فهرست کتاب


سیمای سلمان

علامه‏ی محقق محمد رضا حاج شریفی خوانساری

قرآن پیرامون سلمان:

خدای منان در کتاب خود آیاتی در شأن سلمان و دوستانش بیان فرموده که به جهت اختصار به سه مورد آن اشاره می شود:
1 - آیه 100 سوره مبارکه توبه:
پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار و کسانی که به نیکی از آنها پیروی کردند، خداوند از آنها خشنود گردید و آنها هم از او خشنود شدند، و باغ هایی از بهشت برایشان فراهم ساخته که نهرها از زیر درختانش جاری است، و این است کامیابی پر شکوه.
و السابقون الأولون من المهاجرین و الأنصار و الذین اتبعوهم باحسان رضی الله عنهم و رضوا عنه و أعد لهم جنات تجری تحتها الأنهار خالدین فیها أبداً ذلک الفوز العظیم.
مفسر بزرگ قرن سوم و چهارم هجری علی بن ابراهیم قمی در تفسیر وزین و ارزشمند خود آن پیشگامان ثابت قدم در اسلام را به این ترتیب می نویسد:
آنان که سرورانند عبارتند از: ابوذر، مقداد، سلمان و عمار، و هر کسی که به راستی ایمان آورد و ولایت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را قبول کرده بود(107).
2 - آیات 108 - 107 سوره مبارکه کهف:
یقیناً، کسانی که ایمان آوردند و کردارهای شایسته نمودند، باغ های بهشت برین جایگاهشان خواهد بود و در آن جا جاودانه اند و جابه جایی از آنجا را نخواهند خواست.
ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات کانت لهم جنات الفردوس نزلاً. خالدین فیها لایبغون عنها حولاً.
در تفسیر این آیه شریفه نیز مرحوم قمی چنین مرقوم فرموده:
این آیه درباره: ابوذر و مقداد و سلمان و عمار نازل شده است(108).
3 - آیات 2 تا 4 سوره مبارکه انفال:
مؤمنان واقعی تنها آنانند که هرگاه نام خدا برده شود، دل هایشان ترسان گردد، و چون آیات او بر آنان خوانده شود، بر باورشان افزاید و فقط بر پروردگارشان اعتماد کنند. هم آنان که نماز را بر پا دارند و از آن چه روزیشان کرده ایم بخشش نمایند.
آری، ایمان آورندگان راستین آنانند و برایشان در پیشگاه پروردگارشان آمرزش و روزی ارزشمندی می باشد.
انما المؤمنون الذین اذا ذکر الله و جلت قلوبهم و اذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایماناً و علی ربهم یتوکلون. الذین یقیمون الصلوة و مما رزقناهم ینفقون أولئک هم المؤمنون حقاً لهم درجات عند ربهم و مغفرة و رزق کریم.
در تفسیر نفیس قمی پیرامون این آیات کریمه، چنین آمده است:
این آیات درباره امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و ابوذر و سلمان و مقداد نازل شده است(109).

سلمان کارشناس نظامی:

در غزوه احزاب که معروف به غزوه خندق است؛ مشرکان با لشکری دوازده هزار نفره به مدینه روی آوردند و همه را مضطرب و نگران نمودند، به خصوص که (بنابر مشهور) نیروی مسلمانان سه هزار نفر بود(110) سلمان به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) عرض کرد:
در دیار ما فارس ها، در چنین مواقعی که شهری مورد هجوم دشمن قرار گیرد با کندن خندق در اطراف شهر، دژی دفاعی درست می کنند تا از ورود دشمن جلوگیری شود، و این جا هم خوب است در نقاط آسیب پذیر مدینه خندقی حفر نماییم تا دشمن نتواند پیشروی نماید.
حضرت این تدبیر سلمان را پذیرفت، و دستور کندن هر مسافتی به طایفه ای از مسلمین صادر شد(111).
وجود این خندق بزرگ اثر مهمی برای ممانعت از تجاوزات بت پرستان به فرماندهی ابوسفیان داشت و این پیشنهاد جالب سلمان خدمت عظیمی به اسلام و مسلمین نمود.
پس از جنگ خیبر نیز که مسلمانان برای فتح قلعه طائف رفتند، دیدند که مشرکان درهای قلعه را بسته اند و با تیراندازی از بالای آن جمعی از ارتش اسلام را مجروح و عده ای را به شهادت رساندند.
پیامبر با یارانش برای فتح این دژ مستحکم به مشورت پرداخت، سلمان روش ساختن منجنیق را بیان نمود که مورد تأیید رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و مسلمین واقع شد. منجنیق را درست نمودند و به قلعه کفار حمله کردند(112).
مالک نصری فرمانده طائف شبانه از قلعه خارج شد و با نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) مذاکره نمود و تمام طائفیان تسلیم شدند و به آیین مقدس اسلام مشرف گردیدند.
سلمان پس از غزوه خندق در تمام غزوات و جنگ های اسلامی شرکت داشت(113).

سلمان از اهل بیت رسول الله:

در غزوه خندق که پیامبر حفر هر مسافتی را به عهده طایفه ای نهاد، بین مهاجرین وانصار پیرامون این که سلمان چون اهل مدینه نیست و از انصار نمی باشد، و چون از مکه نیز نیامده و از مهاجرین محسوب نمی شود بحث در گرفت.
با توجه به اینکه سلمان فرد فوق العاده قوی و نیرومندی بود، هر دسته می خواستند او در قسمتی که برای کندن آنان مشخص شده کار کند، لذا مهاجرین می گفتند: سلمان از ماست، و انصار هم می گفتند: سلمان از ماست؛ در این هنگام رسول مکرم اسلام فرمود:
سلمان منا اهل البیت(114).
سلمان از ما اهل بیت می باشد.
برخی از یاران عظیم الشأن رسول معظم اسلام به چنان مقام والا و مرتبه عالی از کمال معنوی رسیده اند که هم سرنوشت و هم طینت و همراه و هم روح و هم خوی خاندان عصمت و طهارت گردیده اند.
روح و روانشان با آنان در هم آمیخته و شناختشان، شناخت اسلام و خاندان پیامبر است.