نیش و نوش «نقش زبان در نیک بختی و بدبختی انسان »

شکیبا سادات جوهری تهیه شده توسط ک مرکز پژوهش‏های صدا و سیما

دو) عیب بینی خود

تیزبینی و کنجکاوی انسان، عیب ها را بر او آشکار می کند. چه بهتر که این توجه، از شناخت خود آغاز شود و آدمی پیش از دیدن عیب دیگران، به شناخت عیب های خود بپردازد. این شناخت، آثار مثبتی دارد؛ از جمله این که او را از غرور و خود خواهی باز می دارد. هم چنین می کوشد خود را اصلاح کند و در این حال، فرصت عیب یابی و عیب گویی دیگران را نخواهد یافت.
عجب که فرصت دیدن به عیب خلق رسد - به عیب خویش اگر آدمی نظاره کند(97)
امام علی (علیه السلام) می فرماید:
یا أیها الناس طوبی لمن شغله عیبه عن عیوب الناس(98)؛
ای مردم! خوشا به حال کسی که عیب هایش، او را از عیب جویی از مردم باز دارد.
نتیجه طبیعی چنین رویکردی، توجه به عیب خود و دوری جستن از عیب دیگران است؛ زیرا در این حال، انسان متوجه عیب های خویش می شود و مردم نیز از دست و زبان او در امان می مانند. باز امام علی (علیه السلام) می فرماید:
من نظر فی عیب نفسه اشتغل عن عیب غیره(99)؛
هر کس در عیب خویش نگرد، از عیب دیگری باز می ماند.
در مقابل، اگر کسی همواره در پی عیب جویی از دیگران باشد، از خود غافل می ماند. در نتیجه، نمی تواند به برطرف کردن نقص های خود بپردازد. آگاه ز عیب و هنر خویش نگردد - تا چشم نپوشد کسی از عیب خلایق(100)
دیده بینا، دیده ای است که عیب های صاحبش را ببیند؛ و گرنه، نابینایی بیش نیست.

سه) دوری از عیب جو

عیب جو از ریان کار خویش آگاه نیست؛ چون اگر می دانست، چنین نمی کرد و با زبان خود، مردمان را نمی رنجاند و آزار نمی رساند. پس اگر اصلاح این افراد با پند و موعظه امکان پذیر نبود، بهتر است از آنان فاصله بگیریم تا به این وسیله، از آسیب های سرایت این عمل به خود جلوگیری کنیم و او نیز در یابد علت فاصله گرفتن چه بوده است. حضرت علی (علیه السلام) در نامه ای به مالک اشتر نوشت:
ولیکن أبعد رعیتک منک و أشناهم عندک أطلبهم لمعائب الناس(101)؛
دورترین مردم از تو و دشمن ترین آنان نزد تو، باید آنهایی باشند که در مورد رعیت، عیب جو ترند.
شخص عیب گو، نه تنها ما یه بدبینی انسان به دیگران می شود، هم نشین خود را نیز به راه ناصواب عیب جویی می کشاند؛ چنان که امام صادق (علیه السلام) می فرماید: من یصحب صاحب السوء لایسلم(102)؛
هرکس با دوست بد هم نشینی کند، سالم و در امان نمی ماند.

چهار) بی اعتنایی به عیب جو

اگر افراد در برابر عیب جو ضعف نشان دهند، عیب گو گستاخ می شود و بیشتر کار زشت خود را ادامه می دهد. اگر ببیند سخنش، نه بر شخصی که عیبش را گفته است، تأثیر دارد و نه بر دیگر شنوندگان، به تدریج دل سرد می شود و از کار زشتش فاصله می گیرد.
سعدی در بی اعتنایی به عیب گویان حکایتی دارد: گناه کاری به لطف حق هدایت می شود و صفات زشت او به کمال جویی تغییر می یابد. طعنه زنندگان و عیب گویان می گویند او همچنان به گناه آلوده است و آن را ترک نکرده است. برای دوری از طعنه ها، به پیر طریقت پناه می برد و آتش سوزان طعنه ها را با آب سرد گفتارش خاموش می کند که: شکر این نعمت چگونه گزاری که بهتر از آنی که پندارندت.
چند گویی که بداندیش و حسود - عیب گویان من مسکینند
گه به خون ریختنم برخیزند - گه به بد خواستنم بنشینند
نیک باشی و بدت گوید خلق - به که بد باشی و نیکت بینند(103)