نسخه شفا

نویسنده : دکتر صفدر صانعی

نسخه درمان بیماری گناه

حضرت امیر علی (علیه السلام) خدایت رحمت کند آیا برای درد گناه داروئی آورده ای؟ طبیب مگر، گناه درد یا بیماری است.
حضرت امیر (علیه السلام) آری گناه بیماری است و مردم را به زحمت انداخته است.
بلی از اینجا برخیز و به بوستان ایمان برو چون وارد شدی مقداری از ریشه درخت نیت و دانه های پشیمانی و قدری از درخت توبه و تخم ورع و میوه فهم و اندوه از شاخه های یقین و مغز اخلاص و پوست اجتهاد و مقداری هم از ساقه های انابه و زهر برگردان تواضع گرفته همه را با حواس جمع و با دلی متوجه و فهمی سرشار، با انگشتان تصدیق و کف توفیق میان طشت تحقیق می ریزی و با آب چشمانت شستشو می دهی و آنگاه تمام را در میان دیگ امید ریخته و با آتش اشتیاق می جوشانی، آنقدر تا مواد زائد در جوش جدا شده و عصاره و خامه حکمت بدست آید، سپس آن را گرفته در بشقاب رضا و تسلیم ریخته و باد نفخ و نسیم استغفار بر آن می دمی تا بیشتر از آنکه فاسد شده، خنک شود و این برایت گوارا می شود آنگاه در جائی که آدمی نباشد و جز خدا کسی ترا نبیند می نوشی این است داروئی که درد گناهان را ساکت و جراحات معصیت را التیام می بخشد چنانچه اثری از آن باقی نمی ماند (یافعی در روض الریاض ص 42).

مزاج

قدما معتقدند که در آفرینش اجسام عنصری خالص یافت نمی شود و تمام موجودات، اشیاء و آنچه دیده می شود مخلوط یا ممزوجی از عناصر به نسبتهای مختلف است، خواص مختلفی که در اجسام دیده می شود به علت همین اختلاف ترکیبی آنها است، تغییر شکل، اندازه، حجم، وزن، قد و همه اختلافاتی که در عالم آفرینش دیده می شود مربوط به اختلاف یا کم و زیادی عناصر سازنده آنها است این اختلاف ساختمانی از نظر علمی مورد بحث همه محافل جهان است. اختلافات بالا از زندگی ذره ای حیات سرچشمه می گیرد که همه مربوط به اسید دزوکسی ریبونوکلئیک DESOXY RIBONUOCLIQUEیا A.D.N و دزوکسس ریبونوکلئیک DESOXY RIBONUOCLIQUEیا D.N.A می باشد.
پس می توان مزاج را چنین تعریف کرد که:
مزاج عبارت است از حالتی که در اثر واکنش متقابل اجزای ریز مواد به وجود می آید در این واکنش تقابل، قسمت زیادی از یک یا چند ماده با بخش زیادی از ماده با مواد متخالف با هم می آمیزند (بر هم تأثیر می کنند) و از این آمیزش یا تأثیر، کیفیت متشابهی حاصل می شود (بنام مزاج) لذا می توان چنین گفت که مزاج حالت فعالیت کل بدن یا اجزای بدن است.
باید دانست که هر فردی دارای مزاجی است مربوط به خود که با مزاجهای دیگر افراد متفاوت است و مزاج هر کس مخصوص به خود اوست دانشمندان طب گیاهی معتقدند:
همانطوریکه افراد بشر از حیث شکل، اندام، قد، وزن، و بالاخره صورت ظاهری تفاوت دارند از حیث حالت وضعیت بدنی نیز مختلف اند. و این اختلاف به علت موادی است که بدن آنها را می سازد، ورود روزانه اجزاء و مواد مختلف به بدن باعث به وجود آمدن مزاج می شود لذا مزاج ممزوجی از ترکیبی از ترکیبات مختلف است:

حالت و وضع بدنی هر فرد را مزاج گویند.

برای اینکه معنی کاملی از مزاج در ذهن روشن شود باید دانست که هر کسی استعداد پذیرش بعضی از بیماریها را دارد و در مقابل بعضی مقاوم است. با علم به این کیفیت، مزاج عبارت است از طرز واکنش شخصی در مقابل عوامل مرضی، در طرز واکنش اشخاص، بعضی واکنشها ثابت است و بیشتر مشاهده می شود و برخی واکنشها متغیر است از این واکنشها مزاج فرد را می توان شناخت.
برای تعریف مزاج، بیشتر عمل فیزیولوژی را مورد نظر قرار می دهند، زیرا وضع دینامیک یعنی طرز عمل احشاء و اعضاء در تغییر مزاج موثر است با وجود اینکه اعمال حیاتی را نمی توان از هم جدا دانست و اگر عضوی نسبت به سایر اعضاء بیشتر کار کند و یا عملی در دستگاه بدن انسان از سایر اعمال بیشتر انجام پذیرد آن عضو از نظر تشریحی و آن عمل از نظر فیزیولوژی، می تواند معرف نوع مزاج شمرده شود، در میان اعمالی که حیات انسان به آنها متکی است، اعمال شیمیائی بیشتر از اعمال فیزیکی مورد اهمیت است بنابراین مزاجها روی اعمال شیمیائی بدن از هم متمایز می گردند اعمال شیمیائی بر چهارگونه است که متابولیسم بدن را تشکیل می دهند.
اول آنابولیسم، یعنی اعمالی که توسط آن مواد غذائی به انسان زنده تبدیل می گردد.
دوم و سوم کاتابولیسم یعنی اعمالی که توسط آن انساج زنده تولید نیرو می کنند، عمل کاتابولیسم مربوط به اعضای تنفس است که عمل تهویه به بدن به آن مربوط می باشد. کبد که تهیه مواد قندی و دفع مواد سمی را به عهده دارد در عمل کاتابولیسم شرکت می نماید.
چهارم عمل دفع مواد مضره و خروج آنها از بدن است.
تفوق یکی از این اعمال چهارگانه که از راه وراثت در بدن انسان ثابت شده باشد، انسان را دارای صفات و واکنشهای ثابتی می نماید که آن را سرشت می نامند.
مزاج عبارتست از وضع فیزیولوژی فعلی و طرز واکنش آن که قابل تغییر نیز می باشد به این جهت فقط با علائم فیزیولوژی که آن هم قابل تغییر است شناخته می شود لذا برای شناخت ارزش هر کس و معرفت به احوال و اوضاع او، باید قبلاً شکل خارجی او که حاکی از سرشت و ساختمان اوست در نظر گرفته شود مثل قد، اندام شکل، سر و گردن، چاقی و لاغری، سپس مزاج او که به وضع کنونی دلالت دارد مورد توجه قرار گیرد. و برای اینکار علاوه بر علائم ظاهری بایستی از تجزیه خون - ادرار و رادیوگرافی و غیره نیز استمداد طلبید.
تغییرات مزاج در طب با رژیم غذائی، بهداشت، کار و مسکن، آب و هوا متوافق است لذا با رعایت آنها انحراف مزاج از سلامت به سوی بیماری را می توان پیشگیری نمود.
مزاج ممکن است گرم، سرد، خشک، و رطوبتی باشد که گرمی را به علت وجود انرژی و سردی را به علت تفرق و ضعف و رطوبت را به علت جمع شدن مایعات در سلولهای بدن و خشکی را بیانگر حالاتی از ماده می دانند.
می دانیم که فعل و انفعالات شیمیائی بدن تحت نظر مستقیم سلسله اعصاب نباتی و غدد مترشحه داخلی انجام می گیرد، هر اختلاف و نارسائی که در بدن پیدا می شود مربوط به کم یا زیاد کار کردن این دو دستگاه می باشد.
ارمونهای متعددی که این دستگاهها ترشح می کنند بدن را به کار مربوطه وادار می سازند پس بروز هر عمل حیاتی توأم با یک سلسله فعل و انفعال شیمیائی است و تقریباً کلیه فعل و انفعالات شیمیائی در داخل بدن ایجاد حرارت می کند. هر قدر فعل و انفعالات شیمیائی بدن سریع تر انجام شود حرارت ایجاد شده زیاد است و اندازه گیری این انرژی ایجاد شده به وسیله متابولیسم بازال انجام می گیرد و نیز می دانیم که متابولیسم بازال مربوط به کار غده تیروئید است حال اگر صاحب مزاجی دارای متابولیسم بازال بالاتر از طبیعی باشد آن را گرم مزاج و اگر فردی دارای متابولیسم بازال پائین باشد سردمزاج و حد واسط باشد آن را مزاج معتدل گویند. هر دارو یا غذا و نیز هر واکنشی که باعث بالا رفتن کار غده تیروئید باشد آن را گرم و اگر باعث پائین آمدن کار غده تیروئید باشد آن را سرد گویند. مزاجی را رطوبتی نامند که، مقدار زیادی آب در سلولهای بدن آن فرد جمع شده باشد و به اصطلاح رطوبت بر مزاج غلبه کرده باشد.
اگر مقدار مواد کانی و املاح در مزاجی زیادتر از معمول جمع شده باشد آن را مزاج خشک گویند. پیدایش مزاجهای مختلف در حقیقت عبارت است از عکس العمل بدن نسبت به عوامل خارجی، این جمله (عکس العمل بدن نسبت به عوامل خارجی) همان مبحث بزرگ، حساسیت مصونیت، آنافیلاکسی و آلرژی و غیره است دانشمندان قدیم معتقدند که، هر کس به واسطه حالت و وضع بدنی خود یعنی مزاجی که در اختیار دارد، آماده پذیرش یا دفع بیماری مخصوص به خود می باشد و برای معالجه آن فرد لازم است که مزاج او شناخته شود
شناخت مزاجها روی هم رفته به قرار زیر است:
1 - مزاج گرم، مزاج سرد، مزاج تر، مزاج خشک، که این چهار مزاج را مزاجهای ساده و منفرد گویند.
2 - مزاجهای ساده و مرکب، که عبارتند از مزاج گرم و تر گرم و خشک، سرد و تر و مزاج سرد و خشک.
3 - مزاج دموی یا (ریوی) یا مزاج صفراوی یا (کبدی) مزاج بلغمی یا (هاضمه ای) مزاج سوداوی یا (عصبی) این چهار مزاج را مزاجهای مادی گویند و یک مزاج معتدل نیز شناخته شده است که با این توصیف جمعاً 13 مزاج وجود دارد.
مزاجهای مادی مانند مزاجهای ساده، مرکب هم می باشند از این رو مزاج بلغمی خونی و مزاج صفراوی عصبی مزاج خود به دو قسمت تقسیم می شود، عصبی ضعیف و عصبی قوی. نیز گفته اند.