آمریکا شیطان بزرگ

فاطمه رجبی‏

آمریکا و انقلاب اسلامی

پذیرفتن شاه

امام خمینی : سنای آمریکا در ایران، تا حالا مورد قتل و غارتی واقع نشده بود، همه اش نفع بود، در مقابل این که همه اش برای آنها نفع بود و حالا آنهایی که نفع رسان هستند، از بین رفته اند، البته متاسف است.
صحیفه نور، ج 6، ص 58
ماههای آخر ماموریت من در ایران، می توانست درس عبرتی برای رهبران سیاسی آمریکا باشد تا از تکرار اشتباهات گذشته بپرهیزند و سیاست خارجی ما را، براساس معقول تر و منطقی تری استوار سازند.
متأسفانه این امیدها در ماههای بعد، بر باد رفت. روش سست و بی بنیاد حکومت کارتر در سیاست خارجی و اقدامات نامعقول برژینسکی که هنوز قادر به درک واقعیت مسایل ایران نبود، در نوامبر 1979 به گروگان گیری اعضای سفارت آمریکا، منجر شد و یک دوران تحقیر ملی که در تاریخ آمریکا نظیر آن دیده نشده است، آغاز گردید.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 195
کوتاه سخن آن که، آمریکا بدون تردید در مواقع بحران منطقه، روی ارتش ایران بیشتر حساب می کرد. در حالی که برای عربستان دشوار بود خارج از سرزمین های خود، در سرکوبیهای نظامی به سود آمریکا، شرکت کند و حال آن که شاه آماده هرگونه دخالت نظامی بوده و به همین جهت از سوی واشنگتن ژاندارم منطقه لقب یافته بود.
در حقیقت حمایت آمریکا سبب شده بود که جاه طلبیهای شاه در منطقه، دهها برابر گردد. پس از عزیمت انگلیسی ها از منطقه در 1971، شاه در صدد گسترش نفوذ آمریکا در حوزه خلیج (فارس) بر آمد. دخالت نظامی ایران در عمان و در هم شکستن مقاومت شورشیان ظفار که از سوی عدن، علیه سلطان قابوس می جنگیدند و نیز تصرف سه جزیره خالی از سکنه خلیج (فارس) که موقعیت استراتژیک داشتند، همه با تایید و پشتیبانی آمریکا صورت می گرفت(51).
توفان خلیج، دلاژ. الیویه، کریزبک. ژرار، ترجمه اسدالله مبشری و محسن مؤیدی، انتشارات اطلاعات، ص 200
امام خمینی : انسان دوستی سران آمریکا این است که، کسی که پنچاه سال یا سی و چند سال، مملکتی را به خرابی کشیده است و یک انسانهای بزرگ را کشته یا از بین برده است یا حبس کرده یا تبعید کرده است یا خانه هایشان را خراب کرده است، این انسان را، آنها، انسان حساب می کنند.
صحیفه نور، ج 10، ص 162
به خصوص در اواخر دهه 1960 و اوایل دهه 1970، نوعی حکومت ترور و وحشت، بر ایران حکمفرما بود. نه فقط گروههای شناخته شده مخالف و مبارز، بلکه بعضی از سیاستمداران معروف و روشنفکران و خانواده های مرفه و متجدد هم، از تعقیب و آزار ساواک مصون نبودند. بعضی ها به طور اسرارآمیزی ناپدید یا ربوده می شدند. شکنجه در زندان ها به صورت امری عادی در آمده بود و بعضی از زندانیان، زیر شکنجه کشته می شدند.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 70
کارتر در 20 ژانویه در دفتر خاطراتش جمله ای را افزود که برای شخصی که اخیراً شاه را ستایش کرده بود، عجیب است: عقیده دارم که اگر بوی گند شاه، در کشور ما، به مشام رسد، نه برای ما خوب است، نه برای خود او(52).
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام، ص 106
امام خمینی : آقای کارتر دارند منعکس می کنند در آمریکا که ملت ایران با ملت آمریکا مخالف است و این هم، یکی از جنایاتی است که دارد واقع میشود در تاریخ، که ما فریاد می زنیم ما با آقای کارتر مخالف هستیم، برای این که، او برده است جانی ما را و حمایت می کند. و او دارد منعکس می کند که ما، با ملت آمریکا مخالف هستیم و ملت آمریکا را وادار می کند که از ما عصبانی شوند و با ما، مخالفت کنند.
صحیفه نور، ج 10، ص 230
روز پنج شنبه، کارتر طی نطقی در کنوانسیون اتحادیه های کارگر آمریکا، برای اولین بار به لحن تند و خشونت آمیزی در باره مساله گروگانها سخن گفت و اخطار کرد که: آمریکا تسلیم شانتاژ و تروریسم بین المللی نخواهد شد و کمترین آسیب به گروگانهای آمریکایی، بی جواب نخواهد ماند. کارتر بعدا در دفتر ریاست جمهوری گفت: من از خشم و نفرتی که در مردم آمریکا به وجود آمده، آگاهم و یقین دارم اگر از اهالی پلینز (زادگاه کارتر) بپرسم، به عقیده شما چه کاری باید بکنم، بلااستثنا جواب خواهند داد: ایران را بمباران کنید(53)!
بحران، هامیلتون. جردن، ص 45
امام خمینی : آقای کارتر برای خاطر این که به خیال خودش یک مفلوکی را ببرد، یک مریضی را ببرد آمریکا حفظش کند و معالجه اش کند، تا این که به ملت آمریکا و سایر ملتها، وفاداری خود را به آن خائن هایی که برای او خیانت کردند، نشان بدهد و در دوره آتیه هم رییس جمهور بشود، برای خاطر این، خودش را رسوا کرد.
صحیفه نور، ج 11، ص 8
من قویاً این نظر را دنبال می کردم که آنچه برای ما مطرح است، پای بند بودن به تعهد است که قبلاً برای پناه دادن به یک دوست قدیمی، پذیرفته ایم. زیر پا گذاشتن این تعهد یا مصالحه کردن آن در برابر یک سود نامعلوم، به منزله پرداخت بهای سنگینی است و ما با این کار به اعتبار قول خود نزد دوستان و متحدین دیگرمان لطمه جبران ناپذیری می زنیم. من می دانستم که سادات و ملک حسن و رهبران سعودی و سایر دوستان ما، به دقت مراقب رفتار ما با شاه هستند و روش ما در برابر شاه، در قضاوت خود آنها نسبت به ما نیز موثر واقع خواهد شد.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 168
حقیقت مطلب این است که، کارتر به وسیله دوئل کردن عده ای مرد و زن، در ایران، به اهداف سیاسی و شخصی خود، در مبارزه انتخاباتی کمک کرد. بدون در نظر گرفتن انگیزه ها و محرکات او، باید گفت که مردم آمریکا از او تبعیت کرده و برای سرنوشت گروگانها در ایران نگران بودند.
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد، ص 226
امام خمینی : این همه جنایات کرده، این همه جوانهای ما در حبس های آنها و در خیابانها، به دستور این فاسد، این عنصر خبیث به خاک و خون کشیده شدند، حالا بردند در آمریکا و نوازشش می کنند به اسم انسان دوستی. انسان دوستی آنها این نحوه است.
صحیفه نور، ج 10، ص 162
ادوارد کندی که مبارزه نامزدی حزب دمکرات را در برابر کارتر، آغاز کرده بود گفت: شاه یکی از خشن ترین رژیمها را در بشر اداره می کرده است.
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام، ص 387
در آغاز، رییس جمهوری و همه مشاوران برجسته او، در این موضوع اتفاق نظر داشتند که، شاه مخلوع ایران، به عنوان یک دوست و متحد قدیمی و کسی که در دهه 1950 تخت و تاج خود را به کمک آمریکا، باز یافت، با عزت و احترام در خاک کشور، پذیرفته شود. در اوایل ژانویه 1979 وقتی که ژیسکاردستن، رییس جمهوری فرانسه به ما گفت: مصلحت شاه در این است که به جای مسافرت به آمریکا، در خاورمیانه بماند مانظر او را تایید نکردیم. بعد از ظهر چهاردهم ژانویه، در جلسه ای با حضور وسنی و کریستوفر و براون وقتی که نظر ژیسکاردستن را به اطلاع دیگران رساندم، براون به شدت با آن مخالفت کرد و گفت: اگر ما دعوت خود را از شاه پس بگیریم، به اعتبار و حیثیت آمریکا لطمه شدیدی وارد خواهد شد.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 167
البته موضع خود من هرگز تغییر نکرده و اعتقاد من از ابتدا این بود، که ما نمی بایست موضوع مسافرت شاه را به صورت مساله و مشکلی برای خودمان در می آوردیم. پذیرفتن شاه به آمریکا یک امراصولی و اخلاقی بود و هم جنبه تاکتیکی داشت.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 168
امام خمینی: راه دیگری که در برابر دولت آمریکا وجود دارد، این است که به اقدامات ناصوابی که در ایران کرده، اعتراف کند. از دیدگاه ما، راه حل بحران، تحویل شاه مخلوع به ایران و اقداماتی برای جبران ضایعاتی است که دیکتاتوری او بر ملت وارد آورده است.
صحیفه نور، ج 11، ص 199
تا زمان سقوط شاه، آمریکا توانست، بیش از یک دهه منافع خود را از طریق ایران و عربستان سعودی - دو پایه سیاست ما - در خلیج فارس حفظ کند. با سر کار آمدن رژیمی متخاصم در تهران، پس از 1979، یکی از بازیگران اصلی در منطقه که می توانست به عنوان عامل عمل کند، از بین رفت و بدین ترتیب مجبور شدیم، برای تضمین تداوم منافع حیاتی غرب، اقدامهایی را اتخاذ کنیم.
فرصت را از دست ندهید، نیکسون. ریچارد، ترجمه محمود حدادی، انتشارات اطلاعات، ص 214
پایان این داستان خوفناک و مهیب، بسیار غم انگیز است. آمریکا، دوست نزدیک و متحد ستبر و خوش بینه ای را از دست داده است که می توانست منافع غرب را در خلیج فارس تامین کند.
مأموریت در تهران، هایزر، ص 314
در سال 1957 سازمان سیا، طرح و چارچوب تشکیلاتی یک سازمان جدید اطلاعاتی را به شاه داد و خود در تاسیس و سازمان دادن آن مشارکت کرد. این تشکیلات که به نام سازمان اطلاعات و امنیت کشور نامیده می شد، به زودی به نام مخفف آن یعنی ساواک شهرت یافت. ماموران ساواک، ابتدا دوره های تعلیماتی خود را در آمریکا می دیدند، ولی بعدها اسراییل هم به یکی از مراکز تعلیماتی ساواک تبدیل شد.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 69
رییس جمهوری معتقد بود که ما به هیچ وجه، نباید با استرداد شاه به ایران، موافقت کنیم. به هیچ وجه نباید از سیاستهای گذشته خود در ایران، معذرت بخواهیم و به هیچ وجه نباید اجازه دهیم که گروگانها در ایران تحت محاکمه قرار گیرند.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 72

فتح لانه جاسوسی

امام خمینی : امروز، خیانت ها زیرزمینی است. یک توطئه زیرزمینی است. توطئه های زیرزمینی در همین سفارتخانه هایی که هست، دارد درست می شود و عمده اش مال شیطان بزرگ است که آمریکا باشد.
صحیفه نور، ج 10، ص 141
دانشجویان هزاران پرونده پیدا کردند. در هنگام سقوط شاه، سالیوان از نظر احتیاط، دستور داده بود کلیه پرونده های غیر ضروری را از ایران خارج سازند؛ اما در خلال ده ماه بعدی، سازمانهای مختلف، آنها را به آرامی بازگردانده بودند و در نوامبر 1979 دستگاههای کاغذ خرد کنی سفارت، مجال از بین بردن اسناد را قبل از اشغال کامل، نیافتند. در واقع حتی خرد کردن کاغذها نیز بی اثر بودن خود را در برابر شور و حرارت دانشجویان، ثابت کرد. در طول پنچ سال بعدی، ایران بیش از 50 جلد از اسنادی را که در نوامبر 1979 در سفارت به دست آمده بود، منتشر ساخته است(54).
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام، ص 361
امام خمینی : شما می بینید که الان، مرکز فساد آمریکا را جوان ها رفته اند و آمریکاییهایی هم که آنجا بودند، گرفتند و آن لانه فساد را به دست آوردند و آمریکا هم هیچ غلطی نمی تواند بکند. جوانها مطمئن باشند که آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند بیخود صحبت از اینکه اگر دخالت نظامی بکند. مگر می تواند دخالت نظامی بکند در این مملکت؟
صحیفه نور، ج 10، ص 149
ایرانیان عقیده داشتند که هر چه ایالات متحده اراده کند، همان خواهد شد. یکی از اهداف اصلی آیت الله خمینی، شکستن این اعتقاد ریشه دار، در فرهنگ ایرانی بود. او سعی کرد به ایرانیان القا کند که خود، حاکم بر سرنوشت خویشند. بدین طریق، در طول ماههایی که رژیم انقلابی، 52 تن تبعه آمریکا را به گروگان گرفت، شعار مورد توجه آیت الله خمینی و پیروانش این بود: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. این شعار به گونه ای آیینی، آن قدر تکرار شد که به نظر، افسونی سحر آمیز جلوه نمود...اگر ایرانیان به قدر کافی این شعار را تکرار می کردند و باورشان می شد، شاید تا حدودی مانع از آن می گردید که ایالات متحده رژیم انقلابی را از بین ببرد. بدین ترتیب، حداقل مردم ایران از شهامت آیت الله خمینی شهامت پیدا می کردند و می توانستند عزم ضد آمریکاییشان (نفرتشان) را در برابر ترس از انتقام جویی آمریکا، حفظ کنند.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، صص 445 و 446
امام خمینی : کارتر یک اشتباه دارد و آن اینکه گمان می کند همه دولتها چشم بسته، به خدمت او ایستاده اند و این اشتباه بزرگ، به زودی برای خودش هم روشن خواهد شد و طلیعه آن نیز مشهود است. ملت ایران، بپا خاسته که نگذارد این لانه جاسوسی در ایران، به عمل ننگین خود ادامه دهد.
صحیفه نور، ج 10، ص 195
من تلاش زیادی کردم تا متحدین اروپایی و آسیایی خودمان را به پیوستن به ما، در اعمال مجازاتها،راضی کنم. در ملاقات با سفرای آنها گفتم، که طاقت ما به سر آمده و رییس جمهوری مصمم است که اگر از این اقدامات نتیجه نگیریم، تدابیر شدیدتری برای رهایی گروگانها، اتخاذ نماید. با همه این احوال کشورهای دوست ما، تا روز 22 آوریل، یعنی دو روز قبل از عملیات نجات گروگانها، حاضر به همکاری در این زمینه، نشدند و تازه در این روز، 17 مه را به عنوان ضرب الاجل برای شروع اقدامات ضروری، در صورت عدم پیشرفت قابل ملاحضه در کار رهایی گروگانها، تعیین نمودند.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 89
امام خمینی : مفسده جویان شروع کردند به سمپاشی و می خواهند چهره این جوانها و چهره نورانی این جوانها را، پیش ملت لکه دار کنند. می خواهند این لانه جاسوسی را از دست آنها بیرون بیاورند... ملت بیدار باشد. توجه داشته باشد به این توطئه هایی که از طرف خود آنها دارد میشود. روابط هست بین شان و این افراد ناصالح، می خواهند کاری کنند که این جوانهای پاکدل ما، تهمت بزنند.
صحیفه نور، ج 10، ص 165
قدر مسلم این است که اکثریت آنها (دانشجویان مسلمان) را بنیادگرایان اسلامی و پیروان متعصب افکار آیت الله خمینی، تشکیل می دادند و در خصومت با عناصر لیبرال و میانه رو، مانند بازرگان، میناچی، نزیه، مدنی، امیرانتظام و متین دفتری وحدت نظر داشتند.
جنگ قدرتها در ایران، روبین. باری، ص 218
بنی صدر به عنوان رییس جمهور ایران، به مقام عمدتاً بی قدرت، دست یافت و در همین مسند قدرت، روشن ساخت که می خواهد وسایل آزادی گروگانها را تسهیل نماید.
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد، ص 76
در ظرف چند ماه آینده، بنی صدر و وزیر خارجه اش قطب زاده، تلاشهای سخت، ولی نا موفقی برای به دست گرفتن کنترل گروگانها آغاز کردند.
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد، ص 110
ده روز بعد، مذاکرات با ایرانی ها به بن بست رسید و در اوایل آوریل، دیگر هیچ امیدی به حل مساله از طریق مذاکره باقی نماند. طرفهای ایرانی در این مذاکرات یا حسن نیت نداشتند و یا قادر به انجام وعده های خود نبودند. من تلاش جردن را در مذاکرات محرمانه ای که مستقیماً یا به وسیله رابطین خود، با ایرانیها انجام می داد، تحسین می کردم، ولی از ابتدا به نتیجه این کار امیدوار نبودم. رابطین فرانسوی جردن که تمایلات چپی هم داشتند، شاید می توانستند با طرفهای ایرانی خود (نظیر قطب زاده) معامله ای صورت دهند؛ ولی روحانیون بنیادگرا، صاحبان اصلی قدرت در ایران بودند و در هر مرحله ای، می توانستند از اجرای چنین معامله ای جلوگیری کنند.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 186
امام خمینی : مرکز توطئه و جاسوسی به اسم سفارت آمریکا. اشخاصی که در آن بر ضد نهضت اسلامی ما توطئه نموده اند، از احترام سیاسی بین المللی برخوردار نیستند، تهدیدات و تبلیغات دامنه دار دولت آمریکا به قدر پشیزی نزد ملت ما ارزش ندارد.
صحیفه نور، ج 10، ص 195
در نوامبر 1979 که دانشجویان، سفارت را اشغال کردند، تقریباً هفتاد نفر را در آن یافتند. این تعداد، به مراتب بیشتر از کارمندان ضروری بود که کاخ سفید پس از حمله ماه فوریه به سفارت اجازه داده بود. در خلال تابستان هر یک از سازمانها، عده کارمندانش را در ایران افزایش داده بود.
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام، ص 361
تعداد کلی ماموران رسمی ما در ایران، پس از انقلاب و بخصوص بعد از ماجرای حمله به سفارت در چهاردهم فوریه، به حدود 50 نفر تقلیل یافته بود. وظیفه آنها منحصر به حفظ تماس و ارتباط ما با دولت جدید ایران، و رساندن اطلاعات و تحلیل اوضاع جاری ایران به واشنگتن، بود. با بهبود نسبی اوضاع، تعداد اعضای سفارت و کنسولگری آمریکا، به حدود 70 نفر افزایش یافت. امنیت داخلی هم به دنبال حمله ماه فوریه تقویت شده و ترتیباتی اتخاذ شده بود که گارد سفارت بتوانند دو تا سه ساعت در برابر هر گونه تهاجم احتمالی از خارج، سفارت را محافظت نمایند تا نیروهای کمکی از طرف دولت برسد. پیش بینی های لازم نیز برای از میان بردن اسناد سری و تجهیزات دقیق مخابراتی، در شرایط اضطراری به عمل آمده بود(55).
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 60
امام خمینی : از آقای کارتر باید پرسید که تشخیص شما در مسایل سیاسی هم، همین طور است که یک ملت سی و پنج میلیونی تروریست هستند؟ من دیدم کلامی که از ایشان صادر شده است. مع الاسف، کلام عاقلانه ای نبوده است، که اینها دانشجو نیستند، لات هستند. اینها تروریست هستند. دانشجوها با لات ها در منطق شما یکی است؟
صحیفه نور، ج 10، ص 204
رییس جمهوری سپس برای شرکت در جلسه هفتگی خود با رهبران کنگره، از جای بلند شد و قبل از خروج، دم در توقف کرده، رو به ونس و جودی پاول گفت: مواظب باشید در اظهارات و بیانیه های خود، از اشغال کنندگان سفارت به عنوان دانشجو اسم نبرید. برای آنها یک عنوان مناسب، مثل تروریست ها یا چیزی مشابه آن پیدا کنید.
بحران، جردن. هامیلتون، ص 32
برداشت حکومت ما از مفهوم تروریسم، این است که اگر کسی در برابر ادعاهای ما، قد علم کند، تروریست بالفطره است و چنین آدمی وقتی مورد حمله ما قرار می گیرد، باید به حقانیت این حمله بسان یک کیفر آسمانی اذعان کند...بنابراین در برداشت ما، تروریست کسی است که در مقابل حمله ما از خود دفاع کند.
لوئیز. فلور، نیویورک تایمز، 22 فوریه، اینترنشنال هرالد تریبون، 23 فوریه به نقل از: کودتای نوژه، ص 54
امام خمینی : ای ملت آمریکا! به تبلیغات روسای جمهوری، که جز نیل به قدرت، فکری ندارند گوش فرا ندهید و بدانید که جوانان ما، با جاسوسان رفتاری خداپسندانه دارند که دستور اسلام رحمت بر اسیران است. گرچه ظالم و جاسوس باشند.
صحیفه نور، ج 11، ص 79
درباره گروگانها گفتم: با اطلاعاتی که ما در اختیار داریم، خطری متوجه آنها نیست و از نظر جسمی و بهداشت، در وضع رضایت بخشی بسر می برند. گزارش پزشکان صلیب سرخ هم که اخیراً با آنها دیدار کرده اند، این نظر را تایید می کنند.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 92
تنها آیت الله است که می تواند به دانشجویان دستور دهد از گروگانها صرف نظر کنند و آیت الله نیز تنها در صورتی این کار را خواهد کرد که مطمئن شود با گروگانها بد رفتاری شده است؛ زیرا بد رفتاری با گروگانها، تخلف از مقررات اسلامی است و در این صورت آیت الله خمینی به دانشجویان دستور خواهد داد که گروگانها را به دولت بسپارند (حقیقت این است که با گروگانها بد رفتاری نشده بود و گذشته از مساله زندانی بودن، آمریکاییان خود اعتراف داشتند که به طور کلی، با آنها بد رفتای نشده است.)
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد ص 108
بنا به گفته سایروس ونس و تنی چند از مقامات دولت، این تکیه بر روی حفظ جان گروگانها، طبیعی و خود بخودی بود و از همان لحظات اول بحران، اعمال رییس جمهور را هدایت می کرده است و این سیاست خوبی بود. در حقیقت تنها راهی بوده که یک رییس جمهور می توانست به وسیله آن، نامزد بودن خود را برای پست ریاست جمهوری دوره دوم، اعلام کند. به هر جهت، فیلمهایی از گروگانها و مصاحبات پر هیجان با اعضای خانواده آنها، مرتب بر روی پرده تلویزیون دیده می شد و میلیونها بیننده را تحت تاثیر قرار می داد.
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد، ص 142
امام خمینی : اخیراً ملت ما به این نتیجه رسید که دولت کارتر به اصطلاح سفارتخانه خود را به صورت پایگاهی برای جاسوسی و توطئه علیه ایران درآورده است. جاسوسان تحت عنوان مامورین سفارت، فعالیت می کردند و اکنون که ملت ما این حقیقت را دریافته، آمریکا را دشمن شماره یک خود می داند.
صحیفه نور، ج 11، ص 199
من دو سناریو را که می تواند منجر به هرج و مرج گردند، در نظر دارم: 1- یکی نیروهای تمرکز یافته ای که توسط نارضایتی های منطقه ای و قومی، تحریک شده باشد. 2- نفاق در مدارس.
اسناد لانه جاسوسی، گریوز. جان، ج 3، ص 11
کاردار امیدوار است که به وسیله انتظام کاری کند که روزنامه ها حملاتشان را نسبت به آمریکا کاهش دهند(56).
اسناد لانه جاسوسی، گریوز. جان، ج 3، ص 16
کمی قبل از ظهر روز بارانی 4 نوامبر، 400 دانشجو خود را از میان صف تظاهر کنندگان که به مناسبت سالگرد تبعید آیت الله خمینی در 15 سال قبل و به مناسبت روز دانشگاه و به افتخار شهدای سال قبل دانشگاه، دست به راهپیمایی زده بودند، جدا کردند و به خیابان تخت جمشید روانه شدند. در آنجا با استفاده از قیچی آهن بر، زنجیره های دروازه آهنی بزرگ سفارت خانه آمریکا را گشودند، به محوطه حفاظت شده سفارت خانه، داخل شدند. گاردهای امنیتی سفارت خانه و تفنگداران نیروی دریایی، با آتش کردن گاز اشک آور، بر اساس دستورالعمل های داده شده، سعی کردند تا مدتی دانشجویان را معطل سازند و دیپلماتها نیز در این ضمن سعی کردند به سرعت پرونده ها را تکه تکه کنند... سپس دهها و صدها هزار نفر از مردم در بیرون سفارت خانه اجتماع کردند و در حالی که پیکرهایی را که شبیه کارتر درست کرده بودند، می سوزاندند، فریاد می زدند: مرگ بر آمریکا و مرتب نیز جمعیت های سازمان یافته مختلف، به گروه تظاهر کننده اضافه می شدند.
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد، صص 87، 88، 89
امام خمینی : دانشجویان مسلمان و مبارزی که لانه جاسوسی را اشغال کرده اند، با عمل انقلابی خودشان ضربه ای بزرگ بر پیکرآمریکای جهانخوار وارد نمودند و ملت را سرفراز کردند.
صحیفه نور، ج 11، ص 280
هر سه شبکه تلویزیونی سرتاسری آمریکا، برنامه های مفصلی به مناسبت نخستین سالگرد گروگان گیری، پخش کردند که ضمن آن، جریان وقایع تحقیرآمیز یک سال گذشته از اشغال سفارت و به گروگان گرفتن اتباع آمریکا، تا تظاهرات ضد آمریکایی آتش زدن پرچم آمریکا و مذاکرات بی حاصل و بیانیه های ضد و نقیض، منعکس شده بودند. پخش این برنامه ها از شبکه های تلویزیونی سرتاسر آمریکا، که نمایانگر ضعف و عدم لیاقت ما در حل مساله گروگان گیری و یادآور همه خاطرات تلخ یک سال گذشته بود، ضربه نهایی را بر ما وارد ساخت.
بحران، هامیلتون. جردن، ص 184
امام خمینی : دولت ایران و جناب آقای رییس جمهور، تمام کوشش و سعی شان را در استرداد شاه خائن و اخذ اموال ملت ایران از او، بنمایند ملت دلیر دست از این خواست بر حقشان برنمی دارند و قدمی به عقب نمی گذارند. یکی از آثار این خواست، تصرف لانه جاسوسی بود که مورد تایید ملت قرار گرفت و چیزی جز عکس العمل جنایات دولت آمریکا، نمی تواند باشد.
صحیفه نور، ج 11، ص 280
مساله شاه، بعد از این مذاکرات مقدماتی مطرح شد و یزدی که یک دکتر تحصیل کرده آمریکا و مردی تیزهوش و خوش مشرب بود، پس از اشاره به سیاست گذشته ما در پشتیبانی از شاه، گفت، حضور او در آمریکا موجب ناراحتی ماست... و چنین نتیجه گرفت که مردم ایران حضور او در آمریکا، دلیل درگیری و دخالت آمریکا در این فعالیت ها می دانند.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، صص 172 و 173
بررسی هایی که ما در آن موقع در مورد موضوع مسافرت شاه به آمریکا، به عمل آوردیم ما را متقاعد کرد که پذیرش شاه به آمریکا در آن شرایط، واکنش تندی به بار خواهد آورد و بسیاری از ایرانیان، این اقدام را نشانه ادامه پشتیبانی ما از شاه و تلاش در جهت بازگرداندن او به سلطنت و در هم شکستن انقلاب تلقی خواهند کرد. در همان موقع، پیش بینی می کردیم که در صورت پذیرفتن شاه به آمریکا، احتمال دارد آمریکاییها به گروگان گرفته شوند و آزادی آنها به تحویل شاه برای محاکمه در دادگاههای انقلاب موکول گردد(57).
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 62
امام خمینی : حالا هم که اینها امتحان کردند و آمدند و با آن تجهیزاتی که می گویند، زیاد بوده است آمدند و در ایران پیاده شدند. خوب، ضربه سیاسی خوردند، ضربه روحی خوردند. جوان های مردم را آوردند اینجا، به کشتن دادند.
صحیفه نور، ج 12، ص 67
این شرمساری و خجالت در بین نیروهای ارتشی، به طور گسترده ای عمیق گشت و همچنان جریان دارد. مخصوصاً در میان آن عده ای که مستقیماً درگیر ماجرا بودند.
کلنل چارلی بکویت، افسر سابق ارتش، مسئول عملیات گروه نجات در صحرای شماره یک بود که اکنون مسئول تولید کتابهای راهنمایی تعلیماتی، در پادگان نظامی فورت برگ در ایالت کارولینای شمالی، می باشد. وی یکی از معدود کسانی است که با خبرنگاران راجع به ناراحتی های شخصی خود، سخن گفته است: این یکی از بزرگترین شکست های زندگیم بوده است من برای هشت کشته ای که در این مأموریت دادم، گریستم من این بار را تا آخر عمر بر روی شانه هایم خواهم کشید. فاجعه ای که در بیابان رخ داد، باعث برانگیختن سئوالات بسیار مهمی گشت که تا یک سال بعد از عملیات نافرجام، ادامه داشت. یکی از آدمیرال های عالی رتبه می گوید که هیچ کس جواب تمام سؤالات را نمی داد، ولی می بایست در هنگام مرور آنچه واقع شده است، حداقل سؤالات مهم را در نظر داشت.
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد، صص 185 و 186
علیرغم تمام ناراحتی هایی که مأموریت شکست خورده به دنبال داشت، تمام جاسوسان و عوامل که برای کمک به جریان حمله به داخل ایران، نفوذ کرده بودند، توانستند تا تاریخ 29 آوریل، ایران را ترک گویند. البته گزارشهای محرمانه سرویس جاسوسی خارجی، اشاره می کند که عده ای از ایرانیان، که در این حمله با آمریکا همکاری کردند، به اندازه آمریکا بیان خوش شانس نبوده و نتوانستند به موقع از ایران فرار کنند.
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد. ص 209
در حالی که رییس جمهور و دیگران، در سکوت کامل به سخنان ونس گوش می کردند، او سخنان خود را با این جملات، خاتمه داد: آقای رییس جمهور! آخرین مطلبی که می خواهم خاطرنشان کنم، عکس العمل بین المللی اجرای این نقشه است. شوروی در برابر این کار چه خواهد کرد؟ ممالک عرب و مسلمان، در برابر کار که احتمالا با کشتار عده ای از ایرانیان همراه خواهد بود، چه عکس العملی نشان خواهند داد؟ ما اسم این کار را مأموریت نجات گذاشته ایم، ولی دیگران آن را عملیات نظامی خواهند نامید و عکس العمل نشان خواهند داد. با توجه به مجموع این دلایل، من در شرایط فعلی، جدا با این نقشه مخالفم و معتقدم که ما باید به تلاش خود برای حل مسأله از راههای دیگر ادامه دهیم.
بحران، هامیلتون، جردن، ص 162
امام خمینی : من یک سؤالی دارم و آن اینکه چرا آقای کارتر از آمدن این هیاتها به ایران، اینقدر وحشت دارد؟... و چرا از محاکمه این اشخاصی که در سفارت اینجا که به اصطلاح ما لانه جاسوسی است، وحشت دارد؟ اگر ایشان دخالتی در مقدرات مملکت ما نکرده است و اگر دولت آمریکا با سرنوشت مملکت ما کار نداشته است و سفارتخانه او مثل سفارتخانه های صحیح هست، او باید پیشقدم بشود.
صحیفه نور، ج 12، ص 135
اما پس از این که گروگانها آزاد شدند، در کشوری که واژه های تحقیقات وسیع ههمه جانبه و تفنگهای آماده آتش و گزارش کامل در محاوره ملی آنها جای دارد، سؤالات چندانی مطرح نشد. به همان سؤالات محدود نیز، کسی جواب نداد. هیچ کس به خود جرات نداد که تصمیم های اتخاذ شده را، مورد سوال قرار دهد و یا حتی سؤال کند که آن تصمیمات چه بودند، اگر چه به سادگی می شد آنها را دید تصمیم در مورد این که برای سالها از شخصی حمایت شود که بعدها معلوم شد ملتش از او، بیزار هستند. تصمیم در مورد اجازه ورود او به آمریکا، بر پایه همدردی یا حماقت، تصمیم در مورد این که پس از اشغال سفارت، زندگی و جان گروگانها را مهمتر از هر چیز دیگر قرار دهند، یعنی همان تصمیمی که قبلاً چند کشور دیگر اتخاذ کرده بودند. تصمیم به مذاکره با گروگان گیری ها به جای به کار بردن زور و پس از چندی تصمیم برای به کارگیری زور، اما به طور محتاطانه و تقریباً با ترس و لرز یا یک اقدام نظامی سر خود، برای ناتمام گذاشتن ماموریت و سرانجام شکست آن(58).
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد، ص 14
امام خمینی : بارها گفته ام که گروگان گیری توسط دانشجویان مسلمان و مبارز و متعهد ما، عکس العمل طبیعی صدماتی است که ملت ما از آمریکا خورده است و اینان فعلا با باز پس دادن اموال شاه معدوم و لغو تمام ادعاهای آمریکا علیه ایران و ضمانت به عدم دخالت سیاسی و نظامی آمریکا در ایران و آزاد گذاشتن سرمایه های ما آزاد می گردند.
صحیفه نور، ج 13، ص 84
روز بیست و ششم فوریه پس از آنکه اطلاع یافتم سفیر ما در مراکش، تقاضای تجدید دعوت از شاه را به آمریکا نموده است، پیام تندی به واشنگتن مخابره کردم و طی آن اخطار نمودم که دعوت از شاه به آمریکا، پس از پیروزی انقلاب و تحت شرایط فعلی، مخابراتی را به دنبال خواهد داشت در پایان این پیام، خاطر نشان کردم که منافه ما ایجاب می کند به شاه توصیه شود که جای دیگر را برای دوران تبعید خود انتخاب کند و از تشویق او، برای مسافرت به آمریکا جداً احتزاز شود. پس از ارسال این پیام به واشنگتن، در تماسهای تلفنی با مقامات وزارت خارجه آمریکا، صریحاً به امکان گروگان گیری اعضای سفارت، در صورت مسافرت شاه به آمریکا اشاره کردم و به چارلی ناس که برای استفاده از مرخصی یک ماهه اش، عازم واشنگتن بود، تاکید کردم که در ملاقات با مقامات ارشد وزارت خارجه، خطرات احتمالی پذیرفتن شاه به آمریکا را با آنها در میان بگذارد.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 190
جمعه 12 سپتامبر (21 شهریور 1359) در مسیر حرکت به مرکز ستاد انتخاباتی، کارتر آهسته در گوش من گفت: مثل این که امید تازه ای برای حل مساله گروگانها پیدا شده، ولی فعلاً در این باره صحبت نکن کارتر گفت: یک شخصیت ایرانی با دولت آلمان غربی، تماس گرفته و شرایط چهارگانه آیت الله خمینی را برای مساله، با مقامات آلمانی در میان گذاشته
بحران، هامیلتون. جردن، ص 179
ساعت سه و چهل و پنچ دقیقه صبح یکشنبه (11 آبان 59) با صدای زنگ تلفن بیدار شدم. وارن کریستوفر از واشنگتن صحبت می کرد و می گفت: مجلس ایران تقریباً همان چهار شرط پیام آیت الله خمینی برای آزادی گروگانها را تعیین کرده و اگر از طرف رییس جمهور، پاسخ سریعی به این پیشنهاد داده شود، مفید خواهد بود(59).
بحران، هامیلتون. جردن، ص 183
امام خمینی : ما دیدیم که جوانهای ما به واسطه آنهمه ناراحتی هایی که ملت ما از این قدرت فاسد کشیده بود، عکس العمل نشان دادند و رفتند و ریختند و آن اعضای آنجا را گرفتند و هیچ آسمان به زمین نیامد. ویژگی این عمل، این بود که این قدرت آمریکا و این ارعابی که کرده بودند اینها، که اگر چنانچه تعرضی بشود به دیوار سفارت آمریکا کسی خط بکشد، چه خواهد شد، از بین رفت.
صحیفه نور، ج 13، ص 142
خودداری ما از معذرت خواهی از به خاطر حمایت از خلف وی، یک مساله است و عدم موفقیت در درک این مطلب که شور و هیجان ایرانیان، تنها به خاطر رجزخوانی آیت الله نبود، بلکه بیشتر به خاطر نفرت عمیق آنها از شاهی بود، که ما او را حمایت کردیم و کسی که پلیس او، هزاران ایرانی را شکنجه داده و هلاک کرده بود، در حالی که ایالات متحده یک کلمه سخن نگفته بود، مساله ای دیگر است.
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد، ص 20
حادثه مهم دیگری که به زبان آمریکا در ایران، اتفاق افتاد، اشغال سفارت خانه آن کشور، توسط دانشجویان اسلامی در تهران بود. این عمل از سوی دانشجویانی صورت می گرفت که می خواستند با تظاهراتی، جانبداری خود را از رژیم مذهبی ابراز نمایند. 52 عضو سیاسی و کارمند اداری سفارت، به گروگان گرفته شدند. حکومت ایران با تایید اشغال سفارت و گروگان گیری، آشکارا نسبت به مقررات حقوق بین المللی بی اعتنایی از خود نشان داد. رییس قوه اجرائیه آمریکا، در برابر نمایندگان و سناتورها، سخنرانی مفصلی ایراد کرد. اظهارات او بلافاصله در سراسر آمریکا، انتشار یافت و به نظریه کارتر مشهور گردید. مردم آمریکا به او کارتر بی اراده، کارتر خیالاتی، کارتر موعظه گر لقب دادند.
توفان خلیج، دلاژ. الیویه، کریزبک، ژرار، ص 198
به ما گفته بودند که اسارت گروگانها یکی از مهمترین مسایل جهان است؛ اما هنگامی که دولت به علت فقدان هوش یا قدرت، برای ماهها چیزی نگفت و کاری انجام نداد، ما نیز روی خوش نشان دادیم.
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد، ص 20
امام خمینی : ما به همانهایی که شمااز آن می ترسید، عمل کردیم. ما یک نوکر نشاندار بزرگی از آمریکا را، بیرون کردیم. ما سفارت آمریکا را که اسمش سفارت بود و جاسوس خانه بود، بستیم و تصرف کردیم. ما جاسوس های آمریکایی را بیرون کردیم و ما مستشاران آمریکایی را بیرون کردیم و آمریکا هم نتوانست کاری بکند.
صحیفه نور، ج 17، ص 185
بسیاری از رهبران جبهه ملی مثل سنجابی فکر می کردند. در آن آشفتگی عمومی، افراد اصلاح طلبی که بخش عمده رهبری جبهه ملی را تشکیل می دادند، خود را متقاعد کرده بودند که آیت الله خمینی، شبیه آنهاست یا اگر چنین نباشد، آنان قادرند به محض آن که شاه تحت کنترل در آمد (از طریق سلطنت مشروطه به سبک انگلیس) یا از کشور اخراج شد، بر آیت الله خمینی تسلط یابند.
کارتر و سقوط شاه، لدین. مایکل، لوئیس. ویلیام، ص 55
به طور خلاصه باید گفت: گروگانگیری با همه نتایج منفی آن، در سطح بین المللی و از نظر داخلی به نفع رژیم تمام شد و مخالفت با آمریکا، به صورت سمبل و مظهر قدرت و استقلال جمهوری اسلامی ایران، در آمد. شاید بعضی از رهبران رژیم و مشاوران نزدیک آیت الله خمینی درباره درستی مسیری که ایران در سیاست خارجی می پیمود، تردید داشتند و از عواقب آن بیمناک بودند؛ ولی نمی توانستند از مسیری که انتخاب شده بود، منحرف شوند. مقاومت در برابر راه حل هایی که برای خروج از این بن بست پیشنهاد می شد، غالباً غیرارادی به نظر می رسید و در جوی که علیه آمریکا به وجود آمده بود، کسی جرات سخن گفتن در جهت ملایمت و انعطاف پذیری نداشت.
جنگ قدرتها در ایران، روبین. باری، ص 213
امام خمینی : ما در آن وقتی که جوان های پاسدار، لانه جاسوسی را فتح کردند و جاسوسان آمریکایی را از ایران راندند، گرفتار یک راهی بودیم و یک روشی برخلاف کشور و اسلام بودیم، که مدت ها از آن رنج بردیم و مدت ها جوان های ما محکوم شدند. جوان هایی که می خواستند که از زیر یوغ آمریکا و قدرتمندان دنیا بیرون بروند و خودشان کشورشان را اداره کنند. مورد اهانت واقع شدند و تقصیرشان این بود که لانه جاسوسی را گرفتند(60).
صحیفه نور، ج 17، ص 258
به راستی این دانشجویان مدعی پیروی از خط امام، چه کسانی بودند؟ برخی از سازمانهای اطلاعاتی، ههم صدا با برخی از تحلیل گران و نویسندگان روزنامه ها و اعضای دولت آمریکا، آنها را متهم کرده اند که آنها واقعاً دانشجو نبودند، بلکه تروریستها و کمونیستهایی بودند که به وسیله سازمان آزادی بخش فلسطین تعلیم دیده، یا رهبری می شدند. اما نظارت و مشاهده نزدیک و انجام مصاحبه های بی حساب با دانشجویان و سایر ایرانیان، این نتیجه را دارد که چنان جمع بندی درست نبود، بلکه عکس آن درست است و این متعصبان جوان، قبل از این که به وسیله نیروی خارجی، تحریک و رهبری شوند، به وسیله غریزه و انگیزه مذهبی و ملی و سنت های خود، به حرکت در آمده اند دانشجویان مبارز، در حقیقت تصویر معکوس دانشجویان رادیکال آمریکایی در دهه 1960 بودند. این ها علیه جامعه سنتی برنخاسته بودند، بلکه درست بر عکس آن، خواستار بازگشت به جامعه سنتی بودند.
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد، صص 91 و 92 و 99
امام خمینی : اگر عنایات خداوند، توفیق خداوند نبود، شما چطور می توانستید آمریکایی که دنیا را دارد می بلعد، از کشورتان بیرون کنید؟ از قراری که شنیدم رییس جمهور آمریکا گفته است که ایران ما را تحقیر کرد. این اول کار است، ایران تا آخر شما را تحقیر خواهد کرد.
صحیفه نور، ج 18، ص 215
جلسه را کارتر با سخنان کوتاهی افتتاح کرد و ضمن آن گفت: نیازی نیست که من درباره علت تشکیل این جلسه و علت تصمیمی، که به منظور رهایی گروگانها گرفته ایم، مطلب زیادی بگویم. همه شما می دانید که من تا آنجا که می توانستم برای حل این مسأله از طریق مسالمت آمیز، تلاش کردم. ولی تلاش ما به نتیجه ای نرسید و اگر بخواهیم همین طور دست روی دست بگذاریم و به انتظار حوادث بنشینیم، ماهها و شاید سالها طول بکشد تا خمینی به رحم بیاید و دستور آزادی گروگانها را صادر کند.این وضع نه برای گروگانها و خانواده های آنها قابل تحمل است و نه ملت ما بیش از این می تواند چنین تحقیری را تحمل کند(61).
بحران، هامیلتون. جردن، ص 164
امام خمینی : دیدید که آمریکا در همین قضیه گروگانگیری که گرفتار شده است، چقدر به این طرف و آن طرف متوسل شده است. از اول هیاهو راه انداختند که ما دخالت نظامی می کنیم، بعدا رییس جمهور آمریکا به التماس و گدایی و دریوزگی افتاده است و به این طرف و آن طرف می زند که مساله را حل کند، ولی نتوانستند.
صحیفه نور، ج 19، ص 182
کارتر گفت.... کارهایی که ما می توانیم بکنیم، محکوم ساختن ایران و قطع رابطه سیاسی با این کشور یا یک رشته اقدامات تنبیهی تازه، از جمله عملیات نظامی است. من می توانم دستور بمباران مراکز اقتصادی، مانند تاسیسات نفتی ایران را بدهم یا دستور محاصره دریایی و مین گذاری سواحل ایران را صادر نمایم.
بحران، هامیلتون. جردن، ص 51
کارتر دست به یک رشته اقدامات سیاسی و اقتصادی علیه ایران زده که هر چند مشکلاتی برای حکومت ایران به بار آورد، در مجموع موثر نبود. از آن جمله ضبط موجودی و سپرده های ایران در بانکهای آمریکا، مراجعه به شورای امنیت سازمان ملل متحد، تحریم اقتصادی علیه ایران و تقاضای اقدامات مشابه از متحدین آمریکا؛ در مورد اخیر کشورهای اروپای غربی و ژاپن که طرفهای اصلی تجارتی ایران بودند، همکاری موثری به عمل نیاوردند.
جنگ قدرتها در ایران، روبین. باری، ص 214
امام خمینی : آمریکا به تصور این که ملی گراها و منافقین و دیگر وابستگان چپ و راست او، به زودی پاشنه سیاست انقلاب و حاکمیت نظام و اداره کشور را، به نفع او به حرکت درمی آورند، چند روزی سیاست خوف و رجاء را در پیش گرفت و به طرح و اجرای کودتا و اعمال سیاست فشار و ترویج چهره های وابسته به خود و نیز ترور شخصیتهای انقلاب و انقلابیون واقعی کشور پرداخت که خداوند مجددا بر ما منت نهاد و در صحنه حماسی تسخیر لانه جاسوسان، مردم ایران، برائت مجدد خویش را از آمریکا و اذناب آن اعلام نمودند، که دوباره آمریکا همان تیغی که به دست محمدرضاخان سپرده بود، در کف صدام این زنگی مست نهاد.
صحیفه نور، ج 20، ص 117
بعد از انقلاب، روابط ما با ایران در وضع نامطلوبی بود. با وجود این، دیپلماتهای ما در تهران به تدریج، ارتباطات خود را با حکومت بازرگان گسترس دادند. منافع مشترک ما ایجاب می کرد که تماس خود را با بعضی از سازمانها و مقامات دولتی افزایش دهیم ما می دانستیم که روابط ما با ایران، به سرعت، به حال عادی باز نخواهد گشت. زیرا ایران در اوج هیجانات انقلابی خود بود. ملی گرایان غیر روحانی، طرفدار بازگشت به اصول دمکراسی، درگیر مبارزه سختی با روحانیون بودند که به نوبه خود می خواستند حکومت مذهبی مورد نظر خود را، در ایران، برقرار سازند. در این گیرودار، ما مراقب اوضاع بودیم تا ببینیم از چه راهی می توانیم روابط خود را با دولت جدید، تثبیت نماییم.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، ص 59
ما همچنین، اطلاعاتی با یک یا دو عضو دولت بازرگان مبادله کردیم. این تماس ها با احتیاط برگزار شد ؛ زیرا افشای هر گونه تماس از طرف مقامات ایرانی با ماموران اطلاعاتی آمریکا، آنان را به مخاطره می انداخت.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، ص 60
مبارزه بر سر قدرت میان دو گروه اصلی، ملی گرایان غیر روحانی، که خواهان ایجاد یک کشور مدرن بودند، و روحانیونی که می خواستند فساد و تمدن غرب را از ایران بزدایند و یک کشور اسلامی به وجود آورند، جریان داشت ملی گرایان غیر روحانی به دو جناح، یکی تحت رهبری بازرگان و بقایای جبهه ملی و دیگری عناصر نظیر بنی صدر، تقسیم می شدند و در جناح چپ گروههای افراطی که خواهان پیاده کردن اصول مارکسیستی در ایران بودند، قرار داشتند.
ما در عین حال سعی می کردیم، روابط سوداگرانه ای با رهبران جدید ایران برقرار کنیم، در جستجوی راههای تازه ای برای تقویت امنیت منطقه بودیم.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، ص 61
ماک فرسون و هولبردک دارای پست های دولتی در دولتهای جانسون و کارتر می نویسند: در حقیقت بحران گروگانها، کشور آمریکا را که (در اثر انقلاب ایران) گیج شده بود، مانند دیگ آبی به منطقه جوش کامل رسانید.
بحران، هامیلتون. جردن، ص 51
برژینسکی برای آماده سازی و اطلاع از وضع عراق برای شروع جنگ، سفرهای محرمانه مکرری به بغداد کرد. به طوری که مجله جورنال استریت مورخ 8 فوریه 1980 (1359) یکی از این سفرهای محرمانه را فاش ساخت و تایمز لندن، مورخ 17 ژوئن 1980 به ملاقات برژینسکی و صدام حسین اشاره کرد.
ایت دیز، 11 اکتبر 1980، به نقل از: کودتای نوژه، ص 69
امام خمینی : ما شعارمرگ بر آمریکا را در عمل جوانان پرشور، قهرمان و مسلمانان، در تسخیر لانه فساد و جاسوسی آمریکا تماشا کرده ایم، ما همه شعارهایمان را با عمل محک زده ایم.
صحیفه نور، ج 21، ص 95
به نظر من، مهمترین دلیل سوگواری ما برای گروگانها، این بود که تا روز چهار صد و چهل و چهارم، مردم احساس می کردند که تنها 52 فرد آمریکایی، به گروگان گرفته نشده اند، بلکه تمام آمریکاییان و حتی بدتر از آن دولت آمریکا به گروگان گرفته شده و آنها را در سفارت خانه زندانی کرده بودند.
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد، ص 21
رنج طولانی بیش از 50 گروگان آمریکایی درسفارت آمریکا در تهران، فقط مشهورترین و طولانی ترین یاد آور قدرت فزاینده یک جنبش انقلابی اسلامی است که ایالات متحده را دشمن خود می داند. پیروان آیت الله خمینی، دلگرمی یافته اند که سایر دوستان غرب را از مصر گرفته تا عربستان سعودی به مبارزه بطلبند.
کارتر و سقوط شاه، الدین. مایکل، لوئیس. ویلیام، ص 92
امام خمینی : آنچه که امروز لازم است با کمال کوشش به آن توجه شود، قضایایی است که اخیرا برای کشور و ملت اسلامی ایران به دست آمریکا و عمال داخلی و خارجی آن پیش آمده است. حمله نظامی آمریکا که مخالف جمیع موازین و قراردادهای بین المللی است و اگر با شکست مفتضحانه، در هم کوبیده نشده بود، منطقه را به آتش کشیده بود.
صحیفه نور، ج 12، ص 64