نیش و نوش «نقش زبان در نیک بختی و بدبختی انسان »

نویسنده : شکیبا سادات جوهری مترجم : تهیه شده توسط ک مرکز پژوهش‏های صدا و سیما

نیش زبان

شیخ ابوالحسن نوری گفت: روزی نزد ایاس بن معاویه نشسته بودم. خواستم از کسی غیبت کنم که ایاس مانع این کار شد و گفت: آیا تو امسال به سرزمین روم و ترکستان و جنگ با ایشان رفته بودی؟ گفتم: نه. گفت: تعجب می کنم از این که کافران روم و ترک از دست و زبان تو آسوده و در امان هستند، ولی برادر مسلمانت از نیش زبانت آسوده و در امان نیست.(245)

صاعقه غیبت

امام باقر (علیه السلام) فرمود:
هنگامی که روز قیامت فرا می رسد، گروهی در پیش گاه خداوند حاضر می شوند و می بینند هیچ کار نیکی در نامه عمل خود ندارند. پس به اعتراض عرض می کنند: پروردگارا!اعمال نیک ما چه شد؟ خطاب به آنان گفته می شود: اعمال نیک شما را غیبت از بین برد؛ زیرا غیبت، نیکی ها را می خورد، همان گونه که آتش، هیزم را می خورد: فان الغیبه لتا کل الحسنات کما تا کل النار الحطب.(246)
شیخ بهایی هم می گوید:
بدان که غیبت چون صاعقه ای هلاکت بار است و حال آن کسی که از مردم بد گویی می کند، مانند کسی است که منجنیقی بسازد و نیکی هایش را با آن به سمت شرق و غرب پرتاب کند.(247)

دفتر اعمال در قیامت

روز قیامت، برای رسیدگی به حساب و کتاب مردمان، شخصی را در پیش گاه خداوند حاضر می کنند، نامه اعمالش را به دستش می دهند و به اومی گویند: اقرأ کتابک؛ نامه اعمالت را بخوان. هنگامی که نامه اعمالش را می خواند، می بیند از کارهای خیری که در دنیا انجام داده، چیزی در آن نوشته نشده است. از این رو می گوید: خدایا! این نامه اعمال من نیست؛ زیرا کارهای نیک خود را در آن نمی بینم. در پاسخ به او گفته می شود: آری، تو در دنیا نیکی های بسیاری انجام دادی. خدای تو اشتباه نمی کند و کردار تو را فراموش نکرده است. ولی کارهای نیک تو به سبب غیبت کردن از مردم از میان رفت و نابود شد. آری، نیکی کردی، ولی غیبت هم داشتی. آنچه از طاعات می کردی، می دیدیم و آنچه از غیبت می گفتی، می شنیدیم. پس نیکی های تو را به آن کسانی دادیم که از آنها غیبت می کردی. حال، تو به سبب غیبت کردن از ایشان به دوزخ می روی و ایشان به سبب نیکی های تو به بهشت می روند.
سپس شخصی دیگری را در پیش گاه خداوند حاضر می کنند و نامه اعمالش را به دستش می دهند و می گویند: بخوان. وقتی نامه عملش را می خواند، در آن نیکی های بسیار می بیند که خودش انجام نداده است. پس می گوید: پروردگارا! این نامه عمل من نیست؛ زیرانیکی های را که در آن نوشته شده است. من به جا نیاورده ام. در پاسخ به او می گویند: اینها کارهای نیک فلان شخص است که در دنیا از تو غیبت کرده و حالا در عوض، نیکی هایش به تو داده شده است(248).