مرز فضایل و رذایل اخلاقی

نویسنده : احمد حبیبیان

مقدمه ای از: حضرت آیت الله موسوی همدانی نماینده رهبری و امام جمعه محترم همدان (دامت برکاته)

بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع علم اخلاق انسان است که در مقام بیان مسیر حرکت و بیان نحوه و شیوه سیر و حرکت این موجود است، و قوس صعودی و نزولی حرکت ارتقاء و تعالی بخش او و انحطاطی او را تشریح می نماید.
از نظر قرآن که همان بیان حقیقت و واقعیت است، انسان بهترین و عالیترین موجود، و از لحاظ دیگر بدترین و پست ترین موجود است: لقد خلقنا الانسان فی أحسن تقویم ثم رددناه اسفل سافلین (سوره تین)
آدمیزاد طرفه معجونی است - وز فرشته سرشته وز حیوان
گر کند میل این شود به از این - ور کند میل آن شود پس از آن
در قرآن آیاتی است که انسان را بعنوان بهترین موجودات معرفی می کند و بهترین و عالی ترین صفات برای او می شمارد:
1 - خلیفه و نماینده و نمایاننده خدا:
انی جاعل فی الأرض خلیفه (بقره - 30).
2 - ظرفیت علمی وسیع به وسعت تمامی اسماء و اشیاء:
و علم آدم الأسماء کلها (بقره - 32).
3 - در سرشت او علاوه بر عناصر مادی عنصری ملکوتی و الهی وجود دارد:
و لقد خلقنا الانسان من سلاله من طین ثم جعلناه نطفه فی قرار مکین... ثم أنشأناه خلقاً آخر فتبارک الله أحسن الخالقین (مؤمنون - 14).
فاذا سویته و نفحت فیه من روحی فقعوا له ساجدین (ص 72).
4 - برگزیده و منتخب خدا: ثم اجتباه ربه فتاب علیه وهدی (طه - 121).
5 - امانت در خدا: انا عرضنا الأمانه علی السموات و الأرض... و حملها الانسان (احزاب - 72).
6 - انتخابگر و لائق تکلیف و خطاب تشریعی:
انا هدیناه السبیل اما شاکراً و اما کفوراً (دهر - 3).
7 - از کرامت ذاتی و فضیلت برخوردار است:
و لقد کرمنا نبی آدم (اسراء - 70).
8 - از وجدان اخلاقی برخوردار و با الهام فطری و الهی زشت و زیبا را درک می کند: والشمس و ضحاها... فألهمها فجورها و تقواها (شمس - 9).
9 - هیچ چیز او را سیر و راحت و آرام نمی کند جز یاد حق:
ألا بذکر الله تطمئن القلوب (رعد - 28).
10 - تمام نعمتهای زمین برای او آفریده شده است:
هو الذی خلق لکم ما فی الأرض جمیعاً (بقره - 29).
11 - برای پرستش و عبادت اختیاری و تشریعی آفریده شده است:
و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون (ذاریات - 57).
و معرفی های دیگری که با مراجعه به قرآن و توجه بیشتر آن خصایص روشن می شود. و از طرف دیگر می بینیم که قرآن انسان را بدترین و پست ترین و خطرناک ترین و زیان بارترین موجودات می شمارد. برای نمونه به چند آیه اشاره می کنیم:
1 - أولئک کالأنعام بل هم أضل (اعراف - 179).
2 - لجاج و عنادش از همه چیز بیشتر است:
و کان الانسان أکثر شی ء جدلاً (کهف - 54).
3 - کفور و ناسپاس: ان الانسان لکفور (حج - 66).
4 - حریص و آزمند: خلق الانسان هلوعاً (معارج - 19).
5 - سرکش و طغیانگر: ان الانسان لیطغی أن رآه استغنی (علق - 6).
7 - کأنهم حمر مستنفره (مدثر - 50).
8 - تشبیه به سگ و آن جانوار درنده نمود:
فمثله کمثل الکلب (اعراف - 176).
9 - شریرترین و خطرناک ترین جانداران و جنبنده است: ان شر الدواب عند الله الصم البکم الذین لا یعقلون (انفال - 22).
و آیات دیگری که در این رابطه هست.
آیا واقعاً این چنین است؟ آیا این همه مصائب و مشکلات که دامنگیر بشریت بوده و این همه جنایات وسیع که در سطح جهان وجود دارد، این فجایع رقت بار که هر انسان با و جدان با دیدن و شنیدن آن شوکه می شود، این همه آدم کشی و قتل نفس و شکستن و خورد کردن استخوانها و سوزاندن انسانهای و بی دفاع، ویرانی ها و خرابیها و آواره گیها و جنگهای طولانی ویرانگر، این همه انحرافها و تعدی و تجاوز به نوامیس و، اعراض و اموال و حقوق ضعفا، جز از اثر مهار گسیختگی و مستی و غرور این موجود شریر است؟ آیا عامل دیگری طبیعی، جوی، آسمانی، زمینی خارج از وجود انسان و انحراف مسیر اخلاقی وجود دارد؟
این است که در این زمان توجه به اخلاق انسانی و تعدیل قوا و غرائز بشری که بیش از هر زمان واجب و ضروری و فوری است، و تا انسان ساخته نشود زندگی انسانها در مخاطره بیشتری قرار خواهد گرفت و دنیای امروزی سامانی نخواهد یافت. و اگر انسان ساخته شود جهان خارج بازسازی و ساخته خواهد شد. و لذا بر ناصحین و مصلحین و گویندگان و نویسندگان و هنرمندان و هر کس که در این راستا قدرت و توانی داشته باشد تلاش و کوشش نموده و از هر فرصتی استفاده نماید. باشد که این انسان فرو رفته در منجلاب فساد و تباهی را تا حدودی نجات دهد.
جزوه ای که در دست شما است نتایج زحمات ارزنده برادر محترم جناب آقای احمد حبیبیان که خود متخلق با خلایق حمیده و صفات پسندیده است، می باشد و در این جزوه ذوق و ابتکاری مخصوص به کار رفته و با بیان مفاهیم واژه های اخلاقی و توضیح و تشریح حدود و تفصیل مرزها و شرح و تبیین مشترکات و مصادیق ممدوح و مذموم و ابعاد مثبت و منفی مفاهیم و اضداد این ارزشها به طور مرتب و منظم تحریر و در این رشته تألیف گشته و بسبک خاصی که از ذوق و سلیقه نیکوی نویسنده حکایت می کند تنظیم شده است؛ و در عین اختصار مطالب اخلاقی استصاء شده نه تفصیل و زیاده روی ممل و خسته کننده و نه اجمال و کوتاهی مخل که در فهم مطالب اخلال و ابهامی رخ دهد و در حد اعتدال تربیت داده شده است. امید است با توفیق پروردگار مهربان مورد بهره برداری و استفاده علمی و عملی مؤمنین و برادران قرار گیرد.
اللهم وفقنا لما تحب و ترضی و صلی الله علی محمد و اله الاطهار.
سید ابوالحسن موسوی

مقدمه مؤلف

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین، و الصلوه و السلام علی سید المرسلین، حبیب اله العالمین، سیدنا و مولانا ابی القاسم محمد (علیه السلام) و علی اهل بیته الطاهرین.
روح انسانی که نشأت یافته از عالم علوی و ملکوتی است، میل به بی نهایت دارد. به تعبیر کوتاه، روح انسانی به نهایت گراست. بر این اساس طبق اصل سنخیت معلول با علت، جز با روی آوردن به مایه ها و آیه های الهی و هر چیز که وجه الله و صبعه الله نامیده می شود، آرام نمی گیرد. در این سیر فطری و خالص است که ضمن سیرابی و برخورداری از لذت شرب مدام شراب ملکوتی، تشنه تر از گذشته در جستجوی شرابی نشئه دارتر، روان می گردد و این سیر را الی الابد، ادامه می دهد. این سیر لذت بخش، که در عین وصال، هجران است، برای آندسته از انسان هایی است که در آغاز کار با نیروی خرد و چشم و گوش عبرت گیر، به آفاق نگریستند و به وجود ظاهرتر از هر ظاهر و پنهانتر از هر پنهان حضرت حق پی بردند، و از آن پس بی قرار و ناآرام در وادی دل، قدم همت نهادند و تشنه و مشتاق، بسوی آبشخور وحدت راه پیمودند.
اما برای آندسته از انسانهائیکه با وجود فراهم بودن مقتضی و نبودن مانع، چشم دل بستند و به آفاق ننگریستند و در نتیجه به وجود حضرت حق پی نبردند، آن میل باقی ماند، اما بی رهنما و بی چراغ راه؛ کورکورانه، در وادی غرایز و شهوات و نه در وادی دل، شب و روز قدم زدند اما چونان تشنه ای که طالب آب است، به جای آب، به سراب و از آنجا به سودای آب، به سرابی دیگر و هلم جرا... .
اینکه انسان اگر با وجود تملک تمام دنیا باز هم برای داشتن حرص می زند، این نیاز غریزش نیست زیرا غریزه - مثلاً غریزه گرسنگی غذا می طلبد اما بلافاصله اشباع می شود، بلکه این روح بی نهایت گرا و خداوند خواه اوست که در بستر غریزه حرکت می کند. و راز اینکه چرا به خدا نمی رسد؟ چرا لذت نمی برد؟ چرا در اوج تشنگی له له می زند، علتش این است که جاده را گم کرده است. این شاهراه، این صراط المستقیم، دل آدمی است، که باید سیر را از آنجا آغاز کرد زیرا هم فرش و هم عرش آنجاست، نقطه آغاز و پایان آنجاست:
سالها دل طلب جام جم از ما می کرد - آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
پس انسان برای کمال آفریده شده است، زیرا میل کمال دارد. حال که چنین است، چنین می شود که این انسان با داشتن اسباب و لوازم شناخت کمال مطلق و با وجود ذخیره ای بی پایان از میل و اشتیاق به حضرت دوست، مصداق اسفل السافلین و مدلول کالانعام بل هم اضل می شود؟
نکته اش در این است عقل عقل - این گوهر گرانمایه - در این سفر بکار گرفته نمی شود؛ همان عقلی که در توصیفش فرمود: العقل ما عبدبه الرحمن و اکتسب به الجنان عقل آن چیزیست که، به وسیله آن خداوند پرستیده می شود و با آن بهشت حاصل می گردد.
در این اوراق سعی ما بر این است که بتوانیم مرز مفاهیم اخلاقی نظیر: خود خواهی و عزت نفس، خطبه و حسد، شجاعت و تهور و... در یک کلام مرز راه دل و راه غریزه را تعیین کنیم، باشد که با این مرزبندی و تمایز بین فضائل و رذائل، با تأئیدات خداوند متعال و چراغ عقل و قدم تقوی راه دل را بشناسیم و تابلوها را که در مسیر قرار دارند تشخیص دهیم، مبادا که به جای حق قدم نهادن در وادی تواضع لله و لأولیائه، در مرداب چاپلوسی و ذلت نزد ناکسان گرفتار آئیم و گوهر شرفمان را بفروشیم.
تذکر این موضوع هم لازم است که بدانیم چرا بعضی از فلاسفه مانند نیچه آلمانی اخلاق را اختراع ضعفا و برخی مانند مارکس اخلاق را اختراع اغنیاء می داند؟ آن یکی جامعه و انسان ایده آل را انسان و جامعه قوی و زورمند تصویر می کند، و این یکی کمال انسانی را در رفع گرسنگی و حکومت محرومین می داند؟ هر دوی اینها از اخلاق برداشت مساوی دارند؛ زیرا، آنچه که باور کرده اند، آن سیستم اخلاقی ای است مثلاً ذلت و خواری را به جای تواضع، و ترحم تحقیرآمیز را به جای مهربانی و دوستی و خوشرفتاری و حسن خلق، و... انگاشته است. اگر بتوانیم مرز این واژه ها را نشان بدهیم، شاید این شبهه از ذهن طرفداران این نظریه ها بر طرف شود.
ان شاء الله.
در خاتمه خاطر نشان می سازیم که برای تحلیل واژه ها و مفاهیم ابتدا از یک فضیلت اخلاقی مثل حیا شروع نموده و آنگاه دو واژه دیگر که یکی قرینه منفی و متشابه آن یعنی کم روئی، و دیگری ضد آن یعنی جلع و بی حیائی است، مورد بحث قرار گرفته، امید است که مورد قبول حق تعالی قرار گیرد.
در اینجا بر خود لازم می دانم که از الطاف پدرانه استاد و اسوه ارجمندم حضرت آیت الله جناب حاج آقا موسوی همدانی - نماینده رهبری و امام جمعه همدان - که با وجود کثرت مشغله بذل عنایت فرموده و مجموعه را با دقت مطالعه نموده، و ضمن راهنمائی های مفید و سازنده، آن را با مقدمه ای محققانه مزین فرمودند، تشکر نمایم. خداوند سایه پر برکتشان را از جامعه ما به خصوص استان همدان کوتاه نفرماید ان شاء الله.
و همچنین از زحمات بی شائبه برادر ارجمندم حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای علیرضا رازینی نماینده دفتر نهاد رهبری در دانشگاه بو علی سینا که در اصلاح این مجموعه بعمل آوردند سپاسگزاری نموده، بر ایشان توفیق بیشتر آرزو می کنم.
احمد حبیبیان

فضیلت اخلاقی: عزت نفس، قرینه منفی: خودخواهی و غرور، ضد ارزش: ذلت نفس و خواری