نیش و نوش «نقش زبان در نیک بختی و بدبختی انسان »

نویسنده : شکیبا سادات جوهری مترجم : تهیه شده توسط ک مرکز پژوهش‏های صدا و سیما

دیباچه

زبان به این دلیل که اصلی ترین وسیله ارتباط انسان ها با یک دیگر به شمار می آید، اهمیت و ارزش بسیاری دارد. زبان به همان میزان که می تواند در خدمت کمال و سعادت انسان باشد، در صورت کنترل نشدن، دین و دنیای او را تباه می کند. یکی از جلوهای زبان زیبا سخن گفتن است. زیبا سخن گفتن در میان همه زیبایی های جهان، جایگاهی ویژه دارند؛ زیرا هم نظم ظاهری واژه ها و ترکیب آنها می تواند زیبا باشد و هم دیگر زیبایی ها به وسیله آن بیان می شود. قرآن کریم و سخنان معصومان (علیه السلام)، نمونه های والایی از سخن زیبا هستند. سخن زیبا، سخنی است که افزون بر زیبایی ظاهری، بر خاسته از اندیشه و همراه با ادب اسلامی باشد.
کلام همیشه مانای امام زین العابدین (علیه السلام) می تواند الگوی مناسبی برای زیباگویی باشد. ایشان حقوق زبان را چنین بر می شمارد:
فا کرامه عن الخنی و تعویده علی الخیر و حمله علی الأدب و اجمامه الا لموضع الحاجه و المنفعه للدین و الدنیا و اعفاوه عن الفضول الشنعه القلیله الفائده التی لا یومن ضررها مع قله عائدتها. و یعد شاهد العقل و الدلیل علیه و تزین العاقل بعقله و حسن سیرته فی لسانه و لاقوه الا بالله العلی لعظیم؛(1) اکرام کردن زبان [دور نگه داشتن آن ] از سخنان ناروا و زشت؛ عادت دادن آن به خوبی ها؛ راهنمایی آن در مسیر ادب؛ بستن زبان مگر هنگام نیاز و منافع دین دنیا؛ دور کردن و حفظ زبان از سخنان بسیار، پست و کم فایده که انسان از زیان های آن در امان نیست.
زبان، شاهد و راهنمای عقل است و زیبای انسان عاقل، به عقل اوست. زیبایی باطن و درون انسان در زبان او قرار دارد و هیچ قدرتی جز تکیه بر خداوند برتر و بزرگ نیست.
برای ادای حقوق زبان، باید این نعمت بزرگ را در راهی که آفریدگار پسندیده است، به کار گرفت و البته پاسداشت زبان، در گرو حفظ آن از واژگان نامناسب است. از این رو، پیش از هر سخن، باید درباره سود و زیان آن اندیشید. سپس دریچه دهان را به سوی واژگان گشود که عزت و آبروی ظاهر و باطن آدمی در گرو آن است. کنترل زبان، قدرت و توفیق الهی می خواهد و باید از خداوند بخواهیم به ما توفیق بهره برداری پسندیده از این نعمت بزرگ را عنایت کند.
این پاسداشت و شکر نعمت، در رسانه ملی که زبان، کارکرد بیشتری در آن دارد، پر رنگ تر می نماید؛ چون گفت و گوهای پخش شده از آن، می تواند سرچشمه آموزش درست یا نادرست شود. از این رو برنامه ریزان و برنامه سازان باید نهایت دقت و وسواس را در آن نشان دهنده تا منشأ اثر سازنده در فرهنگ اسلامی گردند.
در راستای برجسته سازی نیش و نوش های زبان، پژوهشگر ارجمند، خانم شکیبا سادات جوهری کوشیده است رهنمودهای لازم را از آیات قرآنی و آموزه های روایی جست وجو کند. با سپاس از تلاش بی شایبه ایشان، امید که به بهترین شکل ممکن از یافته های پژوهشی این کتاب استفاده شود.
انه ولی التوفیق
اداره کل پژوهش
مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما

پیش گفتار

اللهم... و لا لسنتنا عن الخوض فی الباطل من غیر ما آفه مخرساً؛(2)
بار پروردگارا! زبان ما را از فرو رفتن در نادرستی بازدار.
زبان، اساسی ترین عضو وجود آدمی است. جایگاه والای زبان در عزت آفرینی و نیز در سقوط انسان ها، بر کسی پوشیده نیست. در طول تاریخ، زبان، مؤثرترین و آسان ترین ابزار برای ارتباط، ترجمه و بیان احساس های درونی، آموزشی میراث فکری بشر و انتقال فرهنگ و تجربه ها از یک نسل به نسل دیگر بوده است. زبان، وسیله است و بدیهی است کاربرد هر وسیله و کارآیی آن، به نوع استفاده از آن بستگی دارد. زبان می تواند چون شمشیر برنده ای عمل کند و سر گوینده اش را بر باد دهد یا نابینایی را از افتادن در چاه رهایی بخشد. امام علی (علیه السلام) می فرماید: کم من انسان أهلکه لسان؛(3)
چه بسیار انسانی که زبان، او را نابود ساخت.
زبان را می توان سخن گو و نماینده دیگر اعضای بدن آدمی دانست که می تواند آسایش و راحتی آنها را فراهم کند یا درد سر ساز باشد، چنان که امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
ما من یوم الا و کل عضو من أعضاء الجسد یکفر اللسان یقول: نشد تک الله أن نعذب فیک(4)
روزی نیست، مگر این که هر یک از اعضای بدن در برابر زبان فروتنی می کنند و می گویند: تو را به خدا سوگند می دهیم که مبادا به خاطر تو ما عذاب ببینیم.
ای زبان! تو بس زیانی مر مرا - چون توی گویا، چه گویم من تو را
ای زبان!هم آتش و هم خرمنی - چند این آتش در این خرمن زنی
در نهان، جان از تو افغان می کند - گرچه هر چه گویی اش آن می کند
ای زبان! هم گنج بی پایان تویی - ای زبان! هم رنج بی درمان تویی(5)
شایسته است این شمشیر دودم را همواره زیر نظر داشت تا از آثار زیان بار
آن در امان باشیم. امیرمؤمنان علی (علیه السلام) سفارش می کند: و لیخزن الرجل لسانه فان هذا اللسان جموع بصاحبه(6) مرد باید از زبانش مراقبت کند؛ چون در برابر صاحبش سرکش است.
بنابر این روایت، زبان عضوی سرکش است که اگر صاحبش، آن را به خود واگذارد، نه تنها به دیگران زیان می رساند، بلکه خود او را نیز زخمی می کند. زبان هم گل دارد هم خار؛ هم اصلاح می کند هم خراب؛ هم راست می گوید هم دروغ. دمی خدایی است و لحظه ای دیگر شیطانی؛ البته اگر لجام آن را رها سازیم. حضرت علی (علیه السلام) می فرماید:والله ما أری عبداً یتقی تقوی تنفعه حتی یخزن لسانه(7)؛ به خدا سوگند بنده پرهیزکاری را نمی بینم که تقوایش به او سود رساند، مگر این که زبانش را نگه دارد.
از سوی دیگر، زبان، ترجمان قلب آدمی است و آنچه در وجود اوست، بر زبانش ظاهر می شود. به تعبیر دیگر، زبان، آیینه تمام نمای وجود آدمی است؛ اگر جز ناپاکی و ناگفتنی از زبان جاری نمی شود، نشانه سنگ دلی و کدورت قلب است. امام علی (علیه السلام) در این باره می فرماید: لایستقیم ایمان عبد حتی یستقیم قلبه و لا یستقیم قلبه حتی یستقیم لسانه(8)؛ ایمان بنده ای پایدار نمی شود، مگر این که قلب او استوار گردد و قلبش درست نمی گردد تا این که زبانش استوار و درست شود.
زبان با وجود کوچکی، مسئولیت سنگینی برای انسان ایجاد می کند، زیرا وظیفه بزرگی به عهده آن گذشته شده است و چه وظیفه ای بزرگ تر و سنگین تر از این که کفر و ایمان تنها با زبان آشکار می شود. زبان با گفتن شهادتین، بزرگ ترین جزء از اجزای ایمان را به جا می آورد و با انکار آن، آدمی را در شمار کافران جای می دهد.
امام سجاد (علیه السلام) می فرماید:
زبان انسان هر روز صبح بر تمام اعضا و اندام های بدن وارد می شود و از آنها احوال پرسی می کند که چگونه صبح کردید؟ همه پاسخ می دهند: به خیر و خوبی، به شرطی که تو ما را به حال خود واگذاری. هم چنین می گویند: از خدا درباره ما بترس و او را در حالی که سرزنش می کنند، سوگند می دهند و می گویند: ما به واسطه تو به ثواب و عقاب می رسیم؛ یعنی اگر تو (زبان) مرتکب گناه نشوی، ما پاداش خود را می گیریم، ولی اگر تو مرتکب گناه شوی، ما نیز به واسطه تو در عذاب خواهیم بود(9).
رسول خدا (صلی الله علیه و اله)نیز می فرماید:
خداوند، زبان را به نوعی عذاب گرفتار می کند که هیچ یک از اعضای را آن چنان عذاب نمی کند. پس زبان می گوید: پروردگارا! تو مرا به عذابی مبتلا ساختی که هیچ چیز به عذاب نکردی. در این حال به زبان گفته می شود: از تو کلمه ای خارج شد و به شرق و غرب جهان رسید و به واسطه همان یک کلمه، خون بی گناهی ریخته شد و مال محترمی از بین رفت و به حریم دیگران تجاوز شد. قسم به عزت و جلالم که تو را به عذاب دردناک و شدیدی عذاب می کنم که تا کنون هیچ یک از اعضا و جوارح را آن گونه عذاب نکرده باشم(10).
زبان، سرچشمه گناهان فراوانی است. این هشت پای دهشتناک، با پایی، غیبت و با پای دیگر، سخن چینی می کند. با یکی تهمت و افترا می زند و با پای دیگرش تجسس و عیب جویی می کند. با آن یکی فحش و ناسزا می دهد و با پای دیگرش نیز مشغول توهین و تحقیر و تمسخر می شود. دروغ، دغل بازی، حقه بازی و سرزنش نیز از پاهای دیگرش پدید می آید و این همه آسیب، از آتش خانمان سوز زبان بر می خیزد. هر یک از اعضای بدن، اسباب و امکاناتی می خواهند تا به انحراف و کجی کشیده شوند، ولی تنها زبان است که به راحتی و بدون مقدمات، راه گناه و خطا می پوید و مرتکب معصیت می شود؛ گناهانی که نه تنها برای افراد، بلکه برای اجتماع نیز زیان آور است. به همین علت، اسلام با توصیه های فراوان، از پیروانش خواسته است سخن نابه جابر زبان جاری نکنند و از هر کلمه و کلامی که شخصیت دیگران را می شکند، بپرهیزند که خود، نوعی ستمگری است: اللهم أعنی علی صالح النیه و مرضی القول(11)؛ بار خدایا! مرا به قصد و نیت شایسته و گفتار پسندیده یاری کن.
شخصیت آدمی از صفاتی تشکیل می شود که خود آن صفات دیدنی نیست، ولی اثر آن را در کارهای انسان می توان دید. این سفات دو گونه اند: برخی از آنها به آفریننده جهان مربوط است که آموختنی و در اختیار انسان نیست، مانند اصل عقل؛ بخشی دیگر در اختیار انسان است که می تواند آنها را در بعد مثبت با کوشش به دست آورد، مانند دانش (فضایل اخلاقی) و در بعد منفی از خود دور کند، مانند: دروغ (رذایل اخلاقی). بسیاری از صفات خوب وبد، با سخن گفتن به وجود می آید و سکوت، پرده ای است که روی آنها می افتد. پس با سخن گفتند، پرده به یک سو می رود و عیب و هنر آدمی نمودار می شود.
پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) فرمود: الجمال فی اللسان(12)؛ زیبایی در زبان (انسان) است. این سخن، در برگیرنده همه زیبایی هایی است که شخص یا شخصیت انسان را تشکیل می دهد و نباید آن را در معنایی محدود زندانی کرد. امام علی (علیه السلام) نیز فرمود: تکلموا تعرفوا فان المرء مخبوء تحت لسانه(13) سخن بگویید تا شناخته شوید. همانا مرد، زیر زبانش پنهان است.
هم چنین ایشان در کلامی گهربار می فرماید:
قلت أربعاً أنزل الله تصدیقی بها فی کتابه. المرء مخبوء تحت لسانه فاذا تکلم ظهر فأنزل الله تعالی (و لتعر فنهم فی لحن القول)(14)و(15)؛
چهار سخن گفته ام که خداوند در قرآن تصدیقم فرمود: [یکی از آنها این است که:] مرد زیر زبانش پنهان است و هنگامی که سخن بگوید، آشکار می شود. خداوند هم در قرآن فرموده است: ایشان را در آهنگ گفتارشان می شناسی.
امیر مؤمنان علی (علیه السلام) در سخنانی دیگر فرمود: اللسان میزان انسان(16)؛ زبان، ترازوی سنجش انسانیت است. و فرمود: اللسان ترجمان الجنان(17) زبان ترجمان راز دل است و الانسان لبه لسانه(18) حقیقت انسان، زبان اوست و و عبارتک تنبئی عن معرفتک(19)؛ واژه هایی که می گویی، نشان دهنده کمال و معرفتت است و اللسان ترجمان العقل(20)؛ زبان، مترجم اندیشه انسان است و فضل الرجل یعرف من قوله(21)؛ کمال و رتبه مرد، از گفتارش شناخته می شود، و اللسان معیار أطاشه الجهل و أرجحه العقل(22)؛ زبان، معیار (نمودار هویت انسانی) است که نادانی اش، او را سبک و خردش، او را سنگین می کند.
امام صادق (علیه السلام) فرموده است:
الکلام اظهار ما فی قلب المرء من الصفا و الکدر و العلم و الجهل قال امیر المؤمنین (علیه السلام): المرء مخبوء تحت لسانه فزن کلامک و أعرضه علی العقل و المعرفه فان کان لله و فی الله فتکلم به و ان کان غیر ذلک فالسکوت خیر منه(23)؛
سخن، آشکار کننده چیزی است که بر قلب می گذرد؛ از صفا و تیرگی و دانش و نادانی. امیر مؤمنان [علی ] (علیه السلام) فرمود: مرد زیر زبانش پنهان است. پس سخنت را وزن کن و آن را به خرد و معرفت عرضه دار. اگر سخت برای خدا و در راه خداست، بگو و اگر جز این باشد، خاموشی از سخن گفتن بهتر است.
از روایات به دست می آید که زبان، پلی است که از یک سو به باطن انسان و از سوی دیگر به ظاهر او بستگی دارد. اسرار درون انسان، از آن سوی پل به وسیله زبان به این سو منتقل می شود. پس زبان، آشکار کننده صفات درونی انسان و ترازوی بسیار دقیقی است که نشان دهنده سبک یا سنگین وزنی آدمی است. مثلاً کسی از راه عادی نمی داند شخصی که در کنارش نشسته، داناست یا ندان. همین که سخن گوید، از گفتار شناخته می شود.
بنابراین، راستگو از صفای دل و مردی خود خبر می دهد و دروغ گو، پستی و تیرگی دل خویش را آشکار می سازد. نیز تهمت زن، از نامردی و سخن چین، از فرومایگی و خواری خود خبر می دهد. پس از روشن شدن این وضعیت، دروغ گو، سخن چین و غیبت کننده هر چه داد و فریاد کنند که من غیر از باطنم هستم، داد و فریادشان به گوش اهل دانش نمی رسد و آنها با زبان قال یا حال می گویند قسمت را باور کنیم یا دم خروس را. با این بیان، معلوم شد که زبان و شخصیت، رابطه ای مستقیم با هم دارند و بی شخصیتی یا با شخصیتی آدمی، زیر زبانش پنهان است.

فصل اول: زیبایی های زبان