نیش و نوش «نقش زبان در نیک بختی و بدبختی انسان »

نویسنده : شکیبا سادات جوهری مترجم : تهیه شده توسط ک مرکز پژوهش‏های صدا و سیما

فصل دوم: آسیب شناسی زبان

روشن است که نعمت بیان، به همان میزان که در رشد آدمی مؤثر است، در صورت کنترل نشدن، موجب تباهی او می شود. از امام علی (علیه السلام) پرسیدند: زیباترین مخلوقات خدا کدام است؟ فرمود: سخن گفتند: زشت ترین آن کدام است؟ باز هم فرمود: سخن سپس فرمود: بالکلام ابیضت الوجوه و بالکلام اسودت الوجوه(76)؛ چهره ها با سخن، سفید می شوند و با سخن سیاه می گردند.
این سخن، بیانگر آن است که عده ای به دلیل سخن سنجیده و وزین خود، رو سفید می شوند و گروهی به دلیل بیهوده گویی، پر گویی، غیبت، درروغ و مانند آن، روسیاه و سرافکنده می گردند. پس باید توجه داشت که قدرت بیان با آن که از نعمت های گران قدر خداوند و از ویژگی های انسان است و فواید بسیاری در راه رشد آدمی از نظر نشر معاونت دینی، گسترش علوم، اندرزهای حکیمانه، تذکرهای دوستانه و برآوردن نیازهای زندگی دارد: ولی می تواند سرچشمه بسیاری از زیان های مادی و معنوی نیز باشد و بدبختی های جبران ناپذیری به بار آورد. شخصی از رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) خواست وی را نسیحت کند، حضرت فرمود: زبانت را حفظ کن و تا سه بار همان نصیحت را تکرار کرد(77).
آفت ها و آسیب های زبان، از مسائل مهمی است که باید به طور جدی به آن توجه کرد. بد زبانی، یکی از مهمترین آسیب های زبان و نشانه پستی و انحطاط اخلاقی است. در سخنان اولیای دین بر آثار روانی، اجتماعی و عقوبت اخروی این صفت نکوهیده تصریح شده است. حضرت علی (علیه السلام) در این باره فرمود:
ایاک و مایستهجن من الکلام فانه یجلس علیک اللئام و ینفر عنک الکرام(78)؛
از سخن زشت و رکیک بپرهیز؛ زیرا زشت گویی، فرومایگان را در اطرافت نگاه می دارد و عناصر شریف و بزگوار را از گردت می پراکند. بدبختانه بعضی افراد بر اثر هم نشینی با اشخاص بد زبان، چنان به بدزبانی و دشنام گویی خو می گیرند که حتی در دیدارهای عادی و احوال پرسی نیز واژگان ناپسندی بر زبان می آورند. به اینان باید توجه داد که تمام این سخنان در نامه اعمالشان ثبت می شود و در قیامت باز خواست می شوند.
رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود:
من لم یحسب کلامه من علمه کثرت خطایاه و حضر عذابه(79)؛
کسی که سخن خود را جزو اعمالش به حساب نیاورد (و بی پروا حرف بزند)، لغزش هایش بسیار و عذابش نزدیک شده است.
اکنون هشت مورد از آسیب های زبان را بر می شماریم:

1. عیب جویی

عیب جویی، یکی از آفت های زبان است. به راستی نازیباست که فردی زبان به طعنه و عیب جویی بگشاید. نام گذاری یکی از سوره های قرآن به نام همزه (بسیار عیب جو) ولحن آیه ولا تطع کل حلاف مهین همار مشاء بنهیم(80)؛
آز بسیار سوگند خورنده پست و بسیار عیب جویی که فراوان در پی سخن چینی است، اطاعت مکن؛ نشان دهنده نفرت و بیزاری خداوند متعال از این خلق بد است. بنابراین هشدار می دهد: ویل لکن همزه لمزه(81)؛ وای بر حال هر شخصی بسیار عیب جو و طعنه زن!
عیب گویی چه درحضور شخص یا در غیاب او، چه صریح و چه با اشاره چشم و سر، چه کم و چه زیاد، پسندیده نیست، به ویژه این که اگر میان جمع باشد، اثر منفی آن بیشتر می شود. هم چنین آدمی نباید از عیب های خود غافل شود و تنها درباره عیب دیگران کنجکاو بینا باشد.
عیب خود نایافتن، بالاترین عیب ها ست - جاهلان منفعل از جهل را جاهل مخوان(82)
امام علی (علیه السلام) می فرماید:
شر الناس من کان متتبعاً لعیوب الناس عیماً عن معایبه(83)؛
بدترین مردم کسی است که عیب های مردم را برسی و جست وجو کند در حالی که از عیب های خویش غافل و نابیناست.
در جایی دیگر امام می فرماید: أکبر بالعیب أن تعیب مافیک مثله(84)
بزرگترین عیب این است که بر دیگری عیب جویی کنی و به آنچه همانند آن در خودت هست.
عیب جویان هیچ گاه ویژگی های مثبت اطرافیان را نمی بینند؛ چون به دنبال نقاط ضعف دیگرانند، عیب و نقصی بیابند.
همه عیب خلق دیدن، به مروت است و مردی - نگهی به خویشتن کن که همه گناه داری(85) ؛
شایسته است آدمی به جای پی جویی عیوب دیگران، به دنبال ضعف های خود و اصلاح آنها باشد. چگونه انسان، خود را که نقص های فراوان دارد از یاد می برد و نمی ترسد از این که خداوند نیز به کیفر و مکافات عمل زشتش، او را در دنیا و آخرت نزد خلایق، رسوا و بد نام کند.
دیده بدبین بپوشان ای کریم عیب پوش - زین دلیری ها که من در کنج خلوت می کنم
در حدیث معراج نقل شده است که نبی اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود:
وقتی به امر پروردگار به آسمان ها عروج کردم، گروهی از مردم رادیدم که گوشت بدنشان را از پهلویشان قطع می کنند و به آنها می خورانند و به ایشان گفته می شود: بخورید به دلیل آنچه از گوشت برادر مسلمان خود [در دنیا ]می خوردید! وقتی این صحنه را دیدم، از جبرئیل پرسیدم: اینها چه کسانی اند؟ جبرئیل در پاسخ من گفت: هؤلاء الهمازون من أمتک اللمازون(86)؛ اینها سخن چینان و عیب جویانند.
حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) در تفسیر آیه ویل لکل همزه لمزه فرمود:
الهمزه الذی یطعن فی الوجه بالعیب و اللمزه التی یعتاب عند الغیبه(87)؛
همزه، کسی است که رویارو، عیب را بگوید و طعنه زند و لمزه کسی است که عیب را پشت سر بگوید (در غیب انسان بدگویی و عیب جویی و غیبت کند).

الف) تفاوت میان عیب جویی و باز گویی عیب برای اصلاح

عیب جویی، غیر از اصلاح است. در پاره ای موارد، لازم است برخی از عیب ها برای اصلاح گفته شود. البته باید در تمجید و سرزنش افراد، اعتدال را ر عایت کرد. مؤمنان باید آیینه یک دیگر باشند و عیب ها را به هم دیگر بنمایانند. میان عیب جویی و بیان عیب ها برای اصلاح، تفاوت وجود دارد. عیب جو، فقط عیب رامی بیند و با هدف لکه دار کردن شخصیت دیگران وارد میدان می شود، ولی اصلاح، با هدف خیر خواهانه صورت می گیرد. این برای صعود و تعالی است، ولی آن برای سقوط و تنزل. اصلاح کننده همچون آیینه است. هم زیبایی ها را می بیند و هم زشتی ها را و بدون زیاده روی، آن را به صاحبش می نمایاند، ولی عیب جو از دیدن زیبایی ها، ناتوان است و تنها عیب را می بیند یا به قصد تحقیر، عیب تراشی می کند. زبانی که به قصد عیب گویی می کوشد، نتیجه ای جز کینه جویی و ناامیدی نمی گیرد، ولی کسی که برای هدایت و اصلاح سخن می گوید، مودت و محبت را تحکیم می بخشد.
حضرت علی (علیه السلام) درباره عیب نمایی برای اصلاح می فرماید: شر اخوانک من ذاهنک فی نفسک و ساترک عیبک(88)؛
بدترین برادرانت کسی است که در خواهش نفس با تو مدار کند و عیبت را بر تو بپوشاند.
دل سوز واقعی کسی است که عیب ها را برای اصلاح می گوید و در بیان آن، با نرمی و ظرافت خاصی عمل می کند، تا شنونده از در لجاجت در نیاید و آثار اصلاح را زودتر از انتظار مشاهده کند.