نیش و نوش «نقش زبان در نیک بختی و بدبختی انسان »

نویسنده : شکیبا سادات جوهری مترجم : تهیه شده توسط ک مرکز پژوهش‏های صدا و سیما

ب) راهکار مبارزه با ناسزگویی

امیرمؤمنان علی (علیه السلام) دوری از دشنام دادن را از ویژگی های پرهیز کاران برمی شمارد: بعیداً فحشه لیناً قوله(144)؛ از دشنام و ناسزا، به دور و بر کنار و گفتارش، متین و همواره است. ایشان هنگامی که شنیده یارانش در جنگ صفین به دشمن ناسزا می گویند، در خطبه ای چنین سفارش فرمود:
اگر (به جای دشنام دادن،) رفتار ناشایست آنان را بیان می کردید و حالشان را یادآور می شدید، در گفتار، راست تر و در مقام غذر خواهی، رساتر بود. شما باید به جای دشنام به آنها می گفتند: خدایا! خون ما و آنها را حفظ کن. میان ما و آنها را اصلاح فرما و آنان را از گمراهی به راه راست هدایت کن تا کسی که نادان است، حق را بشناسد و او که با حق ستیز و دشمنی می کند، دست بردارد و باز ایستد(145).
در واقع، آدمی به جای دشنام باید آگاهی دهد؛ داهنمایی و دل سوزی کند؛ دست گمراهان را بگیرد و آنان را هدایت کند. ناسزا، زشت است و پاسخ ناسزا، دشنام نیست؛ چون آتش را با آتش خاموش نمی کنند. باید غضب خود را فرونشاند و بر اعصاب خویش مسلط بود و با آب گوارا و زلال سخن، به جنگ ناسزای دیگران رفت.
چهار چیز است آیین مردم هنری - که مردم هنری زین چهار نیست بری
یکی سخاوت طبعی چو دستگاه بود - به نیک نامی دایم ببخشی و بخوری
دو دیگر آن که دل دوستان نیازاری - که دوست آینه باشد چو اندر او نگری
سه دیگر آن که زبان را به وقت گفتن بد - نگاه داری تا وقت عذر، غم نخوری
چهارم آن که کسی گر به جای تو بد کرد - چو عذر خواهد، نام گناه او نبری(146)
زبان ملایم و همواره سبب رونق و طراوت باغ دوستی هاست. با آن، چشمه های انس و هم دلی همیشه جاری و ریشه کدورت ها و دشمنی ها خشگیده خواهد شد. امام علی (علیه السلام) فرمود: من لان عوده کثفت أغصانه(147)؛ هر کس ساقه درخت و جودش نرم باشد، شاخه هایش متراکم و فراوان می شود.

5 - غیبت

پشت سر کسی از او سخن گفتن، به گونه ای که اگر بشنود، دل گیر و غمناک شود، به شرایط این که آنچه گفته می شود در او باشد، ولی مردم از آن بی خبر باشند، غیبت نامیده می شود. امام موسی کاظم (علیه السلام) می فرماید:
من ذکر رجلاً من خلفه بما هو فیه مما عرفه الناس لم یغتبه و من ذکره من خلفه بما هو فیه مما لا یعرفه الناس اغتابه و من ذکره بما لیس فیه فقد بهته(148)؛
هرکس دیگری را در غیابش یاد کند به آنچه در او هست و مردم نیز از آن گاهی دارند، غیبت نکرده است و هر کس دیگری را در غیابش یاد کند به آنچه در او هست، ولی مردم آن را نمی دانند، از او غیبت کرده است و هر کس در غیاب دیگری چیزی گوید که در او نیست، تهمت زده است.
روزی پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) از اصحاب خود پرسید: آیا می دانید معنای غیبت چیست؟ گفتند: خدا و رسول خدا داناتر است. فرمود: غیبت این است که تو برادر خود را به چیزی که او را ناخوش آید، یاد کنی. شخصی عرض کرد: آیا اگر آن عیبی که ذکر می کنم، در برادر دینی خودم باشد، باز هم غیبت است. حضرت فرمود: اگر آنچه را می گویی در او باشد، او را غیبت کرده ای و اگر در او نباشد، به او بهتان زده ای(149).
غیبت، آن ناگفتنی است که به گوش غیبت شونده برسد، نا خشنود شود. خواه آن ناگفتنی نقص در بدن باشد، مثل این که بگویی: فلانی گنگ است؛ یا در ویژگی ها، گفتار و رفتار غیبت شونده باشد، مثل این که بگویی: بد خلق است؛ یا مربوط به چیزی است که متعلق به او باشد از لباس یا خانه یا مرکب، چنان که بگویی: خانه فلان کس چرکین است یا کلاه او دراز است. پیامبر فرمود: غیبت آن است که برادر خود را به چیزی یاد کنی که او را ناخوش آید(150). این سخن پیامبر فراگیر است و تمام موارد ذکر شده را شامل می شود. البته غیبت کردن منحصر به زبان نیست، بلکه هر عملی که نقص از غیر را بفهماند، غیبت است؛ خواه به قول باشد یا به فعل یا اشاره یا رمزه یا نوشتن(151).

الف) زشتی غیبت

سوره ای حجرات، به صراحت از زشتی غیبت سخن گفته است و کمتر گناهی در نظر خداوند متعال در این پایه از ناپسندی قرار دارد. در احادیث نیز غیبت، بدتر از زنا دابسته شده است و حتی برخی از فقیهان، آن را باطل کننده روزه می دانند(152).
در آیه زیر زشتی غیبت بسیار ملموس بیان شده است:
و لا یغتب بعضکم بعضاً أیحب أحدکم أن یا کل لحم أخیه میتاً فکر هتموه و اتقوا الله ان الله تواب رحیم(153)؛
و بعضی از شما از برخی دیگر غیبت نکند. آیا یکی از شما دوست می دارد گوشت برادر مرده اش را بخورد که از آن تنفر دارید؟ از خداوند پروا کنید که بی شک، خداوند توبه پذیر میهان است.
جای که خوردن گوشت حیوانات مرده حرام است، باید خوردن گوشت انسان مرده بسیار زشت تر باشد. حیوانات، گوشت مرده خود را نمی خورند، حال چگونه انسان چنین کاری را می تواند انجام دهد؟ به راستی، چرا غیبت این قدر نکوهش شده است؟ به نظر می رسد علت آن است که آدمی در پیش گاه خداوند متعال، برترین موجودات است و حفظ اعتبار و شخصیت افراد، از دستورهای مؤکد اسلام است.
مولوی در دفتر سوم مثنوی، داستانی نقل می کند که بر اساس آن، هر کس بچه فیلی را شکار کند و بخورد، مادرش دهان آدم ها را بو می کند و می فهمد چه کسی بچه اش را خورده است. پس او را با خر طوم خود به هوا بلند و پرتاب می کند و بر زمین می کشد. آن گاه مولوی به آیه بالا می رسد که انسان ها نیز چون غیبت کنند، گویا گوشت برادرشان را خورده اند و حق تعالی و مجریان او امر الهی از بوی بسیار بد و متعفن دهان او می دانند غیبت کرده است.
هر دهان را پیل بویی می کند - گرد معده هر بشر بر می تند
تا کجا یابد کباب پور خویش - تا نماید انتقام و زور خویش
گوشت های بندگان حق خوری - غیبت ایشان کنی کیفر بری
هان که بویای دهانتان خالق است - کی برد جان غیر آن کو صادق است
وای آن افسوسی ای کش بوی گیر - باشد اندر گور منکر با نکیر
نی دهان دزدیدن امکان زان جهان - نی دهان خوش کردن از دارو دهان
آب و روغن نیست مر روپوش را - راه حیلت نیست عقل و هوش را(154)