فهرست کتاب


نشانه های معرفت

سید مرتضی توسلیان‏

کتاب ده رساله - اعجویه

ای عزیز بدانکه توحید را ظاهر یست و باطنی. و صورتی و معنائی دل انسان محل معانی باطن. و زبان ترجمان صورت ظاهر. باطن آن معرفت. و ظاهر آن ذکر لا اله الا الله. و هیچ نوع از عبادات و اذکار در ترقی درجات منازل و مقامات اثر سرعت این کلمه مبارکه نداشت . و از این جهت بود رسول الله (صلی الله علیه و آله) فرمود هر کار خیری که بجای آورد آدمی وزن کرده میشود روز قیامت مگر شهادت بکلمه لا اله الا الله. به تحقیق این گواهی و شهادت در کفه ترازو گزارده نمیشود زیرا وزن او از تمام آسمانها و زمین های هفت گانه و آنچه در آنها است بیشتر است. ص 119 و این را می باید دانست مجرد گفتن بی ثمر است حق سبحانه و تعالی در قرآن مجید برسول خود فرموده که فاعلم انه لا اله الا الله. دانستن این کلمه عبارت است از حصول علم القین بانکه حق جل و علا را در هیچ چیز از ذات و صفات شریکی نیست وجود اقدم و اشرف و اول صفات است پس باید که مؤمن را علم الیقین حاصل شود که بهیچ وجه در هیچ وصف خدایرا عز شانه شریک نیست تا باین حد که صفات حق را سبحانه در وجود شریک نداند باذات کماقال امیرالمؤمنین و امام المؤحین (علیه السلام) فی خطبته. اول الدین معرفته الخ.

کتاب حکمت الهی ج 2 نگارش قمشه ای محقق طوسی (در کتاب او صاف الشراف)

پارسی معرفت. شناخت باشد و اینجا مراد از معرفت بلند ترین مرتبه از مراتب خدا شناسی است چه خدا شناسی را مراتب بسیار است. و مثل. مراتب معرفت چنان است که آتش را بعضی چنان شناسند که شنیده باشند که موجودیست که هر چه باو برسد تا چیز شود و اثر او در آنچه محاذی او باشد ظاهر گردد و چندانکه از او بردارند هیچ نقصانی در او نیاید و هر چه ازو جدا شود. بر ضد طبع او باشد و آن موجود را آتش خوانند و در معرفت باریتعالی کسانیکه باین مثاتب باشند مقلدان خوانند مانند کسانیکه سخن بزرگان تصدیق کرده اند در این باب بی وقوف بر حجتی و بعضی که بمرتبه بالای این جماعت باشند که از آتش دود بایشان رسد و دانند که این دود از چیزی میاید پس حکم کنند بموجودی که دود اثر اوست و در معرفت کسانیکه باین مثابت باشند اهل نظر باشند که به برهان قاطع دانند که صانعی هست چه آثار قدرت او را بر وجود او دلیل سازند و بالای این مرتبه کسانی باشند که از حرارت آتش بحکم مجاورت اثرش احساس کنند و بآن منتفع شوند و در معرفت کسانیکه باین مرتبه باشند مؤمنان بغیب باشند و صانع را شناسند و از روی حجاب. و بالای این مرتبه کسانی باشند که از آتش منافع بسیار یابند مانند خیز و طبخ و وانضاج و غیر آن و این جماعت بمثابت کسانی هستند که در معرفت لذت معرفت دریابند و بدان متهبح شده باشند.
و تا اینجا مراتب اهل دانش باشد و بالای این مرتبه کسانی باشند آتش را مشاهده کنند و بتوسط نور آتش چشم های ایشان مشاهده موجودات کند و این جماعت در معرفت بمثایت اهل بینش باشند و ایشان را عارفان خوانند و معرفت حقیقی ایشان را بود و کسانیرا که در مراتب دیگر باشند بالای این مرتبه هم از حساب عارفان دارند ایشان را اهل یقین خوانند ذکر یقین و اهل آن بعد از این گفته شود و از ایشان جماعتی باشند که معرفت ایشان باب معاینه باشد و ایشانرا اهل حضور خوانند و انس و انبساط خاص با ایشان باشد و نهایت معرفت اینجا باشد که عارفی منتقی شود مانند کسیکه بآتش سوخته و ناچیز گردد.

توحید اعتقاد بوحدانیت (یگانگی)

دایره المارف فاسی ج 1
خداوندا قائل به توحید موحد (یگی گوی) خوانده میشود. در نزد عامه ی متکلمین توحید یکی از اصول دین است در اصطلاح حکمای اسلامی غالباً مراد از توحید مجرد دانستن ذات الاهی است از هر آنچه آنرا بشایبه تعدد و کثرت و شبیه و شریک می آید. و در حقیقت حکما برای توحید سه مرحله قابل شده اند.
1 - معرفت بربوبیت پروردگار.
2 - اقرار بوحدانیت او.
3 - نفی هر چه مثل و شبیه او فرض میشود.
در اعتقاد عرفا وصوفیه، توحید مرادف است با اعتقاد با تکه حق یعنی وجود واقعی و حقیقی فقط ذات خدا است و وجود ما سوای حق در واقع بود نیست بلکه نمود است و بمثابه ی سایه و تبع اوست توحید در نزد صوفیه و عرفا نیز دارای 3 مرحله است.
1 - توحید افعال که همه افعال را به حق منسوب دارند و جز او کسی را فاعل نشمرند.
2 - توحید صفات که تمام صفات را مخصوص او دانند و صفت را از همه ما سوی نفی کنند.
3 - توحید ذات که ذات و وجود واقعی را مخصوص حق دانند و وجود هر ذات دیگر را نفی کنند. صوفیه وصول بمرحله توحید را بدو طریق علمی و عینی ممکن می شمارند و بعقیدی آنها توحید علمی از طریق تعقل و استدلال دست میدهد اما توحید عینی امری وچدانی است و از راه کشف و شهود حاصل میشود.