واژه های اخلاقی از اصول کافی

نویسنده : ابراهیم پیشوایی ملایری

مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم
ستایش بی حد سزاوار خدای توانایی است که در دیده خود روشن تر از همه چیز و واضح تر از وضوح است، سپاس بیکران او را که انسانها را نعمت روان و روانها را نیروی خود و نفوس را با لباس فضایل و آرایش کمالات زینت بخشید، در میدان عمر به مسابقه دانش و تکامل فرمان داد، پیشروان را پاداش نیکو و بیکران، و پلیدان و زیانکاران را کیفر متناسب به جرمشان قرار داد.
و درود فراوان به فرستادگانش که در همه عمر اندیشه ای جز ابلاغ رسالت و تکمیل نفوس و تطهیر روانها و رساندن قافله بشری به قله کمال انسانی نداشته اند، خاصه به خاتم پیامبرانش محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله) و جانشینان گرامی آن حضرت که رهروان طریقه توحید و رهبران جامعه توحیدی اند.
و بعد، پایه اساسی و زیربنای همه برنامه های اسلامی بلکه همه شرایع آسمانی سه بخش است: عقاید، اخلاق، اعمال، این سه امر در حقیقت محط و موضوع، و فرودگاه احکام الهی و دستورات دینی و آسمانی است.
اما عقاید، یعنی باورهای درونی و اعمال قلبی، که غالباً معلول قیام برهان و تحقیق مقدمات علم و اذعان است، احکامی را که در این باره مورد گفتگو و محل نقض و ابرام است اصول دین خوانند و مجموعه ابحاث مربوط به آن را علم کلام نامند، چه آنکه در آن علم گفتگو از مبدأ و معاد و دیگر امور اعتقادی می شود.
اما اخلاق، عبارت است از صفات روحی و ملکات نفسانی، یعنی رنگهای ثابت روان و الوان مختلف روح و جان - که رنگ آمیزی نفس با آنها محتاج به مجاهده و کوشش است - به آسانی تحقق نپذیرد و به راحتی نیز زوال و انعدام نیابد.
مطلبی است مبرهن که اتصاف نفوس انسانی به اخلاق و صفات - خواه نیکو و فضایل باشد و خواه زشت و رذائل - گاهی به طور طبیعی و اجباری و داخل خمیره و عجین با ذات است، چه این خمیر مایه را دست مشیت الهی مخلوط کرده یا علل و عوامل غیر آن.
و دیگر گاه کسبی و تحصیلی است که خود یافته و خود در بر کرده است، این صفات را ملکات و اخلاق نامند و مجموعه ابحاث مربوط به این قسمت را - که از عوامل و اسباب پیدایش یا کیفیت فرا گرفتن آن صحبت می کند یا از آثار و خواص و بازده آن گفتگو دارد - علم اخلاق خوانند، چه آنکه در آن از عوارض نفس و صفات نیکو و یا زشت روانی بحث می شود.
و اگر روان کاوان دینی و علمای اخلاق در کتابهای مربوط صحبت از کردار نیک یا اعمال بد داشته اند - نظیر نماز و روزه و سایر عبادات یا دروغ و ظلم و دیگر گناهان کبیره و صغیره - از این نظر بوده که بیان کنند: تکرار و مداومت بر عمل نیک سبب پیدایش صفت نیک، و عادت به کردار زشت زمینه ساز پیدایش صفت بد خواهد بود، پس بحث از علل و عوامل موضوع بوده است.
و اما اعمال، عبارت از حرکات و سکناتی است که بر حسب اراده انسان عاقل از وی سر می زند، احکام و قوانین عارضه آن را فروع دین خوانند و ابحاث مربوط به آن را علم فقه نامند، چه آن که فقه در اصطلاح دینی عبارت است از یافتن احکام عمل و استخراج برنامه های مذهبی آن از منابع مربوط و مدارک تعیین شده، پس بدین نتیجه رسیدیم که عمده علوم، با حفظ ترتیب از نظر اهمیت و لزوم عبارت است از: علم کلام، علم اخلاق و علم فقه.
غرض از سخن فوق صحه گذاشتن به این امر است که صفتها و ملکات انسانی، یکی از اسباب و علل مؤثر در روش عملی اوست که اگر انسان را با ماشینی در حال حرکت مقایسه کنیم ایمان و کفر را شبیه اراده راننده و اخلاق را شبیه موتور و اعمال خارجی را شبیه حرکت در راه رسیدن به مقصد خواهیم یافت (البته در بعد خاصی است). بدین جهت اخلاق انسانی در پیمودن راه سعادت تأثیری به سزا دارد و توجه کردن به آن برای کسانی که در جستجوی کمالات معنوی و سعادت چند بعدی می باشند امری است لازم و اساسی، عجبا انسانی در بهداشت تن آن همه می کوشد، پس او چگونه درباره سلامت و کمال روان خویش نمی کوشد، حال آن که مقام و عظمت و ارزش روح او با بدنش قابل مقایسه نیست، به راستی آیا آن انسان را که همتش منحصراً مصروف بهداشت بدن و مراعات حال آن است می توان انسان نامید؟ جواب منفی است، آنها در شکل و قیافه انسانند، چنانچه امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرماید: جثث باللیل و بهائم بالنار، تن پروران و برده های شهوت و غضب در طول روز در خدمت تن باشند و این حیوان پروار را سیر از علوفه و آب کنند و شب هنگام چون جثه بی روح در افتند و از شب و اسرار و معنویت آن - که هنگام برقراری روابط و توجه به عالم بالا و خلوت بندگان خالص حق با معبود مهربان، و بهترین اوقات درک سعادت و حیازت کمالات و دریافتن خواسته ها از پیشگاه حق است - غافل و محروم مانند، و چون آن حضرت از انسانهای ذی روح و دارای قلب و زنده و ارزنده سخن می گوید بدین عبارت تعبیر می فرماید: رهبان باللیل و اسود بالنهار، آنان در ساعات شب از غیر حق منقطعند که رهبانند و در اوج رابطه با حقند و از شوق به احسان الهی در وجد و نشاطند و از بیم کیفرش ترسانند، و در هنگامه روز پیوسته در میدان نبرد و مبارزه با نفس و با هر نیروی ضد خدایی و ضد عدالت و انسانی همچون شیران بیشه قوی و نیرومند.

نظری به حال کتاب

نیازی به توضیح نیست که مهمترین مدرک شیعه درباره مسائل اعتقادی و اخلاقی و عملی، کتابهای چهارگانه زیر است (الاصول الاربعه للمحمدین الثلاثه):
1 - اصول کافی، تألیف محدث عظیم الشأن محمد بن یعقوب کلینی؛
2 - من لا یحضره الفقیه، تألیف ثقة المحدثین محمد بن علی بن بابویه القمی؛
3 و 4 - تهذیب و استبصار، تألیف محقق عالی قدر محمد بن حسن طوسی، اگر چه کتابهای دیگری نیز موجود است که مورد استفاده و جزء مدارک علوم مذهبی عالم تشیع است که محدث جلیل القدر محمد بن حر عاملی اغلب آنها را با کتابهای چهارگانه فوق گرد آورده و کتابی بزرگ به نام وسائل الشیعه قرار داده است که فعلاً از لحاظ اینکه جامع کتب اربعه و سایر مدارک معتبره است، یگانه مدرک اصیل و مرجع فقهی دانشمندان تشیع است.
کتاب اصول کافی دو جلد و جلد اول آن مربوط به علم و توحید و اصول عقاید است، و جلد دوم به طور غالب مربوط به دستورات اخلاقی و مابقی کتاب که فروع کافی نامیده می شود راجع به احکام فرعیه، پس سه بخش کتاب از سه موضوع یاد شده، یعنی عقاید، اخلاق، و اعمال بحث کرده است.
به طوری که نقل شده، مرحوم کلینی این کتاب را در مدت بیست سال گرد آورده و زحمات فراوانی در راه تألیف آن متحمل شده است، ولی احادیث اهل بیت (علیه السلام) را از اشخاص زیادی و از امکنه متعددی فراهم کرده و همه عالم تشیع را در انجام این امر خطیر رهین زحمات ارزنده خود قرار داده است، فجزاه الله عن الاسلام خیراً.
نباید غفلت داشت که مقتضای بیان فوق این نیست که همه احادیث و اخبار این کتاب نفیس از جنبه سند، صحیح و معتبر و مسلم الصدور، و از نظر دلالت صریح و روشن و ظاهر الدلاله است، نه چنین است، بلکه همه شامل حدیثهای صحیح و حسن و موثق و قابل اعتماد است و هم شامل حدیثهای ضعیف و مجهول و مقطوع و مرسل و مضمر، که از نظر فن حدیث فاقد شرایط حجیتند و تمسک به آنها جز با ضمیمه قراینی که احیاناً تحقق می پذیرد غیر صحیح است، چه آنکه کتابی که هیچ ضعف و انحراف و خطا و اشتباه در آن راه نیابد، از غیر خدا و اولیای معصومین محال و غیر ممکن است و فعلاً آن کتاب قرآن مجید است و بس.
بالجمله کتابی که در برابر شما است، خلاصه ای از جلد دوم اصول کافی است(1) که قسمت اخلاقیات آن در اینجا گنجانده شده، سندهای احادیث که مورد استفاده همه نیست و همچنین مکررات آن حذف گردیده، و چون غالب مراجعان ناآشنا به زبان عربی هستند، متون اخبار در این کتاب در پاورقی و اصل آن به فارسی تنظیم شده است.
وضع این مجموعه به صورت کتابهای لغت است، کلمه مورد نظر را ابتدا بر طبق حروف الفبا از فهرست پیدا کرده، سپس به خود کتاب مراجعه فرمایید.
رجامندیم طالبان کمال و فضیلت و علاقه مندان خودشناسی و خودسازی مندرجات آن را (بدین تناسب که موضوع سخن، بزرگ و گویندگانش بس عظیمند) به دقت فراگیرند و آن را قالب شکل بخش روح و الگوی صفات روان و آرایش جان سازند، در خود هضم کنند تا انسانی ساخته شده الله گردند و در محیط خویش پیاده کنند که رسالت خویش را انجام دهند، و برای مؤلف محترم ثقة الدین شیخ ابراهیم پیشوایی ملایری، که در این راه به اندازه وسع خویش زحمت کشیده اند، از خدای بزرگ پاداش خیر می طلبم.
جزاه الله عن صالح نیاته و اعماله خیراً
والحمدلله اولاً و آخراً
20/2/57 علی مشکینی

حرف: آ