فهرست کتاب


گفتار علوی جلد 1

سید مهدی علوی‏ بخشایشی

با این همه نویدها، اندیشه ناروا چرا؟

پس ای فرزند آدم ابوالبشر! با این علم و قدرت که آفریننده خلایق دارد و در کتابهای آسمانی وعده و نوید روزی تان را داده و به وسیله پیامبران گرامی و سفرای عزیز خود به شما بندگانش رسانیده و قطعاً هم می دانیم که خلف وعده در دستگاه الهی امکان ندارد و حتماً به آن وعده ای که داده است عمل خواهد کرد؛ در این صورت هیچ گونه جای نگرانی و اضطراب باقی نمانده و نباید انسان غم و غصه روزی خویشتن را بخورد. بلکه سزاوار و شایسته مرد خداپرست و مؤمن نیست که در پیرامون رزق و روزی خود تفکر ناروا و اندیشه سوء نسبت به رزاق علی الاطلاق بنماید تا انواع و اقسام ناراحتی و دلهره برای خویش فراهم سازد.

نکته قابل توجه:

چیزی که دانستن آن لازم و ضروری است این است که:
کسی خیال و گمان نکند که مراد و مقصود از این وعده و نوید، این است که خداوند روزی هر جنبنده و ذی روحی را بدون زحمت و مشقت به آن خواهد رسانید زیرا این گونه تربیت، مفاسد فراوان و زیان های بسیاری در بردارد (که فعلا درصدد بیان آن نیستیم) و از این جهت اراده و مشیت پروردگار عالمیان بر آن تعلق نگرفته است بلکه منظور این است که پروردگار عالمیان، آلات کسب و ابزار تحصیل روزی را نسبت به فراخور حال هر حیوانی به او عنایت و مرحمت کرده و به این وسیله آنها را غنی و بی نیاز ساخته است و به واسطه همان اسباب و وسایل باید روزیشان را تهیه و آماده نموده و خودشان را از رنج گرسنگی و تشنگی نجات دهند.
مثلا خداوند به یک عده از حیوانات (مانند: شیر، پلنگ، یوزپلنگ، ببر و و و) قوه بدنی و نیروی جسمی عطا فرموده است و آنها به وسیله همان قدرت و توانایی جسمی و جسدی روزیشان را به دست می آورند.
هنگامی که در خود احساس گرسنگی کردند، رو به دشت و بیابان می گذارند و هر حیوانی که مقابلشان آمد، آن را دریده و طعمه خود قرار می دهند و از این راه از درد و ناراحتی گرسنگی نجات یافته و به حیات و زندگی شان ادامه می دهند.
و به برخی از حیوانات و جانداران نیروی تفکر و اندیشه ارزانی داشته است و این نوع حیوانات در نتیجه همین استعداد (که خداوند در کمون آنها به ودیعت گذاشته است) با نقشه های شگفت آمیز و حیرت آوری، روزی خودشان را به دست می آورند و با کمال آسودگی زندگی می نمایند. برای نمونه و شاهد عرایض نقشه و حیله دو حیوان در اینجا ذکر می شود.
1 - ماهی دلفین و گراز دریایی چگونه پرنده را شکار می کند؟
حضرت امام صادق (علیه السلام) موقعی که برای مفضل عجایب و شگفتی های حیوانات و جانداران را بیان می نمود و شرح و بسط می داد که چگونه آفریننده موجودات و خالق کاینات راه رزق و به دست آوردن روزی را در طبیعت و سرنوشت آنها گذاشته و به آنها تعلیم و یاد داده است، می فرماید:
ای مفضل! تأمل و تفکر کن و نگاه کن به ماهی دلفین و گراز دریایی وقتی که می خواهد در وسط و اثناء آب پرنده ای را صید و شکار کند، با نقشه حیرت انگیزی مقصودش را تأمین کرده و روزی خویش را فراهم می سازد و آن نیرنگ و تدبیر ماهرانه که انجام می دهد این است که:
نخست ماهی را می کشد و او را قطعه قطعه و تکه تکه می کند تا اینکه بر روی آب حرکت کرده و شناور می شوند و خودش را زیر آنها مخفی و پنهان می سازد و پیوسته آب را به هم زده و تکان می دهد تا در اثر شورش و انقلاب آب جسد و بدنش دیده نشده و نمایان نگردد.
هنگامی که پرنده لاشه خوار به هوا و هوس ماهی مرده از هوا فرود می آید تا ماهی را شکار کند و طعمه خود سازد، فوراً ماهی دلفین (ماهی یونس) می جهد و پرنده و مرغ هوایی را می گیرد.
ای مفضل! توجه کن به حیله بازی و زرنگی که چطور در فطرت و سرشت این حیوان برای مصلحتی به ودیعت گذاشته شده و به این وسیله برای یافتن روزی خود تلاش می کند(420)؟.

2 - عنکبوت با چه نقشه ای روزی خود را به دست می آورد؟

باز حضرت صادق (علیه السلام) به مفضل می فرماید:
نگاه کن به این حیوان که بر او لیث گفته می شود و مردم به او شیرمگس می گویند و ببین که خداوند دانا و مهربان چطور راه تدبیر معاش و طریق تحصیل روزی را به او یاد داده و سهل و آسان نموده است و وسایل علاج و چاره آن را در طبیعتش قرار داده و به وی آموخته است.
هنگامی که می فهمد مگس در نزدیکی او واقع شده و فرود آمده، مدت طولانی او را ترک کرده و به حال خود می گذارد مانند اینکه مرده و بی روح است و هیچ گونه حرکت و جنبشی ندارد.
وقتی که مگس در اثر همین مهلت دادن از آن مطمئن و خاطرجمع گشته و غافل گردید، آهسته به سوی آن حرکت می کند، (به طوری که مگس باخبر و آگاه نشود) تا جایی که با یک جستن بتواند او را شکار کند آن موقع می پرد و می گیرد. نخستین بار او را در برگرفته و نگه می دارد تا فرار نکند و تا وقتی که ضعف و ناتوانی آن را احساس نکرده است آن را ول نمی کند و رها نمی سازد.
زمانی که ضعف و سستی او را درک کرد در آن حال می کشد و طعمه خویشتن قرار می دهد و به این وسیله شاداب و خوشحال می گردد(421).