نیش و نوش «نقش زبان در نیک بختی و بدبختی انسان »

نویسنده : شکیبا سادات جوهری مترجم : تهیه شده توسط ک مرکز پژوهش‏های صدا و سیما

الف) نکوهش ناسزاگویی در روایات

پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) زشت گویان را نکوهش می کند و می فرماید: ان من شر عباد الله من تکره مجالسته لفحشه(140)؛ از بدترین بندگان خدا کسی است که به خاطر دشنام گویی اش، از هم نشینی با او کنارگیری شود. چه زشت است که زبان انسان آن گونه آزار دهنده و بدگو باشد که مردم از دوستی و همراهی با او کراهت داشته باشند و از دشنام او بر حیا و حیثیت خود بترسند. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: البداء من الجفاء فی النار(141)؛ بدزبانی، جفاکاری است و جفاکار در آتش است.
امام باقر (علیه السلام) نیز می فرماید: ان الله یبغض الفاحش المتفحش(142)؛ به راستی که خداوند، بدکار و دشنام گو را دشمن می دارد.
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) هم می فرماید:
ان الله حرم الجنه علی کل فحاش بذی قلیل الحیاء لا یبال ما قال و لا ماقیل له(143)؛
خداوند، بهشت را بر هر دشنام دهنده بی آبرو و بی حیایی که از آنچه می گوید و از آنچه به او گفته می شود، باکی ندارد و ناراحت نمی شود، حرام کرده است.

ب) راهکار مبارزه با ناسزگویی

امیرمؤمنان علی (علیه السلام) دوری از دشنام دادن را از ویژگی های پرهیز کاران برمی شمارد: بعیداً فحشه لیناً قوله(144)؛ از دشنام و ناسزا، به دور و بر کنار و گفتارش، متین و همواره است. ایشان هنگامی که شنیده یارانش در جنگ صفین به دشمن ناسزا می گویند، در خطبه ای چنین سفارش فرمود:
اگر (به جای دشنام دادن،) رفتار ناشایست آنان را بیان می کردید و حالشان را یادآور می شدید، در گفتار، راست تر و در مقام غذر خواهی، رساتر بود. شما باید به جای دشنام به آنها می گفتند: خدایا! خون ما و آنها را حفظ کن. میان ما و آنها را اصلاح فرما و آنان را از گمراهی به راه راست هدایت کن تا کسی که نادان است، حق را بشناسد و او که با حق ستیز و دشمنی می کند، دست بردارد و باز ایستد(145).
در واقع، آدمی به جای دشنام باید آگاهی دهد؛ داهنمایی و دل سوزی کند؛ دست گمراهان را بگیرد و آنان را هدایت کند. ناسزا، زشت است و پاسخ ناسزا، دشنام نیست؛ چون آتش را با آتش خاموش نمی کنند. باید غضب خود را فرونشاند و بر اعصاب خویش مسلط بود و با آب گوارا و زلال سخن، به جنگ ناسزای دیگران رفت.
چهار چیز است آیین مردم هنری - که مردم هنری زین چهار نیست بری
یکی سخاوت طبعی چو دستگاه بود - به نیک نامی دایم ببخشی و بخوری
دو دیگر آن که دل دوستان نیازاری - که دوست آینه باشد چو اندر او نگری
سه دیگر آن که زبان را به وقت گفتن بد - نگاه داری تا وقت عذر، غم نخوری
چهارم آن که کسی گر به جای تو بد کرد - چو عذر خواهد، نام گناه او نبری(146)
زبان ملایم و همواره سبب رونق و طراوت باغ دوستی هاست. با آن، چشمه های انس و هم دلی همیشه جاری و ریشه کدورت ها و دشمنی ها خشگیده خواهد شد. امام علی (علیه السلام) فرمود: من لان عوده کثفت أغصانه(147)؛ هر کس ساقه درخت و جودش نرم باشد، شاخه هایش متراکم و فراوان می شود.

5 - غیبت

پشت سر کسی از او سخن گفتن، به گونه ای که اگر بشنود، دل گیر و غمناک شود، به شرایط این که آنچه گفته می شود در او باشد، ولی مردم از آن بی خبر باشند، غیبت نامیده می شود. امام موسی کاظم (علیه السلام) می فرماید:
من ذکر رجلاً من خلفه بما هو فیه مما عرفه الناس لم یغتبه و من ذکره من خلفه بما هو فیه مما لا یعرفه الناس اغتابه و من ذکره بما لیس فیه فقد بهته(148)؛
هرکس دیگری را در غیابش یاد کند به آنچه در او هست و مردم نیز از آن گاهی دارند، غیبت نکرده است و هر کس دیگری را در غیابش یاد کند به آنچه در او هست، ولی مردم آن را نمی دانند، از او غیبت کرده است و هر کس در غیاب دیگری چیزی گوید که در او نیست، تهمت زده است.
روزی پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) از اصحاب خود پرسید: آیا می دانید معنای غیبت چیست؟ گفتند: خدا و رسول خدا داناتر است. فرمود: غیبت این است که تو برادر خود را به چیزی که او را ناخوش آید، یاد کنی. شخصی عرض کرد: آیا اگر آن عیبی که ذکر می کنم، در برادر دینی خودم باشد، باز هم غیبت است. حضرت فرمود: اگر آنچه را می گویی در او باشد، او را غیبت کرده ای و اگر در او نباشد، به او بهتان زده ای(149).
غیبت، آن ناگفتنی است که به گوش غیبت شونده برسد، نا خشنود شود. خواه آن ناگفتنی نقص در بدن باشد، مثل این که بگویی: فلانی گنگ است؛ یا در ویژگی ها، گفتار و رفتار غیبت شونده باشد، مثل این که بگویی: بد خلق است؛ یا مربوط به چیزی است که متعلق به او باشد از لباس یا خانه یا مرکب، چنان که بگویی: خانه فلان کس چرکین است یا کلاه او دراز است. پیامبر فرمود: غیبت آن است که برادر خود را به چیزی یاد کنی که او را ناخوش آید(150). این سخن پیامبر فراگیر است و تمام موارد ذکر شده را شامل می شود. البته غیبت کردن منحصر به زبان نیست، بلکه هر عملی که نقص از غیر را بفهماند، غیبت است؛ خواه به قول باشد یا به فعل یا اشاره یا رمزه یا نوشتن(151).