آمریکا شیطان بزرگ

فاطمه رجبی‏

شاه مزدور آمریکا

امام خمینی : دولت آمریکا با پشتیبانی از این عناصر (دست اندرکاران رژیم پهلوی)، در نظر مسلمین، در راس ستمکاران و جنایتکاران تاریخ است. دولت آمریکا برای استفاده رایگان از منابع زرخیز مسلمین، میلیونها مردم شریف را در چنگال کثیف عناصری دور از انسانیت گرفتار کرده است. اگر رئیس جمهور فعلی آمریکا تجدیدنظر نکند و راه خود را از سلف ناصالح جدا نکند، مسئولیت همه جنایات که به دست مشتی از خدا بی خبر و دور از انسانیت می شود، به عهده اوست.
صحیفه نور، ج 1، ص 243
خلاصه شاه با توجه به واقعیات سیاسی که با آن روبه رو بود، به صورت متفقی وفادار و صمیمی نسبت به آمریکا رفتار کرد. در اجرای این نقش تا بدانجا افراط کرد که در وهله اول، در میان ملت خودش و بعد نزد دیگران به نوکری ایالات متحده مشهور شد. این شهرت خدمتگزاری به منافع آمریکا به خرج ایران، سالها پیش از 1972 و مسافرت نیکسون - کیسینجر به ایران وجود داشت. در سال 1963 شورای امنیت ملی آمریکا، گزارش داد: نباید فراموش کرد که تنها مسئولیت منفی بزرگ شاه، آسیب پذیری اش در برابر اتهاماتی است، حاکی از این که دست نشانده اجانب می باشد.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ترجمه م.زند، اسمعیل، سعیدی، بتول. نشر نور. ص 402
امام خمینی : در مجامع و مطبوعات خارجی، فرصتی است که باید مجامع علمی و فرهنگی و رجال وطن خواه و دانشجویان خارج و داخل و انجمن های اسلامی، در هرجا هست، بی درنگ از آن استفاده کنند و بی پرده به پاخیزند و به وضع حاضر و جنایات 50 سال حکومت غیرقانونی رژیم نوکر مآب پهلوی اعتراض کنند و صدای خود را به مجامع بین المللی برسانند و به رئیس جمهوری آمریکا بفهمانند که ملتهای اسلامی، جنایات این خاندان را خصوصاً در سالهای اخیر، از رؤسای جمهور آمریکا می دانند.
صحیفه نور، ج 1، ص 243
ایران واجد چنان اهمیت استراتژیکی عظیمی برای ایالات متحده بود، که گفته می شد سیاست آمریکا در خاورمیانه قائم بر دو ستون است؛ یعنی بر دو بنیاد به هم پیوسته نفت و قدرت نظامی ایران و نفت و نفوذ سیاسی عربستان سعودی در منطقه. بنابراین، آیا پذیرفتنی است که دولت آمریکا اجازه بدهد یکی از این دو ستون از جا کنده شود، بی آنکه به نجات آن برخیزد؟... علیرغم اختلافاتی که در مورد نکات خاص سیاست خارجی وجود داشت و علیرغم شک و شبهاتی که مقامات بلند پایه دولت راجع به روش های حکومت شاه علناً ابراز می کردند، پرزیدنت کارتر حمایت نامحدود خود را از شاه، مکرراً اعلام کرده بود.
کارتر و سقوط شاه، لدین، مایکل، لوییس. ویلیام، ترجمه ناصر ایرانی، صص 21 و 42
امام خمینی : من از این خدمت گزار بی چون و چرای آمریکا، برای جهان اسلام، احساس خطر می کنم.
صحیفه نور، ج 2، ص 207
کشورهای اروپایی نیز مانند آمریکا، سرمایه گذاری زیادی روی شاه کرده بودند و به این لحاظ نمی توانستند سیاست خود را واقعاً تغییر دهند. از بسیاری جهات، او سنگ زیرین بنای دفاع غرب در خاورمیانه بود. ایالات متحده، عمده ترین تأمین کننده جنگ افزار برای شاه بود... زمانی یکی از اطرافیان پرزیدنت کندی، به نام دیوید پاور گفته بود: او، شاه مورد پسند من است. در اواسط دهه 70، او، شاه مورد پسند همه بود. گزارشهایی که گاهگاهی سفارت، درباره ناراضیان بالقوه می فرستاد، بازتاب چندانی نداشت... روابطی که برژینسکی و سایر رهبران آمریکا می خواستند با شاه داشته باشند، چنین گزارشهایی را بی اثر می ساخت.
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی، نشر البرز، ص 51
در 1948 که دولت اسراییل تاسیس شد، ایران به یهودیان عراق که برخلاف یهودیان ایران، مورد سرکوب قرار گرفته بودند، اجازه داد از طریق ایران به اسراییل فرار کنند. در این هنگام یکی از وظایف اصلی موساد - سرویس جاسوسی اسراییل - این بود که مهاجرت یهودیان به اسراییل را تسهیل کند. دولت ایران به مأموران موساد اجازه داد، در تهران فعالیت کنند. به عبارت دیگر، از بدو تاسیس دولت اسراییل، ایران از اعراب حمایت لفظی می کرد و به اسراییل کمک پنهانی می داد. این یک طرح بادوام بود.
آخرین سفر شاه، شوکراس، ویلیام، ص 92
باتوجه به اهمیت حمایت آمریکا برای بقای اسراییل، اغلب اسراییلی ها به طور غریزی از سرپیچی علنی از ایالات متحده آمریکا خودداری می کنند(1).
سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه، زبیگینو، برژینسکی، ترجمه حمید احمدی، انتشارات امیرکبیر، ص 18
امام خمینی : باید شاه و دار و دسته اش بدانند که چه در ملاقات با رئیس جمهوری آمریکا موفق به تجدید نوکری و تثبیت مقام غیرقانونی بشوند یا نشوند، ملت ایران او را نمی خواهند و دست از مبارزه برنمی دارند تا انتقام جوانان به خون آغشته خود را بگیرند.
صحیفه نور، ج 1، ص 254
علیرغم ابراز نارضایتی نسبت به شاه و علیرغم دستگیری آیت الله طالقانی و کشتار در یکی از حصیرآبادهای تهران، فضای باز سیاسی استمرار داشت. باری تقویت عزم شاه و پایان دادن به شایعات وسیع، درباره موقعیت شاه از دیدگاه آمریکا، وی برای دیدار رسمی در نوامبر 1977 (آبان 56) به واشنگتن دعوت شد، ولی نتایج مثبتی که ایالات متحده در نظر داشت از بازدید شاه از آمریکا بگیرد، حداقل در انظار عموم حاصل نشد. زیرا هفته ها قبل از عزیمت شاه به آمریکا، گروههای ایرانی و غیر ایرانی، فرصت را برای ابراز مخالفت و تنفر خود از شاه و نارضایتی از آمریکا به خاطر حمایت از شاه، غنیمت شمرده بودند... مردم جهان مراسم استقبال رسمی شاه و رئیس جمهور آمریکا را در حالیکه دستمالی جلو چشمانشان گرفته بودند و اشک از گونه هایشان سرازیر بود، تماشا کردند.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، صص 271 و 272
امام خمینی : این آمریکایی که امضا کرده است اعلامیه حقوق بشر را، بر ما مسلط کرده است، بر ایران مسلط کرده است یک آدمی را که خلف صالحی است از برای آن پدر. این شاه موجود، این مدتی که که در رأس حکومت بوده است، ایران را بصورت یک مستعمره رسمی برای آمریکا درآورده و چه جنایاتی در این مدت کرده است.
صحیفه نور، جلد 2، ص 23
ایالات متحده بود که با کودتای 1953 موجب سرنگونی دکتر مصدق از مقام نخست وزیری شد و شاه را دوباره بر تخت سلطنت نشانید. ایالات متحده بود که با کمکهای نظامی و اقتصادی به شاه امکان بخشید تا پس از بازگشت بر سر قدرت بماند.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 337
شاه با میدان دادن به خارجیان، خصوصاً آمریکاییان در اقتصاد و زندگی روزمره ایرانیان، احساسات ضد بیگانه را که در ایران ریشه عمیقی دارد، برانگیخت. آزادی عمل یهودیان و بهاییان در ایران هم، به رابطه شاه با آمریکا نسبت داده شد.
جنگ قدرتها در ایران، روبین. باری، ترجمه محمود مشرقی، ص 192
امام خمینی : آمریکا که منشأ کودتای 32، و بازگشت و سپس حفظ شاه بر سر قدرت بوده، سیاست خود را تغییر نداده است. تا وقتی که وضع به همین منوال است، موقع و موضع من در قبال آمریکا تغییر نخواهد کرد.
صحیفه نور، ج 2، ص 49
از 28 مرداد 32 تا سال 57، محمدرضا به خواست آمریکا، دیکتاتور بلامنازع ایران بود و آمریکاییها نیز از او توقعی جز این نداشتند.
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، حسین فردوست، انتشارات اطلاعات، ج 1، ص 563
رئیس جمهور معتقد بود که ما به هیچ وجه، نباید با استرداد شاه به ایران موافقت کنیم. به هیچ وجه از سیاستهای گذشته خود در ایران، نباید معذرت بخواهیم و به هیچ وجه نباید اجازه دهیم که گروگانهای ما در ایران تحت محاکمه قرار بگیرند.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ترجمه محمود شرقی، ص 72
امام خمینی : ما و ملت ایران در این عصر گرفتار رژیمی هستیم که با اتکاء به حمایت آمریکا، ملت ایران را در آتش دیکتاتوری و کشتارهای دسته جمعی و سلب همه آزادیها می سوزاند.
صحیفه نور، ج 2، ص 110
از پدیده های عجیب این دوران، افزایش تعداد فرستادگان ویژه ای بود که هریک با عناوین رسمی و غیررسمی، از واشنگتن با پیامی برای شاه می آمدند. یکی از آنها از مقامات یک شرکت بزرگ آمریکایی بود که قبلاً ریاست شعبه سیا را در تهران داشت...
هدف سفرا، ارزیابی روحیه شاه و اطمینان دادن به او درباره حمایت جدی و محکم و بالاخره جرأت دادن به او برای اعمال قدرت و شدت عمل، در برابر مخالفان بود.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ترجمه محمود مشرقی، انتشارات هفته، ص 138
امام خمینی : ایشان می گوید که برای وطنم، خدمت به وطنم، مأموریت برای وطنم؛ صحیح است، مأمور است برای وطنش از طرف آمریکا. از طرف آمریکا مأمور است که این مملکت را تا پرتگاه نیستی برساند.
صحیفه نور، ج 2، ص 132
هنگامی که پرزیدنت نیکسون و وزیر خارجه اش، هنری کیسینجر، شاه را به عنوان کارگزار اصلی اجرای دکترین نیکسون در خلیج فارس انتخاب کردند، شاه باور کرده بود که وجودش برای ایالات متحده ضروریست... به طور خلاصه در اوایل دهه 1970، شاه خود را به لحاظ روانی وابسته به ایالات متحده کرده بود و همراه این وابستگی روانی، او در تحقق اهداف سیاست خارجی آمریکا، تعهدی برای خود قایل شده بود.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، صص 417 و 418
امام خمینی : این محمدرضا شاه، خودش گفت که متفقین صلاح دیدند، ما باشیم. پریروز هم که وزیر خارجه انگلستان گفت که ایشان برای ماست، ایشان منافع ما را حفظ می کند. ما می دانیم که ایشان منافع شما و آمریکا را حفظ می کند. داد ملت همین است... مأموریت برای وطن دارد، مأموریت از طرف آمریکا و انگلستان.
صحیفه نور، ج 2، ص 253
محمدرضا قدرت فائقه نداشت تا دکترینی در زمینه سیاست خارجی و داخلی اجرا کند. پس از 28 مرداد 1332 که محمدرضا با کمک سیا و MJ-6 با اختیارات تام به ایران عودت داده شد، به تدریج شکل گیری یک دکترین امنیت ملی مشاهده گردید. او در مواردی که من واسطه بودم، توسط انگلیسی ها راهنمایی می شد و در مواردی توسط آمریکایی ها که در ارتش و نیروهای انتظامی نفوذ کامل داشتند و ساواک را تاسیس کردند.
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، حسین فردوست، ص 482
امام خمینی : در سالیان دراز می بینیم که بیشتر، و بلکه تمامی سیاستهای شاه، در زمینه های مختلف، در جهت تأمین هر چه بیشتر منافع آمریکا و همدستان آمریکا بوده است.
صحیفه نور، ج 4، ص 24
حبیب اللهی عقیده داشت بخشی از سرزنش ها، متوجه متحدان ایران می شود، به ویژه آمریکاییان که توصیه های متناقص می کردند. اشخاص دیگری که در اطراف شاه بودند نیز، با این نظر موافق بودند. شاه در تمام عمرش به توصیه بیگانگان متکی بود(2).
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام، ص 18
امام خمینی : مأمورین شاه در همه شئون مملکت ما دخالت می کردند و مأمور بودند از طرف اجانب، و از طرف ابر قدرتها، خصوصاً آمریکا، که با ملت ما آن کنند که کردند.
صحیفه نور، ج 5، ص 240
حقیقت این است که شاه بعد از قضیه مصدق، به هیچ کس جز دوستان نزدیک خود اعتماد نکرد. او پس از گذشت مدتی - به طوری که خود من در ضمن خدمت در دربار، شاهد بودم - چنان اطمینان خود را نسبت به همه از دست داد، که هر چه پست و مقام کلیدی در سطح مملکت وجود داشت، همه را بدست اعضای خاندان سلطنتی و یا دوستان و نزدیکان که با سیاستهای اربابانش مخصوصاً آمریکاییها روی خوش داشتند، سپرد.
پشت پرده تخت طاووس، صمیمی. مینو، ترجمه حسین ابوترابیان، انتشارات اطلاعات، ص 43
امام خمینی : من همیشه به ملت ایران گوشزد کرده ام که گول تبلیغات غلط را نخورند. آمریکا و انگلستان که دم از تمدن و پیشرفت می زنند، هر کدام به نحوی با شاه - این جنایتکار حرفه ای - همکاری می کنند.
صحیفه نور، ج 3، ص 179
شاه گفت که برای او چاره ای جز استقرار یک دولت نظامی باقی نمانده است. بعد از این مقدمه، شاه از من پرسید: آیا می توانم بافوریت با واشنگتن تماس گرفته، از حمایت آمریکا و از تصمیم آنها اطمینان حاصل کنم؟ پاسخ دادم، چون پیش بینی این موضوع را می کردم، قبلاً نظر واشنگتن را در این مورد جویا شده ام. رئیس جمهور و دولت آمریکا از این اقدام پشتیبانی خواهند کرد. شاه سپس گفت که از سفیر انگلیس هم خواسته است به کاخ بیاید... یک ساعت طول کشید تا سفیر انگلیس بتواند خود را به کاخ برساند... سپس شاه تصمیم خود را درباره روی کار آوردن یک دولت نظامی به سفیر اطلاع داد و نظر او را در این مورد جویا شد.
مأموریت در ایران، سولیوان، ویلیام، ص 127
امام خمینی : من هر وقت به عکسی که در روزنامه انداخته بودند، فکر می کنم، متأثر می شوم. وقتی که محمد رضا رفته بود به آمریکا، زمانی بود که جانسون رئیس جمهور بود. عکس انداخته بودند. من دیدم که جانسون ایستاده بود سر جای خودش و عینکش را این طور دست گرفته بود و چپ به جای دیگر نگاه می کرد. حتی تو روی او نگاه نمی کرد و این (شاه) مثل یک آدم بنده ای در مقابل او ایستاده بود.
صحیفه نور، ج 8، ص 165
این احساس هیچ وقت دست از سر شاه برنداشت. او در رابطه اش با آمریکا احساس کسر شأن و حتی تحقیر می کرد. بی شک او تحقیر شده بود... در نتیجه او مانند یک نوکر احساس حقارت و خواری می کرد.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، صص 451 و 452
امام خمینی : اینها یک برنامه ای بوده است که مأمور اجرا بودند این پدر و خصوصاً این پسر، و خوب هم اجرا کردند. مطابق دلخواه اربابها عمل کردند و اینکه در آن کتاب نوشته: مأموریت برای وطنم، این کلمه صحیح است ؛ اما مأمور اجانب، آمریکا و دیگران.
صحیفه نور، ج 9، ص 78
شاه توانسته بود روابط انعکاسی با ایالات متحده برقرار کند. رهبران و نمایندگان ایالات متحده هم با کلام و هم با کمکهای مادی و نظامی و سیاسی و دیپلماسی به او فهماندند که او برای امنیت و آسایش ایالات متحده شخصیت مهمی است.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 418
امام خمینی : آمریکا شاه را بر تخت نشاند. یعنی در 1941 متفقین او را به جای رضاخان که نوکر انگلیس بود، نشاندند و دولت آمریکا در مقابل مخالفت مردم ایران، پیوسته از او حمایت کرد...بدین ترتیب ایرانیان نمی توانند نظر خوبی نسبت به دولت آمریکا داشته باشند.
صحیفه نور، ج 11، ص 199
یکی دو روز بعد باز ملاقات با رترات رخ داد و این بار رترات گفت که متأسفانه ما نتوانستیم روس ها را حاضر به پذیرش محمد رضا کنیم. نماینده آمریکا تهدید کرده است که ما در روابطمان تجدیدنظر خواهیم کرد و شما باید از مسکو اختیارات کامل و دستورات صریح و واضح بگیرید و اعلام کنید که خواست دو دولت بریتانیا و آمریکا این است... بالاخره 24 شهریور بود که رترات به من گفت: با عجله همین امشب ترتیب کار را بده و هر چه زودتر، محمدرضا به مجلس برود و سوگند بخورد که تأخیری در کار نباشد.
ظهور و سقوط پهلوی، حسین فردوست، صص 103 و 104
بسیاری از ناظران امور ایران، طی 37 سال حکومت شاه به پیوندهای عمیق میان شاه و ایالات متحده پی برده بودند، اما بسیاری از آنها این پیوندها را سیاسی و اقتصادی می پنداشتند. آنها می دیدند که ایران تحت حکومت شاه، با دورنمایی که ایالات متحده از منطقه در نظر دارد، منطبق است و با سیاست گذاران آمریکایی در مورد مجموعه نیروهای موجود در خلیج فارس و آسیای جنوبی و خاورمیانه، هم زبانی دارد. این ناظران، تجهیز انبوه نیروهای مسلح شاه را کوشش برای انجام وظیفه به عنوان قائم مقام ایالات متحده در منطقه تلقی می کردند و کوشش او برای وادار کردن شرکتهای نفتی به استخراج هر چه بیشتر نفت خام به منظور افزایش درآمد ایران را نیز، در جهت تأمین منافع بر می شمردند.
همه این اقدامات به آسانی نشان می داد که ایران پهلوی، اگر از نظر سیاسی و اقتصادی به آمریکا وابسته و متکی نباشد، لااقل با آن پیوند نزدیک دارد.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، صص 418 و 419
اگر کمک آمریکا در 1953 نبود، شاه هرگز بر تخت طاووس باقی نمی ماند. آمریکا در دهه 1960 شاه را هدایت کرده بود تا شاه وسایل لازم را برای ادامه راه خود به دست آورد. به محض اینکه شاه راه خود را پیدا کرد، واشنگتن گام بعدی را در برآوردن آرزوهای او برداشت.
مأموریت در تهران، هایزر، ترجمه ع. رشیدی، نشر هفته، ص 78
امام خمینی : چه کسی است که نداند شاه نوکر و مأمور آمریکا است و تمامی شهیدان و عزیزمان ما خون بها و قربانیانی بودند که به خاطر آزادی، از ایران گرفته شدند و کار او مأموریتی بوده است که برای اربابان خود به انجام رسانید و تا توانست انتقام آمریکا را از اسلام و مسلمین گرفت، ولی کارگزار اصلی ماجرا، یعنی خود آمریکا در پشت صحنه باقی مانده بود، آمریکایی که از اسلام راستین می ترسید و از قیام منتهی به حکومت عدل واهمه داشت.
صحیفه نور، ج 20، ص 117
ایالات متحده مسئول وقایعی است که در ایران رخ داد، زیرا در تار و پود خاندان پهلوی رخنه کرده بود... احتمالاً ایالات متحده در تبدیل نمودن شاه به جبار نقش مهم و سرنوشت ساز داشت... ایالات متحده با سهمی که در شکل گیری اعلیحضرت همای ون محمد رضا پهلوی، شاهنشاه آریامهر داشت، از سلطنت او نیز سود فروان برد.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 514

اصلاحات ارضی

امام خمینی : ما شاهد به اصطلاح اصلاحات ارضی بودیم که زراعت ایران را به باد داد و بازار برای آمریکا درست کرد و ایران را تا لب پرتگاه کشانید. نابودی کشاورزی ایران پس از انقلاب سفید و بازار مصرف شدن ایران، برای محصولات آمریکا در ازای نفت، چیزی نیست که بتوان برای آن توجیهی یافت.
صحیفه نور، ج 1، ص 248
زندگی برای مردمان فقیر به مراتب بدتر بود. هزاران هزاز روستایی بی سواد به امید واهی پولدار شدن، دهاتشان را ترک کرده بودند. اصلاحات ارضی انقلاب سفید که قرار بود به روستاییان کمک کند، رفته رفته به زانو در آمد. اکنون آشکار شده بود که یکی از هدفهای اصلی اصلاحات ارضی، نه آزاد سازی دهقانان، بلکه تقویت کنترل حکومت مرکزی بر زندگی آنان بوده است. افزون بر آن، شاه ایجاد مؤسسات کشت و صنعت را به وسیله بانکها و شرکتهای چند ملیتی اروپایی و آمریکایی تشویق می کرد.
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام، ص 249
امام خمینی : باز هم خجالت نمی کشند، می گویند انقلاب شاه و ملت. بگویند انقلاب آمریکا و راحت کنند خودشان را. بگویند دستور آمریکا. انقلاب آمریکا.
صحیفه نور، ج 2، ص 56
محمدرضا در طول سلطنت خود، بافت جامعه را به هم ریخت و این امر، عواقب وخیمی به بار آورد که چاره آن بسیار دشوار است. به هم ریختن بافت اجتماعی ایران، توسط انقلاب سفید محمدرضا و به ویژه اصلاحات ارضی او صورت گرفت که توسط کندی رئیس جمهوری آمریکا، دیکته شده بود. بعدها در مسافرتهای اروپا و آمریکا و به خصوص در مصاحبه های مطبوعاتی خارج، اصلاحات ارضی تکیه کلام محمدرضا بود... و آن را بزرگترین پیروزی خود برای نجات ملت ایران توصیف می کرد.
ظهور و سقوط پهلوی، حسین فردوست، ص 273
در واقع هدفهای سیاسی - اجتماعی رفورم دهه 1960 که با تشویق و حمایت حکومتهای دمکرات آمریکا آغاز شده بود، بر اثر عدم توجه و پیگیریهای حکومتهای جمهوری خواه، رنگ باخت و به فراموشی سپرده شد.
توطئه در ایران، ونس، سایروس، برژینسکی، زبیگینو، ص 11
امام خمینی : این اصلاحات ارضی را که گفتند و آنقدر طمطراق کردند، اصلاحات ارضی به امر دولت آمریکا بود. برای اینکه بازار درست کند که چیزهای آنها به فروش برود؛ یعنی زراعت ما به هم بخورد و ما محتاج شویم.
صحیفه نور، ج 2، ص 148
طبیعی است که علم در مسایل مهم، مجری سیاستهای آمریکا و انگلیس بود و طرحهای آنان را به مسایل داخلی کشور انتقال می داد. به همین جهت در طرح ریزی و اجرای به اصطلاح انقلاب سفید و در قلع و قمع عشایر فارس، نقش اساسی داشت.
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، حسین فردوست. ص 254
کندی، شاه را تشویق کرد که اصلاحات را شروع کند و وقتی علی امینی سفیر سابق ایران در واشنگتن، به نخست وزیری منصوب شد، خوشحال گردید.
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام ص 100
اصلاحات کشاورزی شاه، باعث ورشکستگی کشاورزان خرده پا شد و آنها را به حلبی آبادها و زاغه های کنار شهرها کشاندند. برنامه صنعتی کردن او، تنها به سود عده انگشت شماری از مردم و بیشتر از همه به نفع کمپانیهای خارجی بود و کوشش او برای غرب گرایی، باعث شد که ارزشهای قدیمی از بین بروند.
آمریکا در اسارت، کلن، ادوارد، ترجمه بوران خاور، انتشارات قلم، ص 103
امام خمینی : ما قبل از اصلاحات ارضی ساخته آمریکا، که در بست ایران را در اختیار آمریکا قرار داد، یکی از صادر کنندگان مواد غذایی بودیم... ولی امروز ایران بیشتر مواد غذایی اش را از خارج می آورد.
صحیفه نور، ج 4، ص 105
انقلاب سفید شاه در اصل، برای جلب و خوشایند آمریکا طرح و تنظیم شده بود و به نظر آمریکاییها می توانست منشأ یک تحول عمیق و اساسی در جامعه باشد.
جنگ قدرتها در ایران، روبین، باری، ص 95
نتیجه اصلاحات ارضی شاه، بدانجا کشید که در اوسط دهه 1970، ایران از یک کشور خودکفا در محصولات کشاورری، به صورت وارد کننده مواد غذایی درآمد.
پشت پرده تخت طاووس، صمیمی. مینو، ص 169
امام خمینی : زراعت ما را به کلی از بین بردند، صنعت ما را از بین بردند. با اسم تمدن بزرگ به کلی خراب کردند این مملکت را، و بازار درست کردند برای کشورهای بزرگ، خصوصاً آمریکا.
صحیفه نور، ج 5، ص 106
به علت کاهش تولیدات کشاورزی و افزایش مصرف داخلی، قسمتی از درآمد نفت، صرف واردات مواد غذایی و محصولات کشاورزی و عرضه آن در بازارهای داخلی به قیمتهای ارزانتر از خرید، می گردید. به طور مثال: ایران بزرگترین وارد کننده برنج آمریکایی بود و قسمت عمده گندم مورد نیاز خود را هم، از آمریکا تامین می کرد. دیگر فروشندگان عمده مواد غذایی به ایران، استرالیا و زلاندنو و چند کشور اروپای شرقی بودند که بیشتر مواد گوشتی و پروتئینی و مواد لبنی مورد نیاز ایران را تامین می کردند.
ماموریت در ایران، سولیوان، ویلیام، ص 77
امام خمینی : حالا ملت فهمید که قضیه اصلاحات نبود، نمی خواستند دهقان را آزاد کنند. نمی خواستند دهقان و طبقه مستمند را به نوایی برسانند، بلکه مقصود این بود که ایران را بازاری کنند برای آمریکا و کشاورزی ایران را تباه کنند تا محتاج شود به آمریکا.
صحیفه نور، ج 6، ص 181
اصلاحات ارضی برعکس ادعای محمدرضا، موجب فقیرتر شدن خانواده های کشاورز گردید. به طوری که یک خانواده کشاورز (زن و شوهر و به طور متوسط 4 بچه) بین 1000 تا 1200 ریال عایدات ماهیانه داشت... کاهش تولیدات کشاورزی، از هر نوع سبب گردید که اقلام مختلف، به ویژه گندم و گوشت، جزء واردات اصل شود و هر سال آمریکا 2 میلیون تن گندم، به ایران صادر کند.
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، حسین فردوست، صص 274 و 275
در اینکه طرح اصلاحات ارضی کندی، کشاورزان ایران را نابود کرد، تردید نیست.
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، حسین فردوست، ص 273
امام خمینی : اصلاً برنامه این بوده که خراب بکنند. کشاورزی را به اسم اصلاحات ارضی به کلی از بین ببرند و بازار درست کنند برای آمریکا، برای آمریکایی که گندمهایش زیاد است. آمریکا می خواهد که ایران با سایر کشورهایی که تحت نفوذ است، کشاورزیش به هم بخورد تا محتاج به او شوند. چنانچه ما الان محتاج هستیم. همه چیزمان از خارج باید بیاید.
صحفه نور، ج 7، ص 111
گزارشهای سیا در 1974 صریحاً بیان می دارد که موقعیت تقریباً انحصاری آمریکا به عنوان صادر کننده مواد غذایی، می تواند این دولت را به درجه ای از قدرت برساند که قبلاً هرگز صاحب آن نبوده است. یک برتری سیاسی و اقتصادی که ریشه اش در سالهای بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم، قرار دارد. از طریق صادرات مواد غذایی، واشنگتن، کنترل مرگ و زندگی بسیاری از ملل ساکن در این جهان را در دست خود دارد.
دیکتاتوری کارتلها، میرو، ترجمه همایون الهی، انتشارات امیر کبیر، ص 257
آمریکاییها راه های متعددی برای ایجاد بازار فروش خود دارند و اصلاحات ارضی محمدرضا، یکی از این راهها بود. اصلاحات ارضی هر چند تحت عنوان ایجاد رضایت روستائیان اجرا شد و یکی از پایه های دکترین امنیت ملی محمدرضا را تشکیل می داد، ولی در واقع ناظر به اهداف فوق بود که از سودجویی آمریکاییها ناشی می شد.
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، حسین فردوست، ص 485
امام خمینی : به اسم اینکه ما می خواهیم صنعتی کنیم مملکت را، اول کشاورزیش را از بین بردند. کشاورزی که از بین رفت، اشکالاتی پیدا شد. یکی اینکه ما شدیم برای آمریکا یک بازاری برای خرید کالاهای او. یعنی گندم و سایر حبوباتی که آنها زیاد داشتند و باید بریزند به دریا یا بسوزانند، به ما با قیمت اعلا می فروختند و پول می گرفتند.
صحیفه نور، ج 9، ص 144
کنترلی که توسط آمریکا بر تجارت جهانی غله اعمال می شود، عظیم تر و مهم تر از کنترلی است که کشورهای صادر کننده نفت - اوپک - بر تجارت نفت جهانی دارند... بنابراین در کنار سوزاندن غله و به دریا ریختن آن که ممکن بود ضایعات سیاسی به دنبال بیاورد و در هر حال در دراز مدت مقرون به صرفه هم نبود، می بایستی اقدامات دیگری در جهت کاهش دادن موجودی غله جهان، از طریق کاهش تولید جهانی به عمل آید... در این مورد نیز نظیر هر مورد دیگر، وظیفه کاهش تولیدات به عهده کشورهای عقب نگهداشته محول گردید...به عبارت دیگر آمریکا توانست، معادل 25 میلیارد دلار غله، به کشورهای دیگر و به خصوص به کشورهای عقب نگهداشته شده که اغلب کشورهای کشاورزی و تا آن زمان در این زمینه خودکفا بودند، صادر نماید.
دیکتاتوری کارتلها، میرو، ص 254
بدین ترتیب تناقض عجیبی در مالکیت ایجاد شد و اراضی وسیعی در اختیار مالکین نوپا قرار گرفت. در نتیجه این سیاست، قنوات رو به خشکی رفت و... همزمان با فقر روستاییان، انواع پروژه های دولتی با دلارهای نفتی، شروع شد و روستاییان فقیر را جذب شهرها و مناطق پروژه ها کرد. این دقیقاً یک طرح آمریکایی بود که ایران را محتاج واردات گندم از آمریکا نماید؛ که عملی هم شد.
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، حسین فردوست، ص 485

کاپیتولاسیون

امام خمینی : هدف اجانب، قرآن و روحانیت است. دستهای ناپاک اجانب با دست این قبیل دولتها قصد دارد قرآن را از میان بردارد، روحانیت را پایمال کند. ما باید به نفع یهود، آمریکا و اسراییل هتک شویم، زندان برویم، معدوم گردیم، فدای اغراض شوم اجانب شویم.
صحیفه نور، ج 1، 53
مبارزه آیت الله خمینی با شاه در این دوره، متوجه آمریکا هم هست؛ زیرا او معتقد بود که شاه در تمام کارهای خود از حمایت آمریکا برخوردار است و بسیاری از برنامه ها را آمریکاییها به او دیکته می کنند. اعطای مصونیت به کارکنان مستشاری نظامی آمریکا در ایران، موجب تشدید این مبارزه شد. آیت الله خمینی در یکی از شدیدترین نطقهای خود علیه آمریکا، گفت که: لایحه مصونیت به مستشاران آمریکایی به منزله یوغ بردگی و اسارت مردم ایران است. او در این سخنرانی، شاه را هم با لحن تند و اهانت آمیز مورد حمله قرار داد و به دنبال آن، برای دومین بار دستگیر و زندانی شد. این بار شاه پس از مدتی تردید و تأمل، دستور تبعید او را به ترکیه صادر کرد... پیروزی شاه در این مرحله قطعی به نظر می رسید و دولت آمریکا هم با رضامندی کامل از تحولی که در ایران روی داده بود، بیش از پیش شاه را مورد حمایت قرار داد.
جنگ قدرتها در ایران، روبین، باری، ص 96
بعد از این، موضوع کلیدی کاپیتولاسیون مطرح شد. شاه با آمریکا توافق نمود که دادگاههای ایران، حق محاکمه و قضاوت در مورد مشاوران نظامی و غیر نظامی آمریکا در ایران را نداشته باشند. خمینی به عراق تبعید شد. جایی که او زوار ناراضی را به دور خود جمع کرد. او از عراق بر سر شاه فریاد کشید که ریشه های استقلال ما را از بیخ و بن برانداخته ای. سخنان و وعظهای آیت الله خمینی که بر روی نوار ضبط می شد، توسط شبکه ای از طلاب و ملاهای عصیانگر، در تمام دهکده ها و شهرها توزیع می گردید.
آمریکا در اسارت، کلن، ادوارد، ص 103
امام خمینی : دیروز، ممالک اسلامی به چنگال انگلیس و عمال آن مبتلا بودند، امروز به چنگال آمریکا و عمال آن.
صحیفه نور، ج 1، ص 111
پس از 28 مرداد 32 که آمریکاییها با تمام قدرت وارد صحنه شدند، تصمیم گرفتند ایران را به عنوان پایگاه اصلی خود در منطقه حفظ کنند.
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام، ص 382
در نهایت، آمریکا به صورت یگانه قدرت بزرگ بیگانه، جای روس و انگلیس را در ایران گرفت. برخلاف آن دو قدرت که شاهان قاجار را در چنگ خود داشتند، شاه را زیر سلطه نگرفت، ولی پیوند محمدرضا و ایالات متحده چنان محکم بود که نفوذ آمریکا در ایران، اگر هم همیشه آشکارا اعمال و یا آگاهانه تعقیب نمی شد، مافوق همه چیز قرار داشت.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 283
امام خمینی : دنیا بداند هر گرفتاری که ملت ایران و ملل مسلمان دارند، از اجانب است، از آمریکاست و ملل اسلام از اجانب عموماً؛ و از آمریکا خصوصاً متنفر است.
صحیفه نور، ج 1، ص 110
هیچ یک از اقدامات ما برای تماس با محافل مذهبی، در رفع سوءظن آنها نسبت به آمریکاییها و سیاست آمریکا در ایران مؤثر واقع نشد. احساسات ضد آمریکایی در میان بعضی از گروه های افراطی که زیر پوشش مذهبی بوجود آمده بودند، از طرف همین گروهها انجام می شد...
... تلاشهای من برای پی بردن به اسرار شیعی گری و مبارزه ای که در پشت پرده آغاز شده بود، بی ثمر بود. زیرا به نظر روحانیون مخالف، آمریکاییها نه تنها از برنامه ها و سیاستهای شاه حمایت می کردند، بلکه طراح و الهام دهنده این برنامه و سیاستها بودند.
در دوران انقلاب ما سعی کردیم روابط نزدیکتری با رهبران مذهبی ایران برقرار کنیم تماس ها و آشنایی ها هم حاصل شد، اما هرگز نتوانستیم اعتماد و اطمینان آنها را به خود جلب کنیم.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، صص 66 و 67
امام خمینی : رئیس جمهور آمریکا بداند این معنا را. بداند که امروز در پیش ملت ما از منفورترین افراد بشر است که چنین ظلمی به ملت اسلامی کرده است. امروز قرآن با او خصم است. ملت ایران با او خصم است.
صحیفه نور، ج 1، ص 105
وقتی (سالیوان) کوشید با اشخاص خارج از دربار و اطراف آن، تماس بگیرد، کشف کرد که چقدر نسبت به بیگانگان، به ویژه آمریکاییان بد گمانی هست. او گیج شده بود. خارج از حلقه شیفتگان پیرامون شاه، هیچ ستایش یا حتی نظر مساعدی نسبت به ایالات متحده دیده نمی شد، او احساس کرد که اغلب مسلمانان شیعه تماس با بیگانگان را خلاف معتقدات خود می دانند. به طور کلی سولیوان عقیده داشت، در ایران حتی از لائوس و فلیپین و هر کشور دیگر که خدمت کرده بود، منزوی تر است.
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام، ص 357
امام خمینی : تمام گرفتاری ما از آمریکاست. تمام گرفتاری ما از اسراییل است. اسراییل هم از آمریکاست. این وکلا هم از آمریکاهستند. این وزرا هم از آمریکا هستند. همه، دست نشانده آمریکا هستند. اگر نیستند، چرا در مقابل آن نمی ایستند، داد بزنند؟...
اگر پنج ملا در این مجلس بود، اگر یک ملا تو این مجلس بود توی دهن اینها می زد. نمی گذاشت این کار بشود.
صحیفه نور، ج 1، ص 106
در ژوئیه 1964 دولت، لایحه به مجلس تسلیم کرد که مستشاران نظامی آمریکایی و خانوادهایشان را تابع دادگاههای آمریکایی ساخت نه ایرانی. چنین موافقتنامه هایی درباره حق برون مرزی در هر جای که نیروها یا مستشاران آمریکایی در خارج از کشورشان مستقر می شوند، معمول است. اما در ایران خاطرات خشم آلود کاپیتولاسیونهایی که انگلیسها و روسها در قرن نوزدهم، کسب کرده بودند، زنده کرد. قانون مزبور با اکثریت ضعیفی در مجلس به تصویب رسید و آیت الله خمینی آن را به عنوان سند اسارت ایران محکوم کرد و گفت: مجلس با این عمل ما را جزء دول مستعمره محسوب کرد. ملت مسلمان ایران را در دنیا از وحشیها عقب مانده تر معرفی کرد. اگر نفوذ روحانییون باشد، نمی گذارد این ملت یک روز اسیر انگلیس باشد و یک روز اسیر آمریکا.
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام، صص 134 و 135
امام خمینی : چون ما ملت ضعیفی هستیم و دلاور نداریم، باید زیر چکمه آمریکا برویم. آمریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریکا بدتر، شوروی از هر دو پلیدتر. همه از هم بدتر و پلیدترند. لیکن امروز سروکار ما با آمریکاست.
صحیفه نور، ج 1، ص 105
می توان نتیجه گرفت در دوران محمدرضا (پس از کودتا) تعدادی طرفدار انگلیس ماندند و فی الواقع برای آمریکا کار می کردند، تعدادی از انگلیس به طرف آمریکا سوق پیدا کردند و تعدادی هم مستقیماً به آمریکا وصل شدند. بنابراین، در این دوران دیگر انگلیس حاکم مطلق ایران نیست. بلکه بهتر است گفته شود یک طرف معامله و شریک آمریکاست که در تحکیم مواضع آمریکا ذینفع است، زیرا خود به تنهایی قدرت حفظ امنیت منطقه را ندارد و این آمریکاست که چنین نیروی مالی و نظامی را دارد.
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، حسین فردوست، ص 288
امام خمینی : ایران دیگر عید ندارد، عید ایران را عزا کردند...عزا کردند و دسته جمعی رقصیدند. ما را فروختند. استقلال ما را فروختند... در این قانون اگر یک خادم آمریکایی یا یک آشپز آمریکایی، مرجع تقلید شما را در وسط بازار ترور کند، زیر پای خود را منکوب کند، پلیس ایران حق ندارد، جلو او را بگیرد. دادگاههای ایران حق محاکمه ندارند. باید پرونده برود به آمریکا و در آنجا اربابها تکلیف را معین کنند... چرا، برای اینکه می خواستند وام بگیرند، آمریکا می خواست این کار انجام شود.
صحیفه نور، ج 1، ص 102
نکته جالب توجه این است که لبه تیز مبارزه خمینی علیه شاه از همان آغاز، سیاست آمریکا و روابط نزدیک شاه را به آمریکاییها، هدف قرار داده بود. در آن موقع لایحه ای برای اعطای مصونیت قضایی به مستشاران و اعضای میسیون نظامی آمریکا در ایران، به پارلمان داده شده بود و خمینی ضمن حمله به برنامه های اجتماعی شاه، مخصوصاً این لایحه را به باد انتقاد گرفت. مبارزه خمینی با برنامه های شاه، به بازداشت او و برخوردها و تظاهرات خونینی انجامید و سرانجام او را به ترکیه و سپس به شهر مقدس مذهبی نجف در عراق تبعید شد.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 66
امام خمینی : نظامیها و مستشاران نظامی آمریکا برای شما چه نفعی دارند؟ اگر این مملکت در اشغال آمریکاست، پس چرا این قدر عربده می کشی؟ چرا این قدر دم از ترقی می زنی؟ اگر این مستشاران، نوکرهای شما هستند، پس چرا از اربابها بالاترشان می برید؟ اگر نوکرند، مثل نوکر عمل کنید. اگر کارمند شما هستند، شما هم مثل سایر ملل که با کارمندانشان عمل می کنند، با اینان رفتار کنید. اگر مملکت ما اشغال آمریکاست، اعلام کنید.
صحیفه نور، ج 1، ص 104
از مطالب مندرج در بولتن آمریکاییها یک نکته جالب به یادم مانده که موضوع مربوط به نفت باد کوبه بود... اما از این هم بالاتر، استراق سمع مکالمات خصوصی محمدرضا و مقامات عالیرتبه، توسط سیا بود. جریان از این قرار بود که سفارت آمریکا به محمدرضا اطلاع می دهد که تلفنهایی که استفاده می کنید، و امکان استراق سمع خیلی زیاد است و پیشنهاد کردند که یک کابل 10 شماره ای بکشند که از مراکز تلفن خودکار عبور نکند، بلکه مستقیماً به محلهای مورد نظر وصل شود. محمدرضا موافقت کرد و آمریکاییها، تلفن ها را کشیدند که به تلفن قرمز معروف شد. مقاماتی که از تلفن قرمز استفاده می کردند، عبارت بودند از: محمد رضا، وزیر دربار، نخست وزیر، فرمانده گارد، رئیس ستاد ارتش، رئیس اداره دوم ارتش، رئیس ساواک، فرمانده ژاندارمری، رئیس شهربانی، و رئیس دفتر ویژه اطلاعات (من). من مطلع بودم که یک تلفن قرمز هم در سفارت آمریکاست و هر 10 شماره را استراق سمع می کند. آمریکاییها بی خود به موضوعی تا این حد علاقمند نمی شوند، مگر اینکه از آن نفع کامل ببرند. پس کلیه مکالمات تلفن های قرمز در سفارت آمریکا روی نوار ضبط می شد و آمریکا بر کلیه مسایل درجه اول مملکتی نظارت می کرد(3).
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، حسین فردوست، ص 335
وقتی که برای بازدید به مرکز فرماندهی نظامی تبریز رفتم، با صحنه غیر منتظره ای روبرو شدم. از ورود من به داخل محوطه جلوگیری می کردند. معلوم شد که طبق مقررات نیروی مسلح ایران، هیچ خارجی حق ورود به محوطه نظامی را ندارد و چون هیأت مستشاری آمریکا بدون اطلاع فرماندهان ذیربط، ترتیب این بازدید را داده، از این نکته غافل بوده است (سؤالی که ممکن است پیش آید این است که چگونه آمریکاییان در داخل محوطه نیروهای مسلح ایران مشغول کار و فعالیت بودند. برای حل این مشکل، آمریکاییها در استخدام نیروهای مسلح بودند و ظاهراً ابواب جمعی نیروهای مسلح به شمار می آمدند.) مشکل فوراً به تهران اطلاع داده شد و نظر به اهمیت موضوع، شاه را در جریان گذاشتند. شاه برای بازدید من از تأسیسات نظامی ایران کارت بلانش داد(4).
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ص 59
امام خمینی : قانونی به مجلس بردند که در آن قانون، اولاً ما را ملحق کردند به پیمان وین. ثانیاً الحاق کردند به پیمان وین! که تمام مستشاران نظامی آمریکا با خانواده هایشان، با کارمندهای فنی شان، با کارمندهای اداریشان، با خدمه شان، با هر کس که بستگی به آنها دارد، هر جنایتی در ایران بکنند، مصون هستند... دولت با کمال وقاحت از این امر ننگین، طرفداری کرد. ملت ایران را از سگهای آمریکا پست تر کردند. اگر چناچنه کسی سگ آمریکایی را زیر بگیرد، بازخواست از او می کنند. اگر شاه ایران یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد بازخواست می کنند و اگر چنانچه یک آشپز آمریکایی، شاه ایران را زیر بگیرد، کسی حق تعرض ندارد.
صحیفه نور، ج 1، ص 102
دولت، قراردادی با آمریکا منعقد می کند. بنابراین قرارداد، آمریکاییهای مقیم ایران از موافقتنامه 1928 وین استفاده می کنند. این امر به معنای اعطای مصونیت سیاسی به آنهاست. از جمله مزایای دیگر، یکی هم این است که اگر آنها مرتکب جرمی شوند، محاکم ایرانی، آنها را مجازات نمی کنند. خمینی بار دیگر در قم به غرش در می آید که: اگر فردا یک نفر ایرانی سگ آمریکایی را کشت، محاکمه می شود، اما یک نفر آمریکایی اگر شاه ایران را کشت، نمی توان او را محاکمه کرد. او این بار تبعید می شود.
ایران انقلاب به نام خدا، بلانشه. پیر، ترجمه، قاسم، ص 190
امام خمینی : مصونیت دادند به آمریکاییها و آنها را مصون از همه چیز قرار دادند. در مقابلش یک چند دلار گرفتند. آنوقت، الان هم ملاحظه می کنید که چقدر از آمریکاییها و صاحبهای آمریکا در ایران هستند، با چه حقوقهایی. با چه حقوقهای گزاف. اینها گرفتاریهایی است که ما داریم، که تمام خزاین ما باید برود به جیب آمریکایی ها.
صحیفه نور، ج 2، ص 29
یکی از دلایل عمده مخالفت آیت الله خمینی با رژیم پهلوی در 1964، حقوق برون مرزی بود که به نظامیان آمریکایی در ایران، داده شد. اکنون به جای چند صد نفر، چندین هزار آمریکایی در ایران اقامت داشتند. آنان در شهرکهای کوچک خودشان گرد آمده بودند و مایحتاج خود را از مغازه هایی که با دلار جنس می فروختند، می خریدند و پیتزا فروشیها و همبرگر فروشیها و اتومبیلهای بزرگ و آداب و رسوم بیگانه خودشان را داشتند. رفتار آنان بسیاری از ایرانیان را به همان اندازه خشمگین می ساخت که حمایت بی چون و چرای واشنگتن از شاه.
آخرین سفر شاه، شوکراس، ویلیام، ص 223
امام خمینی : تحمیل کاپیتولاسیون بر ملت مظلوم ما، به وسیله شاه مخلوع سابق، از بزرگترین جنایات آمریکا بود که با مخالفت روحانیون و ملت متدین، مواجه گشت، و از آن پس، چه ستمها و چه جنایاتی که بر ملت ما وارد نشد.
صحیفه نور، ج 12، ص 133
آیت الله خمینی در ژوئن 1963 شاه را شدیدتر از هر وقت، به عنوان عامل صهیونیسم، محکوم کرد و بازداشت شد. این عمل موجب شورشهای گسترده ای گردید، که دولت، در کمال بیرحمی آن را سرکوب کرد. برآوردی که از تعداد کشته شدگان به دست نظامیان می شد، از چند صد، تا هزار نفر تغییر می کرد.
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام، ص 133
پس از این ماجرا، ناظران خارجی گمان کردند که شاه، مقاومت روحانیت شیعه را هم، با برنامه های غرب گرایانه خود، در هم شکسته و خود شاه هم، مغرورانه در این باور بود که دیگر روحانیون نمی توانند مانعی در برابر او و برنامه هایش به وجود آورند(5).
مأموریت در ایران، سولیوان، ویلیام، ص 96