آمریکا شیطان بزرگ

نویسنده : فاطمه رجبی

مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم
یا ایها الذین آمنوا ان تتقو الله یجعل لکم فرقانا
سلطه نزدیک به سه دهه آمریکا و پیش از آن حاکمیت انگلستان بر ایران، نتایج مرگباری در عرصه های سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی داشته است. وابستگی کامل نظامی، از بین رفتن استقلال کشور (تصویب قانون کاپیتولاسیون)، گسستن شیرازه اقتصادی و وابستگی فرهنگی تا مرز نابودی فرهنگ اسلامی - ملی، نمودهای بارز جنایاتی است که استعمارگران - خاصه آمریکا - در دوران شاهنشاهی، براین ملت روا داشته اند.
پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی (سلام الله علیه) و بنیانگذاری نظام مقدس جمهوری اسلامی به وسیله آن حضرت، سلطه خانمان برانداز آمریکا را پایان داد. شیطان بزرگ پس از قطع ید، حاضر به قبول شکست خویش نبود و از دست رفتن منافع بی حساب در ایران، برایش غیر قابل تحمل می نمود. بنابراین با توطئه های نظامی، سیاسی و اقتصادی نسبت به بازگرداندن حاکمیت از دست رفته، اقدام و تلاش بسیار نمود. در این میان جنایات آمریکا در بعد نظامی در کشور اسلامی ایران، ظهوری آشکارتر و گسترده تر داشته است.
پس از پذیرش قطعنامه، فعالیتهای آمریکا در حرکتهای فرهنگی تمرکز بیشتری یافت و عروج ملکوتی حضرت امام (سلام الله علیه) این تلاش ها را سرعت و شدت بخشید. از دیدگاه سیاستگذاران آمریکا، سلطه مجدد بر ایران اسلامی، بدون وجود زمینه فرهنگی امکان پذیر نیست. بدین جهت ابزارهای قدیمی به خدمت فراخوانده شدند. این ابزارها روشنفکران وابسته اند که در جهان اسلامی، پیوسته هموار کننده راه نفوذ، ورود و تداوم استیلای استعمارگران بوده اند و نقش آنان در ایران اسلامی خصوصاً در سده اخیر، تمام و کمال بوده است. قلم و بیان روشنفکران به صورتی جدی برای احقاق حق آمریکا! در ایران به کار افتاد و مطبوعات و مجامع و محافل روشنفکری، میدان ترکتازی آنها گردید.
روشنفکران غربزده و غربگرا با شگردهای گوناگون، عهده دار آماده سازی افکار عمومی به منظور فتح باب ارتباط با آمریکا شدند. تلاش آنها با شیوه های متفاوت و در زوایای مختلف صورت گرفته و می گیرد. تلاش کنندگان می کوشند تا موجب عود بیماری وابستگی به غرب و آمریکا، در پیکره ایران اسلامی شوند، اما بزرگترین و تنها سد راه آنان و بالطبع آمریکا، در رسیدن به هدف شومشان، سیره نظری و عملی حضرت امام (سلام الله علیه) یا همان اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) است، زیرا اندیشه تابناک و رهبری های آن فرزانه بزرگ، مایه و اساس آگاهی و پویایی ملت خدا جوی بوده و هست، لذا این مرتجعین غربزده در ارتجاع سیاسی - فرهنگی، حول چند محور حرکت می کنند:
- تلاش برای غیر اصولی جلوه دادن مواضع حضرت امام (سلام الله علیه) در شناخت و معرفی آمریکا به عنوان شیطان بزرگ و رأس استکبار جهانی.
- تلاش به منظور مرعوب ساختن ملت در برابر آمریکا، خصوصاً پس از یک قطبی شدن جهان.
- طرح انزوای ایران در صورت ادامه قطع ارتباط با آمریکا و بزرگ جلوه دادن خسارات ناشی از آن.
- طرح و تلاش برای تحمیل دیپلماسی بین الملل بر ملت و دولت ایران که حاصل آن تسلیم در برابر دخالت ها و زورگویی های آمریکا و اذناب او است. به عنوان مثال، می توان کوشش های به عمل آمده به منظور لغو حکم تاریخ ساز حضرت امام (سلام الله علیه) در مورد سلمان رشدی مرتد را ذکر کرد.
در گرد آوری کتاب حاضر رویارویی با حرکتهای خائنانه فوق انگیزه اساسی بوده است، به اضافه:
- اثبات جامعیت و درستی اطلاع حضرت امام (سلام الله علیه) از کنه مسایل مملکتی و حکومتی در دوران سلطنت ننگین شاه و میزان وابستگی او به آمریکا.
- اثبات دانش و بینش عمیق سیاسی حضرت امام (سلام الله علیه) نسبت به ماهیت و عملکرد سلطه گرانه آمریکا در ایران و جهان سوم.
- انعکاس ثمربخشی مقاومت دلیرانه ملت در برابر استکبار به سرکردگی آمریکا و به زانو در آوردن او.
تبیین مفهوم تروریست بالذات بودن آمریکا که غیرقابل تغییر بودن سیاست جابرانه آمریکا را در برابر ایران، اسلام و جهان مظلوم بشری به درازای 50 سال بیان می کند.
- مقابله با اقدامات روشنفکران وابسته و غربزده که سعی دارند با گفتار و نوشتار، نسبت به رهبری داهیانه و بی بدیل حضرت امام (سلام الله علیه) ایجاد شک نمایند.
روشن است که مقصود و مقصد این گروه، جدایی دین از سیاست، حذف روحانیت از صحنه و در یک سخن، اعاده حاکمیت آمریکا بر سرنوشت ملت مسلمان ایران است.
در این اثر گل چینی از بیانات و مواضع حضرت امام (سلام الله علیه) از سال 41 تا 68 گرد آمده که با اعترافات تکان دهنده بیگانگان تطبیق و مقایسه شده است.
تصور می شود این مجموعه برای دوستداران و معتقدان به سیره نظری و عملی حضرت امام (سلام الله علیه) حاوی اسناد مفید و معتبری باشد. همچنین برای همه حقیقت طلبانی که خواهان دستیابی به واقعیتهایی از عملکرد آمریکا در ایران اسلامی و جهان هستند، راهگشا خواهد بود.
از آنجا که رهبری حضرت امام در انقلاب اسلامی ایران موجب شکست آمریکا و قطع ید او از این کشور گردید، گروههایی از محرومین آزادی طلب در سراسر جهان، خصوصاً جهان اسلام به این ریسمان الهی گرویده و مشتاقانه در پی کسب اطلاعات هر چه بیشتر از مواضع و بنیانهای اعتقادی و سیاسی حضرت امام می باشند. بنابراین بر همه عالمان متعهد، پژوهشگران وارسته، مورخین امین، اندیشمندان آگاه و حق جوی، واجب است در تشریح و تبیین مشی حکومتی الهی - سیاسی حضرت امام (سلام الله علیه) بکوشند و از این راه به هدایت و پیروزی انقلاب های عدالتخواهانه در سراسر جهان یاری رسانند.
در خاتمه باید گفت این اثر با همه کاستی هایش، تلاش یک مرید کوچک، در ادای تکلیف تبعیت از امامی بزرگ و پیشوایی بی همتا در تاریخ معاصر است. یقینا صاحب نظران دردمند و دردمندان امام شناس، آن را به عنوان گامی کوچک در این راه پر رهرو پذیرفته و نسبت به رفع ضعف ها اقدام خواهند نمود.
ضروری می دانم از برادر ارجمند، جناب آقای مهدی نصیری نهایت تشکر و قدردانی را بنمایم. ایشان دردمندانه نسبت به چاپ و نشر این اثر اقدام نمودند، در حالی که سازمانهای متعددی که این کار مستقیماً با آنها مرتبط بود، حتی در پاسخ گویی صحیح دریغ ورزیدند، چه رسد به چاپ و نشر.
18/ 6 / 75
فاطمه رجبی

آمریکا و شاه

شاه مزدور آمریکا

امام خمینی : دولت آمریکا با پشتیبانی از این عناصر (دست اندرکاران رژیم پهلوی)، در نظر مسلمین، در راس ستمکاران و جنایتکاران تاریخ است. دولت آمریکا برای استفاده رایگان از منابع زرخیز مسلمین، میلیونها مردم شریف را در چنگال کثیف عناصری دور از انسانیت گرفتار کرده است. اگر رئیس جمهور فعلی آمریکا تجدیدنظر نکند و راه خود را از سلف ناصالح جدا نکند، مسئولیت همه جنایات که به دست مشتی از خدا بی خبر و دور از انسانیت می شود، به عهده اوست.
صحیفه نور، ج 1، ص 243
خلاصه شاه با توجه به واقعیات سیاسی که با آن روبه رو بود، به صورت متفقی وفادار و صمیمی نسبت به آمریکا رفتار کرد. در اجرای این نقش تا بدانجا افراط کرد که در وهله اول، در میان ملت خودش و بعد نزد دیگران به نوکری ایالات متحده مشهور شد. این شهرت خدمتگزاری به منافع آمریکا به خرج ایران، سالها پیش از 1972 و مسافرت نیکسون - کیسینجر به ایران وجود داشت. در سال 1963 شورای امنیت ملی آمریکا، گزارش داد: نباید فراموش کرد که تنها مسئولیت منفی بزرگ شاه، آسیب پذیری اش در برابر اتهاماتی است، حاکی از این که دست نشانده اجانب می باشد.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ترجمه م.زند، اسمعیل، سعیدی، بتول. نشر نور. ص 402
امام خمینی : در مجامع و مطبوعات خارجی، فرصتی است که باید مجامع علمی و فرهنگی و رجال وطن خواه و دانشجویان خارج و داخل و انجمن های اسلامی، در هرجا هست، بی درنگ از آن استفاده کنند و بی پرده به پاخیزند و به وضع حاضر و جنایات 50 سال حکومت غیرقانونی رژیم نوکر مآب پهلوی اعتراض کنند و صدای خود را به مجامع بین المللی برسانند و به رئیس جمهوری آمریکا بفهمانند که ملتهای اسلامی، جنایات این خاندان را خصوصاً در سالهای اخیر، از رؤسای جمهور آمریکا می دانند.
صحیفه نور، ج 1، ص 243
ایران واجد چنان اهمیت استراتژیکی عظیمی برای ایالات متحده بود، که گفته می شد سیاست آمریکا در خاورمیانه قائم بر دو ستون است؛ یعنی بر دو بنیاد به هم پیوسته نفت و قدرت نظامی ایران و نفت و نفوذ سیاسی عربستان سعودی در منطقه. بنابراین، آیا پذیرفتنی است که دولت آمریکا اجازه بدهد یکی از این دو ستون از جا کنده شود، بی آنکه به نجات آن برخیزد؟... علیرغم اختلافاتی که در مورد نکات خاص سیاست خارجی وجود داشت و علیرغم شک و شبهاتی که مقامات بلند پایه دولت راجع به روش های حکومت شاه علناً ابراز می کردند، پرزیدنت کارتر حمایت نامحدود خود را از شاه، مکرراً اعلام کرده بود.
کارتر و سقوط شاه، لدین، مایکل، لوییس. ویلیام، ترجمه ناصر ایرانی، صص 21 و 42
امام خمینی : من از این خدمت گزار بی چون و چرای آمریکا، برای جهان اسلام، احساس خطر می کنم.
صحیفه نور، ج 2، ص 207
کشورهای اروپایی نیز مانند آمریکا، سرمایه گذاری زیادی روی شاه کرده بودند و به این لحاظ نمی توانستند سیاست خود را واقعاً تغییر دهند. از بسیاری جهات، او سنگ زیرین بنای دفاع غرب در خاورمیانه بود. ایالات متحده، عمده ترین تأمین کننده جنگ افزار برای شاه بود... زمانی یکی از اطرافیان پرزیدنت کندی، به نام دیوید پاور گفته بود: او، شاه مورد پسند من است. در اواسط دهه 70، او، شاه مورد پسند همه بود. گزارشهایی که گاهگاهی سفارت، درباره ناراضیان بالقوه می فرستاد، بازتاب چندانی نداشت... روابطی که برژینسکی و سایر رهبران آمریکا می خواستند با شاه داشته باشند، چنین گزارشهایی را بی اثر می ساخت.
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی، نشر البرز، ص 51
در 1948 که دولت اسراییل تاسیس شد، ایران به یهودیان عراق که برخلاف یهودیان ایران، مورد سرکوب قرار گرفته بودند، اجازه داد از طریق ایران به اسراییل فرار کنند. در این هنگام یکی از وظایف اصلی موساد - سرویس جاسوسی اسراییل - این بود که مهاجرت یهودیان به اسراییل را تسهیل کند. دولت ایران به مأموران موساد اجازه داد، در تهران فعالیت کنند. به عبارت دیگر، از بدو تاسیس دولت اسراییل، ایران از اعراب حمایت لفظی می کرد و به اسراییل کمک پنهانی می داد. این یک طرح بادوام بود.
آخرین سفر شاه، شوکراس، ویلیام، ص 92
باتوجه به اهمیت حمایت آمریکا برای بقای اسراییل، اغلب اسراییلی ها به طور غریزی از سرپیچی علنی از ایالات متحده آمریکا خودداری می کنند(1).
سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه، زبیگینو، برژینسکی، ترجمه حمید احمدی، انتشارات امیرکبیر، ص 18
امام خمینی : باید شاه و دار و دسته اش بدانند که چه در ملاقات با رئیس جمهوری آمریکا موفق به تجدید نوکری و تثبیت مقام غیرقانونی بشوند یا نشوند، ملت ایران او را نمی خواهند و دست از مبارزه برنمی دارند تا انتقام جوانان به خون آغشته خود را بگیرند.
صحیفه نور، ج 1، ص 254
علیرغم ابراز نارضایتی نسبت به شاه و علیرغم دستگیری آیت الله طالقانی و کشتار در یکی از حصیرآبادهای تهران، فضای باز سیاسی استمرار داشت. باری تقویت عزم شاه و پایان دادن به شایعات وسیع، درباره موقعیت شاه از دیدگاه آمریکا، وی برای دیدار رسمی در نوامبر 1977 (آبان 56) به واشنگتن دعوت شد، ولی نتایج مثبتی که ایالات متحده در نظر داشت از بازدید شاه از آمریکا بگیرد، حداقل در انظار عموم حاصل نشد. زیرا هفته ها قبل از عزیمت شاه به آمریکا، گروههای ایرانی و غیر ایرانی، فرصت را برای ابراز مخالفت و تنفر خود از شاه و نارضایتی از آمریکا به خاطر حمایت از شاه، غنیمت شمرده بودند... مردم جهان مراسم استقبال رسمی شاه و رئیس جمهور آمریکا را در حالیکه دستمالی جلو چشمانشان گرفته بودند و اشک از گونه هایشان سرازیر بود، تماشا کردند.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، صص 271 و 272
امام خمینی : این آمریکایی که امضا کرده است اعلامیه حقوق بشر را، بر ما مسلط کرده است، بر ایران مسلط کرده است یک آدمی را که خلف صالحی است از برای آن پدر. این شاه موجود، این مدتی که که در رأس حکومت بوده است، ایران را بصورت یک مستعمره رسمی برای آمریکا درآورده و چه جنایاتی در این مدت کرده است.
صحیفه نور، جلد 2، ص 23
ایالات متحده بود که با کودتای 1953 موجب سرنگونی دکتر مصدق از مقام نخست وزیری شد و شاه را دوباره بر تخت سلطنت نشانید. ایالات متحده بود که با کمکهای نظامی و اقتصادی به شاه امکان بخشید تا پس از بازگشت بر سر قدرت بماند.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 337
شاه با میدان دادن به خارجیان، خصوصاً آمریکاییان در اقتصاد و زندگی روزمره ایرانیان، احساسات ضد بیگانه را که در ایران ریشه عمیقی دارد، برانگیخت. آزادی عمل یهودیان و بهاییان در ایران هم، به رابطه شاه با آمریکا نسبت داده شد.
جنگ قدرتها در ایران، روبین. باری، ترجمه محمود مشرقی، ص 192
امام خمینی : آمریکا که منشأ کودتای 32، و بازگشت و سپس حفظ شاه بر سر قدرت بوده، سیاست خود را تغییر نداده است. تا وقتی که وضع به همین منوال است، موقع و موضع من در قبال آمریکا تغییر نخواهد کرد.
صحیفه نور، ج 2، ص 49
از 28 مرداد 32 تا سال 57، محمدرضا به خواست آمریکا، دیکتاتور بلامنازع ایران بود و آمریکاییها نیز از او توقعی جز این نداشتند.
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، حسین فردوست، انتشارات اطلاعات، ج 1، ص 563
رئیس جمهور معتقد بود که ما به هیچ وجه، نباید با استرداد شاه به ایران موافقت کنیم. به هیچ وجه از سیاستهای گذشته خود در ایران، نباید معذرت بخواهیم و به هیچ وجه نباید اجازه دهیم که گروگانهای ما در ایران تحت محاکمه قرار بگیرند.
توطئه در ایران، ونس. سایروس، برژینسکی. زبیگینو، ترجمه محمود شرقی، ص 72
امام خمینی : ما و ملت ایران در این عصر گرفتار رژیمی هستیم که با اتکاء به حمایت آمریکا، ملت ایران را در آتش دیکتاتوری و کشتارهای دسته جمعی و سلب همه آزادیها می سوزاند.
صحیفه نور، ج 2، ص 110
از پدیده های عجیب این دوران، افزایش تعداد فرستادگان ویژه ای بود که هریک با عناوین رسمی و غیررسمی، از واشنگتن با پیامی برای شاه می آمدند. یکی از آنها از مقامات یک شرکت بزرگ آمریکایی بود که قبلاً ریاست شعبه سیا را در تهران داشت...
هدف سفرا، ارزیابی روحیه شاه و اطمینان دادن به او درباره حمایت جدی و محکم و بالاخره جرأت دادن به او برای اعمال قدرت و شدت عمل، در برابر مخالفان بود.
مأموریت در ایران، سولیوان. ویلیام، ترجمه محمود مشرقی، انتشارات هفته، ص 138
امام خمینی : ایشان می گوید که برای وطنم، خدمت به وطنم، مأموریت برای وطنم؛ صحیح است، مأمور است برای وطنش از طرف آمریکا. از طرف آمریکا مأمور است که این مملکت را تا پرتگاه نیستی برساند.
صحیفه نور، ج 2، ص 132
هنگامی که پرزیدنت نیکسون و وزیر خارجه اش، هنری کیسینجر، شاه را به عنوان کارگزار اصلی اجرای دکترین نیکسون در خلیج فارس انتخاب کردند، شاه باور کرده بود که وجودش برای ایالات متحده ضروریست... به طور خلاصه در اوایل دهه 1970، شاه خود را به لحاظ روانی وابسته به ایالات متحده کرده بود و همراه این وابستگی روانی، او در تحقق اهداف سیاست خارجی آمریکا، تعهدی برای خود قایل شده بود.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، صص 417 و 418
امام خمینی : این محمدرضا شاه، خودش گفت که متفقین صلاح دیدند، ما باشیم. پریروز هم که وزیر خارجه انگلستان گفت که ایشان برای ماست، ایشان منافع ما را حفظ می کند. ما می دانیم که ایشان منافع شما و آمریکا را حفظ می کند. داد ملت همین است... مأموریت برای وطن دارد، مأموریت از طرف آمریکا و انگلستان.
صحیفه نور، ج 2، ص 253
محمدرضا قدرت فائقه نداشت تا دکترینی در زمینه سیاست خارجی و داخلی اجرا کند. پس از 28 مرداد 1332 که محمدرضا با کمک سیا و MJ-6 با اختیارات تام به ایران عودت داده شد، به تدریج شکل گیری یک دکترین امنیت ملی مشاهده گردید. او در مواردی که من واسطه بودم، توسط انگلیسی ها راهنمایی می شد و در مواردی توسط آمریکایی ها که در ارتش و نیروهای انتظامی نفوذ کامل داشتند و ساواک را تاسیس کردند.
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، حسین فردوست، ص 482
امام خمینی : در سالیان دراز می بینیم که بیشتر، و بلکه تمامی سیاستهای شاه، در زمینه های مختلف، در جهت تأمین هر چه بیشتر منافع آمریکا و همدستان آمریکا بوده است.
صحیفه نور، ج 4، ص 24
حبیب اللهی عقیده داشت بخشی از سرزنش ها، متوجه متحدان ایران می شود، به ویژه آمریکاییان که توصیه های متناقص می کردند. اشخاص دیگری که در اطراف شاه بودند نیز، با این نظر موافق بودند. شاه در تمام عمرش به توصیه بیگانگان متکی بود(2).
آخرین سفر شاه، شوکراس. ویلیام، ص 18
امام خمینی : مأمورین شاه در همه شئون مملکت ما دخالت می کردند و مأمور بودند از طرف اجانب، و از طرف ابر قدرتها، خصوصاً آمریکا، که با ملت ما آن کنند که کردند.
صحیفه نور، ج 5، ص 240
حقیقت این است که شاه بعد از قضیه مصدق، به هیچ کس جز دوستان نزدیک خود اعتماد نکرد. او پس از گذشت مدتی - به طوری که خود من در ضمن خدمت در دربار، شاهد بودم - چنان اطمینان خود را نسبت به همه از دست داد، که هر چه پست و مقام کلیدی در سطح مملکت وجود داشت، همه را بدست اعضای خاندان سلطنتی و یا دوستان و نزدیکان که با سیاستهای اربابانش مخصوصاً آمریکاییها روی خوش داشتند، سپرد.
پشت پرده تخت طاووس، صمیمی. مینو، ترجمه حسین ابوترابیان، انتشارات اطلاعات، ص 43
امام خمینی : من همیشه به ملت ایران گوشزد کرده ام که گول تبلیغات غلط را نخورند. آمریکا و انگلستان که دم از تمدن و پیشرفت می زنند، هر کدام به نحوی با شاه - این جنایتکار حرفه ای - همکاری می کنند.
صحیفه نور، ج 3، ص 179
شاه گفت که برای او چاره ای جز استقرار یک دولت نظامی باقی نمانده است. بعد از این مقدمه، شاه از من پرسید: آیا می توانم بافوریت با واشنگتن تماس گرفته، از حمایت آمریکا و از تصمیم آنها اطمینان حاصل کنم؟ پاسخ دادم، چون پیش بینی این موضوع را می کردم، قبلاً نظر واشنگتن را در این مورد جویا شده ام. رئیس جمهور و دولت آمریکا از این اقدام پشتیبانی خواهند کرد. شاه سپس گفت که از سفیر انگلیس هم خواسته است به کاخ بیاید... یک ساعت طول کشید تا سفیر انگلیس بتواند خود را به کاخ برساند... سپس شاه تصمیم خود را درباره روی کار آوردن یک دولت نظامی به سفیر اطلاع داد و نظر او را در این مورد جویا شد.
مأموریت در ایران، سولیوان، ویلیام، ص 127
امام خمینی : من هر وقت به عکسی که در روزنامه انداخته بودند، فکر می کنم، متأثر می شوم. وقتی که محمد رضا رفته بود به آمریکا، زمانی بود که جانسون رئیس جمهور بود. عکس انداخته بودند. من دیدم که جانسون ایستاده بود سر جای خودش و عینکش را این طور دست گرفته بود و چپ به جای دیگر نگاه می کرد. حتی تو روی او نگاه نمی کرد و این (شاه) مثل یک آدم بنده ای در مقابل او ایستاده بود.
صحیفه نور، ج 8، ص 165
این احساس هیچ وقت دست از سر شاه برنداشت. او در رابطه اش با آمریکا احساس کسر شأن و حتی تحقیر می کرد. بی شک او تحقیر شده بود... در نتیجه او مانند یک نوکر احساس حقارت و خواری می کرد.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، صص 451 و 452
امام خمینی : اینها یک برنامه ای بوده است که مأمور اجرا بودند این پدر و خصوصاً این پسر، و خوب هم اجرا کردند. مطابق دلخواه اربابها عمل کردند و اینکه در آن کتاب نوشته: مأموریت برای وطنم، این کلمه صحیح است ؛ اما مأمور اجانب، آمریکا و دیگران.
صحیفه نور، ج 9، ص 78
شاه توانسته بود روابط انعکاسی با ایالات متحده برقرار کند. رهبران و نمایندگان ایالات متحده هم با کلام و هم با کمکهای مادی و نظامی و سیاسی و دیپلماسی به او فهماندند که او برای امنیت و آسایش ایالات متحده شخصیت مهمی است.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 418
امام خمینی : آمریکا شاه را بر تخت نشاند. یعنی در 1941 متفقین او را به جای رضاخان که نوکر انگلیس بود، نشاندند و دولت آمریکا در مقابل مخالفت مردم ایران، پیوسته از او حمایت کرد...بدین ترتیب ایرانیان نمی توانند نظر خوبی نسبت به دولت آمریکا داشته باشند.
صحیفه نور، ج 11، ص 199
یکی دو روز بعد باز ملاقات با رترات رخ داد و این بار رترات گفت که متأسفانه ما نتوانستیم روس ها را حاضر به پذیرش محمد رضا کنیم. نماینده آمریکا تهدید کرده است که ما در روابطمان تجدیدنظر خواهیم کرد و شما باید از مسکو اختیارات کامل و دستورات صریح و واضح بگیرید و اعلام کنید که خواست دو دولت بریتانیا و آمریکا این است... بالاخره 24 شهریور بود که رترات به من گفت: با عجله همین امشب ترتیب کار را بده و هر چه زودتر، محمدرضا به مجلس برود و سوگند بخورد که تأخیری در کار نباشد.
ظهور و سقوط پهلوی، حسین فردوست، صص 103 و 104
بسیاری از ناظران امور ایران، طی 37 سال حکومت شاه به پیوندهای عمیق میان شاه و ایالات متحده پی برده بودند، اما بسیاری از آنها این پیوندها را سیاسی و اقتصادی می پنداشتند. آنها می دیدند که ایران تحت حکومت شاه، با دورنمایی که ایالات متحده از منطقه در نظر دارد، منطبق است و با سیاست گذاران آمریکایی در مورد مجموعه نیروهای موجود در خلیج فارس و آسیای جنوبی و خاورمیانه، هم زبانی دارد. این ناظران، تجهیز انبوه نیروهای مسلح شاه را کوشش برای انجام وظیفه به عنوان قائم مقام ایالات متحده در منطقه تلقی می کردند و کوشش او برای وادار کردن شرکتهای نفتی به استخراج هر چه بیشتر نفت خام به منظور افزایش درآمد ایران را نیز، در جهت تأمین منافع بر می شمردند.
همه این اقدامات به آسانی نشان می داد که ایران پهلوی، اگر از نظر سیاسی و اقتصادی به آمریکا وابسته و متکی نباشد، لااقل با آن پیوند نزدیک دارد.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، صص 418 و 419
اگر کمک آمریکا در 1953 نبود، شاه هرگز بر تخت طاووس باقی نمی ماند. آمریکا در دهه 1960 شاه را هدایت کرده بود تا شاه وسایل لازم را برای ادامه راه خود به دست آورد. به محض اینکه شاه راه خود را پیدا کرد، واشنگتن گام بعدی را در برآوردن آرزوهای او برداشت.
مأموریت در تهران، هایزر، ترجمه ع. رشیدی، نشر هفته، ص 78
امام خمینی : چه کسی است که نداند شاه نوکر و مأمور آمریکا است و تمامی شهیدان و عزیزمان ما خون بها و قربانیانی بودند که به خاطر آزادی، از ایران گرفته شدند و کار او مأموریتی بوده است که برای اربابان خود به انجام رسانید و تا توانست انتقام آمریکا را از اسلام و مسلمین گرفت، ولی کارگزار اصلی ماجرا، یعنی خود آمریکا در پشت صحنه باقی مانده بود، آمریکایی که از اسلام راستین می ترسید و از قیام منتهی به حکومت عدل واهمه داشت.
صحیفه نور، ج 20، ص 117
ایالات متحده مسئول وقایعی است که در ایران رخ داد، زیرا در تار و پود خاندان پهلوی رخنه کرده بود... احتمالاً ایالات متحده در تبدیل نمودن شاه به جبار نقش مهم و سرنوشت ساز داشت... ایالات متحده با سهمی که در شکل گیری اعلیحضرت همای ون محمد رضا پهلوی، شاهنشاه آریامهر داشت، از سلطنت او نیز سود فروان برد.
شکست شاهانه، زونیس. ماروین، ص 514