نیش و نوش «نقش زبان در نیک بختی و بدبختی انسان »

نویسنده : شکیبا سادات جوهری مترجم : تهیه شده توسط ک مرکز پژوهش‏های صدا و سیما

چهار) نا آگاهی

آگاهی نداشتن از نتایج رفتار دیگران و ناشکیبایی اعمال آنان، موجب جویی می شود. نمونه بارز آن در قرآن، داستان برخورد موسی (علیه السلام) با خضر (علیه السلام) می باشد که در سوره کهف آمده است. حضرت موسی (علیه السلام) از خدا می خواهد او را به ملاقات بنده ای دانشمندتر از خود موفق کند. خداوند می پذیرد و موسی مأمور می شود در ساحل دریا با آن بنده خدا دیدار کند. او همان حضرت خضر (علیه السلام) است؛ پیر فرزانه ای که صاحب علم لدنی است. وقتی موسی به ایشان رسید؛ پرسید: آیا می توانم با تو باشم تا از آنچه آموخته ای، به من نیز یاد بدهی؟ خضر گفت: تو نمی توانی خویشتن دار باشی و هم پای من بیایی و صبر پیشه کنی؛ به ویژه چگونه بر چیزی که آگاهی نداری، صبر خواهی کرد و بر من عیب نخواهی گرفت؟ موسی در پاسخ گفت: به خواست خدا مرا شکیبا خواهی یافت و از تو نافرمانی نمی کنم. حضرت خضر (علیه السلام) در خواست موسی (علیه السلام) رابه این شرایط قبول کرد که در مورد هیچ چیز مپرس تا من خود از آن به تو خبر دهم و تو را از سر آن آگاه سازم.
آنها با هم به راه افتادند تا این که سوار کشتی شدند. خضر کشتی را سوراخ کرد. موسی چون از علت اصلی این کار و هدف آن فرزانه آگاهی نداشت، عیب گرفت که تو کار زشت و شگفتی کرده ای. خضر گفت: مگر نگفتم نمی توانی صبر کنی؟ موسی گفت: مرا به علت آنچه فراموش کردم، سرزنش مکن و بر من سخت نگیر. خضر عذر او را پذیرفت. باز به راه افتادند. در راه به پسر بچه ای برخوردند. خضر او را کشت. موسی تاب نیاورد و زبان به اعتراض گشود. خضر دوباره، عهدشان را یاد آوری کرد. موسی عذر خواست. باز به راه افتادند و به شهری رسیدند. از مردم آنجا طعام خواستند، ولی آنها از پذیرفتن این دو خود داری کردند. آن گاه دیواری دیدند که در حال ریزش بود. خضر آن را برپاداشت و ساخت. موسی با تعجب گفت: می توانستی اجرت و مزدی از صاحبش برای ساخت دیوار بگیری. حضرت حضر (علیه السلام) در این جا گفت: اکنون زمان جدایی میان من و تو فرارسیده است و تو را از آنچه نتوانستی بر آن صبر کنی و بر من عیب گرفتی، آگاه خواهیم کرد(94).
روشن است که اگر موسی (علیه السلام) از علت کار خضر (علیه السلام) به اندازه خود او آگاهی داشت، هرگز زبان به اعتراض و عیب جویی نمی گشود و به یاری او می شتافت. پس شایسته است بر آنچه نمی دانیم، خرده نگیریم و به کار مردم و به ویژه فرزانگان نسبت عیب ندهیم.

ج) راهکارهای مبارزه با عیب جویی

یک) یاد خدا

همان گونه که غفلت از خدا، به ویژه فراموشی صفت عیب پوشی او، موجب جرئت انسان بر عیبگویی است، یاد خداوند و به ویژه یادآوری صفت خطاپوشی او، سبب خود داری انسان از عیب جویی مردمان می شود. امام علی (علیه السلام) می فرماید:
أما ذکر موضع ستر الله علیه من ذنوبه مما هو أعظم من الذنب الذی غابه به(95)؛
آیا(عیب جو) پرده پوشی خداوند را بر گناهان خود فراموش کرده است. گناهانی بزرگتر از گناهی که او بر دیگری عیب می گیرد؟
خداوند عیب های بزرگ و بزرگتر را می بیند و می پوشاند. پس شایسته است ما که برخی از عیب های هم دیگر و چه بسا عیب های کوچکتر را می بینیم، به جای عیب گویی، عیب پوش باشیم(96).