آمریکا شیطان بزرگ

فاطمه رجبی‏

اصلاحات ارضی

امام خمینی : ما شاهد به اصطلاح اصلاحات ارضی بودیم که زراعت ایران را به باد داد و بازار برای آمریکا درست کرد و ایران را تا لب پرتگاه کشانید. نابودی کشاورزی ایران پس از انقلاب سفید و بازار مصرف شدن ایران، برای محصولات آمریکا در ازای نفت، چیزی نیست که بتوان برای آن توجیهی یافت.
صحیفه نور، ج 1، ص 248
زندگی برای مردمان فقیر به مراتب بدتر بود. هزاران هزاز روستایی بی سواد به امید واهی پولدار شدن، دهاتشان را ترک کرده بودند. اصلاحات ارضی انقلاب سفید که قرار بود به روستاییان کمک کند، رفته رفته به زانو در آمد. اکنون آشکار شده بود که یکی از هدفهای اصلی اصلاحات ارضی، نه آزاد سازی دهقانان، بلکه تقویت کنترل حکومت مرکزی بر زندگی آنان بوده است. افزون بر آن، شاه ایجاد مؤسسات کشت و صنعت را به وسیله بانکها و شرکتهای چند ملیتی اروپایی و آمریکایی تشویق می کرد.
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام، ص 249
امام خمینی : باز هم خجالت نمی کشند، می گویند انقلاب شاه و ملت. بگویند انقلاب آمریکا و راحت کنند خودشان را. بگویند دستور آمریکا. انقلاب آمریکا.
صحیفه نور، ج 2، ص 56
محمدرضا در طول سلطنت خود، بافت جامعه را به هم ریخت و این امر، عواقب وخیمی به بار آورد که چاره آن بسیار دشوار است. به هم ریختن بافت اجتماعی ایران، توسط انقلاب سفید محمدرضا و به ویژه اصلاحات ارضی او صورت گرفت که توسط کندی رئیس جمهوری آمریکا، دیکته شده بود. بعدها در مسافرتهای اروپا و آمریکا و به خصوص در مصاحبه های مطبوعاتی خارج، اصلاحات ارضی تکیه کلام محمدرضا بود... و آن را بزرگترین پیروزی خود برای نجات ملت ایران توصیف می کرد.
ظهور و سقوط پهلوی، حسین فردوست، ص 273
در واقع هدفهای سیاسی - اجتماعی رفورم دهه 1960 که با تشویق و حمایت حکومتهای دمکرات آمریکا آغاز شده بود، بر اثر عدم توجه و پیگیریهای حکومتهای جمهوری خواه، رنگ باخت و به فراموشی سپرده شد.
توطئه در ایران، ونس، سایروس، برژینسکی، زبیگینو، ص 11
امام خمینی : این اصلاحات ارضی را که گفتند و آنقدر طمطراق کردند، اصلاحات ارضی به امر دولت آمریکا بود. برای اینکه بازار درست کند که چیزهای آنها به فروش برود؛ یعنی زراعت ما به هم بخورد و ما محتاج شویم.
صحیفه نور، ج 2، ص 148
طبیعی است که علم در مسایل مهم، مجری سیاستهای آمریکا و انگلیس بود و طرحهای آنان را به مسایل داخلی کشور انتقال می داد. به همین جهت در طرح ریزی و اجرای به اصطلاح انقلاب سفید و در قلع و قمع عشایر فارس، نقش اساسی داشت.
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، حسین فردوست. ص 254
کندی، شاه را تشویق کرد که اصلاحات را شروع کند و وقتی علی امینی سفیر سابق ایران در واشنگتن، به نخست وزیری منصوب شد، خوشحال گردید.
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام ص 100
اصلاحات کشاورزی شاه، باعث ورشکستگی کشاورزان خرده پا شد و آنها را به حلبی آبادها و زاغه های کنار شهرها کشاندند. برنامه صنعتی کردن او، تنها به سود عده انگشت شماری از مردم و بیشتر از همه به نفع کمپانیهای خارجی بود و کوشش او برای غرب گرایی، باعث شد که ارزشهای قدیمی از بین بروند.
آمریکا در اسارت، کلن، ادوارد، ترجمه بوران خاور، انتشارات قلم، ص 103
امام خمینی : ما قبل از اصلاحات ارضی ساخته آمریکا، که در بست ایران را در اختیار آمریکا قرار داد، یکی از صادر کنندگان مواد غذایی بودیم... ولی امروز ایران بیشتر مواد غذایی اش را از خارج می آورد.
صحیفه نور، ج 4، ص 105
انقلاب سفید شاه در اصل، برای جلب و خوشایند آمریکا طرح و تنظیم شده بود و به نظر آمریکاییها می توانست منشأ یک تحول عمیق و اساسی در جامعه باشد.
جنگ قدرتها در ایران، روبین، باری، ص 95
نتیجه اصلاحات ارضی شاه، بدانجا کشید که در اوسط دهه 1970، ایران از یک کشور خودکفا در محصولات کشاورری، به صورت وارد کننده مواد غذایی درآمد.
پشت پرده تخت طاووس، صمیمی. مینو، ص 169
امام خمینی : زراعت ما را به کلی از بین بردند، صنعت ما را از بین بردند. با اسم تمدن بزرگ به کلی خراب کردند این مملکت را، و بازار درست کردند برای کشورهای بزرگ، خصوصاً آمریکا.
صحیفه نور، ج 5، ص 106
به علت کاهش تولیدات کشاورزی و افزایش مصرف داخلی، قسمتی از درآمد نفت، صرف واردات مواد غذایی و محصولات کشاورزی و عرضه آن در بازارهای داخلی به قیمتهای ارزانتر از خرید، می گردید. به طور مثال: ایران بزرگترین وارد کننده برنج آمریکایی بود و قسمت عمده گندم مورد نیاز خود را هم، از آمریکا تامین می کرد. دیگر فروشندگان عمده مواد غذایی به ایران، استرالیا و زلاندنو و چند کشور اروپای شرقی بودند که بیشتر مواد گوشتی و پروتئینی و مواد لبنی مورد نیاز ایران را تامین می کردند.
ماموریت در ایران، سولیوان، ویلیام، ص 77
امام خمینی : حالا ملت فهمید که قضیه اصلاحات نبود، نمی خواستند دهقان را آزاد کنند. نمی خواستند دهقان و طبقه مستمند را به نوایی برسانند، بلکه مقصود این بود که ایران را بازاری کنند برای آمریکا و کشاورزی ایران را تباه کنند تا محتاج شود به آمریکا.
صحیفه نور، ج 6، ص 181
اصلاحات ارضی برعکس ادعای محمدرضا، موجب فقیرتر شدن خانواده های کشاورز گردید. به طوری که یک خانواده کشاورز (زن و شوهر و به طور متوسط 4 بچه) بین 1000 تا 1200 ریال عایدات ماهیانه داشت... کاهش تولیدات کشاورزی، از هر نوع سبب گردید که اقلام مختلف، به ویژه گندم و گوشت، جزء واردات اصل شود و هر سال آمریکا 2 میلیون تن گندم، به ایران صادر کند.
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، حسین فردوست، صص 274 و 275
در اینکه طرح اصلاحات ارضی کندی، کشاورزان ایران را نابود کرد، تردید نیست.
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، حسین فردوست، ص 273
امام خمینی : اصلاً برنامه این بوده که خراب بکنند. کشاورزی را به اسم اصلاحات ارضی به کلی از بین ببرند و بازار درست کنند برای آمریکا، برای آمریکایی که گندمهایش زیاد است. آمریکا می خواهد که ایران با سایر کشورهایی که تحت نفوذ است، کشاورزیش به هم بخورد تا محتاج به او شوند. چنانچه ما الان محتاج هستیم. همه چیزمان از خارج باید بیاید.
صحفه نور، ج 7، ص 111
گزارشهای سیا در 1974 صریحاً بیان می دارد که موقعیت تقریباً انحصاری آمریکا به عنوان صادر کننده مواد غذایی، می تواند این دولت را به درجه ای از قدرت برساند که قبلاً هرگز صاحب آن نبوده است. یک برتری سیاسی و اقتصادی که ریشه اش در سالهای بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم، قرار دارد. از طریق صادرات مواد غذایی، واشنگتن، کنترل مرگ و زندگی بسیاری از ملل ساکن در این جهان را در دست خود دارد.
دیکتاتوری کارتلها، میرو، ترجمه همایون الهی، انتشارات امیر کبیر، ص 257
آمریکاییها راه های متعددی برای ایجاد بازار فروش خود دارند و اصلاحات ارضی محمدرضا، یکی از این راهها بود. اصلاحات ارضی هر چند تحت عنوان ایجاد رضایت روستائیان اجرا شد و یکی از پایه های دکترین امنیت ملی محمدرضا را تشکیل می داد، ولی در واقع ناظر به اهداف فوق بود که از سودجویی آمریکاییها ناشی می شد.
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، حسین فردوست، ص 485
امام خمینی : به اسم اینکه ما می خواهیم صنعتی کنیم مملکت را، اول کشاورزیش را از بین بردند. کشاورزی که از بین رفت، اشکالاتی پیدا شد. یکی اینکه ما شدیم برای آمریکا یک بازاری برای خرید کالاهای او. یعنی گندم و سایر حبوباتی که آنها زیاد داشتند و باید بریزند به دریا یا بسوزانند، به ما با قیمت اعلا می فروختند و پول می گرفتند.
صحیفه نور، ج 9، ص 144
کنترلی که توسط آمریکا بر تجارت جهانی غله اعمال می شود، عظیم تر و مهم تر از کنترلی است که کشورهای صادر کننده نفت - اوپک - بر تجارت نفت جهانی دارند... بنابراین در کنار سوزاندن غله و به دریا ریختن آن که ممکن بود ضایعات سیاسی به دنبال بیاورد و در هر حال در دراز مدت مقرون به صرفه هم نبود، می بایستی اقدامات دیگری در جهت کاهش دادن موجودی غله جهان، از طریق کاهش تولید جهانی به عمل آید... در این مورد نیز نظیر هر مورد دیگر، وظیفه کاهش تولیدات به عهده کشورهای عقب نگهداشته محول گردید...به عبارت دیگر آمریکا توانست، معادل 25 میلیارد دلار غله، به کشورهای دیگر و به خصوص به کشورهای عقب نگهداشته شده که اغلب کشورهای کشاورزی و تا آن زمان در این زمینه خودکفا بودند، صادر نماید.
دیکتاتوری کارتلها، میرو، ص 254
بدین ترتیب تناقض عجیبی در مالکیت ایجاد شد و اراضی وسیعی در اختیار مالکین نوپا قرار گرفت. در نتیجه این سیاست، قنوات رو به خشکی رفت و... همزمان با فقر روستاییان، انواع پروژه های دولتی با دلارهای نفتی، شروع شد و روستاییان فقیر را جذب شهرها و مناطق پروژه ها کرد. این دقیقاً یک طرح آمریکایی بود که ایران را محتاج واردات گندم از آمریکا نماید؛ که عملی هم شد.
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، حسین فردوست، ص 485

کاپیتولاسیون

امام خمینی : هدف اجانب، قرآن و روحانیت است. دستهای ناپاک اجانب با دست این قبیل دولتها قصد دارد قرآن را از میان بردارد، روحانیت را پایمال کند. ما باید به نفع یهود، آمریکا و اسراییل هتک شویم، زندان برویم، معدوم گردیم، فدای اغراض شوم اجانب شویم.
صحیفه نور، ج 1، 53
مبارزه آیت الله خمینی با شاه در این دوره، متوجه آمریکا هم هست؛ زیرا او معتقد بود که شاه در تمام کارهای خود از حمایت آمریکا برخوردار است و بسیاری از برنامه ها را آمریکاییها به او دیکته می کنند. اعطای مصونیت به کارکنان مستشاری نظامی آمریکا در ایران، موجب تشدید این مبارزه شد. آیت الله خمینی در یکی از شدیدترین نطقهای خود علیه آمریکا، گفت که: لایحه مصونیت به مستشاران آمریکایی به منزله یوغ بردگی و اسارت مردم ایران است. او در این سخنرانی، شاه را هم با لحن تند و اهانت آمیز مورد حمله قرار داد و به دنبال آن، برای دومین بار دستگیر و زندانی شد. این بار شاه پس از مدتی تردید و تأمل، دستور تبعید او را به ترکیه صادر کرد... پیروزی شاه در این مرحله قطعی به نظر می رسید و دولت آمریکا هم با رضامندی کامل از تحولی که در ایران روی داده بود، بیش از پیش شاه را مورد حمایت قرار داد.
جنگ قدرتها در ایران، روبین، باری، ص 96
بعد از این، موضوع کلیدی کاپیتولاسیون مطرح شد. شاه با آمریکا توافق نمود که دادگاههای ایران، حق محاکمه و قضاوت در مورد مشاوران نظامی و غیر نظامی آمریکا در ایران را نداشته باشند. خمینی به عراق تبعید شد. جایی که او زوار ناراضی را به دور خود جمع کرد. او از عراق بر سر شاه فریاد کشید که ریشه های استقلال ما را از بیخ و بن برانداخته ای. سخنان و وعظهای آیت الله خمینی که بر روی نوار ضبط می شد، توسط شبکه ای از طلاب و ملاهای عصیانگر، در تمام دهکده ها و شهرها توزیع می گردید.
آمریکا در اسارت، کلن، ادوارد، ص 103
امام خمینی : دیروز، ممالک اسلامی به چنگال انگلیس و عمال آن مبتلا بودند، امروز به چنگال آمریکا و عمال آن.
صحیفه نور، ج 1، ص 111
پس از 28 مرداد 32 که آمریکاییها با تمام قدرت وارد صحنه شدند، تصمیم گرفتند ایران را به عنوان پایگاه اصلی خود در منطقه حفظ کنند.
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام، ص 382
در نهایت، آمریکا به صورت یگانه قدرت بزرگ بیگانه، جای روس و انگلیس را در ایران گرفت. برخلاف آن دو قدرت که شاهان قاجار را در چنگ خود داشتند، شاه را زیر سلطه نگرفت، ولی پیوند محمدرضا و ایالات متحده چنان محکم بود که نفوذ آمریکا در ایران، اگر هم همیشه آشکارا اعمال و یا آگاهانه تعقیب نمی شد، مافوق همه چیز قرار داشت.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 283
امام خمینی : دنیا بداند هر گرفتاری که ملت ایران و ملل مسلمان دارند، از اجانب است، از آمریکاست و ملل اسلام از اجانب عموماً؛ و از آمریکا خصوصاً متنفر است.
صحیفه نور، ج 1، ص 110
هیچ یک از اقدامات ما برای تماس با محافل مذهبی، در رفع سوءظن آنها نسبت به آمریکاییها و سیاست آمریکا در ایران مؤثر واقع نشد. احساسات ضد آمریکایی در میان بعضی از گروه های افراطی که زیر پوشش مذهبی بوجود آمده بودند، از طرف همین گروهها انجام می شد...
... تلاشهای من برای پی بردن به اسرار شیعی گری و مبارزه ای که در پشت پرده آغاز شده بود، بی ثمر بود. زیرا به نظر روحانیون مخالف، آمریکاییها نه تنها از برنامه ها و سیاستهای شاه حمایت می کردند، بلکه طراح و الهام دهنده این برنامه و سیاستها بودند.
در دوران انقلاب ما سعی کردیم روابط نزدیکتری با رهبران مذهبی ایران برقرار کنیم تماس ها و آشنایی ها هم حاصل شد، اما هرگز نتوانستیم اعتماد و اطمینان آنها را به خود جلب کنیم.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، صص 66 و 67
امام خمینی : رئیس جمهور آمریکا بداند این معنا را. بداند که امروز در پیش ملت ما از منفورترین افراد بشر است که چنین ظلمی به ملت اسلامی کرده است. امروز قرآن با او خصم است. ملت ایران با او خصم است.
صحیفه نور، ج 1، ص 105
وقتی (سالیوان) کوشید با اشخاص خارج از دربار و اطراف آن، تماس بگیرد، کشف کرد که چقدر نسبت به بیگانگان، به ویژه آمریکاییان بد گمانی هست. او گیج شده بود. خارج از حلقه شیفتگان پیرامون شاه، هیچ ستایش یا حتی نظر مساعدی نسبت به ایالات متحده دیده نمی شد، او احساس کرد که اغلب مسلمانان شیعه تماس با بیگانگان را خلاف معتقدات خود می دانند. به طور کلی سولیوان عقیده داشت، در ایران حتی از لائوس و فلیپین و هر کشور دیگر که خدمت کرده بود، منزوی تر است.
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام، ص 357
امام خمینی : تمام گرفتاری ما از آمریکاست. تمام گرفتاری ما از اسراییل است. اسراییل هم از آمریکاست. این وکلا هم از آمریکاهستند. این وزرا هم از آمریکا هستند. همه، دست نشانده آمریکا هستند. اگر نیستند، چرا در مقابل آن نمی ایستند، داد بزنند؟...
اگر پنج ملا در این مجلس بود، اگر یک ملا تو این مجلس بود توی دهن اینها می زد. نمی گذاشت این کار بشود.
صحیفه نور، ج 1، ص 106
در ژوئیه 1964 دولت، لایحه به مجلس تسلیم کرد که مستشاران نظامی آمریکایی و خانوادهایشان را تابع دادگاههای آمریکایی ساخت نه ایرانی. چنین موافقتنامه هایی درباره حق برون مرزی در هر جای که نیروها یا مستشاران آمریکایی در خارج از کشورشان مستقر می شوند، معمول است. اما در ایران خاطرات خشم آلود کاپیتولاسیونهایی که انگلیسها و روسها در قرن نوزدهم، کسب کرده بودند، زنده کرد. قانون مزبور با اکثریت ضعیفی در مجلس به تصویب رسید و آیت الله خمینی آن را به عنوان سند اسارت ایران محکوم کرد و گفت: مجلس با این عمل ما را جزء دول مستعمره محسوب کرد. ملت مسلمان ایران را در دنیا از وحشیها عقب مانده تر معرفی کرد. اگر نفوذ روحانییون باشد، نمی گذارد این ملت یک روز اسیر انگلیس باشد و یک روز اسیر آمریکا.
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام، صص 134 و 135
امام خمینی : چون ما ملت ضعیفی هستیم و دلاور نداریم، باید زیر چکمه آمریکا برویم. آمریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریکا بدتر، شوروی از هر دو پلیدتر. همه از هم بدتر و پلیدترند. لیکن امروز سروکار ما با آمریکاست.
صحیفه نور، ج 1، ص 105
می توان نتیجه گرفت در دوران محمدرضا (پس از کودتا) تعدادی طرفدار انگلیس ماندند و فی الواقع برای آمریکا کار می کردند، تعدادی از انگلیس به طرف آمریکا سوق پیدا کردند و تعدادی هم مستقیماً به آمریکا وصل شدند. بنابراین، در این دوران دیگر انگلیس حاکم مطلق ایران نیست. بلکه بهتر است گفته شود یک طرف معامله و شریک آمریکاست که در تحکیم مواضع آمریکا ذینفع است، زیرا خود به تنهایی قدرت حفظ امنیت منطقه را ندارد و این آمریکاست که چنین نیروی مالی و نظامی را دارد.
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، حسین فردوست، ص 288
امام خمینی : ایران دیگر عید ندارد، عید ایران را عزا کردند...عزا کردند و دسته جمعی رقصیدند. ما را فروختند. استقلال ما را فروختند... در این قانون اگر یک خادم آمریکایی یا یک آشپز آمریکایی، مرجع تقلید شما را در وسط بازار ترور کند، زیر پای خود را منکوب کند، پلیس ایران حق ندارد، جلو او را بگیرد. دادگاههای ایران حق محاکمه ندارند. باید پرونده برود به آمریکا و در آنجا اربابها تکلیف را معین کنند... چرا، برای اینکه می خواستند وام بگیرند، آمریکا می خواست این کار انجام شود.
صحیفه نور، ج 1، ص 102
نکته جالب توجه این است که لبه تیز مبارزه خمینی علیه شاه از همان آغاز، سیاست آمریکا و روابط نزدیک شاه را به آمریکاییها، هدف قرار داده بود. در آن موقع لایحه ای برای اعطای مصونیت قضایی به مستشاران و اعضای میسیون نظامی آمریکا در ایران، به پارلمان داده شده بود و خمینی ضمن حمله به برنامه های اجتماعی شاه، مخصوصاً این لایحه را به باد انتقاد گرفت. مبارزه خمینی با برنامه های شاه، به بازداشت او و برخوردها و تظاهرات خونینی انجامید و سرانجام او را به ترکیه و سپس به شهر مقدس مذهبی نجف در عراق تبعید شد.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 66
امام خمینی : نظامیها و مستشاران نظامی آمریکا برای شما چه نفعی دارند؟ اگر این مملکت در اشغال آمریکاست، پس چرا این قدر عربده می کشی؟ چرا این قدر دم از ترقی می زنی؟ اگر این مستشاران، نوکرهای شما هستند، پس چرا از اربابها بالاترشان می برید؟ اگر نوکرند، مثل نوکر عمل کنید. اگر کارمند شما هستند، شما هم مثل سایر ملل که با کارمندانشان عمل می کنند، با اینان رفتار کنید. اگر مملکت ما اشغال آمریکاست، اعلام کنید.
صحیفه نور، ج 1، ص 104
از مطالب مندرج در بولتن آمریکاییها یک نکته جالب به یادم مانده که موضوع مربوط به نفت باد کوبه بود... اما از این هم بالاتر، استراق سمع مکالمات خصوصی محمدرضا و مقامات عالیرتبه، توسط سیا بود. جریان از این قرار بود که سفارت آمریکا به محمدرضا اطلاع می دهد که تلفنهایی که استفاده می کنید، و امکان استراق سمع خیلی زیاد است و پیشنهاد کردند که یک کابل 10 شماره ای بکشند که از مراکز تلفن خودکار عبور نکند، بلکه مستقیماً به محلهای مورد نظر وصل شود. محمدرضا موافقت کرد و آمریکاییها، تلفن ها را کشیدند که به تلفن قرمز معروف شد. مقاماتی که از تلفن قرمز استفاده می کردند، عبارت بودند از: محمد رضا، وزیر دربار، نخست وزیر، فرمانده گارد، رئیس ستاد ارتش، رئیس اداره دوم ارتش، رئیس ساواک، فرمانده ژاندارمری، رئیس شهربانی، و رئیس دفتر ویژه اطلاعات (من). من مطلع بودم که یک تلفن قرمز هم در سفارت آمریکاست و هر 10 شماره را استراق سمع می کند. آمریکاییها بی خود به موضوعی تا این حد علاقمند نمی شوند، مگر اینکه از آن نفع کامل ببرند. پس کلیه مکالمات تلفن های قرمز در سفارت آمریکا روی نوار ضبط می شد و آمریکا بر کلیه مسایل درجه اول مملکتی نظارت می کرد(3).
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، حسین فردوست، ص 335
وقتی که برای بازدید به مرکز فرماندهی نظامی تبریز رفتم، با صحنه غیر منتظره ای روبرو شدم. از ورود من به داخل محوطه جلوگیری می کردند. معلوم شد که طبق مقررات نیروی مسلح ایران، هیچ خارجی حق ورود به محوطه نظامی را ندارد و چون هیأت مستشاری آمریکا بدون اطلاع فرماندهان ذیربط، ترتیب این بازدید را داده، از این نکته غافل بوده است (سؤالی که ممکن است پیش آید این است که چگونه آمریکاییان در داخل محوطه نیروهای مسلح ایران مشغول کار و فعالیت بودند. برای حل این مشکل، آمریکاییها در استخدام نیروهای مسلح بودند و ظاهراً ابواب جمعی نیروهای مسلح به شمار می آمدند.) مشکل فوراً به تهران اطلاع داده شد و نظر به اهمیت موضوع، شاه را در جریان گذاشتند. شاه برای بازدید من از تأسیسات نظامی ایران کارت بلانش داد(4).
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 59
امام خمینی : قانونی به مجلس بردند که در آن قانون، اولاً ما را ملحق کردند به پیمان وین. ثانیاً الحاق کردند به پیمان وین! که تمام مستشاران نظامی آمریکا با خانواده هایشان، با کارمندهای فنی شان، با کارمندهای اداریشان، با خدمه شان، با هر کس که بستگی به آنها دارد، هر جنایتی در ایران بکنند، مصون هستند... دولت با کمال وقاحت از این امر ننگین، طرفداری کرد. ملت ایران را از سگهای آمریکا پست تر کردند. اگر چناچنه کسی سگ آمریکایی را زیر بگیرد، بازخواست از او می کنند. اگر شاه ایران یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد بازخواست می کنند و اگر چنانچه یک آشپز آمریکایی، شاه ایران را زیر بگیرد، کسی حق تعرض ندارد.
صحیفه نور، ج 1، ص 102
دولت، قراردادی با آمریکا منعقد می کند. بنابراین قرارداد، آمریکاییهای مقیم ایران از موافقتنامه 1928 وین استفاده می کنند. این امر به معنای اعطای مصونیت سیاسی به آنهاست. از جمله مزایای دیگر، یکی هم این است که اگر آنها مرتکب جرمی شوند، محاکم ایرانی، آنها را مجازات نمی کنند. خمینی بار دیگر در قم به غرش در می آید که: اگر فردا یک نفر ایرانی سگ آمریکایی را کشت، محاکمه می شود، اما یک نفر آمریکایی اگر شاه ایران را کشت، نمی توان او را محاکمه کرد. او این بار تبعید می شود.
ایران انقلاب به نام خدا، بلانشه. پیر، ترجمه، قاسم، ص 190
امام خمینی : مصونیت دادند به آمریکاییها و آنها را مصون از همه چیز قرار دادند. در مقابلش یک چند دلار گرفتند. آنوقت، الان هم ملاحظه می کنید که چقدر از آمریکاییها و صاحبهای آمریکا در ایران هستند، با چه حقوقهایی. با چه حقوقهای گزاف. اینها گرفتاریهایی است که ما داریم، که تمام خزاین ما باید برود به جیب آمریکایی ها.
صحیفه نور، ج 2، ص 29
یکی از دلایل عمده مخالفت آیت الله خمینی با رژیم پهلوی در 1964، حقوق برون مرزی بود که به نظامیان آمریکایی در ایران، داده شد. اکنون به جای چند صد نفر، چندین هزار آمریکایی در ایران اقامت داشتند. آنان در شهرکهای کوچک خودشان گرد آمده بودند و مایحتاج خود را از مغازه هایی که با دلار جنس می فروختند، می خریدند و پیتزا فروشیها و همبرگر فروشیها و اتومبیلهای بزرگ و آداب و رسوم بیگانه خودشان را داشتند. رفتار آنان بسیاری از ایرانیان را به همان اندازه خشمگین می ساخت که حمایت بی چون و چرای واشنگتن از شاه.
آخرین سفر شاه، شوکراس، ویلیام، ص 223
امام خمینی : تحمیل کاپیتولاسیون بر ملت مظلوم ما، به وسیله شاه مخلوع سابق، از بزرگترین جنایات آمریکا بود که با مخالفت روحانیون و ملت متدین، مواجه گشت، و از آن پس، چه ستمها و چه جنایاتی که بر ملت ما وارد نشد.
صحیفه نور، ج 12، ص 133
آیت الله خمینی در ژوئن 1963 شاه را شدیدتر از هر وقت، به عنوان عامل صهیونیسم، محکوم کرد و بازداشت شد. این عمل موجب شورشهای گسترده ای گردید، که دولت، در کمال بیرحمی آن را سرکوب کرد. برآوردی که از تعداد کشته شدگان به دست نظامیان می شد، از چند صد، تا هزار نفر تغییر می کرد.
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام، ص 133
پس از این ماجرا، ناظران خارجی گمان کردند که شاه، مقاومت روحانیت شیعه را هم، با برنامه های غرب گرایانه خود، در هم شکسته و خود شاه هم، مغرورانه در این باور بود که دیگر روحانیون نمی توانند مانعی در برابر او و برنامه هایش به وجود آورند(5).
مأموریت در ایران، سولیوان، ویلیام، ص 96

نفت و تسلیحات

امام خمینی : اینجانب اعلام می کنم، هر قراردادی که با سرمایه داران آمریکا و دیگر مستعمرین بسته شود، مخالف خواست ملت و مخالف احکام اسلام است.
صحیفه نور، ج 1، ص 155
بسیاری از شرکتها و مؤسسات آمریکایی که در ایران مشغول کار بودند، در رشته غیر نظامی فعالیت می کردند. مرکز اکثر این شرکتها در واشنگتن نبود و مقامات ارشد آنها هم کمتر به واشنگتن می آمدند، اما تقریباً تمام یا اکثر این شرکتها، مرکز یا شعبات اصلی خود را در نیویورک دایر کرده بودند و من برنامه ای برای ملاقات با گروهی از مقامات ارشد این مؤسسات در نیویورک تنظیم کردم... در این دیدار دسته جمعی، قریب 30 تن از مقامات ارشد شرکتها و مؤسسات آمریکایی در ایران که فعالیت یا منافعی داشتند، گرد آمده بودند. سخنانی که در این جلسات از طرف شرکت کنندگان ایراد شد، به طور کلی خوش بینانه و حاکی از فرصتهای مناسب برای کار در ایران و مخصوصاً تاکید بر این نکته بود که کار آنها در ایران بسیار سودبخش است؛ اما من از مجموع سخنانی که در این جلسه رد و بدل شد، دریافتم که سرمایه گذاری و مشارکت این مؤسسات در ایران، بر مبنای عدالت و تساوی حقوق، استوار نیست. بیشتر این شرکتها بدون اینکه سرمایه ای در ایران به کار بیندازند، قراردادهای خدماتی با دولت و مؤسسات ایرانی داشتند و بعضی از آنها هم به جای سرمایه گذاری، سرویس و خدمات خود را مبنای شرکت در سود حاصله قرار داده بودند.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 22
امام خمینی : معاملات اسارت بار و به خصوص معامله 15 میلیارد دلاری اخیر با استعمار آمریکا، ضربه نابود کننده ای دیگر است که شاه، به اقتصاد ایران وارد ساخته، روچوب حراج تازه ای است که بر ثروت و ذخایر ملت محروم ایران می زند.
صحیفه نور، ج 1، ص 212
در ماه دسامبر 1973 بعد از اجلاس فوق العاده سازمان اوپک در تهران، قیمت نفت به ابتکار شاه افزایش یافت و به دنبال آن با جاری شدن سیل مبالغ هنگفت حاصل از فروش نفت به سوی ایران بود که شاه توانست ادعا کند: ایران تا 20 سال آینده به سطح پنج قدرت اول جهانی خواهد رسید. گر چه طی سال بعد، درآمد فروش نفت از سالی پنج میلیارد دلار به 20 میلیارد دلار رسید و ایران، به یکی از کشورهای ثروتمند جهان تبدیل شد، ولی بالغ بر نصف جمعیتش را افراد بی سواد تشکیل می دادند و کماکان در فهرست ممالک عقب افتاده جا داشت... متعاقب افزایش درآمد ایران، به جای هر گونه اقدامی در راه اعتلای فرهنگ کشور، پروژه های صنعتی را نسبت به گذشته چهار برابر افزایش دادند و نیز با هدف تبدیل ایران به یک قدرت بزرگ نظامی در خاورمیانه، مبالغ کلانی، برای خرید اسلحه و تجهیزات جنگی از آمریکا اختصاص یافت(6).
پشت پرده تخت طاووس، صمیمی. مینو، ص 148
امام خمینی : از آن طرف نفت ما را می دهند به آمریکا، عوضش چه می گیرند؟ من این را می گویم. من باید هر روز، این ها را بگویم. برای این که ممکن است یک گوش اینجا باشد که نشنیده باشد، این حرفها را. می دهند به آمریکا در عوض چه می گیرند؟ در عوض اسلحه می گیرند. کدام اسلحه؟ اسلحه ای که ایران نمی تواند استعمال کند.
صحیفه نور، ج 2، ص 168
با ادامه یافتن حمایت چندین ده ساله آمریکا و انتخاب شاه بوسیله نیکسون - کیسینجر به عنوان کارگزار ایالات متحده، رابطه شاه با آن کشور، یکی از عوامل دخیل در عظمت پرستی او شد. این رابطه در کنار درآمد سرشار نفت و تسلیحات بی حد و حصری که شاه از ایالات متحده می خرید به او امکان می داد تا بلندپروازیهایی را که برای نیروهای مسلح ارتش شاهنشاهی در سر می پروراند، جامه عمل بپوشاند، سبب خود بینی بی حد حصر او شد.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 338
هلی کوپترهای مورد نیاز ایران از طرف هلیکوپتر سازی بل تأمین می شد؛ ولی چون پرواز با این هلیکوپترها و نگهداری آنها، با توجه به تعداد زیاد هلیکوپترها مورد نیاز ایران، از عهده پرسنل فنی نیروهای مسلح ایران بر نمی آمد، تعداد زیادی از آمریکاییان برای تعلیم پرواز و مراقبت آنها به استخدام ارتش ایران در آمدند(7).
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی، زبیگینو، ص 105
امام خمینی : شاه نفت ما را برای تحکیم خودش، بدون هیچ مجوزی به آمریکا می داد و از پول آن اسلحه آمریکایی که به هیچ درد ملت ایران نمی خورد، می خرید. اصولاً تاکنون نفت، پشتوانه حکومت غاصبانه شاه بود و من حکم کردم که دیگر صادر نشود.
صحیفه نور، ج 4، ص 15
درآمد تازه نفت و اهمیتی که شاه در عرصه جهانی بدست آورد، موجب تحکیم هر چه بیشتر و اعتماد به نفس او گردید.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 143
شاه به عنوان یکی از دولتمردان اوپک که با امتناع از پیوستن به تحریم نفتی اعراب، به یاری غرب شتافته بود و در عین حال به عنوان دولتی که برای نفتش خواهان بهای گزافی بود، برای خود، یک نقش بین المللی دست و پا کرد. با این افزایش سریع قیمت نفت، ایران صاحب در آمدی شد که مخارج عظمت پرستی شاه را، تأمین می کرد. از محل در آمد نفت، هزینه جشنهای تخت جمشید داده شد. بهای سیستمهای تسلیحاتی هم که شاه به سرعت سفارش داد، از همین محل پرداخت گردید.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 450
شاه مجبور بود از ایالات متحده وام بگیرد و عقد قرارداد با شرکتهای بین المللی نفتی را که هم بر میزان نفت ایران و هم بر تعیین قیمت نفت نظارت می کرد، بپذیرد. شاه پس از آنکه دوباره تاج و تخت را به دست آورد، در سرنوشت رژیم و در مسایل امنیتی کشور، تأثیری اندک داشت. برعکس، خارجیان و به ویژه ایالات متحده، کنترل اوضاع را در دست داشتند.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 450
امام خمینی : اینکه می گوید اگر من بروم دیگر برای غرب، نفت نیست؛ اگر مقصود این است که آن طور که شما نفت می دادید به خارج، ما نمی دهیم، صحیح است. برای این که شما نفت را می دادید به خارج و آنی که از آمریکا به خیال خودتان می گرفتید، برای تعمیه می گرفتید. یک اسلحه های بسیار پیشرفته که در ایران هیچ کارشناسی ندارد و هیچ کس نمی تواند استعمالش کند.
صحیفه نور، ج 4، ص 148
در ماه مه 1972 که پرزیدنت نیکسون و وزیر امور خارجه اش کیسینجر، از تهران دیدن کردند، این وجهه تحکیم شد. رئیس جمهور با تمایل شاه نسبت به خرید جتهای جنگنده پیشرفته آمریکایی، موافقت کرد. اضافه بر آن، شاه در آینده می توانست انواع سیستمهای تسلیحات غیر هسته ای را که تمایل به خریدش داشت، داشته باشد، بی آنکه نیازی به بررسی داشته باشد.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 139
اعطای تضمین نیکسون - کسینجر به شاه، ناشی از ترس آمریکا از دو چیز بود. یکی نزدیک شدن اتحاد شوروی به منافع نفت خلیج فارس و دیگری امکان قطع نفت بر اثر بروز کشمکش میان کشورهای منطقه، پس از خروج نیروهای انگلیسی.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 415
در اواسط دهه 1960 ایران و ایالات متحده، سرگرم مذاکرات دشواری در مورد فروش اسلحه به ایران بودند. این مذاکرات همیشه موجب دردسر بود، زیرا شاه علیرغم علاقه اولیه اش به تاسیس تکاوران کوهستانی، مدام از آمریکا پیشرفته ترین تسلیحات را تقاضا می کرد.
پنتاگون عقیده داشت که ایران نه مورد استفاده آن سلاحهای پیشرفته را دارد و نه توانایی تکنیکی برای استفاده از آنها را. هیچ رئیس جمهوری مثل نیکسون در سال 1972 به شاه اجازه انتخاب اسلحه را نداده بود.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 415
من اطلاع داشتم که پرزیدنت کارتر، دستورالعمل جدیدی درباره محدودیت فروش تجهیزات نظامی، به کشورهای دیگر صادر کرده است. حال می خواستم بپرسم، سفارشات تازه ایران، با توجه به این دستورالعمل، چه صورتی پیدا خواهد کرد؟ جواب رئیس جمهوری، خیلی سریع و صریح بود. او گفت: میخواهد در معامله با ایران کاملاً سخی و گشاده دست باشد و در لیست سفارشات ایران هم، مورد خاصی که منعی برای فروش آن وجود داشته باشد، ندیده است.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 15
امام خمینی : دولت و رئیس جمهور آمریکا، تاکنون درست مانند یک دشمن با ملت ایران رفتار کرده اند. سالها غارت منافع کشور ما و تحمیل هزینه های سنگین مستشاران نظامی و پایگاه های نظامی از یک طرف و از طرف دیگر سرمایه گذاری سنگین که حداکثر سوء استفاده را از تمامی امکانات وسیع کشور و ملت ما کرده است.
صحیفه نور، ج 4، ص 129
در دوران محمدرضا، آمریکاییها، شمال ایران را زیر پوشش شبکه اطلاعاتی خود، قرار دادند و از جمله در شمال کشور پایگاههای بسیار قوی رادار، نصب کردند... هر پایگاه، پست دیده بانی نیز داشت که در هر زمان پنج نفر نگهبانی می دادند و سه شیفت بودند. یعنی جمعاً 15 نفر به اضافه 4 رزرو (یا آماده) و یک افسر که رئیس محافظین بود. هزینه محافظین و فوق العاده آنها و ساختن محل اسکان آنها، تماماً با ساواک بود.
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، فردوست. حسین، ص 342
محصول کار رادار از عکس و تفسیر و غیره، تماماً از پایگاهها به سفارت (بخش مربوطه) ارسال می شد و هیچ گاه ساواک، کوچکترین اطلاعی از نتایج نداشت. استفاده کننده، صرفاً آمریکاییها بودند. آنچه گفتم، فقط شمه ای از فعالیتهای سیا در ایران بود و مسلماً دامنه کار سرویس اطلاعاتی آمریکا، بسیار وسیع تر از این بود.
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، فردوست. حسین، ص 342
همانطور که کسینجر به کرات متذکر شده است، شاه به عنوان دولت شخصی و سیاسی در میان متحدان آمریکا، بی نظیر بود، ایالات متحده از ثمرات این دوستی بهره مند بود؛ چه به صورت عرضه تضمین شده نفت با تأمین ثبات خلیج فارس که سیاست خارجی و نیروی دریایی شاه آن را میسر می ساخت و چه با پیش گرفتن سیاستهای همسو نسبت به کشورهای عرب و شوروی. در مورد اخیر، شاه به ایالات متحده اجازه داد، در طول مرزهای شوروی به ایجاد پایگاههای استراق سمع دست بزند. در واقع منافعی که ایالات متحده از دوستی با شاه می برد، به مراتب بیشتر از اینها بود(8).
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 514
امام خمینی : (شاه) ایران را با پول نفت، انبار اسلحه ساخت آمریکا و همدستانش قرار داده است.
صحیفه نور، ج 4، ص 24
در 1976 شاه، سفارش بیش از 11 میلیارد از پیشرفته ترین جنگ افزارهای موجود در زرادخانه های آمریکا داد و بیش از این، از رقبای اروپایی آمریکا خرید. اگر سیستم هشدار رادار هوایی را که به آواکس مشهور است، نام نبریم، سیستم تسلیحاتی آمریکایی که شاه عمدتاً کشورش را به آن مسلح می کرد، از این قرار بود: موشکهای چند طبقه هاوک، بیش از 500 هلیکوپتر نظامی، 240 فروند هواپیمای جنگنده اف 14 و اف 15، چهار ناو شکن و سه زیر دریایی.
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام، ص 223
افزایش سریع قیمت نفت در دهه 1970، ثروت عظیمی را در دسترس او قرار داد تا از فرصتی که پرزیدنت نیکسون و هنری کیسینجر وزیر امور خارجه اش، جهت خرید سیستمهای غیر تسلیحاتی غیر هسته ای، برای نیروهای مسلح شاهنشاهی در اختیارش گذاشته بودند، استفاده کند.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 141
امام خمینی : امروز هیچ ایرانی تردید ندارد در اینکه قرارداد خرید میلیاردها دلار اسلحه و ساختن پایگاه نظامی آمریکا از پول نفت ایران و حضور هزاران مستشار نظامی آمریکا در ایران، با هزینه های سرسام آور آن، به نفع ایران نیست. این گونه قراردادها که به دست شاه با دولتهای خارجی منعقد شده است، کم نیست.
صحیفه نور، ج 4، ص 177
درباره طرحهای بلند پروازانه نظامی ایران و نقش آن در سقوط رژیم شاه، مطالب بسیاری گفته شده است. با اینکه شخصاً بر این عقیده ام که بسیاری از نقشه های نظامی شاه، خیالی و غیر عملی بود و با وجود این که بسیاری از وسایل و تجهیزات مدرن نظامی که از طرف رژیم شاه خریداری شده یا سفارش داده شده بود، بدون کمک و حضور مستمر کارشناسان خارجی، در حد مطلوب قابل بهره برداری نبود، تصور نمی کنم برنامه های نظامی شاه و خرید اسلحه فراوان از طرف او، نقش عمده ای در انقلاب ایران ایفا کرده باشد.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 57
در سال 1976، آخرین سال زمامداری جرالد فورد، شاه به این نتیجه رسیده بود که بسیاری از توصیه هایش که در مورد خرید اسلحه از جانب آمریکایی می شود، با این حقیقت آمیخته است که آنان، روابط نزدیک و محرمانه ای با کارخانه های اسلحه سازی دارند(9).
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام، ص 228
این نکته را باید در نظر داشت که ایران برای برنامه های رفاهی و اجتماعی خود، پول کافی در اختیار داشت و پرداخت قسمتی از پولهای حاصله از در آمد نفت برای خرید اسلحه، می توانست نقش متعادل کننده ای در مهار کردن تورم، داشته باشد(10).
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 58
امام خمینی : ما که مطلب را می دانیم، این طور می گوییم که خیر، برای ایران نیست. برای آمریکاست. آمریکا، هم عوض را گرفته، هم معوض را. هم نفت را گرفته و هم عوضش را خودش گرفته. پول نفت را به صورت اسلحه به ایران داده است و جاهای زیادی پایگاه آمریکایی است.
صحفه نور، ج 4، ص 148
در معامله اسلحه بین ایران و آمریکا، علاوه بر عوامل سیاسی و نظامی، باید انگیزه ها و عوامل اقتصادی را هم در نظر گرفت. اگر درآمد نفتی ایران با چنان سرعتی افزایش نمی یافت، شاه امکان اختصاص چنان بودجه هنگفتی را برای خرید اسلحه نداشت... اما علاوه بر افزایش قدرت خرید ایران، تمایل فروشنده را هم باید در نظر گرفت... در فاصله سالهای 1970 تا 1975، صادارات اسلحه آمریکا از یک میلیارد دلار، به 10 میلیارد دلار افزایش یافت. خریداران عمده این تسلیحات نیز ایران و عربستان سعودی بودند.
جنگ قدرتها در ایران، روبین. باری، ص 123
در نخستین سال پس از تشکیل کنسرسیوم جدید نفت، که به عنوان حق شناسی از کمکهای ایالات متحده برای بازگشت شاه به سلطنت، جانشین بهره برداری انحصاری انگلیس از نفت ایران شده بود، درآمد ایران از نفت، 34 میلیون دلار بود. این درآمد در 1970 به یک میلیارد دلار بالغ شد و در اواسط آن دهه، به رقم حیرت انگیز 20 میلیارد دلار در سال رسید.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 141
امام خمینی : و اما نفت. تمام نفت ما را به غیر دادند، به آمریکا و غیر از آمریکا دادند. آنها که به آمریکا دادند، در عوض چه گرفتند؟ در عوض، اسلحه برای پایگاه درست کردن برای آقای آمریکا. ما هم نفت دادیم و هم پایگاه برای آنها درست کردیم. آمریکا با این حیله که این مرد هم دخالت داشت، نفت ما را برد برای خودش و در عوض، پایگاه درست کرد.
صحیفه نور، ج 4، ص 284
از سرازیر شدن پول نفت به ایران، هیچ کس بیشتر از فروشندگان اسلحه در غرب، استفاده نکرد. اینان قبلاً در اثر تصمیم مه 1972 نیکسون - کیسینجر، مبنی بر اینکه هر چه شاه می خواهد به او بدهند. افسار گسیخته شده بودند. پس از چند بار افزایش بهای نفت، شاه اکنون خیلی بیشتر از سابق، اسلحه می خواست و می توانست داشته باشد.
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام، ص 222
رئیس جمهوری، بار دیگر بدون تأمل به این سؤال من پاسخ گفت. وی تاکید کرد که همکاریهای اطلاعاتی ما با ایران، بخصوص با امکاناتی که برای نصب دستگاههای خبرگیری از شوروی، در اختیار آمریکا قرار داده شده، بسیار مهم و با ارزش است.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 16
میسیون نظامی ما در ایران، تحت شرایطی شروع به کار کرده بود که سیاست کلی آمریکا مبنی بر فروش نامحدود اسلحه و تجهیزات نظامی به ایران، استوار بود... پرداخت پول این سلاحها با درآمد روزن افزون نفت ایران مسأله ای به شمار نمی آمد.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 30
امام خمینی : همه چیز را غارت کردند و رفتند. نفت را که مهم ترین چیز این مملکت است، دارایی این مملکت است و باید نسلهای آتیه از آن استفاده کنند، اگر بیست سال دیگر این (شاه) بود، دیگر نفت نداشتیم... برای این که نفت را همین طور لوله هایش را باز کردند و دادند به غیر. در مقابلش چه گرفتند؟ برای آمریکا که نمونه بارزش است، نفتها را دادند و در مقابل، پایگاه برای آمریکا درست کردند.
صحیفه نور، ج 5، ص 133
در سیاست شاه محوری ایالات متحده پنج زمینه وجود داشت: 1- شاه، دسترسی ایالات متحده به منابع ارزشمند را، شخصاً کنترل می کرد. مثلا ایالات متحده، پایگاههای الکترونیکی پیشرفته ای را در طول مرزهای ایران با شوروی، برای استراق سمع، کار گذاشته بود تا از پرتاب موشکهای روسی کسب اطلاع کند...
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 528
2- شاه، کمکهای مهمی به اقتصاد ایالات متحده کرد. گر چه وی در امر قیمت گذاری نفت، از جمله تندروها بود و دائماً می کوشید تا درآمد بیشتری از نفت به دست آورد، ولی هرگز تولید نفت ایران را محدود نساخت. وی درآمد گیج کننده نفت را در دهه 1970 صرف خرید میلیاردها دلار کالاهای آمریکایی، چه نظامی و چه غیر نظامی کرد و بهای آن را هم پرداخت.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 529
موضع شاه، ساده و منطقی بود. نفت یک ماده شریف بود... وانگهی نفت ایران فقط تا 20 سال دیگر دوام خواهد داشت. مطالبه بهای زیادتر برای آینده ایران جنبه حیاتی دارد.
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام، ص 215
امام خمینی : نفت ما را دادند و در ازای آن پایگاه درست کردند برای آمریکا. این اسلحه هایی که به ایران فرستادند، اسلحه های بودند که به درد ایران نمی خورد. اسلحه های بود که برای خود آنها بود. هم نفت ما را بردند و هم پایگاه برای آمریکا درست کردند.
صحیفه نور، ج 5، ص 269
پس از فراخوانده شدن نیروهای انگلیسی از شرق سوئز در 1968، ایالات متحده تصمیم گرفت شاه را مأمور پر کردن خلاء استراتژیکی ای کند که اقدام انگلیس در خلیج فارس و مناطق مجاور به وجود آورده بود. به همین منظور ایران، به عمده ترین دریافت کننده تجهیزات نظامی آمریکا تبدیل شد و انبوهی از تجار و خانواده ها و کارخانه های آمریکایی در آن کشور، مستقر شدند. هدف آمریکا این بود که ایران را بازوی نظامی منطقه کند تا اطمینان خاطر یابد که ثبات منطقه و منافع آمریکا حفظ خواهد شد.
کارتر و سکوت شاه، لدین. مایکل، لوئیس. ویلیام، ص 29
امام خمینی : مال این ملت را به غارت بردند.از پول نفت ما، برای آمریکا پایگاه ساخته اند و به اسم ما اسلحه وارد کرده اند، اما برای خودشان، پایگاه در مقابل شوروی ساخته اند. ایران احتیاج به اسلحه نداشت که ابر قدرت بشود، این سلاحها فقط برای پایگاههای آمریکایی در ایران بود.
صحیفه نور، ج 6، ص 23
ایالات متحده در همین زمان، سیل تجهیزات نظامی را به ایران سرازیر کرد. در برابر هر دلاری که ایالات متحده برای خرید نفت ایران خرج می کرد، ایرانیها دو دلار برای خرید تجهیزات نظامی و سایر کالاها به ایالات متحده باز می گرداندند... این تجارت، ثمرات متفاوتی داشت. از یک سو، افزایش قدرت ایران بدون شک، آمریکا را قادر کرده بود که در رویدادهای منطقه، اعمال نفوذ کند و همچنین دامنه فعالیت شوروی را محدود سازد. به علاوه، در زمانی که ایالات متحده دچار مشکلات اقتصادی بود، تزریق مبالغ زیادی پول نقد، به ویژه برای خرید کالاهایی که تمام شده آنها نسبتاً کم بود، با استقبال فراوان روبرو می شد.
بالاخره اگر ایالات متحده می خواست استراتژی ژئوپولتیکی خود را در خاورمیانه، عمدتاً برای توانایی ارتش ایران در تضمین ثبات منطقه متکی کند، برای آمریکایی ها تقریباً غیر ممکن بود که محدودیتهای شدید در فروش اسلحه به شاه برقرار سازند.
کارتر و سقوط شاه، لدین. مایکل، لوئیس. ویلیام، ص 30
امام خمینی : آمریکا باز چشمش به ایران است. به نفت ایران است. به مخازن ایران است. به این زودی نمی تواند اغماض کند.
صحیفه نور، ج 6، ص 39
هدفهای محدود ما در ایران، در اوایل استقرار رژیم اسلامی، دسترسی به نفت ایران و بهبود تدریجی روابط با رژیم جدید ایران بود.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 59
امام خمینی : ملت را فقیر گذاشتند و رفتند. نفت ما را سالهای طولانی دادند به آمریکا، پول نگرفتند. یعنی برای آمریکا پایگاه درست کردند و به عوض پول نفت که باید به ما پول بدهند، اسلحه دادند. اسلحه هایی که به درد آمریکا می خورد، نه به درد ما.
صحیفه نور، ج 6، ص 97
افزایش ناگهانی درآمد نفت، فرصتی به شاه دست داد تابه آرزوهای خود برای تقویت نیروی هوایی ایران، جامه عمل بپوشاند.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 56
خلیج فارس یکی از بازارهای عمده اسلحه آمریکا بود و ایران به تنهایی خریدار نصف سلاحهای آمریکایی بود که به کشورهای خارجی صادر می گردید و ارزش کل آن به هشت میلیارد دلار در سال بالغ می شد.
توطئه در ایران، ونس. سایروس. برژینسکی. زبیگینو، ص 13
درباره خریدهای نظامی ایران و احتیاجات واقعی این کشور از نظر تسلیحاتی، مطالعه و مشورت کافی صورت نمی گرفت و ارتباط آن با تحولات اقتصادی - اجتماعی ایران، از نظر دور مانده بود.
توطئه در ایران، ونس. سایروس. برژینسکی. زبیگینو، ص 11
در دهه 1960، ایران، مهمترین پایگاه استراتژیک ما، در خلیج فارس، پس از خروج انگلیسی ها شرق سوئز، به شمار می رفت. تخلیه نیروهای انگلیس از خلیج فارس، خلا قدرتی در این منطقه به وجود آورد و سیاست آمریکا در آن زمان، برای پر کردن این خلا با افزایش قدرت نظامی ایران در وهله اول و عربستان سعودی در مرحله بعد، بود.
توطئه در ایران، ونس. سایروس. برژینسکی. زبیگینو، ص 105
امام خمینی : ایران چنانچه می دانیم و می دانید، دست بسته تسلیم آمریکا بود و شاه مخلوع خائن، این کشور را در تمامی ابعاد، وابسته به آمریکا کرده بود و ایران یکی از پایگاههای نظامی آمریکا بود.
صحیفه نور، ج 18، ص 91
ریچارد هلمز سفیر آمریکا در ایران، در اواخر حکومت نیکسون و تمام مدت زمامداری فورد، خود یکی از طرفداران جدی رژیم شاه بود... او در سخنرانی ها و مصاحبه های خود، با قاطعیت از حکومت شاه دفاع می کرد و بر اهمیت حیاتی ایران برای جهان غرب، تاکید می کرد. به طور مثال می توان به سخنرانی او در دانشگاه پدافند ملی ایران، در فوریه 1976 اشاره کرد که ضمن آن گفت: خلیج فارس، یک منطقه حیاتی برای غرب و همه کشورهای جهان به شمار می رود و همکاری ایران و آمریکا برای حفظ ثبات و امنیت این منطقه، یکی از مهمترین اولویتهای سیاست خارجی آمریکاست... به نظر هلمز، موافقت شاه با استقرار ایستگاههای مراقبت و استراق سمع آمریکا در شمال ایران، که اطلاعات ذیقیمتی درباره آزمایش های موشکی در داخل شوروی، در اختیار آمریکا می گذاشت، مبین صمیمیت و علاقه باطنی شاه به حفظ منافع آمریکا و جهان غرب بود.
جنگ قدرتها در ایران، باری. روبین، صص 135 و 136
س: به نظر شما چرا آمریکا می کوشد که شاه را بر تخت شاهی نگهدارد؟
امام خمینی: چون در غارت مخازن کشور ما و تأسیس پایگاههای نظامی، در نقاط مختلف کشور، شاه دست نشانده ای مطیع و تسلیم است.
صحیفه نور، ج 3، ص 98
شاه، قوی ترین هم پیمان آمریکا در خاورمیانه، یکی از مصرف کنندگان اصلی وسایل نظامی آمریکا، یکی از دشمنان سرسخت کمونیسم، یکی از میانه روهای اوپک و تنها منبع قابل اطمینان نفت برای اسراییل بود. وی اجازه قرار دادن وسایل پیشرفته خبرگیری از روسیه در طول مرز دو کشور را، به سیا داده بود. به طور خلاصه شاه بهترین دوستی بود که آمریکا در خاورمیانه داشت.
روند سلطه گری، تاریخ سیاست خارجی آمریکا، آمبروز.
استفن، ترجمه احمد تابنده، نشر چاپخش، ص 40
من با هر گونه مذاکره و فتح باب با خمینی، قویاً مخالفم... سرنوشت ما با شاه پیوسته و باید با او کار کنیم(11).
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 107
سرنوشت ما حکم می کند با شاه و در کنار شاه باشیم(12).
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 112
اگر شما سیاست ایستادن در کنار دوستانی که پول خودشان را صرف می کنند و آماده اند خون خودشان را هم بریزند، دنبال نکنید، تنها راه دیگر، یک کشتار هسته ای یا ویتنامی دیگر خواهد بود(13).
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام، ص 229
امام خمینی : این چه معنا دارد که یک کسی منافع شما را تأمین می کند، لکن از ما می دزدد و می دهد به شما، ما می خواهیم دستش را بگیریم که ندزدد. دیگر مال مردم را بر ندارد بدهد به شما. ما اشکالمان بر سر هر دوی شماست. سر آمریکاست که دارد می خورد و می برد و سر این است که دارد می دهد اموال مردم را به غارت.
صحیفه نور، ج 3، ص 152
در واشنگتن، بخصوص در کنگره آمریکا، کفه ترازو بیشتر به نفع شاه سنگینی می کرد. بسیاری از سناتورها و اعضای کنگره آمریکا، بخصوص برجسته ترین و با نفوذترین آنها، یک یا چند بار به ایران سفر کرده و تحت تأثیر پذیراییها و سخنان شاه درباره انقلاب سفید و طرحهای او برای پیشرفت ایران قرار گرفته، شاه را به عنوان دوست جدی و وفادار آمریکا، تحسین می کردند.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 19
بودجه کشور در سال، مثلاً به جای 220 میلیارد تومان، 3000 میلیارد تومان، به مجلس پیشنهاد می شد. زیرا چنین مرسوم است و معمولاً بیش از عایدات واقعی، به مجلس ارائه می شود و در این وضع، بودجه ارتش، به جای 56 میلیارد تومان ممکن بود به 70 میلیارد تومان، افزایش یابد. این بودجه هنگفت، توسط چه کسی خرج می شد؟ توسط شخص محمد رضا! تصمیم گیرنده دیگر، وجود خارجی نداشت. او نیز با آمریکاییها مطرح می کرد و با نظر آمریکا، سهم آمریکا و سایر کشورهای مورد نظر آمریکا برای محمدرضا، مشخص می شد.
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، فردوست. حسین، ص 222
امام خمینی : تمام نفت ما را دارد همین طور می دهد، بدون اینکه معلوم باشد که این برای چه خرج می شود. چه جور هست. خوب. بله. میدانیم این را، از آمریکا اسلحه می خرند. اسلحه هایی که فقط برای این است که پایگاه آمریکایی درست بشود. نفت ما را می گیرند و می دهند به آمریکا.
صحیفه نور، ج 3، ص 193
در سال 1972 پرزیدنت نیکسون، تصمیم گرفت هر گونه محدودیتی را برای خرید سلاحهای آمریکایی از طرف ایران، از میان برداشته و به شاه، آزادی عمل کامل در انتخاب و خرید هر نوع سلاح آمریکایی، اعطا نماید. در واقع ایران، جانشین طبیعی و منطقی قدرت نظامی رو به زوال انگلستان در خلیج فارس، به شمار می آمد. از نظر زمامداران وقت آمریکا، یک ایران نیرومند، بار مسؤولیت آمریکا را در حفظ امنیت منطقه، سبک می کرد(14).
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 10
در زمینه مسایل نفتی، شاه از طرفداران جدی افزایش قیمت نفت بود تا منابع لازم را برای خرید اسلحه و وسایل لازم برای اجرای برنامه های صنعتی کردن ایران، فراهم سازد، ولی در مجموع، بین سیاستهای شاه و منافع منطقه ای ما هماهنگی زیادی وجود داشت.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ص 14
محمدرضا، تمام درآمد هنگفت نفت را صرف پروژه های بزرگ و کوچک کرد که در واقع بخش عمده آن، به جیب شرکتهای آمریکایی و انگلیسی و اروپایی می رفت و هدف آنها هم، همین بود. پروژه های کشت و صنعت، اگر اجرا می شد چنان بی محتوا بود که به جز زیان، سود دیگری نداشت.
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، فردوست. حسین، ص 274
امام خمینی : آمریکا می خواهد یک پایگاه نظامی درست کند در ایران، در مقابل شوروی. نفت ما را می گیرد، پایگاه برای خودش درست می کند. هم خود نفت را می برد و هم عوضش را. عوضش هم به نفع خود اوست.
صحیفه نور، ج 3، ص 194
خطر جدی سقوط شاه، رئیس جمهور آمریکا را با معمای لاینحلی مواجه ساخته بود. ایران، هم یکی از بزرگترین کشورهای صادر کننده نفت برای دنیا صنعتی غرب بود و هم حد فاصلی بین شوروی و منطقه حساس نفتی و استراتژیک خلیج فارس. حفظ ثبات و استقلال این کشور برای آمریکا، اهمیت حیاتی داشت و برای حفظ این ثبات، آمریکا سالها به شاه متکی شده بود(15).
بحران، جردن. هامیلتون، ترجمه مشرقی. محمود، نشر هفته، ص 24
در سیاست خارجی و بخصوص سیاست منطقه ای، دکترین اجرا شده توسط محمد رضا، تبعیت کامل از دستورات آمریکا و انگلیس بود. این دکترین، عملاً ایران را به یک پایگاه ضد شوروی برای غرب و آمریکا تبدیل نمود و محمد رضا، بر خلاف اصول همسایگی به خود اجازه داد تا رادارهای آمریکایی را در مرز ایران و شوروی مستقر سازند که تا 5000 کیلو متر در خاک شوروی را عکس برداری می کردند.
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، فردوست. حسین، ص 486
آمریکا و غرب با ایجاد دیکتاتوری محمد رضا، هم راه توسعه شوروی را سد کردند و هم نفت ایران را چپاول کردند و هم امنیت شاهراه نفتی جهان غرب را تأمین نمودند.
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، فردوست. حسین، ص 531
امام خمینی : امروز اقتصاد ایران به دست آمریکا و اسراییل است. بازار ایران از دست ایرانی و مسلم خارج شده است و غبار ورشکستگی و فقر به رخسار بازرگانان و زارعین نشسته است و اصلاحات آقایان، بازار سیاه برای آمریکا و اسراییل درست کرده است.
صحیفه نور، ج 1، ص 112
منافع مشترک دو دولت روشن بود: اولاً ایران می توانست نفت اسراییل را تأمین کند و در مقابل، اسراییل کالاهای ساخته شده، از جمله جنگ افزار و نیز انواع کارشناس، به ایران بفرستد.
ثانیاً موساد همراه با سازمان سیا نقش مهمی در تأسیس ساواک در سالهای نیمه دهه 50 ایفا کرد.
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام، ص 93
اجرای برنامه اصلاحات ارضی هم، به علت نارسایی ها و عدم برنامه ریزی صحیح، نتیجه مثبتی به بار نیاورد...توسعه شهر نشینی و برنامه صنعتی شدن کشور، عامل مؤثر دیگری در رکود و توقف پیشرفت کشاورزی ایران بود... ایران، به تدریج خودکفایی کشاورزی خود را از دست داد، و با افزایش مصرف، برای تأمین مواد غذایی خود، به خارج متکی گشت.
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام، ص 45