نیش و نوش «نقش زبان در نیک بختی و بدبختی انسان »

نویسنده : شکیبا سادات جوهری مترجم : تهیه شده توسط ک مرکز پژوهش‏های صدا و سیما

چهار) نوشتن؛

امروزه شاید یکی از راه های رایج این است. آنها که می توانند، در نشریات و آنها که نمی توانند، در شب نامه و نامه های سرگشاده یا با دیوار نویسی، به اصطلاح افشاگری می کنند و عیب دیگران را برای همگان آشکار می سازند. گاه حتی پا رافراتر می گذراند و به انسان های با ایمان و خدمت گزار، توهین می کنند و تهمت می زنند.

پنج) ایما و اشاره؛

در این باره آمده است که یکی از همسران پیامبر می گوید: من در خدمت پیامبر بودم. زنی بر ما وارد شد، وقتی پشتش به من بود، با دستم اشاره کردم که او زنی کوتاه قد است. پیامبر فرمود: غیبت آن زن را کردی(155).

ج) فلسفه حرمت غیبت

دوام و بقای هر جامعه، به میزان یک پارچگی، صمیمیت و اعتقاد متقابل انسان ها بستگی دارد. هر اندازه افراد جامعه هم آهنگ تر باشند، آن جامعه ثبات بیشتری خواهد داشت. هم چنین هر اندازه میان مردم ناهماهنگی و بی اعتمادی بیشتر باشد، نابودی و فروپاشی آن سریع تر است. اسلام که جامعه اسلامی را به منزله پیکر واحد و افراد جامعه را چونان اندام های آن می داند، بر آنچه موجب تقویت روح هم بستگی می شود، تأکید می ورزد و از آنچه موجب تضعیف وحدت و یک پارچگی می شود، نهی می کند.
غیبت یکی از اموری است که جامعه متحد اسلامی را به تدریج گرفتار تفرقه می کند و صمیمیت و اطمینان به یک دیگر را به بی اعتمادی و بدبینی بدل می سازد؛ زیرا وقتی انسان از شخصی غیبت کند و عیب های او را برای دیگران برملا سازد، شنوندگان، از او متنفر می شوند. بنابراین، عضوی از جامعه از محبوبیت می افتد. هم چنین وقتی غیبت شونده آگاه شود که چه کسی از او غیبت کرده است و چه کسی از عیب های او آگاه گشته اند، از آنها دوری می کند، به همین ترتیب، اگر غیبت میان مردم رواج پیدا کند، افراد یکی پس از دیگری از صحنه اجتماع کنار گذاشته می شوند و روابط اجتماعی به سردی و تیرگی می گراید. بدون شک، جامعه ای که در آن روح هم بستگی حاکم نباشد، دوام نمی یابد و به زودی در سراشیبی سقوط می افتد.