج هیجانات انقلابی خود بود. ملی گرایان غیر روحانی، طرفدار بازگشت به اصول دمکراسی، درگیر مبارزه سختی با روحانیون بودند که به نوبه خود می خواستند حکومت مذهبی مورد نظر خود را، در ایران، برقرار سازند. در این گیرودار، ما مراقب اوضاع بودیم تا ببینیم از چه راهی می توانیم روابط خود را با دولت جدید، تثبیت نماییم.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، ص 59
ما همچنین، اطلاعاتی با یک یا دو عضو دولت بازرگان مبادله کردیم. این تماس ها با احتیاط برگزار شد ؛ زیرا افشای هر گونه تماس از طرف مقامات ایرانی با ماموران اطلاعاتی آمریکا، آنان را به مخاطره می انداخت.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، ص 60
مبارزه بر سر قدرت میان دو گروه اصلی، ملی گرایان غیر روحانی، که خواهان ایجاد یک کشور مدرن بودند، و روحانیونی که می خواستند فساد و تمدن غرب را از ایران بزدایند و یک کشور اسلامی به وجود آورند، جریان داشت ملی گرایان غیر روحانی به دو جناح، یکی تحت رهبری بازرگان و بقایای جبهه ملی و دیگری عناصر نظیر بنی صدر، تقسیم می شدند و در جناح چپ گروههای افراطی که خواهان پیاده کردن اصول مارکسیستی در ایران بودند، قرار داشتند.
ما در عین حال سعی می کردیم، روابط سوداگرانه ای با رهبران جدید ایران برقرار کنیم، در جستجوی راههای تازه ای برای تقویت امنیت منطقه بودیم.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، ص 61
ماک فرسون و هولبردک دارای پست های دولتی در دولتهای جانسون و کارتر می نویسند: در حقیقت بحران گروگانها، کشور آمریکا را که (در اثر انقلاب ایران) گیج شده بود، مانند دیگ آبی به منطقه جوش کامل رسانید.
بحران، هامیلتون. جردن، ص 51
برژینسکی برای آماده سازی و اطلاع از وضع عراق برای شروع جنگ، سفرهای محرمانه مکرری به بغداد کرد. به طوری که مجله جورنال استریت مورخ 8 فوریه 1980 (1359) یکی از این سفرهای محرمانه را فاش ساخت و تایمز لندن، مورخ 17 ژوئن 1980 به ملاقات برژینسکی و صدام حسین اشاره کرد.
ایت دیز، 11 اکتبر 1980، به نقل از: کودتای نوژه، ص 69
امام خمینی : ما شعارمرگ بر آمریکا را در عمل جوانان پرشور، قهرمان و مسلمانان، در تسخیر لانه فساد و جاسوسی آمریکا تماشا کرده ایم، ما همه شعارهایمان را با عمل محک زده ایم.
صحیفه نور، ج 21، ص 95
به نظر من، مهمترین دلیل سوگواری ما برای گروگانها، این بود که تا روز چهار صد و چهل و چهارم، مردم احساس می کردند که تنها 52 فرد آمریکایی، به گروگان گرفته نشده اند، بلکه تمام آمریکاییان و حتی بدتر از آن دولت آمریکا به گروگان گرفته شده و آنها را در سفارت خانه زندانی کرده بودند.
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد، ص 21
رنج طولانی بیش از 50 گروگان آمریکایی درسفارت آمریکا در تهران، فقط مشهورترین و طولانی ترین یاد آور قدرت فزاینده یک جنبش انقلابی اسلامی است که ایالات متحده را دشمن خود می داند. پیروان آیت الله خمینی، دلگرمی یافته اند که سایر دوستان غرب را از مصر گرفته تا عربستان سعودی به مبارزه بطلبند.
کارتر و سقوط شاه، الدین. مایکل، لوئیس. ویلیام، ص 92
امام خمینی : آنچه که امروز لازم است با کمال کوشش به آن توجه شود، قضایایی است که اخیرا برای کشور و ملت اسلامی ایران به دست آمریکا و عمال داخلی و خارجی آن پیش آمده است. حمله نظامی آمریکا که مخالف جمیع موازین و قراردادهای بین المللی است و اگر با شکست مفتضحانه، در هم کوبیده نشده بود، منطقه را به آتش کشیده بود.
صحیفه نور، ج 12، ص 64

حمله نظامی به طبس

امام خمینی : ما از نظامی آمریکا و از حصر اقتصادیش هیچ باکی نداریم و گمان نکنید که موفق بشود و اجازه بدهد ملت آمریکا و مجلس آمریکا بر اینکه یک دخالت نظامی بکند، برای اینکه ملت آمریکا می داند که دخالت نظامی به ضرر ملت آمریکاست و به ضرر دولت آمریکاست.
صحیفه نور، ج 11، ص 59
به هر جهت، تاریخ نویسان از روی عکس العمل های روانی ما در خواهند یافت که آمریکا در اواخر سال 79 و اوایل سال 80 چگونه ملتی بوده است. مردم آمریکا در قبال بحران ایران هیچ گاه اتفاق نظر راجع به اعمال عملیات نظامی یا سیاسی و یا اقتصادی، برای آزادی گروگانها نداشته اند.
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد، ص 220
امام خمینی : ملت رزمنده ایران! دخالت نظامی آمریکا را شنیدید. اینجانب که کراراً گفته ام کارتر برای وصول به ریاست جمهوری، حاضر است به هر جنایتی دست بزند و دنیا را به آتش بکشد.
صحیفه نور، ج 12، ص 58
روز 23 نوامبر، جلسه فوق العاده شورای امنیت ملی، در کمپ دیوید تشکیل شد در این جلسه که دو ساعت به طول انجامید، وضعی که در ایران با آن مواجه شده بودیم، مورد بررسی قرار گرفت. پرزیدنت کارتر، مراحلی را که ما برای حل این مشکل، در پیش روی خود داشتیم با این کلمات خلاصه کرد: محکوم کردن، تهدید کردن، قطع رابطه، مین گذاری بنادر، بمباران آبادان، محاصره کامل رییس جمهور تصمیم گرفت، فعلاً به تلاشهای سیاسی برای حل مساله ادامه دهد، ولی در پایان یک بحث جدی، موافقت خود را با دست زدن به اقدامات تلافی جویانه، در صورت اقدام به محاکمه گروگانها، اعلام داشت. با این تصمیم، فقط من و جردن و پاول موافق بودیم و کارتر علیرغم مخالفت و تردید دیگران، نظر ما را تایید کرد. جردن ضمن این بحث، در گوش من گفت: اگر کارتر در این مساله قرص و محکم عمل نکند دوباره به ریاست جمهوری انتخابات نخواهد شد.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. ربیگینو، ص 182
امام خمینی : کارتر باید بداند که حمله به ایران، حمله به تمام بلاد مسلمین است و مسلمانان جهان در این امر بی تفاوت نیستند. کارتر باید بداند که حمله به ایران، موجب قطع نفت از تمام دنیا خواهد شد و دنیا را بر ضد او بسیج خواهد کرد. کارتر باید بداند که این عمل احمقانه او در ملت آمریکا، چنان اثری خواهد گذاشت که طرفداران او را مخالفان او خواهد کرد.
صحیفه نور، ج 12، ص 58
بحران گروگانها، به خوبی عمق و وسعت عدم قدرت آمریکا را در حفاظت از جان اتباع خود و همچنین حفاظت منافع مهم و حساس اقتصادی و استراتژیک کشور، روشن ساخت اضافه بر آن، همچنین به عنوان یک درس محدودیت قدرت، در خاطره ها ماند. چرا که یک تهاجم و یا محاصره می توانست، آمریکا را به سوی درگیری با دنیای اسلام و به هم زدن روابط با متحدان بکشاند و موجب اختلال صدور نفت به غرب شود و دعوت نامه ای برای دخالت شوروی و از همه مهمتر تهدیدی برای جان گروگانها، باشد.
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد، ص 218
امام خمینی : آقای کارتر با تجاوز آشکار خود به خاک ایران، چهره واقعی خود را به مردم دنیا نشان داد و ادعاهای دروغین دفاع از حقوق بشر و انسان دوستی خود را با این عمل وحشیانه، به اثبات رسانید.
صحیفه نور، ج 12، ص 62
ونس: آقای رییس جمهور! ما اسم این کار را ماموریت نجات گذاشته ایم، ولی دیگران، آن را عملیات نظامی خواهند نامید.
بحران، هامیلتون. جردن، ص 162
با ابراز تردید درباره امکان موفقیت عملیات نجات، گفتم: به فرض این که این ماموریت با موفقیت انجام شود، امکان کشته شدن عده ای از گروگانها و ایرانیها را در جریان این عملیات، نباید از نظر دور داشت و چنین عملیاتی، در صورت قابل توجیه است، که خطری جدی برای جان گروگانها وجود داشته باشد.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 92
کارتر گفت: بر اساس گزارش رییس ستاد مشترک، به موفقیت این نقشه امیدوار است و درباره آمریکاییهای مقیم ایران، که ممکن است بعداً به گروگان گرفته شوند، اظهار داشت: ما بارها به آنان گفته ایم که ایران را ترک کنند و مسئولیتی در مورد آنها نداریم.
بحران، هامیلتون. جردن، ص 163
امام خمینی : اگر چنانچه گفته می شود که دولت آمریکا می خواهند نظامی بیاورد و این مملکت را به خاک و خون بکشد، باور نکنید، اولاً. و ثانیاً اگر بیاید سزای خود را خواهد دید. ما از محاصرات اقتصادی و محاصرات نظامی و دخالت های نظامی ابر قدرت ها، نمی ترسیم، فرضاً آنها وارد بشوند در اینجا، ما با قدرت در مقابلشان ایستادگی می کنیم و سایر ملت های اسلامی هم در مقابلشان هستند.
صحیفه نور، ج 12، ص 92
ونس سخنان خود را آغاز کرد و دلایل مخالفت خود را با نقشه ماموریت نجات، به تفضیل بیان کرد. او سخنان خود را با این جملات خاتمه داد، آقای رییس جمهور! آخرین مطلبی که می خواهم خاطرنشان کنم، عکس العمل بین المللی اجرای این نقشه است. شوروی، در برابر این کار چه خواهد کرد؟ کشورهای عربی و مسلمانان، در برابر این کار که احتمالاً با کشتار عده ای از ایرانیان همراه خواهد بود، چه عکس العملی نشان خواهند داد؟ ما اسم این کار را، ماموریت نجات گذاشته ایم ولی دیگران آن را عملیات نظامی خواهند نامید و عکس العمل نشان خواهند داد. با توجه به مجموع این دلایل، من در شرایط فعلی، جداً با این نقشه مخالفم و معتقدم که ما باید به تلاش خود برای حل مساله از راههای دیگر، ادامه دهیم.
بحران، هامیلتون. جردن، ص 162
امام خمینی : آمدن آمریکا و نظامی پیاده کردن همان و مردم آنان را از بین بردن، همان و اکنون هم باید بداند که قضیه ایران، غیر از افغانستان است. در ایران همه با هم، هم صدا هستند... بدانید که اگر شهید شوید، موفقید و اگر هم بر دشمن پیروز شوید، موفقید. این سر پیروزی صدر اسلام است. دشمنان شما نمی توانند این چنین فکر کنند چون جانشان را دوست دارند و دنبال مال و غنیمت هستند.
صحیفه نور، ج 12، ص 92
من یاد آوری کردم که به فرض این که ما بتوانیم عده ای از کارکنان سفارت آمریکا را، آزاد کنیم، ایرانیها می توانند تعداد بیشتری گروگان از بین روزنامه نگاران و سایر اتباع آمریکایی که هم اکنون در ایران هستند، بگیرند، در این صورت، وضع ما از گذشته بدتر خواهد شد(62).
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 92
پدیده جدیدی که اینک توجه کارشناسان جنگی را به خود جلب کرده است، شوق به شهادت و بی اعتنایی به حفاظت از خویش، در جنگ است که واقعاً بعد دیگری در عملیات رزمی به وجود آورده است و آثار حیرت آور آن را نیز می توان به عیان، در حملات افتخاری مردان و زنان شیعه در لبنان مشاهده کرد. روی اکثر دیوارهای تهران این شعار به چشم می خورد: مکتبی که شهادت دارد، اسارت ندارد. غربی ها با مشاهده چنین صحنه هایی از ایران در فیلمها و تلویزیونها، به وحشت می افتند.
پشت پرده تخت طاووس، صمیمی. مینو، 14
امام خمینی : نباید بیدار شوند آنهایی که توجه به معنویات ندارند و به این غیب ایمان نیاورده اند؟ کی این هلیکوپترهای آقای کارتر را که می خواستند به ایران بیایند، ساقط کرده؟ ما ساقفط کردیم؟ شن ها ساقط کردند. مامور خدا بودند.
صحیفه نور، ج 12، ص 139
کارتر گفت: حالا احساس راحتی می کنم. چون هیچ کس در انجام وظیفه خود قصور نکرده و فقط بدشانسی ما و طوفان شن، موجب بروز این فاجعه شده است. اگر این طوفان رخ نمی داد و هلیکوپترهای ما سالم به مقصد می رسیدند، برنامه با موفقیت اجرا شده بود.
بحران، جردن. هامیلتون، ص 174
پس از بجا گذاشتن یک هلیکوپتر، هفت هلیکوپتر دیگر به راه خود ادامه دادند، ولی هنوز بیش از نیمی از راه باقی نمانده بود که هفت هلیکوپتر وارد یک توده ابر شنی شدند که به هیچ وجه انتظار آن نداشتند و هواشناسان و جو شناسان نظامی نیز، قبلاً فکر آن را نکرده بودند. اگر چه این ابرها و طوفانها در آن فصل سال، در آن بخش از ایران، بسیار رایج و جریان دارد. هلیکوپترها بدون برخورد با مشکل بزرگ، از آن توده ابر خارج شدند، ولی طولی نکشید که وارد دومین جریان طوفانی که از اولی نیز بزرگتر بود، شدند. به طوری که گفته شده است طوفان دوم به عرض 200 مایل و بلندی حدود 6000 فوت بوده است.
آمریکا در اسارت، کلن، ادوارد، ص 197
امام خمینی : حالا هم اینها امتحان کردند، و آمدند و با آن تجهیزاتی که می گویند زیاد بوده است آمدند و در ایران پیاده شدند، خوب ضربه سیاسی خوردند، ضربه روحی خوردند. جوان های مردم را آوردند اینجا به کشتن دادند.
صحیفه نور، ج 12، ص 67
این شرمساری و خجالت در بین نیروهای ارتشی، بطور گسترده ای عمیق گشت، و همچنان جریان دارد. مخصوصاً در میان آن عده ای که مستقیماً درگیر ماجرا بودند.
کلنل چارلی بکویت افسر سابق ارتش، مسئول عملیات گروه نجات در صحرای شماره یک بود که اکنون مسئول تولید کتابهای راهنمایی تعلیماتی در پادگان نظامی فورت برگ در ایالت کارولینای شمالی می باشد. وی یکی از معدود کسانی است که با خبرنگاران راجع به ناراحتی های شخصی خود سخن گفته است: این یکی از بزرگترین شکست های زندگیم بوده است من برای هشت کشته ای که در این مأموریت دادم، گریستم من این بار را تا آخر عمر بر روی شانه هایم خواهم کشید. فاجعه ای که در بیابان رخ داد باعث برانگیختن سؤالات بسیار مهمی گشت که تا یک سال بعد از عملیات نافرجام ادامه داشت. یکی از آدمیرال های عالی رتبه می گوید که هیچ کس جواب تمام سؤالات را نمی داد ولی می بایست در هنگام مرور آنچه واقع شده است، حداقل سؤالات مهم را در نظر داشت.
آمریکا در اسارت، ص 185 و 186

گروهکها

امام خمینی : اینهایی که الان در ایران مشغول فتنه هستند، از اسلام هیچ اطلاعی ندارند و به حسب آنطوری که من می فهمم، اینها مرتبط هستند با آمریکا، ولو اینکه اسمشان برخلاف است، ملت باید آنها را رد کند(63).
صحیفه نور، ج 5، ص 243
الگ میرونف از اعضای جناح کمونیست های دومای دولتی روسیه، در گفتگویی با خبرنگاران داخلی و خارجی گفت: آمریکا برای مقابله با دشمنان خود از سال 1957 میلادی، برنامه به راه انداختن نفاق و درگیری ملی، جنگهای منطقه ای و ترویج ابتذال فرهنگی را تدوین کرد. وی تصریح کرد، آمریکا این برنامه ها را تحت شعار آزادی به وسیله خائنین داخلی، در کشورها و مناطق مختلف، اجرا می کند.
کیهان. 10/4/74
روزنامه اول استریت ژورنال آمریکا نوشت: اگر قرار باشد رژیم سرنگون شود، از راه یک قیام عمومی و اتحاد ناراضیان داخلی، با نیروهای کنار زده شده از ارتش و اتحاد این دو منبع قدرت، با چریکهای وابسته به مجاهدین است.
کارنامه سیاه، انتشارات دادستانی انقلاب اسلامی، ج 3، ص 248
برژینسکی در نامه ای به سایروس ونس می نویسد: با توجه به قابل پیش بینی نبودن حوادث و تحولات آینده ایران، الزاماً مهم است آمریکا با تمامی رهبران سازمانها و گرایشهای سیاسی، بدون استثناء، من جمله اقلیتهای مذهبی یا نژادی و گروههای افراطی که قادرند مقاومتهای مسلحانه علیه رژیم خمینی را تحریک کنند، تماسهایی برقرار نماید.
کارنامه سیاه، ج 3، ص 107
امام خمینی : اعتقاد من این است که کمونیست هایی که درایران هستند، روابط شان با آمریکا بیشتر است.
صحیفه نور، ج 7، ص 89
رادیو مسکو: ستاره سرخ، ارگان شوروی، دیروز در مقاله ای، سرویس های مخفی سازمان سیا را متهم کرد که در ایران دست به تحریکات کمونیستی زده اند.
کیهان، 15/11/1357
گرچه این نکیه ههم قابل ذکر است که در هیچ موردی، دست زدن به عملیات پنهانی، نمی تواند صرفاً پاسخی علیه یک حرکت تهاجمی به خصوص باشد و بلکه معمولاً در مقابل یک سلسله اقدامات مخالف آمیز، علیه آمریکاست که تصمیم به اجرای عملیات پنهانی در کشور مورد نظر، گرفته می شود. به عبارت دیگر، مقابله به مثل - یعنی اقدام به عملیات پنهانی در جواب حرکت تهاجمی - هرگز امکان پذیر نیست و اصولاً نمی توان برنامه عملیات پنهانی را، به گونه ای طراحی کرد که به عنوان پاسخی مستقیم تلقی شود. ضمن آنکه در اکثر اوقات، عملیات پنهانی، به طور کلی با آنچه علیه ما صورت گرفته، ارتباط ندارد، ولی مقامات کشور مهاجم اغلب متوجه مساله می شوند و به خوبی درک می کنند که این عملیات را باید نوعی پاسخگویی به اقدامات خود، بدانند.
پنهان کاری و دموکراسی، ترنر. استانسفیلد،
ترجمه حسین ابوترابیان، ص 135
به اعتقاد من، روسای جمهوری آمریکا هر قدر از توسل به عملیات پنهانی پرهیز داشته باشند، زمانی فرا می رسد که هیچ گریزی جز روی آوردن به عملیات پنهانی، پیش روی نخواهند داشت و علاوه بر این، همواره مواردی پیش آمده که شهروندان آمریکایی نیز، نتایج حاصل از عملیات پنهانی ما را تحسین کرده اند...به عنوان نمونه می توان از موارد زیر نام برد: حمل و توزیع وسایل ضد رژیم در کشورهایی مثل ایران تحت حاکمیت آیت الله خمینی و لیبی تحت حاکمیت قذافی(64).
پنهان کاری و دموکراسی، ترتر. استانسفیلد، ص 135
امام خمینی : این طایفه ای که ادعا می کنند ما طرفدار خلق هستیم. طرفدار مردم هستیم... ما از ایشان می پرسیم که: آتش زدن خرمن ها اولاً، چه منفعتی برای توده ها دارد؟...بعد می گوییم، کی این منفعت را می برد؟... اگر ما گندم نداشته باشیم، از کجا گندم وارد می کنید؟ آمریکا!... زراعت هر چه نداشته باشیم، آن کس که صادر کننده است برای ما، آمریکاست... منفعت به جیب آمریکا می رود... پس شما عمال آمریکا هستید.
صحیفه نور، ج 8، ص 187
کنترلی که توسط آمریکا بر تجارت جهانی غله، اعمال میشود، عظیم تر و مهمتر از کنترلی است که کشورهای صادر کننده نفت - اوپک - بر تجارت نفت جهانی دارند قرار دارد بین المللی گندم، سال 1949 که در سال 1967 به قرارداد جهانی غله، تغییر نام یافت، دارای یک قرارداد متمم برای اعطای کمک غذایی به ممالک نیازمند بوده و طبق این قرارداد متمم، کشورهای عضو قرارداد، خود را موظف نموده بودند که سالانه مقدار معینی گندم به طور رایگان به کشورهای عقب مانده، تحویل دهند. این قرارداد، هر چند ظاهری فریبنده و بشر دوستانه داشت، ولی اهداف و مقاصد شومی را دنبال می کرد. یکی از اهداف آن کاهش دادن کوههای غله بود که در کشورهای اصلی تولید کننده غله، در سیلوها انباشته شده بود بنابراین در کنار سوزاندن غله و به دریا ریختن آن که ممکن بود، ضایعات سیاسی به دنبال بیاورد و در هر حال در دراز مدت، مقرون به صرفه نبود، می بایستی اقدامات دیگری در جهت کاهش دادن موجودی غله جهان، از طریق کاهش تولید جهانی به عمل آید سناتور هوبرت همفری که بعداً معاون رئیس جمهور گردید، به هنگام تصویب قانون پی.ال. 480 تفسیر جالبی ارائه داد که بیانگر مقصود و هدف اصلی دولت آمریکا، از این اقدامات به اصطلاح غذا برای صلح و امثالهم است. او می گوید: وقتی ما همیشه دنبال راه حلهایی هستم که دیگران را وابسطه به خود نماییم و در این وابستگی، وی را مجبور به همکاری کنیم، به نظر می رسد که وابستگی به مواد غذایی بزرگترین و موثرترین وابستگی باشد.
دیکتاتوری کارتلها، میرو، صص 253 و 254 و 255
در سال 1967 مجموع مخارج سیا برای حمایت از گروهها و سازمانهای مفید به حال آمریکا در کشورهای خارج، بالغ بر سالی 10 میلیون دلار می شد و اقلام عمده ای از این پول نیز، در اختیار اتحادیه های کارگری، انجمن های دانشجویی و بنیادهای خصوصی داخل خاک آمریکا، قرار می گرفت تا از طریق آنها به همکاران و همفکرانشان در کشورهای خارجی، پرداخت شود. با این اقدام، چون سازمانهای آمریکایی، نقش واسطه بین سیا و کشورهای دیگر را به عهده داشتند، لذا سازمانهای خارجی دریافت کننده کمک، در معرض اتهاماتی از قبیل همکاری با سیا و یا عروسک آمریکا قرار نمی گرفتند.
پنهان کاری و دموکراسی، ترنر. استانسفیلد، ص 114
امام خمینی : مع الاسف در بین قشرهایی از مردم، اشخاص مفسدی، اشخاصی که الهام می گیرند از آمریکا، از اجانب هستند و مشغول مفسده جویی هستند. لابد آقایان غائله ای را که بوجود آوردند در تبریز، شنیدید. اینها تبریزی نیستند. اهل تبریز فکرشان این فکر نیست که با اسلام مبارزه کنند
...اینها که این غائله را، راه انداختند، از خدمتگزارهای اجانب هستند و پرونده بعضی از آنها هم، در همین لانه جاسوسی پیدا شد.
صحیفه نور، ج 10، ص 265
رهبر جنبش رادیکال، مقدم، ضمن تماس با سرپرست دپارتمان، نظرات خود را در مورد مسایل جاری، اظهار داشت و خیلی تاکید کرد که کاردار، با خمینی تماس بگیرد که او (خمینی) ایرانیان را متقاعد کند که آمریکا انقلاب ایران را پذیرفته است(65).
اسناد لانه جاسوسی، گریوز. جان، ج 4، ص 42
اکثر دوستان مامور سفارت، از طبقه متوسط در تبریز بودند. دکتر، وکیل، استاد دانشگاه، مدیر کارگاه، بازرگان، مهندس ودفتردار که هنوز اکثراً در تبریز هستند.
اسناد لانه جاسوسی، گریوز. جان، ج 3، ص 22
استادان دانشگاه (تبریز) برای من تشریح کردند که تصفیه های دمدمی، بدون اساس با بر چسب طاغوتی و ساواکی از دانشکده ها در جریان است. دوستان نسبت به دو ماه پیش احساس امنیت بیشتر می کنند. در حالی که اغلب، دوستان یا اقوامی در زندان دارند و عده کمی نیز آشنایانی در میان اعدامی ها دارند(66).
اسناد لانه جاسوسی، گریوز. جان، ج 4، ص 23
امام خمینی : الان بعضی از این مفسدها که از ایران بیرونشان کردند، رفتند آنجا در پناه انگلستان توطئه گر، برای اینکه باز گردانند وضع را. باز همان مسایل را برگردانند، مشغول توطئه هستند. اینجا هم روابط بین آنها هست. از اینجا هم باز روابط هست. از اینجا روابط با آمریکا هست. روابط اشخاص برای توطئه گری با آمریکا هست، با انگلستان هم هست. می خواهند (نقشه این است) که بعد از چند وقت دیگر، همان مسایل را برگردانند(67).
صحیفه نور، ج 10، ص 280
برنامه ای را برای بازگشایی دوباره انجمن ایران و آمریکا در تهران، برای هفته های اخیر تدارک دیدیم. یک سری فیلم، یک کنسرت، نمایشگاههای نقاشی و یک گرد هم آیی شبانه. برای اعضای انجمن ایران و آمریکای اصفهان نیز برنامه مشابهی تدارک دیدیم. یک برنامه شام در خانه مسئول روابط عمومی مان تهیه دیدیم که در آن توسط تلویزیون و ویدئو، فیلمی به مهمانان نشان دادیم که تلویزیون های آمریکا، چگونه انقلاب ایران را گزارش داده اند. مهمانان عبارت بودند از اعضای برجسته روزنامه ها و مقامات وزارت امور خارجه، یک نویسنده، یک نقاش و یک عضو کادر انجمن ایران و آمریکا در تهران که همچنین یک استاد حقوق شناخته شده دانشگاه تهران نیز می باشد.
اسناد لانه جاسوسی، گریوز. جان، ج 4، ص 16
امام خمینی : آمریکا نه دخالت نظامی می کند و نه حصر اقتصادی می تواند بکند، توطئه این است که در داخل کشور ما کاری بکند که ما نتوانیم این راهی را که گرفته ایم برویم. توطئه داخلی و به دست اشخاصی که در داخل کشور هستند و از کارکنان آنها هستند.
صحیفه نور، ج 11، ص 221
عملیات شرکتهای بزرگ، امروزه این تفاوت را دارد که اقدامات قتل و غارت و تهدید، مستقیماً به وسیله خود شرکتها یا دولتهای امپریالیستی حامی آنها انجام نمی گیرد، بلکه این عملیات توسط دولتهای دست نشانده در کشورهای جهان سوم، یا عوامل کارتلها چند ملیتی در این کشورها به طور غیر مستقیم و از طریق ایجاد گروههای تروریستی، صورت می گیرد.
دیکتاتوری کارتلها، میرو، ص 47
به نظر من با توجه به دگرگونیهای وسیعی که در دنیای امروز رخ داده، ما در آینده از اجرای عملیات پنهانی توسط سیا دو هدف بیشتر نمی توانیم داشته باشیم. اول: مشارکت مستمر - ولی محدود - در امور مربوط به سیاست خارجی آمریکا، آن هم در سطحی پایین، به صورت اجرای برنامه های تبلیغاتی، اقدامات ضد تروریسم و کمک مالی به گروههای طالب دمکراسی. دوم: مشارکت گهگاه در برنامه های بسیار مهم بحث انگیز و ستیزه جویانه که از طریق معمول، قابل حل و فصل نیست و می تواند با استفاده از عملیات شبه نظامی و یا مداخلات سیاسی در کشورهای دیگر به نتیجه مطلوب برسد.
پنهان کاری و دمکراسی، ترنر. استانسفیلد، ص 265
جیمز شانون، نماینده کنگره آمریکا، در نامه به رجوی نوشت: من گرمترین درودها و حمایتها را برایتان می فرستم. من خیلی خوشبختم که برای گرامیداشت این سالگرد مهم، برای اپوزیسیون ایران، به دوستان زیاد شما بپیوندم و شما را در راه استمرار مبارزه تا زمانی که صلح و دموکراسی در ایران به وجود بیاید، تشویق کنم(68).
کارنامه سیاه، ص 253
امام خمینی : من اخیراً باید تذکر بدهم که در قضایای کردستان که گروههای منحرف چپ و مخالف اسلام، به آشوبگری پرداخته اند و در قضایای دانشگاهها که گروه های چپ آمریکایی در آن مکانهای مقدس، دست به آشوب زده اند و با آشوبگری های دولت غیر قانونی عراق در ایران، با حمله کارتر و دخالت نظامی در ایران رابطه ملموسی دارد و در این موقع حساس اگر این گروه های منحرف در دانشگاهها و یا خارج آنها دست به آشوب بزنند، ملت رابطه مستقیم سران آنها را با آمریکای جهانخوار خواهد فهمید و تکلیف خود را با آنان روشن خواهد کرد.
صحیفه نور، ج 12، ص 59
من حداقل دو سناریو و برنامه را که می توانند منجر به هرج و مرج و سقوط تدریجی شود، را در نظر دارم. یکی نیروهای تمرکز یافته که توسط نارضایی های منطقه ای و قومی تحریک شده باشد و اگر با اینها به اندازه کافی، به طرز غلطی روبرو شوند، ممکن است باعث تعطیل شدن و بسته شدن مناطق نفت خیز گردند و یا اقتصاد سنتی را از هم بپاشند و یا جوری ملی گرایی را خراب کند که توده ها با رهبران مذهبی بی عرضه خود مخالف شوند.
اسناد لانه جاسوسی، ج 4، گریوز. جان، ص 13
به علاوه من راضی شده ام که ما می بایست این کوشش را بکنیم و ریسک آن را متحمل شویم که با روحانیون و چپی ها وارد مذاکره شویم اگر اثر آن از نظر ما مهم باشد، منافع خودی به ما می فهماند که مقدار زیادی نارضایی را تحمل کنیم و یاد بگیریم که به طور موثری باملاهای مجاهد و پاسداران و فداییان خلق تماس برقرار کنیم. البته با احتیاط برای احتراز از شناخته شدن با آنها یا هر حزب و گروه دیگری بر آن موضوع(69).
اسناد لانه جاسوسی، ج 4، گریوز. جان، ص 18
هیچ کدام از این گروهها نمی توانند آشکارا و بدون ریسک نابودی در زیر دستهای اسلامی ها که هم اکنون، از حمایت بیدریغ توده ها برخوردار هستند، برای گرفتن قدرت حرکت کنند.
اسناد لانه جاسوسی، ج 4، ص 13
امام خمینی : اگر ما دیدیم که شما در مدارس ایجاد اغتشاش کردید، ماهیت شما یک مقداریش معلوم است، بیشتر معلوم می شود پیش ملت ایران. در یک همچو وقتی که ایران در حال جنگ است با آمریکا و این آلت دست آمریکا، تجاوز کرده است به ایران، شما اگر چنانچه برای باز شدن مدارس اغتشاش بپا کنید یا شایعه سازی کنید، معلوم می شود که عمال آمریکا و همدست صدام حسین خبیث.
صحیفه نور، ج 13، ص 90
نفاق در مدارس، بین محصلین و بین کادرهای مدارس و هر دو، می توانند باعث بسته شدن مدارس، برای مدت طولانی بشود و در نتیجه، باعث نارضایتی عمومی گردد یا تبدیل به خشونت های افراطی بشود.
اسناد لانه جاسوسی، گریوز. جان، ج 4، ص 13
امام خمینی : هر چه اعلامیه می دهند آقایان و هر چه صحبت می کنند و هر جا می روند، صحبت می کنند؛ هم و غمشان این است که این جمهوری اسلامی، به درد نمی خورد. ما حتماً باید یا در آغوش آمریکا باشیم تا بتوانیم زندگی کنیم، یا در آغوش شوروی و چون شوروی الحاد دارد و آمریکا موحد است و خیلی صحیح و خوب است یا کمتر از او بد است، ما خوب است که همراه اینها باشیم.
صحیفه نور، ج 15، ص 10
در بهار سال 1978 لیبرالها یا طرفداران جبهه ملی، به تدریج از انزوا به در آمدند و ابتدا شروع به دادن اعلامیه یا فرستادن نامه های بدون امضا به مقامات داخلی و سفارت خانه ها و خبرگزاریهای خارجی نمودند. سپس افراد همفکر به دور هم جمع شده و شروع به انتشار اعلامیه ها یا ارسال نامه های امضا شده به شاه و سایر مقامات کردند یکی دو نفر از آنها نیز به من معرفی شده و اظهار علاقه کردند که با سفارت آمریکا در تماس باشند به هر حال، در مورد ارتباطی که به دستور من با مخالفان برقرار شده بود، هیچ گونه مخالفتی از طرف مقامات ایرانی صورت نگرفت و هرگز فشاری برای قطع این رابطه اعمال نشد.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، صص 101 و 103
به یکی از ماموران سیاسی سفارت که با نهضت آزادی در تماس بود، دستور دادم که با مهدی بازرگان، رهبر این سازمان، تماس گرفته و به او اطلاع بدهد که من آماده ملاقات با او در هر نقطه ای که مایل باشد، هستم. در این جا باید توضیح بدهم که بازرگان قبلاً برای ملاقات با من اظهار علاقه کرده بود، ولی در آن موقع دعوت او را نپذیرفته بودم وقتی که وارد خانه شدیم، علاوه بر بازرگان، آیت الله موسوی را هم در این خانه دیدیم بازرگان، خلاصه ای از مذاکرات قبلی بین او و ماموران سیاسی سفارت را، برای من تکرار کرد و گفت، آنها خواهان ادامه همکاری و کمک نظامی آمریکا و حفظ قراردادهای موجود با آمریکا، هستند. بازرگان می گفت که او از طرف نهضت آزادی ایران صحبت می کند و آیت الله موسوی نماینده عناصر مذهبی انقلاب است. متاسفانه آیت الله موسوی با اینکه جریان مذاکرات را با دقت و علاقه تعقیب می کرد، سخنان بازرگان و اظهار نظرهای او را که به قسمتی از آن اشاره شد، به طور صریح و آنطور که من انتظار داشتم، تایید نمی کرد.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 167
منصور اقبال (تاجر تحصیل کرده آمریکا که از فرزندان خانواده اقبال می باشد) بر این مساله که رهبران میانه رو، از موقعیتی که خمینی برایشان به وجود آورد، سخت عصبانی اند، تاکید کرد و گفت که البته راه چاره ای نمی بیند و می گفت که به آنها فشار آورده که نزدیکی بیشتری با آمریکا بکنند، چون در هر صورت، بدون حمایت یکی از دو ابر قدرت جهان، نمی شود به چیزی امید داشت.
اسناد لانه جاسوسی، گریوز. جان، ج 3، ص 82
امام خمینی : من مطالعه می کردم در حال آنها و در وضع آنها و بالاخره با ناشیگری، خودشان را لو دادند و باطنشان را ظاهر کردند و ملت فهمید که اینها، چکاره اند. و با یک صورت اسلامی و حق به جانب در این مملکت آمدند، و نقشه شوم قدرت های بزرگ، یعنی آمریکا را می خواستند پیاده کنند... اینها خواستند راه را باز کنند برای آمریکا و آمریکاییان. اینها نشناخته بودند اسلام را و نشناخته بودند این ملت را.
صحیفه نور، ج 15، ص 29
رابرت گیتس، رییس سازمان اطلاعات آمریکا - سیا - در یک برنامه تلویزیونی که در انگلیس پخش شد، به ناتوانی سازمان سیا در مقابله با گسترش و پیروزی انقلاب اسلامی، اعتراف کرد در این برنامه تلویزیونی، برنامه سیابرای کمک به رضا پهلوی، بنی صدر، بختیار و منوچهر گنجی مورد بررسی قرار گرفت. بنی صدر، دیگر شرکت کننده در این برنامه بود که به ملاقات خود با فوستر - مامور سیا - در مدتی که رییس جمهور ایران بود، اعتراف کرد. براساس اعتراف بنی صدر، وی در این ملاقات، پیشنهاد همکاری با سازمان سیا در قبال دریافت 5000 دلار در ماه را دریافت کرده بود.
کیهان 11/5/1371
امام خمینی : اینها رفتند. آقای بهشتی و این جمعی که در این واقعه فجیع، به دست عمال آمریکا و به دست اشخاصی که کسیشناخت آنها را خوانده باشد، می داند که به هیچ یک از اصول اسلامی، اعتقاد نداشتند، به دست اینها شهید شدند وبه درگاه خدا شتافتند(70).
صحیفه نور، ج 15، ص 44
بهشتی می رفت تا مرد پرقدرت شود و در سن 52 سالگی امید اصلی برای تداوم انقلاب اسلامی بود.
تایم، کودتای نوژه، ص 48
بی بی سی. وزارت خارجه آمریکا تایید کرد که با سازمان مجاهدین خلق ارتباط و تماس داشته است. چارلز ردمن، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، هدف از این ملاقاتها را کسب خبر از اوضاع ایران اعلام کرد.
کیهان هوایی 20/8/ 1366، به نقل از: کودتای نوژه، ص 53
رابرت ادگار، نماینده کنگره آمریکا از ایالات پنسیلوانیا، در پیامی که برای مسعود رجوی ارسال داشته، می نویسد: من شورای ملی مقاومت را به سبب زحماتش برای برقراری دمکراسی در ایران می ستایم.
نشریه مجاهد، شماره 209، به نقل از کارنامه سیاه، ج 3، ص 253
امام خمینی : ملت باید بیدار باشد، از کید آمریکا غافل نباشد...آمریکایی که سیلی خورده است از شما آمریکایی که دل بسته بود به ایران و نفت ایران و ذخایر ایران. این آمریکایی که شما بیرونش کردید. غافل نباشید که یک قدرتی است و دارد یک بندوبست هایی می کند.
صحیفه نور، ج 15، ص 100
با آن که آمریکاییها و سعودیها و غیره، به مقدار زیادی از رضا قطع امید کرده بودند، به علت دشمنی عمیقی که با جمهوری اسلامی داشتند، هنوز اگر افرادی پیگیر و جدی وارد عمل میشدند، درهایی را به روی آنها باز کرده و بخش هایی از حکومت، از آنان استقبال می کرد. از آن جمله در سال 86 چند تن از دوستان که بهتر است نامشان را ذکر نکنم، از طریق نیکسون و یارانش به فکر پیاده کردن طرح ضربتی، برای گرفتن حکومت ایران افتادند. نخست به دیدار نیکسون رفتند. چون حقیقت آنست که هنوز هم در آمریکا تا حدی زیادی، کار به دست او و دار و دسته اش هست و به همین سبب هم، در تعیین سیاست دولت نقش موثری دارد، وی پس از موافقت، آنها را به جان کانلی، فرماندار سابق تگزاس، شخصی که در واقع ترور کندی، در ماشین او بود و از جمهوریخواهان بسیار بانفوذ است، معرفی کرد. با حمایت جان کانلی و جمعی از مقامات نظامی آمریکا، طرحی با عنوان کیش تهیه شد. بر طبق این طرح، قرار بود با حمایت نیروهای آمریکا در منطقه، رضا غافلگیرانه در جزیره کیش پیاده شود و به جمهوری اسلامی اعلان جنگ دهد.
من و خاندان پهلوی، برقمی. محمد، سرفراز. حسین،
ترجمه حسین ابوترابیان، نشر فاخته، ص 245
امام خمینی : این طور نیست که آمریکا یک لشگری راه بیندازد بیاید ایران، بخواهد خرابکاری کند. آمریکا با دست همین ها، می خواهد کار بکند. نقشه اش هم این است که با همین هایی که در پاریس و یا در جاهای دیگر جمع شدند، یک همچو کارهایی بکند.
صحیفه نور، ج 15، ص 100
این رادیو (رادیو نجات) بودجه ای مستقل از این کمک (کمک رضا پهلوی) داشت و ظاهراً سازمان سیا آن را تامین می کرد. از جمله دکتر امینی از بودجه ماهیانه 180000 دلاری که سازمان سیا برای فعالیتهای جبهه نجات، در اختیارش گذاشته بود، ماهیانه 20000 دلار به این رادیو می پرداخت. ولی پس از مدتی، دکتر محمودی، سرپرست رادیو، که در ایران هم معاون سازمان رادیو - تلویزیون بود، بر آن شد که سهم رادیو را مستقیماً از سیابگیرد و خود را از حیطه امر و نهی امینی بیرون کشد؛ ولی پس از اینکه منوچهر گنجی از 1985 به جای امینی از سوی سیا تعیین شد، بر آن شد که محمودی و رادیو را به زیر لوای خود در آورد.
پس از سقوط، محمد برقمی، حسین سرفراز، ص 214
در تماس هایی که با تبعیدیان ایرانی در اروپا داریم، خیلی الزامی است که هیچ گونه اثری که نشانگر آن باشد که دولت آمریکا، قصد مداخله در جریانات داخلی ایران را دارد، یا اینکه با گروههایی که علیه دولت جدید ایران، نقشه می کشند، همکاری می کند، باقی نماند.
اسناد لانه جاسوسی، گریوز. جان، ج 3، ص 27
امام خمینی : اینها از اول، ادعای این را کردند که ما مسلمان هستیم و برای اسلام کذا. من هم از اول فهمیدم که دروغ می گویند و بعد هم مخالف آمریکا هستیم، این هم معلوم شد دروغ است. لکن آمریکا فاش کرده این مطلب را.
صحیفه نور، ج 15، ص 109
52 نفر از نمایندگان کنگره آمریکا با انتشار نامه ای، خواستار حمایت جرج شولتز، وزیر خارجه آمریکا از سازمانها و گروههایی که علیه رژیم ایران می جنگند، شدند. نمایندگان کنگره که اکثریت آنها را جمهوری خواهان و بقیه را دمکراتهای مخالف تشکیل میدهند، از جرج شولتز خواستند که به ویژه سازمان مجاهدین خلق را مد نظر داشته باشد. مروین دایمالی نماینده دمکرات کنگره و عامل اصلی در پیشبرد این طرح، از تصمیم وزارت خارجه آمریکا مبنی بر این که نام سازمان مجاهدین خلق از لیست گروههای تروریستی حذف شود، استقبال کرد.
کودتای نوژه، ص 53
امام خمینی : امروز دست جنایتکار آمریکا و دیگر قدرتهای چپاولگر، از آستین بعضی عمال سرسپرده و از خدا بی خبرشان، بیرون آمده و از داخل و خارج، با اسلحه و قلم های بدتر و جنایت بارتر از سلاح های گرم، به این ملت مظلوم حمله ور شده و در صدد شکست انقلاب اسلامی و شکست اسلام عزیز بر آمده اند.
صحیفه نور، ج 15، ص 124
ضمن اعتراف به اینکه هرگز به فکرم نرسیده بود که می شود اطلاعات خارجی را در داخل آمریکا به دست آورد، از وی خواستم تا درباره مساله مورد اشاره اش، توضیح بیشتری بدهد. در پاسخ، او با بر شمردن راههای گوناگون کسب چنین اطلاعاتی، به ویژه، تاکید کرد که روزنامه نگاران، اساتید دانشگاه و بازرگانان به خوبی می توانند در مورد کسب اطلاعات ازکشورهای دیگر، سیا را یاری دهند؛ زیرا این افراد اکثراً با همکاران خود در کشورهای مختلف در تماس نزدیک هستند. و بعد اضافه کرد: به طور مثال برخی اساتید دانشگاههای آمریکا، تعدادی از رجال و عناصر صاحب نفوذ را درکشورهای دیگر می شناسند که آنها قبلاً هنگام تحصیل در آمریکا، شاگردشان بوده اند. روزنامه نگاران بین المللی، معمولاً با افراد سرشناس و سیاستمداران ممالکی که قبلاً در آنجا خبرنگاری می کرده اند، تماسهایی دارند آنچه از این استاد کهنه کار جاسوس شنیدم، مرا به فکر فرو برد که واقعاً چگونه می توان به فواید و مضرات جمع آوری اطلاعات از شهروندان آمریکا واقف شد و جالب هم این بود که درس اول او، نه با چگونگی به کار گرفتن عوامل جاسوسی ارتباط داشت و نه اسرار ناشناخته ای از دنیای جاسوسی را برملا می کرد. مطلبی که آن شب به من آموخت، فقط راه و رسم بهره برداری از منابعی بود که به راحتی می توانست، در اختیارم قرار گیرد و استفاده از آن هم، برای هیچ کس خطری در پی نداشت(71).
پنهان کاری و دموکراسی، ترنر. استانسفیلد، ص 155
امام خمینی : آن کوردلان دلباخته به آمریکا و سر از پا نشاخته در راه رسیدن به هدف های شیطانی، به گمان اینکه توطئه آنان کارگر شده و با برداشتن این عزیزان متعهد از سر راه خود، ملت مسلمان و متعهد به سوی آنان روی آورده و مقاصد طاغوتی آنان به ثمر می رسد و با انگیزه آنکه پس از آن شهیدان، همه چیز به هم می ریزد و شاهد پیروزی خود و اربابان جهانخوار خویش را در آغوش می گیرند، دست به این جنایت بزرگ زدند.
صحیفه نور، ج 16، ص 216
تمام تخم های یک جنگ داخلی در ایران کاشته شده و گروههای زیادی در ایران وجود دارند که آماده جنگ هستند.
به نقل از کارنامه سیا، ترنر، ج 3، ص 107
در صورت آغاز جنگ داخلی در ایران، ایالات متحده آمریکا امکان خواهد داشت، به طرف مورد نظر کمک کند(72).
به نقل از: کارنامه سیاه، کاهیگ. الکساندر، ج 3، ص 107
خبرگزاری فرانسه از واشنگتن، گزارش داد که دولت آمریکا با سازمان مجاهدین، دارای تماسهایی است ریچارد مورفی، معاون وزارت خارجه آمریکا در امور خاورمیانه نیز در پاسخ به سوال یکی از نمایندگان مجلس آمریکا، روز سه شنبه، وجود این تماس را تایید کرد(73).
کیهان هوایی 20/8/ 1366، به نقل از: کودتای نوژه، ص 53
امام خمینی : شما چند نفر روشنفکر، به اصطلاح خودتان، که می خواهید کمونیسم را در ایران تقویت کنید یا چند نفر دیگر که می خواهید به خیال خودتان، آمریکا باز گردد، من به شما عرض می کنم تا شما زنده اید، آمریکا باز نمی گردد(74).
صحیفه نور، ج 17، ص 260
به تدارک مهمانی های شام در منزل کاردار، کمک کردیم؛ در آن مهمانی ها، فیلمهای آمریکایی نشان می دادند و در یک مورد، یک پیانیست آمریکایی پیانو می زد. مهمان ها شامل مقامات بالای دولتی و دکترها و وکلا و استادان دانشگاه می شدند.
اسناد لانه جاسوسی، جان گریوز، ج 4، ص 16
در جامعه ای که دوران انقلاب را پشت سر گذاشته و هنوز هیچ فرم ثابت و مشخصی به خود نگرفته و همچنین شامل حاشیه نشینان انقلاب می باشد که این حاشیه نشینان، هیچ کدام انتظار نمی رود تا وقتی که این اسلامی ها از حمایت توده ها برخوردار هستند، بتوانند حرکتی در جهت در دست گرفتن قدرت بکنند جزو این گروه، من فرماندهان را در ارتش سنتی، مدیران غربزده و تکنسین ها، سیاستمداران دمکرات و لیبرال، رمانتیک های شبه نظامی و بالاخره چپی های سر سخت، از جمله کمونیستها را جای می دهم. هیچ کدام از این گروهها نمی توانند آشکارا (بدون ریسک نابودی زیر دست اسلامی ها، که هم اکنون از حمایت بی دریغ توده ها برخوردار هستند) برای به دست گرفتن قدرت، حرکت کنند(75).
اسناد لانه جاسوسی، گریوز. جان، ج 4، ص 12
امام خمینی : ما وقتی که در پاریس بودیم، یک نفر از آمریکا به عنوان یک تاجر آمد که بعداً معلوم شد تاجر نیست فاجر است و گفت: صلاح نیست که به ایران بروید یا دسته دیگری که بعض از آنها مردمی صالح و بعضیشان فضول بودند، آمدند و گفتند: سلطنت و قانون اساسی را حفظ کنید. شاه سلطنت کند نه حکومت.
صحیفه نور، ج 19، ص 72
بازرگان و میناچی رهبران مخالفین، به فرانسه رفته اند که با خمینی صحبت کنند. بر خلاف توضیحاتی که آنها به مطبوعات داده اند، مأموریت اصلیشان این است که ببینند آیا خمینی با بازگشت به ایران در نهم تا دهم ماه، براساس محترم شمردن قانون اساسی از طرف او (برای مثال دست برداشتن از درخواست هایش برای سرنگونی رژیم سلطنتی، برقراری جمهوری اسلامی و غیره) موافقت خواهد نمود؟ اگر خمینی موافقت نماید، تغییر در موضع عمومی او تدریجی خواهد بود.
فرازهایی از تاریخ انقلاب، به روایت اسناد ساواک و آمریکا، ص 194
امام خمینی : آمریکا به تصور این که ملی گراها و منافقین و دیگر وابستگان چپ و راست او، به زودی پاشنه سیاست انقلاب و حاکمیت نظام و اداره کشور را، به نفع او به حرکت در می آورند، چند روزی سیاست خوف و رجا پیش گرفت و به طرح و اجرای کودتا و اعمال سیاست فشار و ترویج چهره های وابسته خود و نیز به ترور شخصیتهای انقلاب و انقلابیون واقعی کشور پرداخت که خداوند مجدداً بر ما منت نهاد و در صحنه حماسی تسخیر لانه جاسوسان، مردم ایران برائت مجدد خویش را از آمریکا و اذناب آن اعلام نمودند؛ که دوباره آمریکا همان تیغی که به دست محمدرضا خان سپرده بود، در کف صدام، این زنگی مست نهاد.
صحیفه نور، ج 20، ص 117
بعد از انقلاب، روابط ما با ایران در وضع نامطلوبی بود. با وجود این، دیپلماتهای ما در تهران به تدریج ارتباطات خود را با حکومت بازرگان گسترش دادند. منافع مشترک ما ایجاب می کرد که تماس خود را با بعضی از سازمانها و مقامات دولتی افزایش دهیم ما می دانستیم که روابط ما با ایران به سرعت به حال عادی باز نخواهد گشت، زیرا ایران در اوج هیجانات انقلابی خود بود. ملی گرایان غیر روحانی طرفدار بازگشت به اصول دمکراسی، درگیر مبارزه سختی یا روحانیون بودند که به نوبه خود می خواستند حکومت مذهبی مورد نظر خود را در ایران برقرار سازند. در این گیرودار ما مراقب اوضاع بودیم تا ببینیم از چه راهی می توانیم روابط خود را با دولت جدید تثبیت نماییم
ما همچنین اطلاعاتی با یک یا دو عضو دولت بازرگان مبادله کردیم. این تماس ها با احتیاط برگزار شد، زیرا افشای هر گونه تماس از طرف مقامات ایرانی با مأموران اطلاعاتی آمریکا، آنان را به مخاطره می انداخت...
مبارزه بر سر قدرت، بیشتر میان دو گروه اصلی، ملی گرایان غیر روحانی که خواهان ایجاد یک کشور مدرن بودند؛ و روحانیون که می خواستند فساد و تمدن غرب را از ایران بزدایند و یک کشور اسلامی به وجود آورند، جریان داشت ملی گرایان غیر روحانی به دو جناح، یکی تحت رهبری بازرگان و بقایای جبهه ملی و دیگری عناصری نظیر بنی صدر، تقسیم می شدند و در جناح چپ، گروههای افراطی که خواهان پیاده کردن اصول مارکسیستی در ایران بودند، قرار داشتند...
ما در عین حال که سعی می کردیم روابط سوداگرانه با رهبران جدید ایران برقرار کنیم، در جستجوی راههای تازه ای برای تقویت امنیت منطقه بودیم(76).
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 59 - 60 - 61
ماک فرسون و هولبردک دارای پست های دولتی در دولتهای جانسون و کارتر می نویسد: در حقیقت بحران گروگانها، کشور آمریکا را که (در اثر انقلاب ایران) گیج شده بود، مانند دیگ آبی به نقطه جوش کامل رسانید(77).
مقاله: مروری بر استراتژی آمریکا علیه انقلاب اسلامی.
نویسنده: حمید توکلی. کیهان 22/5/70
برژینسکی برای آماده سازی و اطلاع از وضع عراق برای شروع جنگ، سفرهای محرمانه مکرری به بغداد کرد. به طوری که مجله جورنال استریت مورخ 8 فوریه 1980 (1359) یکی از این سفرهای محرمانه را فاش ساخت و تایمز لندن، مورخ 17 ژوئن 1980 به ملاقات برژینسکی و صدام حسین اشاره کرد(78).