نشانه های معرفت

نویسنده : سید مرتضی توسلیان

کتاب مثنوی از دفتر ششم

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و اله اجمعین
عارف از معروف بس در خواست کرد - کای رقیب ما تو اندر گرم و سرد
ای مبشر ما تو اندر خیر و شر - از اشارتهات دل مان بی خبر
ای یرانالا نراه روز و شب - چشم بند ما شده دید سبب
لطف معروف تو بود آن ای بهی - پس کمال البر فی اتمامه
تا کجا انجا که جا را راه نیست - جز سنا برق مه الله نیست
از همه اوهامو تصویرات دور - نور نور نور نور نور نور

نقل از مقدمه لغت نامه بقلم مرحوم بهمنیار

آفریدگار حکیم بما قدرت بر کتابت داده است تا بتوانیم الفاظ و عباراتی را که از ضمیر ما حکایت می کند بصورتی مرئی و مشهود در آوریم و بدین وسیله وتدبیر سخنان خود را باشخاصیکه بمکان یا زمان از ما دور و غایبند ابلاغ کنیم...
دانشمندان در مقایسه گفتن و نوشتن یا قول و کتابت و تفضیل یکی بر دیگری سخنان بسیار گفته اند و آنچه نقلش در اینجا مناسبت دارد اینست که سخن هنگامی پایدارماند که بصورت توشته در آمد یعنی انسان وقتی زندگی جاوید یافت که توانست در یافته و دانسته و شناخته های خود را که حاصل حیات انسانی وی است بصورت نوشته در جهان باقی گذارد حیات اجتماعی ملت های جهان از کوچک و بزرگ زمانی تامین شد که آراء وافکار علمی و ادبی علما و ادبای ایشان بقید کتابت مقید و در صفحه روزگار مخلد گردد اگر کتابت نبود انسان بشناختن اقوام و اشخاصی که پیش از او در جهان بوده اند موفق نمی شد و در هر عصر و زمان که زندگی میکرد بمثابه شخص بی اصل و نسبی بود که از وجود پدر و مادر اطلاعی نداشته و فاقد هر گونه آبرو و شرف و حیثیت باشد.

کشگول شیخ بهائی ج 4

انیس کنج تنهائی کتاب است - فروغ صبح دانائی کتاب است
بود بی مزد و منت او ستادی - ز دانش بخشدت هر دم گشادی
ندیمی مغز داری پوست پوششی - بسر کار گویائی خموشی
درونش همچو غنچه از ورق پر - بقیمت هر ورق زان یک طبق در
عمارت کرده از رنگین ادیم است - دو صد گل پیرهن دروی مقیم است
همه مشگین غزالان توی بر توی - ز بس رقت نهاده روی بر روی
زیک رنگی همه یک روی و هم پشت - که ننهد هیچکس بر حرفش انگشت
گهی اسرار قران باز گویند - که از قول پیمبر راز گویند
گهی باشند چون صافی درونان - بانوار حقایق رهنمونان