آمریکا شیطان بزرگ

فاطمه رجبی‏

ارتش و مستشاران

امام خمینی : ایران، مرکز تاخت و تاز اجانب، خصوصاً آمریکا و ایادی خبیثه آن است و بازیگران و کارشناسان خارجی، هر روز نغمه ای ساز می کنند برای تضعیف ملت و اسلام عزیز.
صحیفه نور، ج 1، ص 223
علاوه بر تعلیمات و راهنماییهایی که از مقامات دولتی و محافل دانشگاهی دریافت داشتم، تصمیم گرفتم با مؤسسات صنعتی و بازرگانی آمریکا هم، که در ایران فعالیت می کردند، تماسهایی برقرار نمایم. در سال 1977، سی و پنج هزار آمریکایی در ایران زندگی می کردند که همه آنها به استثنای قریب 2000 نفر، وابسته به شرکتها و مؤسسات خصوصی آمریکایی بودند.
ماموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 20
همانطور که بارها متذکر شدم، در دوران محمدرضا تماس و دادن اطلاعات به آمریکاییها و انگلیسی ها آزاد بود و کنترلی وجود نداشت. بنابراین مفهوم جاسوسی، خارج از دایره چنین روابطی بود.
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، فردوست. حسین، ص 337
به دستور محمدرضا، من با یاتسویچ ارتباط منظم داشتم... در این دیدارها، او مطالب گوناگون راجع به مقامات و مسایل مملکتی را مطرح می کرد... سایر محافل خارجی اطلاعاتی، به او حسادت می ورزیدند و بخصوص آمریکاییهای عضو سفارت... ولی این حسادت بی جا بود، چون به هر حال برای سازمان سیا خیلی خوب کار می کرد و فرد بسیار زرنگی بود(16).
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، فردوست. حسین، ص 339
موضوع دیگری که من می خواستم دقیق تر و جدی مورد بررسی قرار گیرد، پیامدهای برنامه صنعتی شدن سریع ایران در اقتصاد این کشور بود. تردیدهای اولیه ای که هنگام بررسی این موضوع در نیویورک در من پیدا شده بود، پس از ورود به ایران و تعمق درباره تواناییهای اقتصاد ایران، ابعاد گسترده تری یافت. متاسفانه بخش اقتصادی سفارت، که بیشترین وقت خود را در گذشته صرف کمک و راهنمایی بازرگانان و واسطه های آمریکایی، برای فروش کالا به ایران نموده بود، از این کار عاجز ماند(17).
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 30
امام خمینی : آیا نمی دانید که کشور اسلامی، در آن زمان یک پایگاه نظامی برای آمریکا بود و با آن، عمل یک مستعمره می کردند.
صحیفه نور، ج 21، ص 199
در حقیقت، تا سال 1979 ایران مسلح شده از سوی آمریکاییان، نقش ژاندارم خلیج (فارس) را ایفا می کرد و واحدهای شاه بودند که در سال 1965 به سلطان نشین عمان رفتند تا شورش ظفار را فرونشانند که در عین حال شورشی قبیله ای و مارکسیستی بود.
مسایل ژئوپلتیک، اسلام. دریا. آفریقا، ایولاکست، ترجمه عباس آگاهی، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص 92
منافع واقعی ما در ایران چیست و آنچه به خطر افتاده، کدام است و نخستین اولویت برای ما، در این میان کدان یک می باشد؟
... پاسخ من به سؤال نخستین، بیشتر بر مبنای ژئوپولتیک و اهمیت حیاتی ایران برای حفظ و حراست منافع آمریکا و غرب، در منطقه حساس نفتی خلیج فارس بود.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 101
فاجعه ایران، محور استراتژیک سپر حفاظتی منطقه حیاتی نفت خیز خلیج فارس را، در برابر مداخله احتمالی شوروی در هم شکست(18).
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 104
امام خمینی : چطور حالا با آنوقت مثل هم است؟ سابق همه دارایی شما را می بردند، نفت ما را می بردند، و بجای نفت؛ به ما اسلحه هایی می دادند که نتوانیم آن سلاحها را اعمال کنیم. برای چه می دادند؟ برای اینکه پایگاه درست کنند. عوض نفت ما برای خودشان اینجا پایگاه درست می کردند. مستشاران اینجا حاکم بر ما بودند و ما یک مملکتی شده بودیم، پایگاه برای آمریکا.
صحیفه نور، ج 10، ص 161
کیسینجر غالباًبه این موضوع گریز می زند و می گوید:...وقتی به ده سال گذشته نگاه می کنیم می بینیم که سر نگونی شاه، هیچ ربطی به خریدهای تسلیحاتی اش نداشته است. در واقع وقتی که قیام شروع شد، اگر آمریکا، دست خودش را طور دیگری باز می کرد، نظامیان ایران می توانستند در دوره ای که سلطنت از هم می پاشید، در برابر تندروها وزنه متعادل کننده ای باشند.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین. ص 398
کیسینجر می گوید: در بحبوحه جنگ ویتنام و پیامدهای دردناکش، این امکان وجود نداشت که ایالات متحده، نیروهای نظامی خود را در اقیانوس هند متمرکز سازد. کنگره چنین تعهدی را اغماض نمی نمود و افکار عمومی هم از آن پشتیبانی نمی کرد. خوشبختانه ایران آماده ایفای این نقش بود... یک ایران قدرتمند، می توانست از وسوسه هند برای غلبه بر پاکستان، جلوگیری کند و همه اینها بدون استفاده از منافع آمریکا، حاصل می شد؛ زیرا شاه آماده بود تا از محل در آمد نفت، پول همه تجهیزاتی را که می گرفت، بپردازد.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین. ص 401
امام خمینی : در مورد ارتش آنچه اساسی است، ساخت آنست که با رهبری و سلسله مراتبش مشخص میشود و تاکنون ارتش، تحت رهبری آمریکا بوده است. این ارتش در کادرهای بالا توسط مستشاران و تکنیسین های آمریکایی اداره و تقویت شده است.
صحیفه نور، ج 2، ص 160
تا پایان دهه 1950، ایران تحت رهبری شاه وارد یک رشته توافقها با ایالات متحده شد که این وابستگی را تحکیم بخشید. برنامه های عظیم اقتصادی و کمکهای نظامی، موجبات ورود متخصصان و تکنیسین های آمریکایی را به ایران فراهم آورد تا ایران بتواند به نحو مناسبی از کمکهای آمریکا استفاده کند. این همکاری به ویژه، در زمینه امنیتی بیشتر از سایر زمینه ها بود. پرسنل نظامی آمریکا با حرفه ای کردن و مدر نیزه کردن استانداردهاو مدرنیزه کردن تجهیزات و تعلیمات، شروع به باز سازی نیروی نظامی ایران کردند.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 431
به قول امین سایکال حضور همه جانبه آمریکا در ایران، نفوذ اجتماعی و فرهنگی روزافزونی را باعث شد...این نفوذ، وابستگی به آمریکا را تحکیم نموده و موجب آسیب پذیری ایران می شد.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 432
امام خمینی : هر جا دست می گذارید، دست آمریکا آنجاست. ارتش را دست می گذاریم، 60 هزار نفر، یا 45 هزار نفر مستشار آنجا هست. حالا کم کم دارند می روند.
صحیفه نور، ج 3، ص 113
حضور دهها هزار پرسنل نظامی و غیر نظامی آمریکایی در ایران، مسایل اجتماعی -اقتصادی فراوانی به وجود آورده بود. به طوریکه احساسات ضد آمریکای در صورت دگرگونی دولت، به آسانی می توانست به مسایل خطیری تبدیل شود.
کارتر و سقوط شاه، لدین. مایکل، لوئیس. ویلیام، ص 31
س: آیا امکان دارد ارتش به نفع جنبش شما تحول یابد؟ یا اینکه دوستدار شاه باقی خواهد ماند؟
امام خمینی : آیا سران جیره خوار ارتش که 50 سال است توسط آمریکا خریداری شده اند، به این سرعت قابل تغییر هستند؟ ارتش شاه را نمی خواهد. لکن قدرت، دست سران ارتش است.
صحیفه نور، ج 3، ص 146
ارتش، مخصوصاً افسران درجه داران جوان با ملت هستند، ولی فعلاً قدرت یک انقلاب را ندارند. فعلاً حکومت را نظامیان آمریکا در دست گرفته اند، ولی باید دانست که اداره این حکومت بسیار مشکل است. اصولاً نظامی نمی تواند حکومت کند.
مأموریت در تهران، هایزر، ص 95
وضع دفاعی ربیعی تکان دهنده بود. تقریباً دیوانه شده بود. تیمسارها نمی توانستند اجازه دهند شاه برود... آنها به رهبری او احتیاج داشتند، او تنها کسی بود که می توانست کشور را متحد نگاه دارد.
مأموریت در تهران، هایزر، ص 94
ربیعی باز هم علیه آمریکا داد و بیداد راه انداخت که آمریکا با این همه بازوان قوی، چرا نمی تواند به سادگی خمینی را کنترل کند؟
مأموریت در تهران، هایزر، ص 94
ربیعی معتقد بود که اگر واشنگتن ورد جادوی خود را بخواند، مسایل ایران حل خواهد شد.
مأموریت در تهران، هایزر، ص 53
البته تعدادی از افراد ارتش بودند که به نفع خمینی از ارتش فرار می کردند. اما برای ارتش که تعداد سربازانش به صدها هزار نفر می رسید. میزان فرار، به نسبت کم بود. تعداد فراریان به صد نفر، در روز می رسید.
مأموریت در تهران، هایزر، ص 83
پرزیدنت کارتر، پس از مشورت با هارولدبراون و ژنرال دیویدجونز رئیس سابق ستاد مشترک نیروهای مسلح و خود من،تصمیم گرفت، یک افسر عالیرتبه را برای همکاری مستقیم با رهبران نظامی ایران به تهران بفرستد. کار این مأمور نظامی در تهران، اقداماتی به منظور حصول اطمینان از وحدت نیروهای مسلح، حمایت آنها از دولت قانونی و آماده ساختن آنان برای جلوگیری از سقوط و از هم پاشیدگی کامل کشور بود. افسری که برای انجام این مأموریت انتخاب شد، ژنرال رابرت هایزر بود.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 39
امام خمینی : مستشاران نظامی آمریکایی در ایران، به دنبال سیاستهای ضد اسلامی و ضد ملی رژیم ایران که علاوه بر هزینه هنگفت آن، که بر ملت سنگینی می کند، آنان را چنان تسلطی بر ارتش و مقدارات کشور داده است که شرف و حیثیت صاحب منصفان و درجه داران ارتش را به دست آنان، لکه دار و نابود کرده است.
صحیفه نور، ج 3، ص 159
میسیون نظامی ما در ایران، تحت شرایطی شروع به کار کرده بود که سیاست کلی آمریکا مبنی بر فروش نامحدود اسلحه و تجهیزات نظامی به ایران استوار بود و هیأت نظامی ما هم در ایران، بیشتر نقش مأمور خرید اسلحه برای ایران را بازی می کرد. روش کار بدین منوال بود که مقامات ایرانی، سفارشات تسلیحات خود را با مشورت مستشاران آمریکایی تنظیم می کردند و هیأت نظامی آمریکا، ترتیب خرید و تحویل این سلاحها را می داد(19).
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 30
یکی از دلایل عمده مخالفت آیت الله خمینی با رژیم پهلوی در 1964، حقوق برون مرزی بود که به نظامیان آمریکایی در ایران داده شد. اکنون به جای چند صد نفر، چندین هزار نفر در ایران اقامت داشتند... یکی از بدترین نقاط (محل سکونت آمریکاییان) اصفهان بود. در این شهر، شرکت هلیکوپتر سازی بل قراردادی در مورد آموزش نظامیان ایرانی برای اداره ناوگان عظیم و نوبنیاد هلیکوپتر شاه که یکی از بزرگترین ناوگانهای جهان به شمار می رفت، منعقد ساخته بود. بسیاری از کارمندان بل، سربازان سابق آمریکا در ویتنام بودند که تجربه آنان در خارج از آمریکا این بود که بخشی از ارتش اشغالگر را تشکیل می دادند، آن هم در جایی که بومیان یا می خواستند آنها را بکشند، یا به آنها خدمت می کردند. جای شگفتی نیست که پیچیدگی های مذهب شیعه، تاثیری بر این گونه افراد نداشت. در ایام تعطیلات مذهبی یا عزاداری ها، آمریکاییان میهمانیهای مفصل ترتیب می دادند و صدای بلند دستگاههای استریو در همه جا پخش می شد و خوشگذرانهای مست، تلوتلوخوران از این محل به آن محل می رفتند. بارهای آنها به روی ایرانیان بسته بود. در بسیاری از این بارها دختران ویتنامی خدمت می کردند(20).
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام، ص 243
امام خمینی : با این وضعی که الان هست، قیامی که ملت کرده است، معلوم نیست ارتش وفادار به شاه باشد... این آمریکاییها هستند که به واسطه نفوذی که در ارتش دارند، ارتش را نگهداشته اند تا از شاه محافظت کند. صحیفه نور، ج 3، ص 167
هیگ گفت که از واشنگتن برای او دستور رسیده. به معاون وی هایزر، مأموریت داده اند، برای حفظ نیروهای مسلح ایران به تهران بیاید. به عقیده هیگ، گزارشهایی که ما درباره وضع متشنج نیروهای مسلح و امکان از هم پاشیدن آن پس از عزیمت شاه، به واشنگتن داده بودیم، موجب نگرانی شده و هایزر مأموریت یافته بود موجبات پیوستگی نیروهای مسلح و انتقال و وفاداری و اطاعت آنها از شاه به حکومت بختیار را، فراهم سازد.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 161
امام خمینی : اصولاً همین مستشاران زیر نظارت سفارت آمریکا، تمام اوضاع کشور را برای حفظ منافع آمریکا کنترل می کنند و قدرت هر گونه آزادی عمل را از ارتش ایران سلب کرده اند.
صحیفه نور، ج 4، ص 25
سفارت آمریکا در تهران، فعالیت وسیع و پردامنه ای داشت. تعداد کارکنان سفارت، به اضافه مأمورینی که در قسمت نظامی کار می کردند، بالغ بر 2000 نفر می شد که با اعضای خانواده هایشان به 5000 نفر می رسیدند. فعالیت این پرسنل وسیع، رشته های متنوع و گوناگونی را شامل میشد که البته در مورد دو کشور آمریکا و ایران، با روابط گسترده ای که در آن زمان داشتند، امری طبیعی بود. بیشتر این فعالیتها، شامل بخش نظامی می شد و اکثر مأمورین نظامی که برای آموزش ایرانیان، جهت استفاده از سلاح ها و تکنیک های تازه به ایران اعزام می شدند، مأموریتهای کوتاه مدت و یک ساله ای داشتند و خانواده های خود را نمی آوردند.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 28
گروه (فرماندهان ارتش) از گزارش های رسانه های همگانی یاد کرده، مبنی بر اینکه، رهبران ارتش با افراد خمینی ملاقات کرده اند. اشاره این گزارشها که از ناحیه مخالفان انتشار یافته بود، به این بود که ارتش، جدا و فارغ از بختیار عمل می کند. این نکته برای تحریک افکار عمومی، امری دقیق و موشکافانه بود(21).
توطعه در ایران، ونس. سایروس، برژینکی. زبیگینو، ص 230
امام خمینی : (شاه) بیش از 40000 مستشار نظامی آمریکایی را بر ما تحمیل کرده است که علاوه بر اینکه هر سال بابت حقوق آنان، هزینه کمرشکنی بر ما تحمیل میشود، اصولاً همین مستشاران، زیر نظارت سفارت آمریکا، تمامی اوضاع کشور را، برای حفظ منافع آمریکا کنترل می کنند.
صحیفه نور، ج 4، ص 24
هجوم 50000 آمریکایی به ایران و تعهد مستمر شاه به ایالات متحده، مردم را به انزجار کشانده بود.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 421
مستشاران و کارشناسان آمریکایی و کارکنان آمریکایی شرکتهای ایرانی که تعدادشان روزبه روز افزایش می یافت، از زندگی مرفه و مزایای خاصی برخوردار بودند.
جنگ قدرتها در ایران، باری. روبین، ص 192
براون، می خواست بداند که، آیا آنقدر توان نظامی وجود دارد تا بختیار بتواند نفت و برق را در کنترل بگیرد و اعتصاب را در هم بشکند و امور کشور را در دست گیرد... گفتم: به نظر من باید به سفیر سولیوان دستور داده شود، با بختیار همکاری نزدیک تری داشته باشد و من هم با ارتش همکاری خواهم کرد.
مأموریت در تهران، هایزر، ص 73
براون، می خواست بداند آیا راهی هست که بتوان مردم را از خمینی روگردان کرد؟
مأموریت در تهران، هایزر، ص 74
براون، می خواست بداند که شورای نیابت سلطنت، چه پیشرفتی کرده است... می خواست نظر مرا در مورد انتصاب یک مرد نظامی در شورا بداند. گفتم: از سولیوان خواسته اند، نام تیمسار قره باغی را در فهرست بکنجاند و فکر می کنم قابل قبول باشد..براون در مورد ملاقات فردای سولیوان با شاه پرسید و اینکه آیا من در آن ملاقات حضور خواهم داشت یا نه؟...براون گفت که مایل است، هر روز گزارشی از فعالیتهای من دریافت دارد(22).
مأموریت در تهران، هایزر، ص 75
امام خمینی : این ها همان چیزی را که آمریکایی ها می خواستند و آمالشان بود که در مقابل شوروی یک پایگاه داشته باشند، در ایران به این صورت درست کردند که پایگاه درست کردند. این برای این است که ایران هم یکی از ابرقدرتها می خواهد باشد و در مقابل شوروی بایستد، در مقابل آمریکا بایستد؟... لکن ما مطلب را می دانیم. اینطور می گوییم که خیر. برای ایران نیست. برای آمریکاست. آمریکا هم عوض را گرفته و هم معوض را. هم نفت را گرفته و هم عوضش را. پول نفت را به صورت اسلحه به ایران داده و جاهای زیادی، پایگاه آمریکا است.
صحیفه نور، ج 4، ص 148
در ژوئیه 1972، کیسینجر یادداشتی صادر کرد که جالب ترین سند است که یک مشاور امنیت ملی نوشته است. او به نام رئیس جمهوری به وزیران دفاع و خارجه دستور داد، هر گونه جنگ افزاری که شاه بخواهد، در اختیارش بگذارند. اگر شاه، هواپیمای اف 14 می خواست، باید به او داده شود. اگر اف 15 می خواست، باید به او بدهند... اگر شاه بمب های هدایت شونده لیزری نیز می خواست، می بایست به او داده شود. اگر او تعداد بیشتری کارشناس لیزری نیز می خواست، می بایست برایش فرستاده می شد.
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام، ص 206
موافقت بی چون و چرای آمریکا با فروش اسلحه به ایران و افزایش بهای نفت، این فکر را در مغز شاه به وجود آورده بود که از جانب خدا، مامور تبدیل ایران به پنجمین کشور نیرومند جهان شده است.
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام، ص 208
علاوه بر فروش اسلحه، میهمانان آمریکایی، با شاه قرار دیگری هم گذاشتند. ایران می باید پایگاهی شود برای عملیاتی که هدفش اضمحلال و تضعیف دولت عراق بود. بنابراین با استفاده از تدارکات و مستشاران آمریکایی و اسراییلی، کردها را برای کسب خود مختاری از بغداد، به زور اسلحه بسیج کردند(23).
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 140
امام خمینی : نباید مستشارهای آمریکایی بیایند نظام ما را درست کنند. آنها که نمی خواهند درست کنند، آنها می خواهند خراب کنند. مستشارهای آمریکایی نمی خواهند که ما را تعلیم بدهند، می خواهند نگذارند ما تعلیم بگیریم.
صحیفه نور، ج 9، ص 166
من احساس می کردم که مستشاران نظامی ما و پرسنل زیر فرمان آنها، من بعد، باید بیشتر از فروش انواع سلاح های تازه و انباشتن انبارهای اسلحه ارتش ایران، به امکانات جذب این سلاحها در نیروهای مسلح ایران و تربیت کادر فنی ورزیده، برای سرویس و نگهداری آنها و افزایش کارآیی ارتش ایران در استفاده موثر از این سلاحها، بیاندیشند(24).
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 30
امام خمینی : از طریق های مختلف گفته اند (ولو اینکه من خیلی باورم نیامده است) قضیه این است که این ها می خواهند کودتا کنند... این که ارتش بی اذن آمریکا این کار را بکند، آن ها همه نوکرند... باقی می ماند که این کار را آمریکا به گردن آن ها بخواهد بگذارد. این به نظر من بعید است. اینکه آمریکا یک همچو کاری بکند. برای این که، کارشناسهای آمریکایی مطالعه این معنا را کردند و لو اینکه فهمشان خیلی کم بوده، ذره ذره جلو رفتند و مرتب شکست خوردند.
صحیفه نور، ج 4، ص 235
طرح خودم را در این مورد که چگونه طرحها باید شامل دخالت بختیار، در همه کارهای رهبران نظامی باشد، ارایه کرده، افزودم: باید یک شورای امنیت ملی تشکیل شود تا به نخست وزیر توصیه کند، چه کاری در چه زمان و چگونه انجام شود. ژنرال گاست، بار دیگر نظرات مرا در مورد برنامه ریزی ها تایید کرد. قره باغی ظاهراً این نظریه را که نخست وزیر، همه مسئولیتها را بر عهده گیرد، پذیرفت؛ اما احساس می کرد که ارتش، توان برنامه ریزی راندارد و نمی داند آیا آنقدر آدم دارد که بتوان به آنها اعتماد کرد یا نه؟ می خواست پرسنل آمریکایی، کار برنامه ریزی برای آنها را در دست گیرند. این اشتباه بود، هر طرحی باید به وسیله ایرانیان تهیه و اجرا می شد... من همچنین فکر می کردم، وقت آن رسیده است که ارتش ایران، مسئولیتهای خود را ارزیابی کند. لذا گفتم که آمریکا کمک و مشاوره خواهد داد.
مأموریت در تهران، هایزر، ص 45
در ارزیابی کلی، ارتش بسیار با دیسیپلین و منضبظ بود. آموزشهای سطح بالا دیده بود که مبتنی بر استانداردها و معیارهای ارتش آمریکا و انگلیس بود اما این ارتش، یک ضعف عمومی داشت و آن انکارناپذیر بود. ارتش، آموزش ندیده بود که فی النفسه مشکلات را حل کند. ارتش به رهبری پرقدرتی متکی بود که به وجود شاه و آمریکا خلاصه شده بود.
ماموریت در تهران، هایزر، ص 63
اطمینان دادم که اگر آنها از دولت غیرنظامی حمایت کافی به عمل آوردند، می توانند روی حمایت آمریکا حساب کنند. حتی در آن روزی که انجام کودتای نظامی، اجتناب ناپذیر شود.
مأموریت در تهران، هایزر، ص 71
برژینسکی از من خواست احتمال کودتا را همچنان مدنظر داشته باشم، یادآور شد که برای این عمل، برنامه ریزی بسیار پرارزش است(25).
مأموریت در تهران، هایزر، ص 139
ساعت شش بعد از ظهر، من با مجموع گزارشها و تلگرافهایی که درباره ایران داشتم، نزد رئیس جمهور رفتم و به او گفتم: به نظر من آنچه تا کنون درباره ایران انجام داده ایم، کافی نیست و ممکن است از این کارها نتیجه معکوس گرفته شود و با وضع بسیار وخیمی در ایران روبه رو شویم. کارتر از این گفته من عصبانی شد و گفت: چه کاری باید می کردیم که نکردیم. گفتم: به نظر من باید نظامیان را به انجام یک کودتای نظامی تشویق کنیم. کارتر گفت: ما نمی توانستیم دست به چنین کاری بزنیم، زیرا علاوه بر دلایل تاریخی و محظوراتی که داریم، رهبر نظامی مشخص وجود ندارد که بتواند چنین کودتایی را رهبری کند(26).
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 135
امام خمینی : از قرار اطلاع، دولت آمریکا در صدد است که اسلحه و مهماتی که در ایران است و در مقابل نفت به مردم ایران، تحمیل کرده است یا به سرقت ببرد و یا منفجر کند. بر افسران و درجه داران ارتش و سایر نیروهای سه گانه است که از آن جلوگیری کنند.
صحیفه نور، ج 4، ص 235
به آنها (فرماندهان ارتش) گفتم که واشنگتن به من فشار آورده که، به خاطر حساسیت تجهیزات نظامی، از جمله جنگنده های اف 14 و موشکهای فونیکس، در مورد نگهداری آنها اقدام کنم. نمی دانستم آیا راهی وجود دارد که بتوان کار بیشتری در زمینه نگهداری آنها انجام داد یا نه؟ در طرحهای خود، یک ایده قدیمی را احیا کرده بودیم که در دهه 1960 وجود داشت و آن این بود که سلاحها به پایگاه جنوبی کشور منتقل شوند. ارتش در جنوب تواناییهایی به دست آورده بود پایگاههای جدید، از چابهار و بندر عباس در جنوب کشور به راه افتاده بودند. لذا اگر گفته می شد که این تجهیزات به جنوب برده می شوند، کسی تعجب نمی کرد.
ماموریت در تهران، هایز، ص 193
به گفته ربیعی، مساله از انتشار مطالبی در روزنامه ها آغاز شده بود، مبنی بر اینکه ما قصد داریم از جنگنده های اف 14 و قطعات حساس دیگر محافظت کنیم. همافرها فکر کرده بودند که ما قصد خارج کردن آنها را از ایران داریم. تصور آنها این بود که، این تجهیزات به آنها تعلق دارد؛ زیرا کشورشان پول آنها را داده و آنها را خریده است. احساس می کردند که توان محافظت کامل از آنها را دارند. بدیهی است که این سلاحها برای امور دفاعی آنها، اهمیت داشت، لذا اجازه نمی دادند که از دستشان خارج شود(27).
ماموریت در تهران، هایز، ص 197
امام خمینی : دولت آمریکا و رئیس جمهوری آمریکا در جریانات اخیر، به صورت دشمن ملت ایران رفتار کردند. حضور پایگاههای نظامی و حضور مستشاران آمریکائی کشور را فقیر کرده است.
صحیفه نور، ج 4، ص 241
در یک فاصله زمانی 20 ساله (از 1971 تا 1950) کل خرید تسلیحاتی ایران از آمریکا، به یک میلیارد دلار هم نرسید، ولی بین 1971 تا 1978 یعنی فقط در عرض هشت شال آخر سلطنت شاه، میزان خرید سلاح از آمریکا، آنقدر سریع افزایش یافت که به رقم 19 میلیارد دلار بالغ شد... البته خریدهای کلان تسلیحاتی از آمریکا، هرگز از چشم شوروی دور نمی ماند و اجازه شاه به آمریکاییها، برای احداث یک شبکه الکترونیکی استراق سمع در مرزهای شمالی ایران - برای رد یابی آزمایشهای موشکی شوروی - هم نمی توانست شوروی را نسبت به قضیه بی تفاوت نگهدارد.
سقوط شاه، هویدا. فریدون، انتشارات اطلاعات، ص 98
به خاطر کثرت پرسنل نظامی آمریکایی در تهران و به علت اهمیت و وسعت برنامه فروش تسلیحات به ایران، دعوت فرماندهی نظامی آمریکا را در اروپا، برای دیداری از مقامات نظامی آمریکا در راه مسافرت به تهران، پذیرفتم. فرماندهی نظامی آمریکا در اروپا، در عین حال، مسئولیت تدارکات و تامین پرسنل گروه مستشاران نظامی آمریکا در ایران، که به نام هیات کمک و مشاوره نظامی آمریکا در ایران، معروف بود، به عهده داشت. این هیات، وظایف دیگری از قبیل خدمات بهداشتی و تدارکات مواد مصرفی فروشگاههای مخصوص آمریکاییان را نیز، به عهده داشت که همه اتباع آمریکایی از آن بهره مند می شدند(28).
ماموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 26
امام خمینی : ما می خواهیم ارتش را از این انگل بودن نجات دهیم. ما از اول که مستشارهای آمریکایی آمدند و ارتش ما را درست گرفتند، با این مخالفت بودیم. ما از مصونیت دادن به اتباع آمریکا تنفر داشتیم و اظهار تنفر کردیم... ما می خواهیم ارتش را از این مستشارهای آمریکائی - آقابالاسرها - نجات بدهیم. این گردن کلفتهای ارتش راضی نمی شوند. می خواهند زیر بار باشند.
صحیفه نور، ج 4، ص 271
دلیل قیام گسترده مردم علیه او (شاه) فقط ناشی از بی قانونی و ظلم و فساد رژیم نبود، بلکه وابستگی روزافزون شاه به غرب، برای اجرای برنامه های خیالاتی مدرن سازی و صنعتی کردن کشور، نفش عمده ای در بر انگیختن مردم داشته است. همین برنامه ها بود که منجر به حضور تعداد کثیری مستشار آمریکائی در سراسر کشور - بخصوص در ارتش - شد و مردم را چنان به خشم آورد که همه، به ویژه محافل دانشجویی، شاه را عروسک آمریکا و تامین کننده منافع غرب، دانستند. به همین جهت بود که آیت الله خمینی، به عنوان سرسخت ترین مخالف شاه، چون همواره بر استقلال کشور و قطع نفوذ خارجی ها تاکید می کرد، مورد توجه فراوان کلیه طبقات، اعم از مردم عادی و تحصیل کرده، قرار گرفت و حتی توانست همه گروههای مخالف رژیم را با خط مشی های گوناگون سیاسی، به سمت خود جلب کند.
پشت پرده تخت طاووس، صمیمی. مینو، ص 239
هارولد براون مرا زیر باران سوال ها قرار داد. می خواست بداند، نظر فرماندهان ارتش در مورد رفتن من از ایران چیست؟ گفتم این مطلب را به تفضیل با آنان مورد بحث قرار داده ام و آنها موقعیت را دریافته اند. میل ندارند اظهار نظر کنند و می گویند هر چه من بکنم (که منظورشان این است، هر چه واشنگتن بکند) مورد قبول آنها خواهد بود. آنها بدون درنگ، تصمیم واشنگتن را می پذیرند.
مأموریت در تهران، هایزر، ص 285
امام خمینی : ما می خواهیم که ارتش ما یک ارتش مستقلی باشد. یک سرهنگ از آمریکا، نیاید اینجا ارتشبد را بکوبد. ارتشبد! ما می خواهیم تو را نجات بدهیم، تو این جور نمی خواهی؟
صحیفه نور، ج 4، ص 271
در پاسخ به ربیعی که گفت، اگر شاه برود با او می رود، از روش شوک استفاده کردم و گفتم: تو ناسپاس و بزدل هستی. مردی هستی که به کشورش وفادار نیست و عاقلانه نمی اندیشد. من بهتر از این ها در تو فکر می کردم. به نظرم آمد که به شدت یکه خورده است. مدتی ساکت ماند و بعد چشمش را به من دوخت و شانه هایش را بالا انداخت و گفت: فکر می کنم شما درست می گویید. بهتر است نظرم را عوض کنم. این را گفت و عذرخواهی کرد(29).
مأموریت در تهران، هایزر، ص 55
امام خمینی : ما داریم زحمت می کشیم. ما خون دادیم. ما حیثیت و آبرو داریم. مشایخ ما حبس رفتند، زجر کشیدند. ما می خواهیم که ارتش مستقل باشد. آقای ارتشبد! شما نمی خواهید؟ شما نمی خواهید مستقل باشید؟ آقای سرلشکر! شما نمی خواهید مستقل باشید، می خواهید نوکر باشید؟...ملت می گوید ارتش باید مستقل باشد. ارتش نباید زیر فرمان مستشاران آمریکا و اجنبی باشد.
صحیفه نور، ج 4، ص 286
مذاکرات سال 1966 خیلی دشوار بود. چون شاه اصرار به خرید هواپیماهای جنگنده پیشرفته F.G داشت. در مقابل اکراه آمریکاییها نسبت به فروش این هواپیماها به شاه، اسدالله علم- وزیر دربار- به سفیر آمریکا گلایه می کند که: شاه حس می کند ایالات متحده با او مثل نوکر رفتار می کند. این احساس هیچ وقت از سر شاه دست برنداشت. او در رابطه اش با آمریکا احساس کسر شأن و حتی تحقیر می کرد. بی شک او تحقیر شده بود... در نتیجه، او مانند یک نوکر احساس حقارت و خواری می کرد(30).
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 451
قره باغی گفت: یک چیز هست که باید به شما بگوییم. شاه به ما دستور داده که به حرف شما گوش بدهیم و به شما اطمینان داشته باشیم و با شما کار کنیم.
مأموریت در تهران، هایزر، ص 86
آیت الله خمینی می گفت: ایران و تمام کشورهای جهان سوم با گرد آمدن زیر پرچم اسلام، بر غربیان برتری می جویند(31).
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 422
امام خمینی : چرا سنای آمریکا اظهار تاسف نکند از این که ایران چند نفر قاتل را می کشد؟ اظهار تاسف برای این است که این نوکرها را از دست داده اند و حق دارند.
صحیفه نور، ج 7، ص 117
فرماندهی نیروی هوایی به عهده دوست قدیمی من، تیمسار امیر حسین ربیعی بود وی حدود دو سال بود که این پست را در دست داشت. رابطه دوستی نزدیکی بین ما وجود داشت. او خود را برادر من می دانست.
مأموریت در تهران، هایزر، ص 22
ربیعی باز هم علیه آمریکا داد و بیداد راه انداخت که: آمریکا با این همه بازوان قوی، چرا نمی تواند به سادگی خمینی را کنترل کند. دست کم باید فشار کافی بر وی وارد شود که او به مذهب بپردازد و به سیاست کاری نداشته باشد. گفتم: واشنگتن ممکن است در گذشته از این کارها کرده باشد، اما امروز نمی تواند.
مأموریت در تهران، هایزر، ص 94
من گفتم: حالا منتظریم که توان خود را در حمایت از بختیار آزمایش کرده و طرح های کافی را هم برای این منظور داریم. این حرف، با فریاد قره باغی و ربیعی تایید شد که گفتند: بله. ژنرال! شاه به ما گفته است که به شما اعتماد کنیم، به حرف شما گوش فرا دهیم و از شما اطاعت کنیم. لغت اطاعت که آنها به کار بردند، لغت تازه ای بود و مرا تکان داد. فوراً پرسیدم که آیا درست می گویند. همه آنها تایید کردند.
مأموریت در تهران، هایزر، ص 136
امام خمینی : مستشاران آمریکا، در مقدرات کشور مظلوم ما دخالتهای مستقیم داشتند.
صحیفه نور، ج 12، ص 133
به موضوع دوم پرداختم: این گروه باید یک طرح نوشته شده داشته باشد. باید طرح عملیات نظامی روز موعود را بریزید. باید برنامه ریزی را از پیش آغاز کنید. باید راهی برای مقابله با جنگ روانی آیت الله پیدا کنید. بدیهی است که آیت الله می خواهد بدون شلیک یک تیر، کشور را به دست بگیرد. ما تمامی یک ماشین نظامی را در اختیار داریم. اما ماههاست که از آن استفاده نکرده ایم.
مأموریت در تهران، هایزر، ص 60
امام خمینی : افتخار و آفرین بر ارتش که در اوج تصمیم جاودانه خود، حصار تعبد طاغوت را شکست و برج و باروی رژیم سلطنت و حکومت دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی را به آتش کشید و خود را از قید و حاکمیت ستمگران و مستشاران آمریکایی که با هزاران آمال و آرزو برای منافعشان، از ایران، جزیره ثبات ساخته بودند، رهایی بخشید.
صحیفه نور، ج 21، ص 167
من ماندن فرماندهان نظامی در داخل ایران را تضمین کرده بودم و سازمان ارتش را منسجم نگاه داشته بودم. تا آنجا که توانسته بودم، با توجه به سنت وفاداری عمیق آنها به شاه، فرماندهان ارتش را به حمایت از رئیس غیر نظامی دولت - شاپور بختیار - وادار کرده بودم. فرماندهان ارتش را ترغیب کرده بودم که طرحهای لازم برای کودتا، تهیه کنند. آن طرحها تهیه شده بود. سرانجام از نقطه نظر نظامی ثابت کردم و نشان دادم که، آمریکا نیازهای لجستیکی آنها را تامین خواهد کرد و در همه شرایط پشتیبان آنها خواهد بود(32).
مأموریت در تهران، هایزر، ص 306
روز نهم فوریه، من به پرزیدنت کارتر هشدار دادم که فشار روزافزون به نظامیان، خطر بی انضباطی و از هم پاشیدگی ارتش را پیش آورده و احساسات ضد آمریکایی در میان آنان روز به روز افزایش یافته است... سرانجام، بحران خطرناکی که از آن بیم داشتیم پیش آمد و افراد نیروی هوایی در قرارگاههای خود در اطراف تهران، بر افسران خود شوریده و به نیروهای طرفدار آیت الله خمینی پیوستند... روز یازدهم فوریه، نیروهای ارتش دچار تجزیه و پراکندگی شدند. فرماندهان نظامی، برای جلوگیری از تلاشی کامل ارتش، نیروهای نظامی را به پادگانها فرا خواندند. بختیار برکنار و متواری شد. روز بعد، مرکز فرماندهی نیروهای مسلح که اعضای هیأت مستشاری نظامی آمریکا هم در آن بودند، مورد حمله گروههای مسلح قرار گرفت(33).
توطئه درایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 48

سی و هفت سال جنایت

امام خمینی : آمریکاست که وکلا را بی واسطه یا با واسطه، بر ملت ایران تحمیل می کند.
صحیفه نور، ج 1، ص 111
افرادی که به وزارت یا وکالت و سفارت و سایر مشاغل مهم و پول ساز می رسیدند، در اصل، در همه این افراد، وابستگی به سیاست انگلیس و آمریکا بود و طبعاً کسانی رشد بیشتری داشتند که بیشتر وابسته بودند و چه بهتر که این وابستگی رابطه ویژه یعنی رابطه با سرویس های اطلاعاتی باشد.
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، فردوست. حسین، ص 259
امام خمینی : ما اکنون در انتظاریم که دولت فعلی آمریکا، شرافت خود و ملت خود را فدای منافع مادی می کند و با نفت ملتی فقیر و شریف، خود و ملتش را شستشو می کند، یا با ترک پشتیبانی از این عناصر کثیف، اعاده حیثیت و شرافت حکومت خود را، می نماید(34).
صحیفه نور، ج 1، ص 243
سیاست خارجی کارتر بر دو پایه استوار بود. کارتر در صدد بر آمد حقوق بشر را که مورد توجه آمریکا بود، جنبه جهانی ببخشد و مسابقه شدید تسلیحاتی بین المللی را و به ویژه فروش اسلحه به کشورهای جهان سوم را، محدود کند این دو سیاست، شاه را دلسرد کرد، چون به نظر می رسید که این دو سیاست متوجه حکومت اوست...هنگامی که جیمی کارتر از حقوق بشر و فروش اسلحه صحبت می کرد، جهان و به ویژه شاه فکر می کردند که منظور او ایران است...افراد اندیشمند شک نداشتند که وقتی جیمی کارتر فروش اسلحه آمریکا را به خارج تقبیح کرد، به طریقی به ایران اشاره داشت.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، صص 458 و 459
نگرانی شاه درباره سیاست جدید آمریکا در ایران، پایه و اساس صحیحی نداشت و از سوء تفاهم و عدم درک واقعی نظریات ما درباره ایران، ناشی میشد. منافع ما ایجاب می کرد که از شاه حمایت کنیم و به او امکان دهیم تا نقش سازنده ای در سیاست منطقه بازی کند...به علاوه، ایران در تامین نیازهای کشورهای عضو پیمان آتلانتیک (ناتو) و ژاپن، کشوری قابل اتکا بود. در سال 1973 شاه حاضر نشد در تحریم نفتی کشورهای عربی علیه غرب، شرکت کند.
توطئه در ایران، ونس، سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 13
امام خمینی : ملت مظلوم ایران باید در هر چند صباحی پرچمهای سیاه برافراشته کند و در سوگ بنشیند، برای جوانان عزیز و عزیزان اسلام که به دست عمال آمریکا و به امر شاه در خاک و خون کشیده شدند و هنوز چشمها گریان و دلها بریان است، برای یک قتل عمومی، که دست آمریکا و سایر اجانب از آستین شاه بیرون آمده، ملت را به عزای دیگر می نشاند.
صحیفه نور، ج 2، ص 39
سوم نوامبر، من با اجازه رییس جمهوری، از ساعت 9 و پنچ دقیقه تا 9 و یازده دقیقه صبح، با شاه مستقیماً صحبت کردم...خلاصه این مکالمات به شرح زیر بود:
من پس از تعارفات اولیه به شاه گفتم: اولاً ایالات متحده آمریکا بدون قید و شرط و به طور کامل، از شما در بحران فعلی حمایت می کند. ثانیاً، هر تضمینی که شما، درباره شکل و ترکیب دولت آینده خود بگیرید، مورد تایید است...ثالثاً، ما هیچ راه حل خاصی را به شما پیشنهاد نمی کنیم و هر گونه تصمیمی که خود مناسب بدانید تایید می کنیم...افزودم: وضعی که در ایران پیش آمده، تا حدی وخیم و خطرناک است و من فکر می کنم که اکتفا کردن به دادن امتیاز و عقب نشینی، وضع انفجار آمیزی به وجود خواهد آورد. شاه از من خواست که جمله اخیر را تکرار کنم و من آن را تکرار کردم.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 116
امام خمینی : این مصیبتها که ما مبتلای به آن هستیم، از آمریکا و اذناب آن است. برخورداری شاه از پشتیبانی رییس جمهوری آمریکا، این کشتارهای بیرحمانه را به بار آورد و ملت اسلام را سوگوار کرد. برخورداری از آمریکا، تبریز را به خاک و خون کشید.
صحیفه نور، ج 2، ص 41
با لحنی آرام بخش و با قدرت منطق و استدلالی که در توان داشتم، سعی کردم اطمینان و اعتقاد متزلزل شاه را نسبت به آمریکا به دست آوردم و به او اطمینان بدهم که آمریکا همچنان پشتیبان اوست و رییس جمهوری و سایر مقامات ارشد آمریکا، کاملاً مسایل و مشکلات او را درک می کنند. پس از این مقدمه، اطلاعاتی را که از منابع سفارت، درباره فعالیتهای مخالفان و جریان حوادث شهرهای مختلف ایران، به دست آورده بودم، در اختیار شاه گذاشتم و سعی کردم خیال پردازی های او را درباره مشارکت خارجیان در این حوادث، بر طرف سازم. شاه با دقت به حرفهای من گوش داد و ظاهراً از این که با چنین اطلاعات دقیقی درباره جزییات وقایع داخلی ایران داریم، شگفت زده شد(35).
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 111
این تصمیم و ابتکار خود زاهدی بود که در آن شرایط به ایران مراجعت کند و کارتر فقط از این فرصت، برای ابلاغ پیام خود به شاه و تاکید پشتیبانی آمریکا از وی، توصیه مجدد برای اتخاذ یک سیاست محکم و مصممانه، استفاده کرد. پرزیدنت کارتر همچنین به زاهدی گفت که با من (برژینسکی) در تماس باشد.
توطئه در ایران. ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 123
امام خمینی : یک وقتی ما می خواستیم صحبتی بکنیم، یک نفر را فرستادند که شما از آمریکاییها صحبت نکنید. ولو از شاه هم بگویید، مانعی نیست. من گفتم ما همه اشکالمان در آمریکاییهاست. همه گرفتاریهایی که ما داریم، از آمریکاست. ما آن مجرم اصلی را بگذاریم و برویم سراغ اینهایی که تبع هستند و آلت دست هستند. حالا در ایران مجرم دست اول، البته عبارتست از آمریکا.
صحیفه نور، ج 2، ص 67
در پایان این دهه (دهه 50) ایالات متحده نفوذش را بر ایران مستحکم کرد و شاه، نه تنها به نفوذ آمریکا که آن را تا اندازه زیادی به نفع کشورش می دانست، تن در داده بود، بلکه از آن استقبال می کرد. زیرا این نفوذ را مدافع و مایه استحکام رژیم و شخص خودش نیز می دانست؛ اما این نفوذ، قید و بندها و تعهداتی نیز در بر داشت، شاه کاملاً آگاه بود که تا چه حد باید حامیان خارجی اش را راضی نگاه دارد.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 433
افسانه ملی کردن صنعت نفت ایران، همچنان بر جای ماند؛ اما در عمل قراردادهایی با شرکتهای خارجی بسته می شد که متضمن از دست دادن حاکمیت ایران بر نفت بود. به قول امین سایکال حضور همه جانبه آمریکا در ایران، نفوذ اجتماعی و فرهنگی روزافزونی را باعث شد...این نفوذ، وابستگی به آمریکا را تحکیم نموده و موجب آسیب پذیری ایران می شد.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 432
امام خمینی : ما می گوییم آن کس که به مملکت، خیانت اصلی را کرده، آمریکاست. الان سرو کار ما با آمریکاست...شاه یکی از شاخه های آمریکاست... ما می گوییم آمریکا باید برود که، اصل است.
صحیفه نور، ج 2، ص 135
خلاصه، شاه با توجه به واقعیات سیاسی که با آن روبرو بوده، به صورت متفقی وفادار و صمیمی نسبت به ایالات متحده رفتار کرد. در اجرای این نقش تا بدانجا افراط کرده که در وهله اول، در میان ملت خودش و بعد نزد دیگران به نوکری ایالات متحده مشهور شد. این شهرت خدمتگزاری به منافع آمریکا به خرج ایران، سالها پیش از 1972 و مسافرت نیکسون - کیسینجر به ایران وجود داشت. در 1963، شورای امنیت ملی آمریکا گزارش داد: نباید فراموش کرد که تنها مسئولیت منفی بزرگ شاه، آسیب پذیری اش در برابر اتهاماتی...است، حاکی از این که، دست نشانده اجانب می باشد. در دهه 1970 شاه نزد تمامی آگاهان سیاست در جامعه ایران، واقعاً به عنوان ابزار سیاست جهانی آمریکا تعریف می شد.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، صص 402 و 403
نیویورک تایمز گزارش داده بود که تظاهر کنندگان، پوسترهایی حمل می کرده اند که روی آن نوشته بوده است: هایزر، فرمانده واقعی تیمسارهای ایران و کارتر رییس واقعی بختیار. همه رسانه های آمریکا، در مورد شعارها و پوسترهایی صحبت کرده بودند که حاکی از شعار مرگ بر هایزر و مرگ بر کارتر بوده است.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 258
س: حضرتعالی از نفوذ خارجیان در ایران، شکایت کرده اید. ممکن است بفرمایید که اینها - اجانب - چه کشورهایی هستند؟
امام خمینی : در راس آنها آمریکاست که نفوذ او در همه شئون کشور، معلوم است. ملت ایران به واسطه اعمال نفوذ آمریکاست که از حکومت و دولت آن تنفر دارند. دخالت آمریکا دیگر تقریباً بی واسطه است. من می ترسم که این دخالتها منتهی به نگرانی ملت، از ملت آمریکا نیز بشود. باید ملت آمریکا دولت را وادار کند که در امور داخلی کشور ما، دخالت نکند که موجب این همه نگرانی و ناآرامی شده است.
صحیفه نور، ج 3، ص 108
کاملاً محال است میزان خشنودی مردم را از پیروزی دو جانبه شان حدس زد. پیروزی نه تنها بر شاه، بلکه بر آمریکا. زیرا از نظر ایرانیان، این آمریکا بود که شاه را حمایت و پشتیبانی می کرد. نفت ایران را می برد. از فروش بی حساب اسلحه به ایران، سود سرشار به چنگ می آورد. مأموران ساواک را تعلیم می داد و...لذا شاه در نظر ایرانیان در حقیقت، مخلوق آمریکا بود.
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد، ص 104
مقاله دیگر صفحه اول کیهان، حاوی عکسی از رمزی کلارک بود و از او نقل قول کرده بود: خمینی از حمایت 99 درصد مردم برخوردار است. ادعا کرده بود که در مدت اقامت هشت روزه خود در تهران، هر کسی را که می توانسته ببیند، دیده و به عقیده او 99 درصد مردم، پشت سر آیت الله خمینی هستند. این گزارش بعد از ملاقات کلارک با خمینی، در نوفل لوشاتو اعلام شده بود. او گفته بود که آیت الله، به او هشدار داده است که خطرات فوری، رودروی ایران است. کلارک به سیا حمله کرده بود و اظهار امیدواری کرده بود که سیا و مشاوران آمریکایی، در امور ایران و انقلاب ملی این کشور، مداخله نکنند. واشنگتن با حمایت از بختیار که منصوب شاه بود، اصول آزادی و حق حاکمیت بر سرنوشت مردم ایران را، نقص کرده است. او (کلارک) گفته بود، اگر جنبش خمینی پیروز شود این امید به وجود می آید که، عدالت اجتماعی در ایران برقرار شود.
مأموریت در تهران، هایزر، ص 202
امام خمینی : سالیان دراز است که آمریکا، بر خلاف همه موازین بین المللی و انسانی، در امور داخلی کشور ایران دخالت مستقیم دارد. به طوری که امروز می بینیم، وقتی شاه در پرتگاه سقوط قرار گرفته و ملت ایران برای به دست گرفتن سرنوشت خود به پا خاسته است، مستقیماً رییس جمهور آمریکا و نیز بعضی از سایر مقامات عالی رتبه آمریکایی، رسماً دخالت می کنند و علیرغم اراده قاطع ملت ایران، اعلام می کنند که ما از شاه حمایت می کنیم و باید حمایت کنیم. چون بهترین دولت و حافظ منافع ما در منطقه است.
صحیفه نور، ج 4، ص 24
در اولین روزهای انقلاب، کمی پس از بروز اولین قهر و خشونت شدید، شاه به یکی از دستیارانش گفته بود: تا وقتی آمریکاییها از من حمایت می کنند، هر چه بخواهیم می توانیم بکنیم. نمی توانند مرا از جایم تکان دهند.
شکست شاهانه. زونیس. ماروین، ص 337
در همین گزارش، سولیوان با فروش وسایل و تجهیزات ضد شورش به دولت ایران، مخالفت کرده و از سوی دیگر ضمن مخالفت با برقراری هر گونه تماس با آیت الله خمینی، نوشته بود که: سرنوشت ما حکم می کند، در کنار شاه باشیم.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 112
در مراجعت از دفتر ریاست جمهوری، اعلام کردم که پرزیدنت کارتر به من اجازه داده است که روز بعد، تلفنی با شاه صحبت کنم و پشتیبانی آمریکا را از وی مورد تاکید قرار دهم.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 115
شاید به خاطر بیانیه های رسمی ما در حمایت از شاه، روز 18 نوامبر، پیامی از طرف برژنف به عنوان پرزیدنت کارتر رسید که ضمن آن، رهبر شوروی، آمریکا را متهم به تدارک دخالت نظامی در ایران کرده و هشدار داده بود که چنین اقدامی از طرف آمریکا، امنیت شوروی را به خطر خواهد انداخت. در پاسخ، به شوروی اطمینان داده شده بود که آمریکا، قصد مداخله در امور ایران را ندارد و...من به این نتیجه رسیدم که نباید چنین پاسخی از طرف رییس جمهوری آمریکا به پیام رهبر شوروی، داده شود؛ زیرا این پاسخ، تایید حق شوروی در این اعتراض و پذیرفتن حقوق و منافع مساوی آمریکا و شوروی، در ایران بود. در صورتی که ایران، متحد ما به شمار می آمد.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 121
امام خمینی : سرمایه داران آمریکایی، ایران را بهترین نقطه برای استثمار می دانند و سرمایه های خود را به اشکال مختلف، به ایران سرازیر کرده اند و باید بگویم که ابعاد دخالت آمریکا در ایران، به قدری وسیع است که در این فرصت، امکان شمردن آنها نیست.
صحیفه نور، ج 4، 25
نظر به این که تازه از فلیپین آمده بودم و در آنجا مشکلات حاد ناشی از عدم تعادل، بین سرمایه و نیروی کار را، به چشم خود دیده بودم، نمی توانستم در خوش بینی دیگران نسبت به آینده اقتصاد ایران، شریک باشم...درآمد نفتی این کشور به 22 تا 23 میلیارد دلار در سال، رسیده بود ولی نیروی کار ماهر برای استفاده و به کار انداختن این ثروت وجود نداشت و حتی از نظر نیروی کار غیر ماهر هم، محدودیتهایی به چشم می خورد. من تردید داشتم که اقتصاد ایران، برنامه های سریع صنعتی شدن کشور را که شاه در نظر داشت، به آسانی بتواند جذب کند. من این نظر خود را به صورت سؤالی خطاب به شرکت کنندگان جلسه فوق الذکر مطرح ساختم. والترلوی یکی از کارشناسان امور نفتی که من از سالها قبل او را می شناختم و در این جلسه حضور داشت، بی درنگ در پاسخ سوال من، شروع به صحبت کرده و نه فقط تردیدهای مرا تایید نمود، بلکه عوامل منفی دیگری، از قبیل شیوع فساد و ناآرامی در نیروی کار ایران و به طور کلی شرایط ناسالم اقتصادی ایران را، به عنوان دلایل بدبینی خود نسبت به آینده اقتصاد ایران، عنوان کرد...تقریباً همه مقامات و نمایندگان شرکتها و موسسات آمریکایی حاضر در جلسه، نظرات لوی را رد کرده و بر اساس تجربه های خود در ایران، گفتند که کارها به خوبی پیش می رود و برنامه های صنعتی شدن کشور، به خوبی پیاده شده، ایران تعهدات خود را کاملاً انجام داده، پرداختها مرتب و در محیط کارگری و صنعتی ایران هم، اوضاع بر وفق مراد است...برای من تعجب آور بود که چگونه گروهی از دست اندرکاران تجارت و اقتصاد آمریکا، که همگی در کارهای خود خبره بودند، در امری که به هر حال سوال برانگیز بود و نقاط منفی غیر قابل انکاری در آن به چشم می خورد، متفقاً این قدر خوش بین و فارغ البال بودند(36).
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 23
امام خمینی : دولتهای آمریکا و انگلیس آن قدر به ملت ما فشار آورده اند و اشخاص جنایتکار را تایید کرده اند که موجب تنفر ملت ما شده است. البته شوروی هم دست کم از آنها ندارد. من بارها توصیه کرده ام، که دست از پشتیبانی دولت و شاه ایران بردارید و کاری نکنید که ملت ایران نسبت به ملتهای انگلیس و آمریکا که در مقابل این روش دولتهای متبوعشان، سکوت کرده اند، بدبین شوند.
صحیفه نور، ج 4، ص 99
شاه هم مانند پدرش، سلطنت خود را زیر ابرهای تیره سوءظن، آغاز کرد. به صورت آلت دست قدرتهای بیگانه ای که سلطنت او را به سود منافع خویش می دانستند. انگلیسی ها و شوروی ها و خاندان سلطنت در نظر بسیاری از ایرانیان، مثلث منحوسی بودند که هر یک به دیگری محتاج و نسبت به هم ظنین بودند. شاه از هر دو آنها منفورتر بود. او را خادم منافع اربابان خارجی، به خرج ملت ایران می شناختند. در چشم ایرانیان، سلطه او منبعث از آن دو و در خدمت منافع آن دو بود. این اعتقاد مردم برای شاه، سر آغاز فرخنده ای نبود.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 377
ایالات متحده در آزاد کردن ایران، از سلطه روس و انگلیس بسیار موفق بود. سیاستی که این کشور، در پیش گرفت، پس از طی مسیری طولانی، به آزادی ایران از سلطه خود آمریکا منجر شد(37).
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 383
امام خمینی : ما فعلاً آمریکا و شوروی و انگلیس را دشمن شماره یک مردم خود می دانیم. البته آمریکا از همه بدتر.
صحیفه نور، ج 4، ص 99
در نهایت، آمریکا به صورت یگانه قدرت بزرگ بیگانه، جای روس و انگلیس را در ایران، گرفت. بر خلاف آن قدرتها که شاهان قاجار را در چنگ خود داشتند، شاه را زیر سلطه خود نگرفت، ولی پیوند محمدرضا شاه و ایالات متحده، چنان محکم بود که نفوذ آمریکا در ایران، اگر هم که همیشه آشکارا و یا آگاهانه تعقیب نمی شد، مافوق همه چیز قرار داشت
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 383
خلاصه در دهه 1960، ایالات متحده مسئولیت اوضاع ایران را، بر عهده داشت، بی آنکه برای اعمال این مسئولیت، قدرتی داشته باشد.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 393
تصمیم نیکسون در 1972 آنچه را همگان انتظار داشتند، تایید کرد. شاه کشورش را به طور دربست به ایالات متحده وابسته کرد، تا با بهره برداری از منافع آمریکا، تمامیت و نقش خویش را حفظ کند.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 400
امام خمینی : من هیچگونه ارتباطی با آقای کارتر ندارم و اصولاً با هیچ رییس جمهور و یا رییس دولتی رابطه ندارم. من از مردم آمریکا میخواهم که هر چه زودتر به نفع مردم مظلوم ایران اقدام کنند و از آقای کارتر و دولت آمریکا بخواهند تا از شاه پشتیبانی نکنند و افکار عمومی جهان را علیه مردم آمریکا نشورانند. پشتیبانی دولت آمریکا از رژیم شاه، بالمآل به مصلحت مردم آمریکا نخواهد بود.
صحیفه نور، ج 4، ص 107
در 21 نوامبر، من ترتیب ملاقات کوتاهی را بین رییس جمهور و اردشیر زاهدی، سفیر ایران در آمریکا دادم.
تو طئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 122
زاهدی افزود، برژینسکی او را تشویق کرده است که به تهران مراجعت کند و شاه را به اتخاذ تدابیر جدی تر برای حفظ رژیم خود، وادار نماید. زاهدی می گفت به برژینسکی پاسخ داده که نمی تواند در این شرایط پست سفارت ایران را در واشنگتن، خالی بگذارد، ولی برژینسکی او را نزد رییس جمهور برده و پرزیدنت کارتر به او گفته است که شما با خیال راحت به تهران بروید. من سفیر ایران در واشنگتن خواهم بود(38).
مأموریت درایران، سولیوان. ویلیام، ص 122
رژیم شاه نزد بیشتر ایرانیان، منصوب و منکوب غرب، به ویژه ایالات متحده شناخته می شد. اما کسی انتظار نداشت یک چنان طوفان شدیدی از بیگانه گریزی بر شاه و رژیم او و ایران، فرو ببارد. نه ناظران ایرانی و نه ناظران آمریکایی در اواسط دهه 1970، اهمیت خشم بیگانه گریزانه ای را که سراسر ایران را فرا گرفت، درک نمی کردند.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 408
امام خمینی : ما تقریباً در ایران با آمریکا می جنگیم. آمریکا به هیچ وجه نمی خواهد بفهمد که ملتی قیام کرده است و شاه را نمی خواهد. چرا با حفظ شاه، کینه مردم ایران را به خودش افزایش می دهد؟
صحیفه نور ج 4، ص 106
شلزنیگر معتقد بود که لازم است ایالات متحده دست به نوعی قدرت نمایی بزند، تا تعهد آمریکا را نسبت به شاه، به روشنی ابراز کند...به علاوه او عقیده داشت، این قدرت نمایی کمک خواهد کرد که نظم به ایران باز گردد. زیرا به مخالفان رژیم، ثابت خواهد کرد که آنچه آنان می توانند به دست بیاورند، نامحدود نیست و واشنگتن با برکناری شاه موافقت نخواهد کرد. این بود که شلزینگر حتی در ماه نوامبر پیشنهاد کرده بود که از ناوهای آمریکایی و واحدهای دریایی، به اقیانوس هند اعزام شوند، تا در صورتی که رویدادهای پیش بینی نشده ای اتفاق افتاد، مورد استفاده قرار گیرند.
کارتر و سقوط شاه، لدین. مایکل، لوئیس. ویلیام، ص 61
بلافاصله پس از مراجعت به سفارت، جریان این ملاقات تکان دهنده را به واشنگتن، مخابره کردم و در پایان گزارش خود نوشتم که به نظر من وضعی که در گزارش نهم نوامبر خود پیش بینی کرده بودم، به حقیقت می پیوندند. دولت نظامی شکست خورده و سقوط شاه غیر قابل اجتناب به نظر می رسد...با وجود تاکید بر فوریت و اهمیت مساله، باز هم پاسخی برای این گزارش خود از واشنگتن دریافت نکردم و دو روز بعد با کمال شگفتی شنیدم که مقامات رسمی در واشنگتن، همان حرفهای قدیمی و یکنواخت خود را درباره حمایت از شاه و امیدواری به موفقیت دولت نظامی تکرار کرده اند.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 151
س: آیا دلیلی دارد که دولت آمریکا از سقوط شاه بترسد، چرا که این دولت حمایت از شاه کرده است؟
امام خمینی : آری! چون آمریکا با وجود شاه همه چیز ایران را می برد و با رفتن شاه، این دیگر میسر نیست. ولی آمریکا بدلیل اینکه از شاه حمایت کرده است، پس از سقوط شاه چه می کند، دیگر به ما مربوط نیست.
صحیفه نور، ج 4، ص 131
به کارکنان ایالات متحده دستور رسید که از آن پس سازمان سیا و وزارت خارجه حق ندارند صحنه سیاسی ایران را، زیر نظر داشته باشند. ایالات متحده برای کسب اطلاعات به ساواک متکی گردید. سازمان سیا نیروی خود را در پنچ منطقه متمرکز کرد: نیروهای مسلح ایران. نفت ایران.ایران و شوروی، حزب کمونیست ایران، سیاست خارجی ایران. شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 525
سرانجام، شاه در بیشتر سالهای دو دهه، با صاحب نظران آمریکایی مراوده داشت. او و شهبانو در تهران، از آمریکاییان بی شماری پذیرایی کردند. شخصیتهای بلند پایه سیاسی، صاحبان صنایع، ستارگان رسانه های گروهی و روشنفکران برجسته.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 528
در اوایل دهه 1970 دنیا اشتهایی سیری ناپذیر، برای نفت داشت. به ویژه برای نفت کشورهای تولید کننده عضو اوپک. وقتی که کشورهای عربی تولید کننده نفت، در زمان جنگ رمضان / یوم کیپور، صدور نفت را به کشورهای حامی اسراییل متوقف کردند، شاه به جرگه آنها نپیوست. در واقع او به شرکتهای نفتی امکان داد، تا در حد توان خود از نفت ایران استفاده کنند.
شکست شاهانه زونیس. ماروین، ص 453
ما می بایست با توجه یه تردید و دودلی شاه، او را بیشتر برای دست زدن به کاری که حاضر به انجام آن نشد تحت فشار قرار می دادیم، یعنی او را وادار به اعمال قدرت می کردیم، چنین نکردیم و نتیجه، یک تراژدی شخصی برای شاه و یک فاجعه استراتژیک برای آمریکا و یک شکست سیاسی برای کارتر بود(39).
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 104
امام خمینی : آمریکا از اول گفت که ما شاه را نگه می داریم. شاه باید باشد. حالا هم می گوید، اما یک قدری یواش تر. پیش تر با طمطراق می گفت که خیر. ما این را نگه می داریم. باید باشد، ثبات منطقه به واسطه اوست. اگر این نباشد ثبات ندارد منطقه. بعد فهمیدند که اصلاً ایشان که هست، ثبات ندارد.
صحیفه نور، ج 4، ص 105
در جریان هفته های بعد، مساله ما در ایران، از صورت این که چگونه باید شاه را حفظ نمود. به صورت این که چگونه می توان ایران را حتی بدون شاه، حفظ کرد تغییر یافت. در مراحل اولیه بحران، من طرفدار این فکر بودم که باید شاه را وادار کرد، با تشکیل یک دولت نظامی و اعمال قدرت، نخست نظم را به کشور بازگرداند و سپس برنامه های اصلاحی را به موقع، اجرا کند. ولی، با تحولات اوضاع ایران و ناتوانی در اعمال قدرت، به تدریج به این نتیجه رسیدم که تنها چاره باقی مانده، استقرار یک رژیم نظامی در ایران، بدون شاه است.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 124
امام خمینی : دشمن شماره یک ملت ایران، کارتر و دیگر همفکران او در دولت آمریکا هستند. همه می دانند که شاه متکی به آنها است و بدون حمایت آنها، هیچ چیز نیست. ولی این وظیفه ملت آمریکاست که رییس جمهوری خود را، استیضاح کنند که چرا تا این حد از یک آدمکش حمایت می کند و حیثیت ملیشان را بر باد می دهد و آتش خشم ایرانی را نسبت به آنها شعله ور می کند.
صحیفه نور، ج 4، ص 214
یکی از پدیده های عجیب این دوران هم، افزایش افزایش تعداد فرستادگان ویژه ای بود که هر یک با عناوین رسمی و غیر رسمی، از واشنگتن به تهران آمده و هر یک پیامی برای شاه داشتند. یکی از این فرستادگان از مقامات یک شرکت بزرگ آمریکایی بود که قبلاً ریاست شعبه سیا را در تهران بر عهده داشت...او با یک مأموریت دیپلماتیک و از طرف شخص برژینسکی به ایران آمده بود. هدف او از این مسافرت، انجام یک ملاقات خصوصی با شاه، ارزیابی روحیه شاه و اطمینان دادن به وی، در باره حمایت جدی و محکم آمریکا و بالاخره جرأت بخشیدن به او، برای اعمال قدرت و شدت عمل در برابر مخالفان بود... فرستاده بعدی واشنگتن مایک بلومنتال، وزیر خزانه داری آمریکا بود... در ناهاری که پس از این ملاقات در حضور شاه و شهبانو صرف شد، شاه همچنان منقلب و پریشان حال بود و بلومنتال، که مانند سایر فرستادگان واشنگتن، مأموریت داشت، روحیه شاه را تقویت کند، در برابر این وضع متحیر مانده بود...با وجود این هنوز قاصدان دیگری از واشنگتن در راه بودند. پس از بلومنتال، بوب - بووی مرد شماره 3 سازمان سیا به تهران آمد و در مذاکرات یک گروه اطلاعاتی - نظامی با شاه شرکت کرد...او هم مثل بلومنتال به این نتیجه رسید که شاه در مقابله با بحران فعلی، خیلی ناتوان است و مردی نیست که از او بتوان انتظار قاطعیت و شدت عمل داشت. آخرین و شاید معتبرترین فرستاده واشنگتن به تهران، سناتور رابرت بیرد، لیدر اکثریت سنای آمریکا بود...سناتور بیرد در نوامبر که بحران ایران به مراحل حادی رسیده بود، با هواپیمای مخصوص ریاست جمهوری، با هیأتی از مشاوران و اعضای دفتر خود، به تهران آمد...بیرد گفت، به او توصیه شده است، شاه را از پشتیبانی کامل و نیرومند آمریکا از خود، مطمئن ساخته و تاکید نماید که آمریکا از هر اقدامی که او برای حفظ تاج و تختش ضروری می داند، حمایت می کند.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، صص 138 و 139 و 140
احساسات ضد آمریکایی، ظرف روزهای اخیر به شدت در حال افزایش بود. در حقیقت گزارش مقدماتی رسیده، این بود که یکی از افسران ما، به نام سرهنگ لاری دوبس در شب، مورد حمله قرار گرفته بود.
مأموریت در تهران، هایزر، ص 235
به سفیر سولیوان، تلفن زدم و مساله ادامه حضور خود را در تهران، مطرح کردم. سولیوان گفت، افراد او گزارش داده اند در بین مردم، خصومت زیادی نسبت به من ایجاد شده است. احساسات مردم، به شدت خدشه دار شده، زیرا حضور من در تهران به آنها کمک کرده تصویری از شیطان و اهریمن ترسیم شود. در خیابان جلو آمریکاییان را گرفته می گویند: home Goبرگرد به کشور خودت والا کشته خواهی شد.
مأموریت در تهران، هایزر، ص 252
امام خمینی : حالا که آمریکا پوسیدگی شاه را فهمیده است و به اصطلاح آن قدر شور بوده که خان هم فهمیده است، حالا راههای دیگری در پیش گرفته است. تا حالا شاه را تایید می کرد و حمایت از شاه را اعلام می کرد، اخیراً پشتیبانی از دولت را اعلام کرده و می خواهد از راه پشتیبانی از دولت، رژیم را حفظ کند.
صحیفه نور، ج 4، ص 220
لازم بود برای فردا، تظاهرات وسیعی ترتیب داده شود. باید مطمئن می شدیم که فردا هیچ تصویری از شاه حمل نشود. دیروز یکی دو عکس شاه، سردست نشان داده شده بود و ما معتقدیم که این کار باید کار اپوزیسیون باشد که عکس شاه را وارد تظاهرات کرده است؛ زیرا ما به طور قاطع، دستور داده بودیم که کسی شاه را حمل نکند.
مأموریت در تهران، هایزر، ص 204
روز بعد، من پیام دیگری برای سولیوان فرستادم و توضیحات بیشتری درباره نظریات رییس جمهوری دادم، تا این دستورات را دقیقاً به موقع اجرا گذارد. در این پیام تاکید کردم: ما بختیار را که یک عنصر ناسیونالیست طرفدار غرب است، تایید می کنیم و یک حکومت غیر نظامی را که در غیاب شاه، و زیر نظر شورای سلطنت کار کند، بر راه حلهای دیگر، ترجیح می دهیم(40).
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 39
امام خمینی : ما دیدیم که رییس جمهوری آمریکا، با این شاه سابق، ظالم، بدبخت، همراهی می کرد و پشتیبانی می کرد. پشتیبانی از دژخیمی که تمام هستی ما را به باد داد و ندیدیم که مدعیان جامعه حقوق بشر استنکار کنند بر رییس جمهور آمریکا.
صحیفه نور، ج 5، ص 236
از اوایل دهه 1960 و به خصوص پس از قیام 1963 به رهبری آیت الله خمینی، ساواک به تدریج از صورت یک سازمان اطلاعاتی و ضد جاسوسی خارج شد و بخش عمده ای از آن به صورت یک پلیس مخفی برای مبارزه با مخالفان سیاسی رژیم، در آمد. روش های خشونت آمیز در ساواک که ابتدا به وسیله اولین رییس سازمان امنیت ایران، ژنرال بختیار اعمال می شد، در ابعاد وسیع تری نسبت به مخالفان سیاسی رژیم، اعمال گردید...اعمال خشونت و شکنجه از طرف ساواک، در سراسر جهان انعکاس یافته و اعتراضات شدیدی را برانگیخنه بود...با همه این احوال، ساواک هنوز در ایران و خارج از ایران بدنام بود و تصمیم پرزیدنت کارتر، درباره حفظ ارتباط سازمان سیاو ساواک علیرغم وعده هایش درباره تصمیم حقوق بشر در جهان، تصمیمی دشوار و حساب شده بود.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، صص 70 و 71
پرزیدنت کارتر تصمیم گرفته بود تحرکی را که سفر شاه به ایالات متحده به وجود آورده بود، مورد تاکید قرار دهد. پرزیدنت کارتر در نظر داشت که در فاصله بین بازدید رسمی از ورشو و دهلی نو، شب سال نو را در تهران باشد. سولیوان گزارش می دهد که: شاه از این خبر به وجد آمد. سفر ریاست جمهوری، نه تنها نشانگر این بود که روابط نزدیک بین دو کشور ادامه دارد، بلکه به منتقدان او هم در ایالات متحده و هم در ایران نشان می داد که قهرمان حقوق بشر، شخصاً، رژیم او را تایید کرده است. در این بازدید سرنوشت ساز بود که جیمی کارتر در سال نو 1978 (نیمه شب 10 دی 1356) گیلاسش را به سلامتی شاه بلند کرد. ...نه روز بعد (از سفرکارتر به ایران) پلیس به روی جمعیت مذهبی تظاهر کننده در قم، آتش گشود. بین 6 تا100 نفر کشته شدند(41).
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 474
امام خمینی : آمریکا در کشتار فجیع ملت ما، توسط رژیم شاه، از این رژیم حمایت کرد و شریک جرم شناخته می شود.
صحیفه نور، ج 4، ص 241
میان دولت و دربار، دائماً این بحث بود که آمریکا و سایر متحدان شاه، چه میزان تلفات را نادیده خواهند گرفت. آیا شما پنچ هزار کشته را می پذیرید؟ ده هزار را؟ بیست هزار را؟ این سوالی بود که مرتباً سفیران و دیگر فرستادگان ایران، از آمریکاییها می کردند.
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام، ص 19
روز هشتم سپتامبر، در میدان ژاله تهران، نیروهای نظامی به سوی تظاهر کنندگان آتش گشودند و تعداد زیادی را به هلاکت رساندند. ونس و من توافق کردیم از پرزیدنت کارتر بخواهیم، تلفنی با شاه تماس گرفته، حمایت و پشتیبانی آمریکا را از وی، تاکید کند. کارتر پیشنهاد ما را پذیرفت و گفتگوی تلفنی او با شاه، از ساعت هفت و پنچاه و شش دقیقه، تا هشت و دو دقیقه بامداد دهم سپتامبر، به طول انجامید. در این مکالمه تلفنی، کارتر ضمن ابراز همدردی و نگرانی از حوادثی که پیش آمده، بر دوستی و حمایت خود از شاه، تاکید کرد. کارتر اظهار امیدواری کرد که شاه به بهترین وجهی، بر مشکلات فایق آید و در اجرای برنامه های اصلاحی خود موفق باشد(42).
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 110
امام خمینی : اینها می خواهند همان قدرت را برگردانند. اینها نوکرهای آمریکا هستند. اینها هستند که باز منافع آمریکا را به اسم ملیت، به اسم اسلام، به اسلام قومیت، به اسم نمیدانم خدمتگزاری، می خواهند حفظ کنند.
صحیفه نور، ج 5، ص 25
در قسمت مربوط به نظامیان ایران هم، تاکید بیشتری بر حمایت آمریکا از رهبران نظامی ایران و لزوم حفظ وحدت و ادامه ارتباط نزدیک با آمریکا، به عمل آید. دستورالعمل صادره برای هایزر، از این هم فراتر می رفت و ضمن آن، از نظامیان ایران خواسته می شد که ضامن ثبات و قدرت دولتی باشند که روابط نزدیکی با آمریکا خواهد داشت.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 134
بالاخره جریان پنجم که با کلیه حرکتهای فوق، مغایر و متفاوت بود، فعالیتهای من و سفارت آمریکا، برای حفظ منافع ملی آمریکا در این بحران و آشوب، بود. من با پیش بینی این احتمال، که شاه قدرت خود را از دست بدهد، یا از صحنه خارج شود، می بایست زمینه ای برای ادامه حضور آمریکا در صحنه، در صورت چنین پیش آمدی، فراهم سازم.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 130
براون می خواست روحیه نظامیان ما را در ایران، بداند. من گفتم که آنها هم مثل من به شدت از آیت الله، وحشت دارند و از روحیه ضد آمریکایی سازش ناپذیر او، تشویق دارند.
مأموریت در تهران، هایزر، ص 287
من پیشنهاد خود را برای اقدام به کودتای نظامی در ایران، هنگامی عنوان کردم که چاره دیگری به نظر نمی رسید. با خودداری از قبول آن، ایران در مسیری پیش رفت که نتایج مخربی برای منافع ما در منطقه به بار آورد. البته کودتای نظامی، چاره اساسی مشکلات ایران نبود، ولی ما می توانستیم با استقرار یک حکومت مقتدر، اصلاحات ضروری را تحت برنامه منظمی در ایران، به موقع اجرا گذاریم.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 164
امام خمینی : ملت آن است که آمریکا را بشناسد، آن ملت است. اگر آمریکا تثبیت کرد ملیت یک کسی را، آن هم تثبیتش به این است که، منافع او را تامین کند...این ملت آنهایی هستند که می گویند: باید همه چیز را داد به آمریکاییها.
صحیفه نور، ج 5، ص 67
بالاخره باید از دوستان ایرانی خود یاد کنیم که بعضی از همکاران ما آنها را حلقه دور سفارتنام نهاده بودند. اکثر ایرانیانی که میل داشتند با آمریکاییها معاشرت داشته باشند، کسانی بودند که به نحوی علاقه و دلبستگی به آمریکا داشتند. بسیاری از آنها تحصیل کرده بودند و به مناسبت سوابق و مدارک تحصیلی خود در آمریکا، در جامعه آن روز ایران، پیشرفت کرده بودند.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 43
تا حالا در مورد تظاهرات حمایت از خمینی، گزارشهایی دریافت کرده بودیم. رادیو و تلویزیون، تعداد تظاهر کنندگان را بیش از یک میلیون نفر، گزارش کرده بود. می دانستیم تظاهراتی عظیم است...گروه کوچکی در حدود 200 نفر هم از طرفداران بختیار بودند. برای ما، مایه خوشحالی بود که افراد خودمان را هم، در خیابانها ببینیم. هر چند که شمار آنها بسیار اندک بود.
مأموریت در تهران، هایزر، ص 139
امام خمینی : البته آمریکا باید اظهار تاسف بکند، برای این که محمدرضا یک نوکر بسیار خوبی برای آمریکا بود که همه منافع ما را به کام آمریکا کرد. ایران را فقیر کرد و همه را داد به آمریکا و رفقای او.
صحیفه نور، ج 6، ص 174
غم انگیزتر این که محور استراتژیک موقعیت آمریکا در منطقه خلیج فارس، یعنی ایران، در مقابل چشمان ما، در حال از هم پاشیدن بود و یکی از دشمنان ایالات متحده، به عنوان رهبر جدید آن کشور مهم سیاسی، خود را در آنجا مستقر می کرد. این تحول، نه تنها شکست مهمی برای منافع آمریکا بود، بلکه از نظر شخصی نیز، مساله حساس سیاسی شاه را که در پی پناهندگی در آمریکا می گشت، برای رییس جمهور به بار آورد.
سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه، برژینسکی. زبیگینو، ص 139
ضعف و تزلزل روحی شاه و فلج شدن قدرت اراده او، عامل مهمی در جریان وقایع ایران بود که ما می بایست زودتر به آن پی می بردیم...آیا ما می بایست در چنان شرایطی، خود به جای شاه تصمیم می گرفتیم؟ من معتقد بودم و هستم که به خاطر اهمیت و عظمت منافعی که داشتیم، می بایست این کار را می کردیم.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 161
به علاوه از نظر بین المللی، منافع آمریکا ایجاب می کرد که ما با تمام قوا از شاه حمایت کنیم.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 160
امام خمینی : بنده که در پاریس بودم، بیشتر از همه، از آمریکا، هی سفارش می شد که شما بگذارید اینها بمانند. شما نروید. حالا اخیراً که خود مرد که، رفته بود و بختیار که خباثتش کمتر از او معلوم نیست باشد، در ایران بود و نخست وزیر بود به خیال خودش، از طرف آمریکا، هی سفارش می شد. می آمدند به اسم اینکه من یک بازرگان هستم و گاهی با سایر آقایانی که آنجا بودند، ملاقاتی می کردند. با خود من ملاقات می کردند که آنها به من برسانند که حالا شما نروید ایران. حالا زود است شما بروید.
صحیفه نور، ج 6، ص 219
روز شانزدهم ژانویه، یعنی در همان روز خروج شاه از ایران، ما اولین تماس خود را با اطرافیان خمینی در پاریس، برقرار کردیم. این ارتباط به وسیله وارن زیمرمن، رییس قسمت سیاسی سفارت ما در پاریس، برقرار گردید. زیمرمن با یکی از اطرافیان غیر روحانی آیت الله خمینی، به نام ابراهیم یزدی که ارتباط نزدیکی با روحانیون داشت و در پاریس در نقش رابط آیت الله خمینی با غربیها، ظاهر شده بود، ملاقات کرد. زیمرمن در ملاقات بایزذی، روی این نکته تاکید کرد که مراجعت ناگهانی آیت الله خمینی، ممکن است موجب درگیری و تصادم بین نظامیان و طرفداران آیت الله شود. چهار روز بعد، جواب خمینی را برای زیمرمن آورد. خمینی اخظار کرده بود که اگر بختیار و ارتش بخواهند با او مقابله کنند، منافع آمریکا در ایران به خطر خواهد افتاد(43).
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، صص 47 و 48
تقاضای ما از رییس جمهور فرانسه این بود که از آیت الله خمینی بخواهد فرصتی برای برقراری نظم به بختیار بدهد و در ضمن یاد آوری کند که در این مورد از طرف ما سخن می گوید. در همین جلسه، تصمیم گرفته شد که هایزر در تهران بماند و فرماندهان نظامی را، به حمایت از بختیار، ترغیب نماید و سولیوان نیز به نوبه خود، بختیار را از حمایت ما مطمئن سازد.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 42
امام خمینی : این دستگاههایی که باید دستگاه تربیتی باشد، مثل دستگاه رادیو - تلویزیون و مطبوعات، تمام این ها را به عکس آنی که باید باشد، درست کرده بودند و قضیه این نبود که یک چیزی به خودی خود باشد. یک قضیه ای بود که روی برنامه تنظیم شده. آنهم بسیار محتمل است که تنظیمش از همان سیا باشد.
صحیفه نور، ج 8، ص 181
برنامه های تلویزیون آمریکا، یکی از جنبه های ثابت زندگی ایرانیان بود. ایرانیان می توانستند آخرین و جدیدترین راه و روش و آداب و رسوم زندگی آمریکایی را، یا از طریق سریال دالاس یا گردونه خوشبختی بیاموزند و یا از طریق سریال قدیمی تری مثل جادوگر محبوب من(44).
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 443
امام خمینی : اجانب خصوصاً آمریکا، در نیم قرن اخیر، کوشش داشتند و دارند، فرهنگ و برنامه های فرهنگی و علمی و ادبی ما را از محتوای اسلامی، انسانی، ملی خود، خالی و به جای آن فرهنگ استعماری و استبدادی بنشانند. فرهنگ زمان طاغوت، کشور ما را تا لب پرتگاه سقوط رسانید و خداوند به داد این کشور اسلامی رسید.
صحیفه نور، ج 9، ص 187
مردم ایران از نزدیک به دو قرن درگیری با کشورهای اروپایی و ایالات متحده، با احساسات متضادی نسبت به دنیای خارج بیرون آمدند. از یک سو، ایرانیان، دنیای خارج را به نحو تکان دهنده ای تحسین می کردند و نسبت به راه و رسم زندگی خارجیان، علاقه نشان می دادند و برای اقتباس و فراگیری این شیوه ها، مصمم بودند. این قطب از دوگانگی فاحش در نظر خارجیانی که در ایران پهلوی، زندگی می کردند، همین بود. پیروی از مدهای غربی، شور سفر به اروپا و آمریکا، حرص تحصیل در خارجه و اقتباس از فرهنگ غرب، نسبت به واقعیات ظاهری دنیای خارج، عطش شدیدی می آفرید. قطب دیگر این دوگانگی، تا اندازه ای مشهود نبود. در آن واحد، در دل همانها هم که برای اقتباس رسوم و عادات خارجی ها، آمادگی وافری داشتند، بیگانه گریزی عمیقی حاکم بود.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 403
دانشگاه تهران که در مرکز این سیستم قرار داشت، به وسیله رضا شاه تاسیس شد و هدف او از تاسیس این دانشگاه، ترویج فرهنگ غربی در ایران بود. دانشگاه تهران که در زمین وسیعی در قسمت غربی مرکز بنا شده، دارای دانشکده های متعدد می باشد.
بناها به سبک معماری فرانسه ساخته شده، سیستم دانشگاهی هم بیشتر از فرانسه اقتباس گردیده و اساتید قدیمی آن نیز بیشتر تحصیل کرده فرانسه اند... در سالهای بعد از جنگ دوم جهانی، با افزایش نفوذ آمریکا در ایران و کثرت دانشجویان ایرانی که برای تحصیل به آمریکا می رفتند، سیستم آموزش دانشگاهی در ایران هم به تدریج آمریکانیزه شد.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 78
امام خمینی : شما می دانید که ایران در مدت حکومت این دو خبیث، که حکومتشان هم برخلاف قانون بود، یک برهه ای از زمان گرفتار انگلستان بود و بعد هم گرفتار آمریکا. یعنی عمده اش آمریکا.
صحیفه نور، ج 10، ص 139
رضا شاه همانگونه که به قدرت رسیده بود، از اریکه قدرت به زیر آمد. پیاده ای در عرصه شطرنج قدرتهای بزرگ. روس ها و انگلیس ها که سلطنت او را وسیله خوبی برای کنترل ایران می دانستند، او را بر تخت نشاندند. او اسماً شاه بود و دو قدرت اشغالگر، حق اتخاذ تصمیمات مهم مربوط به مصالح خود در ایران را محفوظ می داشتند.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 377
با شعله ور شدن آتش جنگ، دولت ایالات متحده، فعالانه در امور داخلی ایران به مداخله پرداخت و از آن پس شهرتش دگرگونه شد. به نحو اجتناب ناپذیری ایالات متحده، به صورت بازیگر خارجی دیگر، در عرصه سیاسی ایران، عرض اندام کرد و بدیهی است که بازیگران خارجی در عرصه سیاسی ایران، به نفع ملت ایران بازی نمی کردند.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 380
امام خمینی : آنکه دشمنیش از همه کس بر ما زیادتر است، آمریکاست و ما آنقدر صدمه که از آمریکا دیدیم، از هیچ کس ندیدیم.
صحیفه نور، ج 10، ص 166
در این کتاب تز اصلی این است که ایالات متحده عمیقاً در هر مرحله ای از مراحل حکومت شاه و انقلابی که مردم ایران با قاطعیت برای سرنگونی او بر پا کرده بودند، درگیر شده بود. ایالات متحده مسئول وقایعی است که در ایران رخ داد؛ زیرا شدیداً در تار و پود خاندان پهلوی، رخنه کرده بود. تز دیگر این کتاب این است که، اگر ایالات متحده در دورانهای مختلف سلطنت شاه، به نحو دیگری عمل می کرد، ماحصل این سلطنت چیز دیگری می شد. احتمالاً ایالات متحده در تبدیل شاه به جبار نقشی مهم و سرنوشت ساز داشت. آمریکا عظمت پرستی شاه را با کمکهای اقتصادی و نظامی تقویت نمود...ایالات متحده با سهمی که در شکل گیری اعلیحضرت همایون، محمدرضا پهلوی، شاهنشاه آریامهر داشت، از سلطنت او نیز سود فراوان برد. همان طور که هنری کیسینجر به کرات متذکر شده است، شاه، به عنوان دوستی شخصی و سیاسی در میان متحدان آمریکایی بی نظیر بود.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 514
امام خمینی :اگر در ایشان حس انسان دوستی بود، سی و پنچ میلیون انسانی که در ایران بودند، یکی از آنها هم محمدرضا بود و همه از یک کشور هستند، چه شد که در ظرف سی و هفت سال، آن همه جنایات بر ما شد و اخیراً با دست این شخص، آن همه کشتار می شد و در حکومت آقای کارتر بود، ایشان ابداً حس انسان دوستی اسباب این نشد که، یک تقاضایی لااقل از این شخص بکند، که نکن این کار را. بلکه، آنطور که ما می دانیم، ایشان علاوه بر این که تقاضا نکرده اند، تهییج هم کرده اند.
صحیفه نور، ج 10، ص 202
اکنون که شاه سقوط کرده بود، کیسینجر اصرار می ورزید که ایالات متحده مدیون سی و هفت سال دوستی با اوست و بنابراین باید بی درنگ، به او اجازه ورود به خاک آمریکا داده شود.
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام، ص 186
پرفسور کاتم وقتی مرا دید، گفت: خیلی جالب است، من بارها سعی کرده ام کسی را در دستگاه دولت در واشنگتن پیدا کنم که به حرفهای من درباره ایران، گوش بدهد، ولی هیچ کس به تقاضای من توجهی نکرد. حالا مرد شماره یک رییس جمهوری در کاخ سفید، نزد من آمده و می خواهد نظر مرا درباره اوضاع ایران، بداند. حکومت کارتر، وارث سیاست غلط اسلاف خود در ایران شد، و ناخود آگاه همین سیاست را دنبال کرد.
بحران، جردن. هامیلتون، ص 95
شاه در عین شیفتگی به مظاهر تمدن غربی، از نقش خود به عنوان یک پادشاه خودکامه شرقی لذت می برد و به اطاعت مطلق و کورکورانه اطرافیانش عادت کرده بود...من در شگفت بودم که او چگونه قادر به حل مسایل پیچیده اجتماعی خواهد بود که از برنامه های خود وی، برای مدرنیزه کردن کشورش به وجود آمده است. ولی در عین حال عقیده داشتم که ما چاره ای جز پشتیبانی از او نداریم و باید برای رفع مشکلاتی که با آن روبرو شده، یاریش کنیم. یکی دو هفته پس از شام با زاهدی، بحران ایران وارد مراحل جدی خود شد. روز هشتم سپتامبر در میدان ژاله تهران...
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 110
امام خمینی : شاه این یک کلمه اش درست است، ولو هیچ وقت بنا نداشت یک حرف حسابی بزند. ولی این یک کلمه اش درست است که: اگر ایشان محاکمه بشود، رؤسای جمهوری (آمریکا) هم باید محاکمه شوند و ما قبل از محاکمه ایشان (شاه) محاکمه آنها را می کنیم. البته ما همچو قدرتی نداریم که بفرستیم نیکسون را بیاوریم یا کارتر را بیاوریم. اما قدرت این را داریم که اینجا خودمان محاکمه اشان کنیم. محاکمه غیابی. این حرفش هم، این تکه اش درست نیست که اگر من را محاکمه کنند نه. دو تا مجرم هستید، که یکی تان از دیگری، مجرم تر. یعنی آنی که امر کرده به تو و الزام کرده تو را به این کار، او، پیش ما مجرم تر است. تو آلت فعل بودی.
صحیفه نور، ج 11، ص 31
این رؤسای جمهوری آمریکا، حمایت سیاسی و روانی خود را به شاه عرضه می کردند. شاه ایالات متحده را، حامی مقتدر خویش می دید. در واقع او، ایالات متحده را مقتدرترین حامی خود می دانست.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 337
مناظره عمومی درباره روابط شبکه با شاه، به اوج خود رسید. حتی یکی از افراد کنگره پیشنهاد کرد، که آمریکا می بایست شاه را نگاهدارد و در عوض دیوید راکفلر را، به ایران بفرستد که محاکمه شود.
آمریکا در اسارت، کلن. ادوارد، ص 146
نیکسون و کیسینجر در سفر خود به تهران، در عوض کوشش برای تعدیل رویه شاه، او را بیشتر به سوی خود کامگی، سوق دادند و با افزودن به قدرت و اختیار وی، به جای آنکه راهی در جهت دمکراسی، فرا رویش قرار دهند، بر عکس، زمینه دیکتاتوری شاه را فراهم کردند(45).
سقوط شاه، هویدا. فریدون، ص 74
وقتی این هشت رییس جمهوری، برای شاه احترام زیادی قائل می شدند و به نقش او به عنوان شاه شاهان، به ویژه ژاندارم خلیج فارس ارج می نهادند، شاه احساس بزرگی می کرد. زیرا این روسای جمهوری، اجازه می دادند و حتی یقیناً نادانسته، شاه را به ادغام روانی خودشان، تشجیع می کردند. این ادغام به نوبه خود، به شاه قدرت روانی می بخشید تا وظیفه خود را به صورت سلطان حاکم، به انجام برساند و فقط شاه نباشد، بلکه شاهی کند.
شکست شاهانه. زونیس. ماروین، ص 138
امام خمینی : آدم فرستادند اینجا به ارتش گفتند که شما باید پشتیبانی بکنید از دولت. اگر ملی است که محال است (آمریکا ملیت را زیر پا دارد می گذارد، و گذاشته است) اگر ملی بود که محال بود آمریکا تاییدش بکند. انگلستان تاییدش بکند.
صحیفه نور، ج 5، ص 15
مسایلی که در مورد ماموریت من در تهران، بروز کرده است، روی ماهیت ماموریت من و علت تمدید آن، متمرکز شده است. ساده بگویم، وظیفه اصلی من در این ماموریت، به کار بردن همه تلاشهایم در جهت امکان حیات دادن به دولت بختیار یا هر دولت غیر نظامی دیگر، که با غرب سرسازگاری داشته باشد، بود.
مأموریت در تهران، هایزر، ص 306
من هنوز معتقدم، حدود چهار پنچم مردم از دولت قانونی، حمایت می کردند. این نظریه از مطالعه حجم، محل و رفتار تظاهر کنندگان مخالف حاصل می شود. به خصوص این که، این تظاهرات، باتظاهرات بزرگی که به ما (آمریکا) و حمایت از بختیار طراحی شد، مقایسه شود(46).
مأموریت در تهران، هایزر، ص 308
امام خمینی : ملت شریف و مبارز ایران! جنایات شاه و آمریکا چیزی نیست که احتیاج به اثبات داشته باشد. شاه و آمریکا، ما را در تمام زمینه ها وابسته نمودند. قتل و ضرب و شتم و زندان و تبعید، از امور رایج این جانیان، بوده است.
صحیفه نور، ج 12، ص 1
این باور و قبول این واقعیت که او را، ایالات متحده بدین جهت انتخاب کرده بود تا عامل قدرت آمریکا در خلیج فارس، یعنی مرکز انرژی جهان باشد، شاه را گرفتار احساس عظمت پرستی کرده بود. علاوه بر عظمت پرستی و برگزیدگی از جانب آمریکا، احساسی از خطاناپذیری در وجود شاه پدید آمده بود.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 418
مردم ایران از شاه بیزار شدند، چون قادر نبود خود را از قیود وابستگی رها کند و حال آنکه این قیود، برای آنها به شدت محسوس بود. در نظر بسیاری از ایرانیان، شاه شکست خورده بود، چون قادر نبود قدرت اقتصادی و سیاسی و نظامی ایران را، که با آن همه زحمت تامین کرده بود، به ابزاری، در راه استقلال روانی از غرب و خصوصاً از آمریکا تبدیل کند.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 421
(26 دسامبر، 5 دی 57) در این ملاقات، شاه، بی مقدمه از سولیوان پرسید: آمریکا از او چه میخواهد؟ سولیوان گفت: آمریکا از هر اقدامی که او در جهت استقرار نظم و قانون، به عمل آورد، پشتیبانی می کند. شاه گفت: حتی اگر تصمیم به اجرای سیاست مشت آهنین بگیرد و اعمال این سیاست، به خونریزی منجر شود؟ سولیوان در پاسخ گفت: اگر منظور شاه این است که آمریکا مسئولیت اقدامات او را به عهده بگیرد، تصور نمی کند، واشنگتن با قبول چنین مسئولیتی موافقت کند...گزارش این گفتگوی شاه و سولیوان، مرا ناراحت کرد و من احساس کردم که ما نتوانسته ایم شاه را آن طور که شاید و باید راهنمایی کنیم...به دنبال گفتگو با رییس جمهوری، در دفتر خود با ونس، ترنر، براون و دونکان جلسه ای تشکیل دادم و ونس را قانع کردم که تلگراف محکمی برای شاه، در تقویت هر چه بیشتر روحیه او، به تهران بفرستم(47).
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 130
ماریون جاوتیس در توقفی که سر راه خود از سنگال به نیویورک، در لندن داشت، به ملاقاتم آمد. ناهار را با هم خوردیم...ماریون، سپس صحبت را به مسأله ساواک و شکنجه کشید و حمایت نظامی آمریکا از ایران را نیز نوعی حمایت آمریکا از ساواک و شکنجه گری توصیف کرد. در جوابش گفتم، حمایت او از حکومت ایران را نیز در همین روال می دانستم.
خدمتگزار تخت طاووس، راجی. پرویز، ترجمه ح.ا.مهران،
انتشارات اطلاعات، ص 168
امام خمینی : شما مطلع نیستید که در زمان ستم شاهی در ایران، چه خبر بود. در زمان قاجار، انگلیسی ها بودند و چه کردند. بعد از این که آنها از این کشور رفتند و رضاخان رفت، زمان محمدرضا شاه، ایران، مرکز آمریکا و محل تاخت و تاز آنها شده بود و مصیبت بیشتر بود. چرا که هم قوای آنها زیاد بود و هم مردم اسلحه نداشتند و هم جوانان به فساد کشیده شده بودند. به صورتی که نمی شود آن را تصور نمود؛ اما وقتی مردم ایران، احساس کردند که باید خودشان در مقابل شاه و آمریکا مقاومت کنند، مقاومت کرده و سلطنت 2500 ساله را در هم کوبیدند.
صحیفه نور، ج 20، ص 183
از یک منبع مطلع شنیدم که فرمانده کل نیروهای روس، دستور داده بود که هر کس از افراد او در ملاء عام ظاهر شود، به شدیدترین وجه، حتی اعدام، مجازات میشود. انگلیسی ها نیز کمتر دیده می شدند، غالباً در باشگاههای خود بودند؛ ولی وضع آمریکاییها متفاوت بود. آنها در خیابان امیرآباد یک باشگاه داشتند که مخصوص افسران و درجه داران آنها بود...آمریکاییان به سرعت باشگاه امیرآباد را به مرکز فحشا تبدیل کردند. کامیونهای آمریکایی به مرکز شهر آمده، دخترها را جمع کرده و به باشگاه می بردند. دخترهایی که به این اوضاع تمایل داشتند، صف می کشیدند و منتظر می ماندند. مثل این که در صف اتوبوس هستند. کامیونهای روباز ارتش آمریکا، می آمد و 300 - 200 دختر را سوار می کرد و می برد(48).
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، فردوست. حسین، صص 123 و 124
شاه در 1975 طی مصاحبه ای با جان اوکز که در شماره 30، (سال 1975) نیویورک تایمز، به چاپ رسید، مورد درخواست خود، مبنی بر جای دادن ایران در میان قدرتهای بزرگ جهان، گفته بود: این اولین بار نخواهد بود که در این مملکت کارهای غیر ممکن، ممکن خواهد شد. گر چه سه سال بعد از این تاریخ، پیش بینی شاه درست از آب در آمد و کارهای غیر ممکن، انجام گرفت؛ ولی این کار نه به دست شاه و برای تغییر رویاهای او، بلکه، به دست خمینی و با کوشش انقلابیون بی اسلحه، در مقابل ارتش مجهز انجام گرفت که توانستند به 25 قرن شاهنشاهی خاتمه دهند و به جایش یک رژیم جمهوری اسلامی برقرار سازند.
سقوط شاه، هویدا. فریدون، ص 218
امام خمینی : آقای کارتر دارند منعکس می کنند در آمریکا که ملت ایران با ملت آمریکا مخالف است. و این هم یکی از جنایاتی است که دارد واقع می شود در تاریخ. که ما فریاد می زنیم ما با آقای کارتر مخالف هستیم، برای این که او برده جانی ما را و حمایت می کند. و او دارد منعکس می کند که ما با ملت آمریکا مخالف هستیم، و ملت آمریکا را وادار می کند که از ما عصبانی شوند و با ما مخالفت کنند.
صحیفه نور، ج 10، ص 230
برژینسکی که به شدت از لحن توهین آمیز سخنان آیت الله خمینی، نسبت به رییس جمهوری آمریکا خشمگین بود، بعضی از جملات آن را با صدای بلند برای ما می خواند: چرا ما باید بترسیم...کارتر طبل میان تهی می کوبد...او عرضه هیچ کاری را ندارد...آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند(49).
بحران، هامیلتون. جردن، ص 48
روز پنچ شنبه کارتر طی نطقی در کنوانسیون اتحادیه های کارگری آمریکا، برای اولین بار با لحن تند و خشونت آمیزی درباره مساله گروگانها سخن گفت و اخطار کرد که آمریکا تسلیم شانتاژ و تروریسم بین المللی نخواهد شد، و کمترین آسیب به گروگانهای آمریکایی بی جواب نخواهد ماند. کارتر بعداً در دفتر ریاست جمهوری گفت: من از خشم و نفرتی که در مردم آمریکا به وجود آمده آگاهم، و یقین دارم اگر از اهالی پلتنز (زادگاه کارتر) بپرسیم، به عقیده شما چه کاری باید بکنم، بلا استثناء جواب خواهند داد: ایران را بمباران کنید(50)!
بحران، هامیلتون. جردن، ص 45

آمریکا و انقلاب اسلامی