نیش و نوش «نقش زبان در نیک بختی و بدبختی انسان »

نویسنده : شکیبا سادات جوهری مترجم : تهیه شده توسط ک مرکز پژوهش‏های صدا و سیما

مسخ شدگان

امام علی (علیه السلام) می فرماید: روزی از رسول خدا (صلی الله علیه و اله)درباره بعضی از حیوانات که در آغاز آفرینش، انسان بودند، ولی به سبب ویژگی های ناپسند شان به امر خداوند مسخ شده اند، پرسیدم. فرمود: از حیواناتی که مسخ شده اند یکی دعموص (کرم سیاه ) است و دیگری عقرب. سپس فرمود:
و أما الد عموص فکان نماماً یفرق بین الأحبه و أما العقرب فکان رجلاً لذاغاً (لذاعاً) لا یسلم علی لسانه أحد(283).
کرم سیاه، سخن چین میان دوستان و آشنایان بود و به واسطه خبر چینی، جدایی می انداخت. عقرب هم مرد بدزبانی بود که هیچ کس از بیش زبانش آسوده خاطر نبود.
امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
و أما العقرب فکان رجلاً همازاً فمسخه الله عزوجل عقرباً(284)؛
عقرب مردی عیب جوی، طعنه زننده، بدگوی و بدزبان بود که خداوند، او را به صورت عقرب درآورد.

عذاب سخن چینان

امام علی فرمود: روزی من و فاطمه (علیه السلام) خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و اله)رسیدیم و آن حضرت را در حالی دیدیم که به شدت گریه می کرد. من گفتم: پدر و مادر به فدایت ای رسول خدا! چرا گریه می کنید؟ رسول خدا (صلی الله علیه و اله)فرمود: ای علی! سبب گریه من این است که در شب معراج هنگامی که به آسمانم بردند، عده ای از زنان امت خود را دیدم که به عذاب سخنی گفتارند. زنی را دیدم که سرش مانند سر خوک و برنش مانند بدن الاغ و به انواع عذاب ها گرفتار بود. فاطمه (علیه السلام) گفت: ای حیبب من! بفرمایید کار این زنان در دنیا چه بوده که خداوند انواع عقوبت ها برای ایشان مقرر کرده است. حضرت فرمود: دخترم! زنی که سرش مانند سر خوک و بدنش مانند بدن الاغ و به انواع عذاب و شکنجه ها گرفتار بود، زنی است که در دنیا سخن چین و دروغ گو بوده است(285).
روزی مردی نزد امیر مؤمنان علی (علیه السلام) درباره شخصی بدگویی و سخن چینی کرد. حضرت به او فرمود: ای مرد! من در مورد این مطلبی که گفتی تحقیق می کنم. اگر راست باشد، بر تو خشمناک می شوم. اگر دروغ باشد، مجازاتت می کنم، ولی اگر از عمل ناپسندت پشیمان شده ای، همین حلا تو را می بخشم. آن مرد گفت: ای امیر مؤمنان! مرا ببخش که دیگر هرگز بدگویی و سخن چینی کسی رانخواهم کرد(286)
امام علی (علیه السلام) در عهد نامه خود به مالک اشتر می نویسد:
و لا تعجلن الی تصدیق ساع، فان الساعی غاش و ان تشبه با الناصحین(287)
هرگز در تصدیق سخن شخص بدگو و سخن چین، خیانت کار و فریب کار است، گر چه به ظاهر، خود را شبیه خیر خواهان نشان می دهد.

فصل چهارم: با فرهنگ سازان

گستردگی اثر گذاری رسانه های جمعی به ویژه صدا و سیما بر افکار عمومی بر کسی پوشیده نیست. این رسانه در فرهنگ سازی مطلوب درباره کارکرد مثبت زبان، از راه فیلم ها، سریال ها، پیام های مجری و مانند آن بیشترین وظیفه را بر عهده دارد.
بنابر این، توجه به نکته های زیر حایز اهمیت است:
1. زبان، ابزار غرت آفرینی یا ذلت بخش است. بنابراین، باید مسیر تعالی و عزت آفرینی را برای آدمی همواره کرد. در این راه باید اسباب پیدایش هر یک از آسیب های زبان مانند غیبت، تهمت و دروغ را شناخت. آن گاه با مبارزه ریشه ای، آنها را خشکانید. برای مثال، حسد هم عامل غیبت است و هم عامل تهمت. از این رو، از میان بردن این صفت ناپسند اخلاقی، اقدامی ریشه ای است و در نوشتن فیلم نامه ها باید به این نکته توجه کرد.
2. هرگونه سخنی اگر از روی تفکر بر زبان جاری می شود، لغزشش اندک خواهد بود. بنابراین، در برنامه های زنده باید نهایت دقت در ادای کلمات صورت گیرد تا تبلیغات منفی اخلاقی در پی نداشته باشد.
3. باید به زیبای و نیکو سخن گفتن در برخورد میان اعضای خانواده و روابط اجتماعی کاملاً دقت کرد تا به تدریج، ادب در گفتار بیش از پیش در جامعه نهادینه شود.
4. پر حرفی و زیاده گویی، عامل مهمی در لغزش کلام است. بنابراین، یکی از راه های بهداشت زبان، سکوت و تأمل است. باید در برخی برنامه ها به مسئله سکوت و گزیده گویی پرداخت. پرگویی، وقار و متانت آدمی را از میان می برد. پس سکوتی که لباس کرامت بر انسان بپوشاند، بهتر از سخنی است که ندامت به بار آورد.
5. به کارگیری زبان برای جلب منفعت دنیوی با هر وسیله ممکن حتی دروغ گویی و استفاده ابزاری از نعمت بیان، به ویژه در برنامه های صدا و سیما بسیار نکوهیده است. در این میان، به جا و صادقانه سخن گفتن و قدردانی
از ارزش سخن، بسیار مهم به نظر می رسد. نباید برای دست یابی به متاع چند روزه دنیوی، بازی با کلمات رادر برنامه های مختلف تبلیغ کرد و برای رسیدن به مقصود، به هزاران دروغ دست یازید.
6. باید در فیلم ها وسریال های تلوزیونی در مورد تکیه کلام هایی که گاه می تواند از موارد لهو و لعب یا لغو به شمار آید، دقت کرد؛ چون این تکیه کلام ها تا پایین ترین مقاطع سنی نفوذ می کند و جزو فرهنگ محاوره ای می شود.
7. صدا و سیما باید به روش های دوری گزیدن از آلودگی های زبانی در قالب های فیلم ها و سریال ها، توجه و برنامه ها را به نوعی برای تغییر رفتار بینندگان و شنوندگان خود تهیه کند. پس باید به این مسئله با نگاه آموزشی نگریست و تنها به پر کردن ساعت پخش توجه نکرد. بنابر این، نگاه ظریفانه و کارشناسانه دینی به این برنامه ها - به شکل مستقیم یا غیر مستقیم - اهمیت فراوانی دارد. برخورد غیره مستقیم، مانند خارج شدن افراد از جایی که شخصی در حال غیبت است با تغییر چهره و مانند آن، می تواند بسیار کار ساز باشد.
8. از آن جا که بیشتر فضیلت های اخلاقی از زمان کودکی در دل و جان آدمی ریشه می گیرد، در ساخت برنامه های کودکان باید کاملاً به ادبیات به کار رفته توجه کرد تا جنبه بد آموزی نداشته باشد؛ زیراوقتی صفتی در کودک درونی شود، به راحتی نمی توان آن را از وجود او زدود. اگر کودکان در برنامه ها با دروغ آشنا باشوند و به تدریج حتی زشتی و قبح آن نیز از بین برود، آثار زیان بار اخلاقی برای آنان خواهد داشت.
9. عملکرد مسئولان در جامعه و بزرگ ترها در خانواده، حالت الگویی دارد. بنابراین، باید در گفتمان های رادیو - تلوزیونی، به ظرافت این مسئله توجه کرد و از باب کونوا دعاه للناس بغیر السنتکم با رفتار خود، آموزش های لازم چون راست گویی، راز داری، زیبا گویی، ادب در گفتار، پرهیز از دروغ گویی، سخن چینی و مانند آنها را به کودکان و بینندگان آموزش داد.
10. باید زمینه ای به وجود آید که هر گاه لغزشی در حفظ زبان صورت گرفت و آدمی مرتکب گفتار نا مطلوبی شد، شجاعت عذر خواهی و تصحیح گفتار را داشته باشد. حتی در مواردی مانند غیبت و تهمت، پی آمدهای منفی برخورد با آن فرد برای حلالیت طلبی و سختی های آن به نمایش گذاشته شود تا بینندگان به طور غیر مستقیم، آثار زیان بار گفتار نامناسب را در یابند.