گفتار فلسفی سخن و سخنوری

نویسنده : محمد تقی فلسفی

1: پیرامون سخن

الرحمن علم القرآن خلق الانسان علمه البیان
قرآن کریم
آفریدگار جهان، به مشیت حکیمانه خود، انسان را به گونه ای آفریده است که می اندیشد و سخن می گوید. نیروی تفکر و تکلم، دو فیض بزرگ حضرت باری تعالی است که به آدمیان اعطا فرموده و ابزار و لوازم آن دو را به طور طبیعی در وجود آنان به ودیعه گذارده است. در پرتو این دو نعمت گران قدر، خداوند، نوع بشر را بر انواع حیوانات برتری داده و به وی تقدم و امتیاز بخشیده است.
عقل، محبوب ترین آفریده نزد خداوند آفریدگار است.
عقل، مخلوقی است که بی چون و چرا فرمان الهی را به کار می بندد و از اوامرش اطاعت می نماید.
عن ابی جعفر علیه السلام قال لما خلق الله العقل استنطقه ثم قال له اقبل فاقبل ثم قال له ادبر فادبر ثم قال و عزتی و جلالی ما خلقت خلقا هو احب الی منک(1).
امام باقر علیه السلام فرمود: پس از آنکه خداوند عقل را آفرید، از او بازپرسی کرد. سپس فرمود: پیش بیا. پیش آمد. فرمود: واپس رو. واپس رفت. یعنی دستور الهی را فوراً اجرا نموده و اوامرش را بدون کمترین مسامحه عملی ساخت. خداوند فرمود: به عزت و جلالم قسم هیچ مخلوقی را که نزد من محبوب تر از تو باشد، نیافریده ام.
زبان نیز از عطایای بزرگ و ارزنده حضرت باری تعالی به انسان است. خداوند، در کتاب مجید، پس از ذکر خلقت انسان، از نعمت بیان سخن گفته و فرموده است:
الرحمن علم القرآن خلق الانسان علمه البیان(2).
خداوند رحمان قرآن را یاد داده، انسان را آفریده و بیان به وی آموخته است.
راغب، در مفردات گفته: بیان، عبارت از آشکار ساختن چیزی است و این کلمه وسیع تر از نطق است و غیر نطق (قلم) را نیز شامل می شود.
زبان گویا و قدرت تکلم در انسان به اندازه ای پرارج و مهم است که علی (علیه السلام)، انسان منهای قدرت تکلم را حیوانی در صورت انسان به حساب آورده و درباره وی چنین فرمود است:
ما الانسان لولا اللسان الا صورة ممثله او بهیمه مهمله(3).
اگر در انسان زبان گویا آفریده نشده بود و آدمی قدرت تکلم نمی داشت، او چیزی جز تصور ممثل یا حیوانی متروک و مهمل نمی بود.
آدمی از طرف باری تعالی امانت دار عقل و زبان است و موقعی می تواند از داشتن این دو نعمت بزرگ مباهات نماید و خویشتن را از حیوان برتر بداند که عقل را بر همه تمایلات خود حاکم سازد و از فرمانش پیروی کند و زبان را با موافقت عقل به کار اندازد و در حد اجازه و امضای عقل سخن بگوید.
کسانی که برای تمیز حق از باطل و شناخت روا از ناروا، از عقل استمداد نمی کنند و در عقاید و اخلاق، گفتار و رفتار، و حرکات و سکنات خویش به هدایت عقل اعتنا ندارند و از فرمانش اطاعت نمی نمایند، نه تنها از حیوانات و حشرات برتر نیستند، بلکه از تمام جانوران بری و بحری بدتر و پست ترند.
ان شر الدواب عند الله الصم البکم الذین لا یعقلون(4).
بدترین جنبندگان روی زمین، نزد خداوند، انسانهایی هستند که از شنیدن و گفتن سخن حق کرو لال اند و برای درک حقیقت، عقل های خویش را به کار نمی گیرند و تعقل نمی کنند.
زبان نیز با تمام ارزش واهمیتی که دارد، اگر صاحبش آن را آزاد بگذارد، عنانش را به دست عقل نسپارد، و بی حساب سخن بگوید، عضوی است مضر و خطرناک می تواند مفاسد زیادی به بار آورد و موجب هلاکت و تباهی صاحبش گردد. در این باره، روایات بسیاری از اولیای اسلام رسیده و در این جا به ذکر یکی از آن ها اکتفا می شود:
عن علی علیه السلام اللسان سبع ان خلی عنه عقر(5)
علی (علیه السلام) فرموده است: زبان هم مانند حیوان درنده است که اگر آزاد گذارده شود، زخم می زند، مجروح می کند، و مصیبت به بار می آورد.
خلاصه، نیروی عقل و قدرت تکلم، دو عطیه اختصاصی آفریدگار است به انسان و دو معیار برتری و تفوق آدمی است بر حیوان. اگر انسان، این دو نعمت را به درستی مورد استفاده قرار دهد و به شایستگی از آن بهره برداری نماید، می تواند زمینه تکامل خود را فراهم آورد و مدارج تعالی را به قدر لیاقت و استعداد خویش به پیماید.
با نیروی خرد فکر می کند، پدیده های طبیعت را مورد بررسی و تحقیق قرار می دهد، به اسرار آفرینش پی می برد و درهای علم را بر روی خود می گشاید. همچنین، در وقایع و معالیل آنها واقف می گردد و از رازشان پرده بر می بردارد.
با نیروی سخن، معلوماتی را که در باطن اندوخته، ظاهر می سازد، نهفته های درونی را آشکار می کند، و آن چه را که خودش درک نموده و فهمیده است، به دگران منتقل می نماید. می توان گفت زبان به منزله پلی است که مغزهای از هم جدا را با یکدیگر مرتبط می کند و کالای ارزشمند علم را از این راه به مغزها می رساند و دگران را نیز عالم و آگاه می سازد. به بیان دیگر، می شود گفت عقل هم مانند دستگاه گیرنده است و زبان به منزله دستگاه فرستنده. علی (علیه السلام)، درباره قدر و منزلت عقل و زبان فرموده است:
للانسان فضیلتان عقل و منطق فبالعقل یستفید و بالمنطق یفید(6).
دو فضیلت و برتری، از جمله مزایای انسان است. یکی عقل و آن دیگر منطق.
با نیروی عقل حقایق را فرا می گیرد و خود را از آن بهره مند می سازد و با نیروی منطق و بیان، فرا گرفته های خویش را به دگران می آموزد و آنان را نیر بهره مند می نماید.
علی (علیه السلام)، در این روایت، برای بیان، دو فضیلت اختصاصی انسان، عقل و منطق را با هم آورده و در کنار هم ذکر نموده است، ولی باید توجه داشت که ارزش سخن آدمی بر معیار درجه عقل اوست، در واقع، عقل به منزله پشتوانه کلام است. به هر نسبت که عقل گوینده، روشن تر و مراتب علم و درکش بیشتر باشد، به همان نسبت، کلامش وزین تر و ارزش سخنش زیادتر است.
کسانی که عقل خود را به کار بسته، از این سرمایه، گران بها استفاده ننموده، و بر اثر عدم تعقل همچنان جاهل مانده اند، سخنانشان بی محتوا و کلامشان وزن و ارزشی ندارد. این مطلب، در خلال سخنان اولیای گرامی اسلام به تعبیرهای گوناگونی آمده است. از آن جمله، علی (علیه السلام) فرموده است:
اللسان معیار ارجحه العقل و اطاشه الجهل(7).
زبان به منزله میزانی است که عقل، آن را وزین و سنگین می کند و جهل، سبک وزن و بی محتوایش می سازد.

حیوان و قدرت یادگیری

تذکر این نکته لازم است که فرا گرفتن معلومات، منحصر به انسان نیست. بعضی از حیوانات هم دارای این قابلیت هستند و مربیان کار آزموده، برای هدف های خاصی که دارند، تعالیم لازم را به حیوان می دهند. حیوان آن ها را یاد می گیرد و در مواقع لازم آموخته های خود را به کار می برد.
مثلاً، سگ از جمله حیوانات باهوش و قابل تعلیم و تربیت است و می تواند آموزش های معلم خود را به خوبی فراگیرد و در مواقع لازم، آموخته های خویش را آن طور که باید، به کار بندد.
در روزگار گذشته، آن حیوان را برای کارهای ساده ای تعلیم می دادند و کلب معلمش می خواندند. در دنیای کنونی، مربیان کار آزموده و لایق، سگ هایی را که از جهت نژادی و مزایای طبیعی قابل تربیت اند، برای هدف های گوناگون تعلیم می دهند، تربیت می کنند، و مواردی که لازم است، به آن ها می آموزند. سپس، هر سگی را به کاری که برای آن تربیت شده است، می گمارند و مورد بهره برداری اش قرار می دهند.
بعضی از سگ ها را برای کشف جرم و شناخت مجرم تربیت می کنند. پس از آموزشهای لازم، آن را در اختیار پلیس قرار می دهند و از هوش سرشار و استعداد شگفت آورش برای مبارزه با جرایم و دستگیری مجرمین استفاده می نمایند. بعضی از سگ ها را برای رفتن بازار و خریداری اجناس مورد لزوم منزل تربیت می کنند و سگ، با تعلیماتی که فرا گرفته، این وظیفه را به خوبی انجام می دهد. بعضی از سگ ها را برای هدف های دیگری تربیت می کنند و در جای خود از آن ها استفاده می نمایند.
کبوتر نیز از حیواناتی است که در گذشته برای نامه رسانی تربیت می نمودند. این پرونده، در آن روز، بهترین و سریع ترین وسیله برای رد و بدل کردن نامه های فوری بود.
مثلاً، فرمانده لشکر، در جبهه جنگ لازم بود خیلی زود خبر محرمانه ای را به ستاد ارتش در مرکز کشور اطلاع دهد، یا ستاد ارتش لازم بود دستور فوری و محرمانه را به فرمانده ابلاغ نماید. این کار را به وسیله کبوتر نامه رسان انجام می دادند، بدین گونه که مطلب مورد نظر را صریح یا به طور رمز در کاغذ کوچکی با خط ریز می نوشتند، لوله می کردند و با نخی نازک و محکم، به پای کبوتر می بستند و پروازش می دادند، پرنده، که هدف خود را می شناخت، پرواز می کرد، و در مدتی بالنسبه کوتاه، به محل مأموریت خود می رسید و در نقطه ای که در تربیت به حیوان یاد داده بودند، می نشست. مأمور مربوط می آمد، کاغذ را از پای حیوان باز می کرد و در اختیار مقام مخصوص می گذارد.
مأمون الرشید، روزی به یکی از خواص و نزدیکان خود گفت: تو از کار من آگاهی و می دانی بعضی از افراد را به خود منتسب می کنم، مورد تکریمشان قرار می دهم، ولی از آنان وفا نمی بینم و نیتم تحقق نمی یابد. سبب این کار چیست؟
فقال یا امیرالمؤمنین ان من یتخذ الطیور الهوادی لارسال الکتب بها اذا طلب الطیور سئل عن اصولها و انسابها و انت یا امیرالمؤمنین تأخذا قواما من غیر اصول(8).
در پاسخ به مأمون گفت: کسانی هستند که برای فرستادن نامه ها، کبوتر نامه رسان تربیت می کنند. اینان، موقع گزینش پرنده، از ریشه و نسبش می پرسند. آنگاه مورد تربیتش قرار می دهند، و شما از مردمان بی ریشه ای حمایت می کنی، به همین جهت، از آنان رفتار خلاف انتظار می بینی.
خلاصه، بعضی از حیوانات، قدرت یادگیری دارند و مانند انسان تعلیمات مربی خود را فرا گیرند، با این تفاوت که قابلیت یادگیری ظرف تعلم در حیوان محدود است و استعدادش اندازه دارد، ولی استعداد انسان در فرا گرفتن دانش و یادگیری علم نامحدود است. از این رو، به هر نسبتی که در علوم پیشرفت می کند، میدان فعالیتش گسترش می شود، و با فرا گرفتن هر درجه ای از علم، متوجه درجه بالاتر می گردد و به منظور تعالی و تکامل بیشتر، تحقیقات جدیدی را آغاز می نماید.

عجز حیوان از یاد دادن

مزیت اختصاصی انسان، که حیوانات از آن بی بهره اند، خلق کلام و قدرت یاد دادن است. به طوری که اشاره شد حیوان در حد محدودی می تواند پاره ای از مطالب را یاد بگیرد و در جای خود به کار بندد، ولی نمی تواند آن را که خود یاد گرفته، به دگران بیاموزد و فرا گرفته های خویش را به حیواناتی از نوع خود منتقل نماید، زیرا حیوان فاقد دستگاه تکلم است و قدرت خلق سخن ندارد.
تمدن کنونی بشر و پیشرفت های عظیمی که در شئون مختلف، نصیب انسان امروز گردیده، بر اثر توسعه دانشگاه ها و بسط دانش است. بی گمان، یکی از علل مهم و بسیار مؤثر در گسترش فرهنگ، درس هایی است که معلمین مدارس در کلاس ها، به وسیله زبان و از راه سخن به محصلین می آموزند.
برای آن که در این فصل کتاب، بعضی از جهات سخن مورد بحث و بررسی قرار گیرد و خوانندگان محترم، هر چه بهتر و بیشتر، به ارزش سخن واقف گردند، در این جا، با استفاده از منابع دینی و روایات اولیای اسالم و همچنین با بهره گیری از تحقیقات علمی و تجربی دانشمندان، لازم می دانم به اختصار، پیرامون تفاوت بنیادی آفرینش انسان و حیوان، از دیدگاه سخن گفتن، بحث شود تا افراد، بیش از بیش، قدر شناس این موهبت بزرگ الهی باشند و با آگاهی و بصیرت زیاد تری، حق آن را ادا کنند، قولاً و عملاً وظیفه شناس باشند، و در پیشگاه مقدس حضرت باری تعالی، نعمت تکلم را شکر گذاری نمایند.