نیش و نوش «نقش زبان در نیک بختی و بدبختی انسان »

نویسنده : شکیبا سادات جوهری مترجم : تهیه شده توسط ک مرکز پژوهش‏های صدا و سیما

یک)

دروغ گویان برای فریب دیگران، از زبان چرب و نرم خود استفاده می کنند و با سخنان و وعده های دروغ، به مقاصد پلیدشان دست می یابند:
و قال الذین کفروا للذین آمنوا اتبعوا سبیلنا و لنحمل خطا یا کم و ماهم بحاملین من خطا یا هم من شی ء انهم لکاذبون(134)؛
و کافران به مؤمنان گفتند: از راه ما پیروزی کنید و ما گناهان شما را به گردن می گیریم، ولی چیزی از گناهان ایشان را به گردن نگیرند. به راستی، آنان دروغ گویند.
این گفته دروغی بیش نیست؛ زیرا هر کس مسئولیت رفتار خویش را بر عهده دارد: و لا تزر وازره وزر أخری(135)؛ هیچ گنه کاری بار گناه دیگری را بر ندارد.

دو)

دروغ گویان برای فرار از انجام دادن وظیفه و کارهای سخت، دروغ می گویند.
اینان با بهانه آوردن و دروغ گفتن، از زیر بار مسئولیت شانه خالی می کنند. در زمان پیامبر، وقتی دستور حرکت در جنگ تبوک و جهاد در راه خدا آمد، عده ای قصد فرار از این کار سخت را داشتند؛ زیرا امید به دست آوردن غنیمت فراوانی هم نبود. از این رو، به دروغ، بهانه هایی آوردند:
لو کان عرضاً قریباً و سفراً لا تبعوک ولکن بعدت علیهم الشقه و سیحلفون بالله لو استطعنا لخرجنا معکم یهلکون أنفسهم و الله یعلم انهم لکاذبون(136)؛
اگر غنایم و سودی نزدیک و سفری سهل و آسان بود، از تو پیروی می کردند، ولی راه پر مشقت بر آنان دور و گران آمده است و به خدا سوگند یاد خواهند کرد که اگر می توانستم، با شما حرکت می کردیم. اینان خودشان را هلاک می کنند و خداوند می داند که آنان دروغ می گویند.

4- نا سزاگویی

از زشت ترین و بدترین آفات گفتار آدمی، دشنام گفتن است. این کار، سخن را به پاین ترین رتبه و نهایت زشتی می رساند و از دیگر سو، مقام انسانی گوینده اش را تنزل می دهد. خداوند در قرآن محید می فرماید: و لا تسبوا الذین یدعون من دون الله(137)؛ به کسانی که غیر خدا را می خوانند، دشنام ندهید.
وقتی آدمی نباید به کافران و مشرکان ناسزا گوید، تکلیف او با یکتاپرستان مشخص است.
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: ایاک أن تکون فحاشاً أو صخاباً أو لعاناً(138)؛ مبادا دشنام گو، بد زبان و لعنت کننده باشی. داستان این حدیث از این قرار است که یکی از یاران امام صادق (علیه السلام) می گوید: وقتی خدمت حضرت رسیدم، فرمود: این چه جنجالی بود که میان تو و شتر دارت به وجود آمد. مبادا دشنام گو، بد زبان و لعنت کننده باشی. عرض کردم: به خدا سوگند، چنین بود که فرمودی، ولی او به من ستم کرد. فرمود: اگر او به تو ستم کرده تو از او سر افتادی. به یقین، این کردار از رفتار من نیست و من به پیروانم چنین دستوری نداده ام. از پروردگارت آمرزش بخواه و به آن کردار باز مگرد و تکرارش مکن. عرض کردم: از خدا آمرزش می خواهم و دیگر باز نمی گردم(139).