فهرست کتاب


نیش و نوش «نقش زبان در نیک بختی و بدبختی انسان »

شکیبا سادات جوهری تهیه شده توسط ک مرکز پژوهش‏های صدا و سیما

جلوگیری از غیبت

ابی درداء از پدرش نقل می کند که روزی در حضور پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) مردی خواست با غیبت کردن و بدگویی از شخص دیگر، حیثیت و آبروی او را لکه دار کند. همان وقت، مرد دیگری از طایفه همان شخص که در مجلس ما حضور داشت، به دفاع از او از جا برخاست و پاسخ دندان شکنی به غیبت کننده داد و نگذاشت آن مرد با غیبت و بد گویی، معترض حیثیت و آبروی او شود. پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) وقتی این صحنه را دید، فرمود:
من رد عن عرض أخیه کان له حجاباً من النار(189)؛
هرکس از آبرو و حیثیت برادر دینی خود دفاع کند، این کار نیک، سپر و حجابی برای او در مقابل آتش دوزخ است.
در تفسیر امام حسن عسکری (علیه السلام) در این باره آمده است:
هر کس در مجلسی حاضر باشد و در مقابل سگ درنده ای که می خواهد با جاه طلبی، برادر دینی او را خوار و خفیف کند و پرده آبروی او را بدرد، استوار بایستد و از آبروی برادر دینی خود دفاع کند، فرشتگان بسیاری از زمین، آسمان، عرش ملکوت نزد خداوند از او به نیکی، یاد و مدح و ثنایش می کنند و از خدای تعالی برای او سربلندی، منزلت، جاه و مقام می طلبند. خداوند تعالی نیز در پاسخ فرشتگان می فرماید: من هم آنچه را شایسته عمل اوست، برایش واجب کردم، به این که به تعداد هر یک از شما فرشتگان ستایشگر، از درجات، کاخ ها، باغ ها و درختان بهشتی نصیب او کنم و هر نعمتی را دوست داشته باشد، برایش فراهم می سازم، از آن نعمت هایی که هیچ یک از آفریدگانم از آن آگاهی ندارند(190).
روزی ابراهیم ادهم به مهمانی دعوت شد. دید حاضران در مجلس از دیگران غیبت می کنند. با شنیدن گفتارشان، خطاب به ایشان گفت: مردم اول نان می خورند و سپس گوشت، ولی شما اول (با غیبت کردن) گوشت مردم را می خورید و سپس نان. بعد به سخن حق تعالی اشاره کرد که می فرماید: أیحب أحد کم أن یا کل لحم أخیه میتاً(191).
آیا دوست می دارید گوشت برادر مرده خود را به خورید(192).
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) فرمود:
من کان یومن بالله و الیوم الاخر فلا یجلس فی مجلس یعتاب فیه مسلم(193).
کسی که به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشد، در مجلسی نمی نشیند که در آن، غیبت مسلمانی را می کنند.

فاسق یا سخن چین

مردی نزد عمر بن عبد العزیز رفت و درباره شخصی بدگویی و سخن چینی کرد. عمر بن عبد العزیز به او گفت: اگر می خواهی در مورد این موضوع تحقیق می کنم؛ اگر دروغ گفته باشی، از اهل این آیه شریفه خواهی بود که می فرماید: ان جاء کم فاسق بنبأ فتبینوا(194)؛
هرگاه فاسقی خبری به شما داد، درباره آن تحقیق کنید. اگر راست گفته باشی، مشمول این آیه شریفه خواهی بود که می فرماید: هماز مشاء بنمیم(195)؛ کسانی که همواره سخن چینی می کنند و سخن این و آن را برای مردم می گویند. و اگر می خواهی، تو را می بخشم. آن شخص گفت: ای امیر! را ببخش که دیگر مرتکب این کار ناپسند نخواهم شد(196).

عامل ناراحتی

روزی یکی از دوستان مرد دانایی به دیدن او رفت و درباره شخصی نزد او بدگویی و خبر چینی کرد و گفت: فلان کس در مورد شماچنین گفته است. آن مرد حکیم گفت: ای مرد! مدت ها به دیدن ما نیامدی، حالا هم که آمدی، با این سخن و خبری که دادی، سه خیانت بزرگ مرتکب شدی: اول آن که مرا از آن شخص خشمگین ساختی؛ دوم آن که قلب آسوده و آرامم را چرکین و نگران کردی؛ سوم آن که خود را نزد من (به سبب این خبر چینی) فاسق و متهم ساختی(197).