نیش و نوش «نقش زبان در نیک بختی و بدبختی انسان »

نویسنده : شکیبا سادات جوهری مترجم : تهیه شده توسط ک مرکز پژوهش‏های صدا و سیما

دفتر اعمال در قیامت

روز قیامت، برای رسیدگی به حساب و کتاب مردمان، شخصی را در پیش گاه خداوند حاضر می کنند، نامه اعمالش را به دستش می دهند و به اومی گویند: اقرأ کتابک؛ نامه اعمالت را بخوان. هنگامی که نامه اعمالش را می خواند، می بیند از کارهای خیری که در دنیا انجام داده، چیزی در آن نوشته نشده است. از این رو می گوید: خدایا! این نامه اعمال من نیست؛ زیرا کارهای نیک خود را در آن نمی بینم. در پاسخ به او گفته می شود: آری، تو در دنیا نیکی های بسیاری انجام دادی. خدای تو اشتباه نمی کند و کردار تو را فراموش نکرده است. ولی کارهای نیک تو به سبب غیبت کردن از مردم از میان رفت و نابود شد. آری، نیکی کردی، ولی غیبت هم داشتی. آنچه از طاعات می کردی، می دیدیم و آنچه از غیبت می گفتی، می شنیدیم. پس نیکی های تو را به آن کسانی دادیم که از آنها غیبت می کردی. حال، تو به سبب غیبت کردن از ایشان به دوزخ می روی و ایشان به سبب نیکی های تو به بهشت می روند.
سپس شخصی دیگری را در پیش گاه خداوند حاضر می کنند و نامه اعمالش را به دستش می دهند و می گویند: بخوان. وقتی نامه عملش را می خواند، در آن نیکی های بسیار می بیند که خودش انجام نداده است. پس می گوید: پروردگارا! این نامه عمل من نیست؛ زیرانیکی های را که در آن نوشته شده است. من به جا نیاورده ام. در پاسخ به او می گویند: اینها کارهای نیک فلان شخص است که در دنیا از تو غیبت کرده و حالا در عوض، نیکی هایش به تو داده شده است(248).

غیبت، مانع قبولی اعمال

در روایتی مشهور از معاذ نقل شده است که رسول اکرم (صلی الله علیه و اله)فرمود:
فرشتگانی از سوی خداوند بر انسان مأمور شده اند و مسئول دریافت اعمال نیک و بد آدمی اند. هنگامی که عملی از اعمال نیک انسان را بالا می برند، نور آن عمل آن قدر فروزان است که مانند اشعه خورشید در درخشش و فروزندگی چشم را خیره می کند. فرشتگان با دریافت آن عمل، بسیار خرسند و خوش حال می شوند و آن را عملی بزرگ و شایسته تصور می کنند تا این که آن عمل از آسمان بالا می رود و می گذرد و آماده می شود که به پیش گاه الهی عرضه شود. در این زمان، فرشته ای در آن جا حضور دارد که مانع از عرضه شدن عمل و مقبول واقع شدن آن می گردد و می گوید: من فرشته ای هستم که پروردگار مرا مأمور ساخته است نگذرم عمل هیچ شخص غیبت کننده ای از این مقام و مرتبه بالا برود و به پیش گاه الهی عرضه شود.
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله)می فرماید:
ما النار فی الیبس بأ سرع من الغیبه فی حسنات العبد(249)؛
شتاب و تأثیر غیبت کردن برای نابودی اعمال نیک بنده مسلمان، بیشتر از سرعت و تأثیر آتش در (سوزاندن ) اجسام خشک است.

هدیه به غیبت کننده

به دانشمندی خبر دادند، فلان شخص غیبت تو را کرده است. آن مرد حکیم طبقی از خرمای تازه برای آن شخص غیبت کننده فرستاد و پیغام داد: به من خبر رسید است که بخشی از نیکی های خود را در من اهدا کرده ای. خواستم به تلافی هدیه ای به شما داده باشم. پس طبقی خرما تازه برایت فرستادم تا دهانت را شیرین کنی. امیدوارم مرا ببخشایی از این که نتوانستم محبت را به صورت کامل خبران کنم(250)
روزی عده ای در حضور عبدالله مبارک نشسته بودند و با یک دیگر گفت وگو می کردند. میان صحبتشان، بحث غیبت مطرح شد. عبد الله مبارک همچنان ساکت و خاموش نشسته بود و هیچ سخنی نمی گفت، ولی وقتی مسئله غیبت مطرح شد، در مقام پند و حکمت گفت: اگر من می خواستم از کسی غیبت کنم، از پدر و مادرم غیبت می کردم؛ زیرا ایشان بیش از هرکس، سزاوارتر و شایسته تر بودند به این که صاحب نیکی های من بشوند(251).