نیش و نوش «نقش زبان در نیک بختی و بدبختی انسان »

نویسنده : شکیبا سادات جوهری مترجم : تهیه شده توسط ک مرکز پژوهش‏های صدا و سیما

غیبت، مانع قبولی اعمال

در روایتی مشهور از معاذ نقل شده است که رسول اکرم (صلی الله علیه و اله)فرمود:
فرشتگانی از سوی خداوند بر انسان مأمور شده اند و مسئول دریافت اعمال نیک و بد آدمی اند. هنگامی که عملی از اعمال نیک انسان را بالا می برند، نور آن عمل آن قدر فروزان است که مانند اشعه خورشید در درخشش و فروزندگی چشم را خیره می کند. فرشتگان با دریافت آن عمل، بسیار خرسند و خوش حال می شوند و آن را عملی بزرگ و شایسته تصور می کنند تا این که آن عمل از آسمان بالا می رود و می گذرد و آماده می شود که به پیش گاه الهی عرضه شود. در این زمان، فرشته ای در آن جا حضور دارد که مانع از عرضه شدن عمل و مقبول واقع شدن آن می گردد و می گوید: من فرشته ای هستم که پروردگار مرا مأمور ساخته است نگذرم عمل هیچ شخص غیبت کننده ای از این مقام و مرتبه بالا برود و به پیش گاه الهی عرضه شود.
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله)می فرماید:
ما النار فی الیبس بأ سرع من الغیبه فی حسنات العبد(249)؛
شتاب و تأثیر غیبت کردن برای نابودی اعمال نیک بنده مسلمان، بیشتر از سرعت و تأثیر آتش در (سوزاندن ) اجسام خشک است.

هدیه به غیبت کننده

به دانشمندی خبر دادند، فلان شخص غیبت تو را کرده است. آن مرد حکیم طبقی از خرمای تازه برای آن شخص غیبت کننده فرستاد و پیغام داد: به من خبر رسید است که بخشی از نیکی های خود را در من اهدا کرده ای. خواستم به تلافی هدیه ای به شما داده باشم. پس طبقی خرما تازه برایت فرستادم تا دهانت را شیرین کنی. امیدوارم مرا ببخشایی از این که نتوانستم محبت را به صورت کامل خبران کنم(250)
روزی عده ای در حضور عبدالله مبارک نشسته بودند و با یک دیگر گفت وگو می کردند. میان صحبتشان، بحث غیبت مطرح شد. عبد الله مبارک همچنان ساکت و خاموش نشسته بود و هیچ سخنی نمی گفت، ولی وقتی مسئله غیبت مطرح شد، در مقام پند و حکمت گفت: اگر من می خواستم از کسی غیبت کنم، از پدر و مادرم غیبت می کردم؛ زیرا ایشان بیش از هرکس، سزاوارتر و شایسته تر بودند به این که صاحب نیکی های من بشوند(251).

غیبت، افطار روزه

روزی رسول اکرم (صلی الله علیه و اله)دستور داد همه مسلمانان یک روز روزه بگیرد و تا وقتی حضرت اجازه نداده است، کسی افطار نکند. آن روز همه مسلمانان روزه گرفتند. زمان افطار، مسلمانان یک به یک نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله)می آمدند، اجازه افطار می گرفتند و حضرت نیز اجازه می داد. نوبت به مردی رسید که به حضرت گفت: ای رسول خدا! دو تن از دخترانم امروز روزه گرفته اند، ولی خجالت می کشند خدمت شما بیایند و اجازه افطار بگیرند. آیا اجازه می فرمایید آنها افطار کنند؟ رسول اکرم (صلی الله علیه و اله)صورت خود را از آن مرد برگرداند و پاسخی نداد. بار دیگر آن مرد سخن خود راتکرار کرد، ولی باز حضرت به او توجهی نکرد و پاسخی نداد. آن مرد برای بار سوم گفته خود را تکرار کرد این بار حضرت فرمود: چگونه از من اجازه افطار می خواهی، در حالی که امروز دخترانت روزه دار نبودند؛ زیرا از صبح در خانه گوشت مردم را می خورند. حال نزد آنها برو و به دخترانت بگو اگر روزه دار بوده اند، استفراغ کنند.
آن مرد به خانه بازگشت و ماجرا را برای دخترانش تعریف کرد و آنها نیز استفراغ کردند. ناگهان از دهان هر کدام، لخته خون بسته ای خارج شد. آن مرد با دیدن این صحنه، با ترس و و حشت نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله)رفت و ماجرا را تعریف کرد. حضرت پس از شنیدن سخنان او فرمود: سوگند به آن خدایی که جانم در دست اوست، اگر آن دو لخته خون بسته در شکم دخترانت باقی می ماند، بدون شک گرفتار آتش دوزخ می شدند. سپس فرمود: این دو دختر امروز روزه گرفته و از آنچه خداوند برایشان حلال کرده بود، پرهیز کردند، ولی با چیزی که خداوند حرام کرده بود، روزه خود را شکستند؛ زیرا امروز در خانه با دهان روزه کنار یک دیگر نشستند و با غیبت کردن مشغول خوردن گوشت مردم شدند(252) در نتیجه، با این کار زشت، روزه خود را تباه کردند و پاداش عمل خود را نابود ساختند.
پبامبر اکرم (صلی الله علیه و اله)فرمود:
من اغتاب مسلماً فی شهر رمضان لم یو جر علی صیامه(253)؛
هرکس در ماه مبارک رمضان از مسلمانی غیبت کند، روزه اش پاداشی ندارد و از ثواب روزه خود بهره ای نخواهد برد.
ایشان همچنین فرمود:
من اغتاب مسلماً أو مسلمه لم یقبل الله صلاته و لا صیامه أربعین یوماً و لیله الا أن یغفر له صاحبه(254)؛
هرکس از زن و مرد مسلمانی غیبت کند، خداوند، نماز و روزه او را تا چهل شبانه روز نمی پذیرد، مگر آن که کسی که از او غیبت شده است، وی را حلال کند.