نیش و نوش «نقش زبان در نیک بختی و بدبختی انسان »

نویسنده : شکیبا سادات جوهری مترجم : تهیه شده توسط ک مرکز پژوهش‏های صدا و سیما

د)پی آمدهای بیهوده گویی

همان گونه که سخن خوب، هدایت کننده است، سخن بیهوده نیز می تواند گمراه کننده باشد، چنان که خداوند می فرماید: و من الناس من یشتری لهو الحدیث لیضل عن سبیل الله بغیر علم(120)؛
برخی از مردم سخنان بیهوده سرگرم کننده را می خرند تا مردم را از روی نادانی، از راه خدا گمراه سازند.
مردم دانا همیشه به سخنان سودمند علاقه مندند و از سخنان بیهوده می پرهیزند. بر این اساس، اگر کسی همواره بیهوده گویی کند، از طرف او پراکنده می شوند و شخصیت او را حقیر می شمارد. امام علی (علیه السلام) می فرماید: کثره الهذر یکسب العار(121)؛ بیهوده گویی زیاد، ننگ و عار به بار می آورد.
بسا خود نمایان بیهوده گوی - که باشند در بزمگه، رزم جوی(122)

ه) راهکار برخورد با بیهوده گویان

اگر عمل انسان در مسائل رفتاری و روانی سنجیده و مناسب نباشد، آثار و پی آمدهایی جبرناپذیر به همراه می آورد. به یقین، درگیری و در افتادن با آدم بیهوده گو و مجادله با او، به زیان دانایان می انجامند. اساساً مجادله با بیهوده گو، نه تنها او را اصلاح نمی کند، بلکه لجاجت و بی احترامی او را بیشتر می کند. سعدی می گوید: جالینوس، ابلهی را دید که دست در گریبان دانشمندی زده و بی حرمتی همی کرد. گفت: اگر این دانا بودی، کار وی با نادان بدین جا نرسیدی.
دو عاقل را نباشد کین و پیکار - نه دانایی ستیزد با سبکسار
اگر نادان به وحشت سخت گوید - خردمندش به نرمی دل بجوید(123)
خداوند در قرآن کریم، راهکار بر خورد با بیهوده گویان راچنین می آموزد:
و الذین لا یشهدون الزور و اذا مروا باللغو مرو اکرماً(124)
و کسانی که به باطل و دروغ شهادت نمی دهند و هنگامی که با بیهودگی برخورد کنند، بزرگوارانه می گذرند.
آیات 63 تا 76 سوره فرقان، صفات بندگان خاص خدای رحمان را بر می شمارد و یکی از آنها را بر خورد کریمانه و صبورانه با بیهودگی می داند. این نوع برخورد، از یک سو نشانه نارضایتی بدونه پرخاش و مجادله است تا شخص بیهوده گو متوجه زشتی کار و گفتار خود شود و متنبه گردد و از سوی دیگر، چنین رفتاری دل پذیر است. در واقع، فرد کریم با این بی اعتنایی و نارضایتی، اعلام می کند از بیهوده گویان نیست و از آنها بیزاری می جوید.

3. دروغ گویی

یکی از بزرگ ترین گناهان، مربوط به زبان و بدترین صفات انسان، دروغ گفتن است. امام علی (علیه السلام) می فرماید: شر القول الکذب(125)؛ بدترین سخن، دروغ است. پروردگار در قرآن کریم با نفرین دروغ گویان، بیزاری خود را از آنان اعلام می دارد: قتل الخراصون(126)؛ کشته باد دروغ گویان.
مؤمن باید از هر دروغی بپرهیزد؛ چه کوچک و چه بزرگ و چه جدی و چه شوخی که اگر آدمی به دروغ کوچک دچار شود، دروغ بزرگ هم خواهد گفت. امام سجاد (علیه السلام) می فرماید:
اتقوا الکذب الصغیر منه و الکبیر فی کل جد و هزل فان الرجل اذا کذب فی الصغیر، اجتری علی الکبیر(127)؛
از دروغ، کوچک و بزرگش، جدی و شوخی اش بپرهیزید؛ زیرا وقتی شخص در مورد کوچک، دروغ گفت، به گفتن دروغ بزرگ هم جرئت می یابد.
دروغ قلمرو گسترده ای دارد و ممکن است همه جا به سراغ انسان بیاید: در اجتماع، خانه، مدرسه، محیط کار، صحنه سیاست و حکومت، مراسم مختلف، کسب و تجارت، بازی و تفریح، مدح و تمجید دیگران، در دادگاه و شکایت کردن، در دفاع از خود، اظهار ارادت و عشق و علاقه به دیگری، بیان وقایع تاریخ و حتی ذکر مصیبت اهل بیت به ویژه سالار شهیدان و نقل قول از دیگران. دروغ همیشه زشت است و گوینده آن دروغ گوست.
ایمان هیچ گونه سازگاری با دروغ ندارد؟ انسان مؤمن دروغ منی گوید و دروغ گو ایمان ندارد. اگر مؤمنی دروغ گفت، این دروغ، دروغ دیگری در پی دارد؛ زیرا برای پوشاندن گناه خود، ناچار دوباره دروغ می گوید و در غیر این صورت، رسوا می شود. سرانجام به جای می رسد که نمی تواند دروغ نگوید و دروغ برایش عادی می شود. امام باقر (علیه السلام) می فرماید: ان الکذب هو خراب الایمان(128)؛
همانا دروغ، ایمان را تباه می سازد.
از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) درباره صفات مؤمن پرسیدند که آیا مؤمن ممکن است تر سو باشد؟ فرمود: آری. گفتند: آیا ممکن است مؤمن دروغ گو باشد؟
فرمود: خیر(129).ا
هم چنین عبد الله بن جراد از رسول خدا پرسید: آیا مؤمن دروغ می گوید؟ فرمود: خیر و سپس کلام خدا را تلاوت کرد که: انما یفتری الکذاب الذین لا یومون(130)؛ همانا انسان های بی ایمان دروغ می گویند.
وقتی انسان برای نخستین بار دروغ گفت، اثر آن را بلا فاصله احساس نمی کند، ولی وقتی برای چندمین بار دروغ گفت، احساس می کند نفاقی پنهان در قلبش پدیده آمده است و به هر میزان که بیشتر دروغ می گوید، بر نفاقش افزوده می شود.
قرآن کریم، نفاق را اثر حتمی و نتیجه قطعی دروغ گویی می داند و می فرماید: فأعقبهم نفاقاً فی قلوبهم الی یوم یلقونه بما أخلفوا الله ما و عدوده و بماکانوا یکذبون(131)
خداوند، نفاقی در قلوب ایشان تا روز قیامت ایجاد کرد (و پیدایش نفاق به دو علت بود:) عهد و پیمان با خدا را شکستند و پی در پی دروغ می گفتند.