فهرست کتاب


گفتار علوی جلد 1

سید مهدی علوی‏ بخشایشی

مقصود از استقامت چیست؟

به طوری که از آیات قرآنی استفاده می شود، منظور از استقامت این است که: انسان پس از معرفت و شناخت حق و حقیقت به مفاد و مضمون آن عمل نموده و از آن سرپیچی نکند تا آن را به سرحد کمال و مقصود برساند.
و به تعبیر دیگر همیشه از میان جاده و وسط راه حرکت کرده و پیوسته در مراقبت آن باشد و هیچ وقت از خط مستقیم بیرون نرفته و راه اعوجاج و انحراف را نپیماید و در عظمت و بزرگی این مطلب بس است که ذات پروردگار پیامبر عظیم الشأن اسلام و پیروان آئین مقدس را مأمور نموده که در فریضه و نمازهای روزمره همان موضوع را همیشه از معبود خودشان درخواست کرده و بگویند:
خدایا ما را به راه راست که طریق استقامت و اعتدال است راهنمایی فرما(183).
زیرا یگانه راه موفقیت و پیروزی در اثر و نتیجه صفت مزبور بوده و انسان به وسیله آن می تواند از کارهای نیک و کردارهای شایسته خود استفاده برده و بهره مند گردد.
و اگر در وسط کار و اثنای عمل از آن منحرف گشته و طرف چپ و یا راست راه را اختیار نماید از اعمال خیر و شایسته خود آن طوری که باید نتیجه بگیرد، نگرفته و عاقبت به خیر نمی گردد.
و از این لحاظ بود که هیچ آیه ای از آیات قرآنی به اندازه آیه استقامت سوره هود به رهبر عالیقدر اسلام سخت تر و مشکلتر نبود چنانچه این معنی از ابن عباس نقل شده است.
و لذا وقتی که از آن حضرت می پرسیدند: یا رسول الله چه زود پیر شدی می فرمود: سوره هود مرا پیر کرد و در بعضی نقل ها آمده است که سوره هود و سوره واقعه مرا پیر گرداند.
و با اینکه در سوره واقعه نام و صحبتی از استقامت نشده است شاید وجه اشتراک و شباهت این باشد که اوضاع قیامت و حشر و روز جزا در آنجا ذکر و یاد شده است(184).
بعضی از مفسرین داستان مزبور را این طور آورده اند: از شخصی منقول است که رسول خدا را در عالم رؤیا و خواب دیده و زیارت نمود و عرض کرد: یا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) از تو نقل می نمایند که فرموده اید: مرا پیر نکرده جز سوره هود و نظایر آن، حضرت فرمود: آری درست می گویند سپس آن شخص عرض کرد کدام آیه از سوره؟ فرمود: آیه فأستقم(185) کما امرت(186).

خوف رهبر اسلام از چه بود؟

و از این جهت بود که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در بعضی اوقات گریه می کرد زیرا می ترسید استقامت را در امر تبلیغات دین و ارشاد و هدایت مردم آن طوری که خداوند دستور داده بود انجام نداده و به جا نیاورد.
بعضی از مفسرین در تفسیر خود ذکر نموده است: پیامبر اسلام را مشاهده کردند که آیات الهی را تلاوت و قرائت می کرد در حالتی که قطرات اشک از دیدگانش سرازیر می شد عرض کردند:
یا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) تو هم از خوف و ترس خدا گریه می کنی؟ فرمود:
آری مرا به مأموریت بزرگ و صراطی اعزام نموده اند که مانند لبه شمشیر تیز و بران است. اگر آن را راست پیموده و طی نمایم نجات یافته و اگر کم و اندکی منحرف و کج شوم هلاک خواهم شد(187).
و از این لحاظ بود که صفت استقامت را رهبر اسلام پس از توحید و رسالت ذکر نموده و علاقه مندان خویش را به آن سفارش و توصیه می فرمود.
مسلم از سفیان ثقفی نقل کرده است که به پیامبر خدا عرض کردم در اسلام به من دستورهایی بفرما که پس از تو به دیگری محتاج و نیازمند نگشته و از کسی دیگر نپرسم. حضرت در پاسخ فرمود:
به خدا ایمان بیاور و بر آن ثابت باش و آگاه باش که بهترین عزت و شرافت همان استقامت است(188) و به سبب بزرگی این صفت بود که رهبران اسلامی در کلمات و سخنان درربارشان به شیعیان و پیروان خودشان دستور می دادند که همیشه پایداری و مقاومت خودشان را در دین مقدس اسلام از خدای یگانه و معبودشان درخواست نمایند.
چنانچه منقول است: مردی به محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مشرف شد و از صفت خوب و شایسته ای که به آن تمسک و چنگ بزند سؤال نمود حضرت فرمود: بگو پروردگار من، خدای یکتاست پس بر آن عقیده ثابت قدم باش(189).
سپس گفت: یا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) هولناک ترین چیزی که باید از آن ترسید چه چیز است؟ حضرت زبان خویش را نشان داده و به آن اشاره کرد و به این وسیله به او فهماند که زبانش را باید کنترل کند زیرا به وسیله زبان ممکن است عبادات و بندگی چندین ساله خود را به باد داده و خویش را به روز سیاه و بدبختی بنشاند.

چگونه استقامت را دریابیم؟

قبل از بیان این مطلب مقدمه ای مختصر و کوچک به عرض می رسانم و آن اینکه: از مسلمات بلکه از فطریات موجودات جاندار و جنبندگان روی زمین به ویژه انسان است که اگر به سود و منافع چیزی اعتقاد و جزم داشته باشد به دنبال آن رفته و تا سرحد امکان تعقیب می نماید و در طریق و راه تحصیل و به دست آوردن آن غایت سعی و کوشش خود را انجام داده و هیچ گونه مسامحه و سهل انگاری را بر خود جایز نمی شمارد و در راه فراهم آوردن و کسب آن به زحمات و مشقات گوناگون متحمل و تمام ناملایمات را بر خود هموار می سازد زیرا می بیند که در آینده نزدیک میوه شیرین آن را خواهد چید.
و همین طور اگر در امری از امور ضرر و خسارت و زیان خویش را تشخیص دهد و درک و احساس نمود، از آن کناره گیری کرده و پا به فرار می گذارد.
پس از روشن شدن این مطلب فطری باید توجه داشت: یگانه راهی که انسان و آدمی را با اراده و پایدار بار می آورد، ایمان و اعتقاد است.
زیرا کسی که به خدای توانا و با قدرت اعتقاد داشته باشد و به رهبران و پیامبران معصوم و راستگوی او باور و به اخبار و سخنان غیبی آنان که از آینده خبر می دهند اعتراف نموده و تصدیق نماید، مسلماً و بدون شک طبق فطرت و غریزه جلب منفعت و دفع ضرر از کارهای زشت و قبیح اجتناب و پرهیز نموده و به کارهای نیک و شایسته اقدام می کند و در راه نیل به مقصود و آرمان های خود بر تمام ناراحتی ها و رنج های گوناگون متحمل و سازگار می شود زیرا یقین دارد در برابر زحمات و ناملایماتی که کشیده است، ذات احدیت بهشت ابدی و دائمی و نعمت های مختلف و رنگارنگ به او عطا نموده و از همه گرفتاری ها نجات خواهد داد.