نیش و نوش «نقش زبان در نیک بختی و بدبختی انسان »

نویسنده : شکیبا سادات جوهری مترجم : تهیه شده توسط ک مرکز پژوهش‏های صدا و سیما

نوشتن اعمال

روزی حضرت سلیمان بن داوود عفریتی(210) را به نامزدی عفریتی دیگر در آورد. سپس عده ای را مخفیانه مأمور و مراقبت ایشان کرد تا رفتار و کردار آنها را زیر نظر بگیرد و گفتارشان با بشنوند و برای او خبر بیاورند. روزی عفریت و نامزدش برای خرید به بازار رفتند. وقتی وارد بازار شدند، عفریت دید مردم سخت به امور دنیا مشغول شده اند و سرگرم داد و ستد و گفت گو هستند. با مشاهده این صحنه بانگرانی و شگفتی سر خود را تکان داد و روبه سوی آسمان بلند کرد. مأموران آنچه را دیده بودند، به حضرت سلیمان خبر دادند. حضرت، عفریت را به حضور طلبید و علت آن کار را پرسید. عفریت گفت: وقتی وارد بازار شدم، دیدم بر سر هر یک از مردم فرشته ای نشسته است که همه سخنان آنان را یادداشت مس کند(211)
امام صادق (علیه السلام) در همین باره می فرماید:
ما من أحد الا و معه ملکان یکتبان ما یلفظه ثم یرفعال ذلک الی ملکین فوقهما فیبتان ماکان من خیر و شر و یلقیان ما سوی ذلک(212)
هیچ کس نیست جز آن که با او دو فرشته است که آنچه را می گوید، می نویسد. پس آن نوشته را به دو فرشته دیگر مه بالاتر ار آنان هستند، می دهند. آن دو فرشته، خیر و شر آن را ثبت. سکنند و غیر آن را درو می افکنند.

زخم زبان

عده ای از یاران پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) به آن حضرت عرض کردند: یکی از زنان (در محله ما) روزها زوره می گیرند و شب ها نماز می خواند، ولی بداخلاق است؛ به همسایگان زخم زبان می زند و آنها را با زبان آزار می دهد. حضرت فرمود: خیری در او نیست؛ او از اهل دوزخ است(213) هم چنین رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) فرمود:
هر کس به خداو روز وپسین ایمان دارد، بگو همسایه را مر نجان. هر کس به خدا و روز رستاخیز ایمان دارد، بگو مهمان

را گرامی دار و هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد، بگو یا نیک سخن گوی یا ساکت و خاموش باش(214) نشانه ج

مردی
شبی گروهی در مجلس اوزاعی گرد هم جمع شده بودند و با هم سخن می گفتندم در این میان، مرد عربی از قبیله بنی علیم میان ایشان بود، ولی ساکت و خاموش در گوشه ای نشسته بود و هیچ سخن نمی گفت. حاضران در مجلس وقتی او را خاموش دیدند، گفتند: به حق، شمارا گنگان عرب گفته اند؛ زیرا مردمانی لال و بی زبان هستند. مرد عرب در پاسخ گفت: حکیمان گفته اند لذت و خوشی مرد در گوش او و لذت و خوشی نامرد در زبان اوست. شما از آن کسانی هستید که لذت و خوشی تان در گفتار باطل و حرف های بیهوده است. پس جوان مردکسی است که ساکت و خاموش می نشیند و سخن باطل نمی گوید و حرف بی جانمی زند، ولی ناجوان مرد کسی است که هر چه بر زبانش بیاید، می گوید و حرف بی جا می زند(215)