فهرست کتاب


او خواهد آمد

علی‏اکبر مهدی پور

اعتراف دانشمندان عامه

مشهور در میان مورخان و محدثان این است که ولادت با سعادت آن کعبه مقصود و قبله موعود در پگاه روز جمعه 15 شعبان 255 هجری واقع شده که اینک یک هزار و یک صد و شصت و سه سال از آن روز پر شکوه می گذرد.(122)
اصل ولادت حضرت مهدی - عجل الله تعالی فرجه الشریف - از ضروریات مذهب و از مسلمات تاریخ است و گذشته از امامان معصوم، عالمان، مورخان و محدثان شعیه، بسیاری از مورخان و محدثان اهل سنت نیز به آن اعتراف کرده، در کتابهای پرارج خود به آن تصریح کرده اند که گفتار تعدادی از آنها را به عنوان نمونه در اینجا می آوریم:
این گروه از علمای اهل سنت انصاف به خرج داده، تاریخ تولد حضرت ولی عصر روحی فداه را دقیقاً همانند علمای شعیه در 15 شعبان 255 هجری نوشته اند که در این فرصت کوتاه به تعدادی از آنها دست یافتیم و اینک اسامی بیست تن از آنها به ترتیب تقدم زمانی:
1 - ابوبکر احمد بن حسین بن علی بیهقی شافعی، متوفای 458 ه. در کتاب شعب الایمان(123).
2 - شمس الدین احمد بن محمد، ابن خلکان، متوفای 681 ه(124).
3 - حمد الله بن ابی بکر بن احمد بن نصر مستوفی، متوفای حدود 750 ه(125).
4 - ابوالولید محمد ابن شحنه حنفی، متوفای 815 ه(126).
5 - حافظ محمد بن محمد بن محمود نجار، معروف به خواجه پارسا، متوفای 822 ه در کتاب فصل الخطاب.(127)
6 - علی بن محمد بن احمد، معروف به ابن صباغ، متوفای 855 ه.(128)
7 - غیاث الدین بن همام الدین، معروف به خواند میر، متوفای 942 ه.(129)
8 - شمس الدین، محمد ابن طولون دمشقی حنفی، متوفای 953 ه.(130)
9 - عبدالوهاب شعرانی شافعی، متوفای 973 ه.(131)
10 - احمد ابن حجر هیثمی مکی، متوفای 974 ه.(132)
11 - سید جمال الدین عطاءالله بن سید غیاث الدین محدث صاحب کتاب روضه الأحباب متوفای 1000 ه.(133)
12 - احمد بن یوسف دمشقی قرمانی، متوفای 1019 ه.(134)
13 - عبدالله بن محمد بن عامر شبراوی شافعی، متوفای بعد از 1154 ه.(135)
14 - محمد بن احمد سفارینی نابلسی حنبلی، متوفای 1188 ه.(136)
15 - مؤمن بن حسن بن مؤمن شبلنجی، متوفای بعد از 1290 ه.(137)
16 - سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی، متوفای 1294 ه.(138)
17 - حسن عدوی حمزاوی مالکی مصری، متوفای 1303 ه.(139)
18 - شهاب الدین احمد بن احمد حلوانی، متوفای 1308 ه.(140)
19 - قاضی بهلول بهجت افندی، متوفای 1350 ه.(141)
20 - خیرالدین زرکلی، متوفای 1396 ه.(142)
نامبردگان که همگی از مشاهیر علمای اهل سنت هستند، در آثار گرانقدر خود تصریح کرده اند که ولادت حضرت ولی عصر - عجل الله تعالی فرجه الشریف - در شب جمعه 15 شعبان 255 هجری واقع شده است.
برخی دیگر از علمای اهل سنت روز و ماه آن را تعیین نکرده اند، ولی تصریح کرده اند که حضرت مهدی (علیه السلام) در سال 255 هجری جهان را با نور خود منور فرموده است، که از آن جمله است:
1 - عمادالدین اسماعیل ابوالفداء، متوفای 732 ه.(143)
2 - زین الدین عمر بن منفطر، ابن وردی، متوفای 749 ه.(144)
برخی از آنان همه مشخصات را دقیقاً همانند شیعیان نوشته اند، جز اینکه به جای نیمه شعبان، نیمه رمضان 255 ه ثبت کرده اند، که از آن جمله است: عبدالرحمن صوفی از مشایخ شاه ولی الله دهلوی، در کتاب الانتباه فی سلاسل اولیاءالله(145).
و برخی از آنها میلاد مسعود آن مهر تابان را در سالهای 258 و 259 نوشته اند که از آن جمله است:
1 - ابن ارزق فارقی، متوفای 590 ه که در کتاب تاریخ میافارقین ولادت آن حضرت را در 19 ربیع الاول 258 ه نوشته است.(146)
2 - کمال الدین محمد ابن طلحه شافعی، متوفای 652 ه که ولادت آن حضرت را در 23 رمضان 258 ه نوشته است.(147)
3 - حسین بن محمد بن حسن مالکی دیاربکری، متوفای 966 ه که او نیز 23 رمضان 258 ه را قید کرده است.(148)
4 - شمس الدین سامی افندی، متوفای 1322 ه که ولادت آن کعبه مقصود را در سال 259 ه نوشته است.(149)
گروهی از علمای اهل سنت در کتابهای خود به تناسبهای مختلف از حضرت بقیه الله (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا) گفتگو کرده اند و تصریح نموده اند که او فرزند بلافصل امام حسن عسکری (علیه السلام) می باشد. اینها اگرچه از تاریخ دقیق تولد حضرت ولی عصر - عجل الله تعالی فرجه الشریف - بحث نکرده اند، ولی نظر به این که در مورد وفات امام حسن عسکری (علیه السلام) هیچ اختلاف نیست و همه مورخان شیعه و سنی وفات آن حضرت را به سال 260 هجری نوشته اند، لذا محدثان و مورخانی که تصریح می کنند که حضرت مهدی فرزند بلافصل امام حسن عسکری است، در واقع اعتراف می کنند که حضرت مهدی (علیه السلام) پیش از آن تاریخ دیده به جهان گشوده است.
این اعترافها مشت محکمی است بر دهان یاوه گویانی که نغمه مهدی نوعی ساز می کنند!
به دلیل اهمیت این معنی، فهرست اعترافات تعدادی از بزرگان علمای اهل سنت را که تصریح کرده اند حضرت مهدی فرزند بلافصل امام حسن عسکری است به ترتیب تقدم زمانی در اینجا می آوریم:
1 - حافظ ابو محمد بلاذری، متوفای 339 ه که قسمت اعظم عمر خود را در غیبت صغری سپری کرده و ده سال هم از غیبت کبری را درک نموده است، به پیشگاه آن مهر تابان تشرف یافته، به استماع حدیثی از آن بزرگوار مفتخر شده است.
متن این حدیث را عبدالعزیز دهلوی، متوفای 1239 ه که از دشمنان سرسخت عالم تشیع است، در کتاب نزهه از پدرش شاه ولی الله دهلوی نقل می کند، که او نیز در کتاب مسلسلات با سلسله سندش از ابن عقله، از بلاذری نقل کرده است.(150)
2 - علی بن حسین مسعودی، متوفای 346 ه که قسمتی از غیبت صغری را درک نموده، به هنگام بحث از امام حسن عسکری (علیه السلام) می نویسد: او پدر مهدی منتظر، امام دوازدهم شیعیان است.(151)
3 - ابوعبدالله محمد بن احمد بن یوسف خوارزمی، متوفای 383 ه از حضرت مهدی (علیه السلام) به عنوان فرزند بلافصل امام حسن عسکری (علیه السلام) نام برده و سلسله نسب آن حضرت را تا امیرمؤمنان (علیه السلام) برشمرده است.(152)
4 - یحیی بن سلامه خصکفی شافعی، متوفای 553 ه در قصیده دالیه خود، اسامی مقدس 12 امام معصوم را به نظم درآورده و بعد از امام حسن عسکری (علیه السلام) از حضرت ولی عصر (علیه السلام) و غیبت آن حضرت بحث کرده است.(153)
متن قصیده او را قندورزی نقل کرده است.(154)
5 - ابو محمد عبدالله بن احمد ابن خشاب، متوفای 567 ه در کتاب تاریخ موالید تصریح می کند که خلف صالح از فرزندان امام حسن عسکری است و نام مادرش نرجس و یا سوسن است.(155)
6 - موفق بن احمد مکی، متوفای 568 ه و مشهور به: اخطب خوارزم با سلسله اسناد خود از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) روایت می کند که در شب معراج انوار تابناک امامان معصوم را در سمت راست عرش مشاهده کرده، اسامی فرد فرد آنها را بیان نموده، سپس می فرماید: مهدی در میان آنها چون ستاره ای فروزان می درخشید، خداوند فرمود: ای محمد! اینها حجتهای من هستند و او منتقم عترت تست، که به عزت و جلال خود سوگند: او حجت واجبه بر دوستان من است، و انتقام گیرنده از دشمنان من است.(156)
7 - کمال الدین محمد ابن طلحه شافعی، متوفای 650 ه تصریح کرده که خلف صالح مهدی منتظر (علیه السلام) فرزند بلافصل امام حسن عسکری (علیه السلام) است.
آنگاه نسب او را تا حضرت علی (علیه السلام) برشمرده است.(157)
8 - شمس الدین یوسف بن قزاغلی حنفی، معروف به سبط این جوزی، و متوفای 654 ه تصریح کرده که آن کعبه مقصود فرزند بلافصل امام حسن عسکری (علیه السلام) است و سلسله نسب آن حضرت را تا حضرت علی (علیه السلام) برشمرده است.(158)
9 - محمد بن یوسف گنجی شافعی، متوفای 658 ه هنگامی که از زندگانی امام حسن عسکری (علیه السلام) بحث می کند می نویسد: از او فقط یک پسر باقی ماند و او امام منتظر صلوات الله علیه است.(159)
نامبرده در کتاب پرارج البیان فی اخبار صاحب الزمان بابی را به پاسخ شبهات اختصاص داده، با دلایل قطعی اثبات کرده که حضرت مهدی (علیه السلام) از روزی که غائب شده تا به امروز زنده است، و چنین عمر طولانی از نظر عقل و شرع هیچ مانعی ندارد.(160)
10 - عزالدین علی ابن اثیر متوفای 630 ه در تاریخ پر ارج کامل به هنگام بحث از امام حسن عسکری (علیه السلام) تصریح می کند که او پدر مهدی منتظر است.(161)
11 - محی الدین ابن عربی، متوفای 637 ه در فتوحات مکیه باب 366 می گوید:
مهدی از عترت رسول خداست. او از فرزندان حضرت فاطمه است.
جدش حسین بن علی است. پدر او امام حسن عسکری، پسر امام علی النقی، پسر امام محمد تقی، پسر امام رضا، پسر امام کاظم، پسر امام صادق، پسر امام باقر، پسر امام زین العابدین، پسر امام حسین، پسر امام علی رضی عنه الله است.
این فراز از گفتار ابن عربی در نسخه های چاپی فتوحات تحریف شده است.
ولی نسخه های تحریف نشده آن در اختیار بزرگان اهل سنت بوده، و در کتابهایشان منعکس است، که به دو نمونه آن دست یافته ایم.
1 - امام عبدالوهاب شعرانی، متوفای 973 ه متن کامل باب 366 فتوحات مکیه را آورده.(162)
2- شیخ حسن عدوی حمزاوی، متوفای 1303 ه نیز قسمت عمده این باب را بدون کم و کاست آورده است.(163)
دسترسی این دو دانشمند به متن تحریف نشده فتوحات درقرنهای دهم و سیزدهم نشانه آن است که در طول قرنها نسخه های آن سالم بوده، بعد از پیدایش چاپ به تحریف آن دست یازیده اند.
تحریف آثار گذشتگان جنایت بسیار بزرگی است که قدر و اعتبار میراث گرانبهای جهان اسلام را زیر سؤال می برد که با کمال تأسف در چند کشور از جمله مصر رائج می باشد(164)!
12 - ابراهیم بن محمد جوینی، متوفای 703 ه حدیثی را روایت می کند که تصریح دارد بر اینکه امام بعد از امام حسن عسکری (علیه السلام)، فرزند برومندش قائم منتظر - عجل الله تعالی فرجه الشریف - است، که به هنگام ظهور بر سراسر جهان هستی فرمانروائی خواهد داشت.(165)
وی همچنین از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) روایت می کند که در شب معراج انوار طیبه علی و فاطمه و دیگر امامان معصوم را در طرف راست عرش مشاهده نموده، که همگی صف کشیده به عبادت حق تعالی پرداخته اند و مهدی در میان آنها چون ستاره درخشانی تجلی می کند.(166)
13 - صلاح الدین صفوی، متوفای 746 ه در کتاب شرح دائره تصریح می کند که مهدی موعود دوازدهمین امام معصوم است که ا ول آنها علی بن ابی طالب و آخر آنها حضرت مهدی است.(167)
14 - ابوعبدالله عفیف الدین اسعد بن علی بن سلیمان یافعی شافعی، متوفای 768 ه در پیرامون امام حسن عسکری (علیه السلام) بحث می کند و در پایان می نویسد: او پدر امام منتظر و صاحب سرداب است.(168)
15 - عبدالله بن محمد مطیری شافعی، در کتاب الریاض الزاهره تصریح می کند که او پسر امام حسن عسکری (علیه السلام)، صاحب شمشیر و قائم منتظر است و برای او دو غیبت است.(169)
16 - شمس الدین ابوعبدالله محمد بن احمد ذهبی شافعی، متوفای 804 ه تصریح کرده که حضرت بقیه الله روحی فداه فرزند امام حسن عسکری (علیه السلام) است و هنوز زنده است، تا خداوند فرمان ظهور دهد و زمین را پر از عدل فرماید.(170)
17 - ابوالمعالی محمد بن عبدالله بن مبارک رفاعی مخزومی، متوفای 885 ه در کتاب صلاح الاخبار فی نسب الساده الفاطمیه الاطهار تصریح می کند که ولی الله اعظم امام زمان (علیه السلام) فرزند بلافصل امام حسن عسکری (علیه السلام) است.(171)
18 - عبدالرحمن بن احمد بن قوام الدین شافعی، معروف به جامی، متوفای 898 ه در کتاب پرارج شواهد النبوه داستان ولادت آن حضرت را مشروحاً نوشته، واز عده ای از اصحاب امام حسن عسکری (علیه السلام) نام برده که در عهد امام حسن عسکری (علیه السلام) به دیدار آن جمال الهی نائل گشته اند. آنگاه سخنان خود را با اشعار نغزی حسن ختام داده که مطلعش این است:
بیا ای امام هدایت شعار - که بگذشت از حد غم انتظار
ز روی همایون برافکن نقاب - عیان ساز رخسار چون آفتاب(172)
19 - احمد بن حجر هیثمی مکی، متوفای 974 ه در کتاب الصواعق المحرقه که آن را به عنوان رد بر شیعیان نوشته، شرح حال کوتاهی از امامان معصوم (علیه السلام) آورده، در پایان شرح حال امام حسن عسکری (علیه السلام) می نویسد:
به سن 28 سالگی در سامرا درگذشت و در کنار پدرش به خاک سپرده شد، گفته می شود او نیز به وسیله سم از دنیا رفته است.
سپس می افزاید: جز فرزندش ابوالقاسم محمد حجت جانشینی بر جای نگذاشت، که به هنگام وفات پدرش پنجساله بود، ولکی در آن سن و سال خداوند حکمت به او عطا فرموده بود.(173)
20 - محمد بن علی صبان مصری شافعی، متوفای 1206 ه نیز تصریح کرده که آن مهر تابان فرزند بلافصل امام حسن عسکری (علیه السلام) است و سلسله نسب او را تا امیرمؤمنان (علیه السلام) نوشته، قسمتی از مناقب آن حضرت را برشمرده است.(174)
اینها گروهی از بزرگان اهل سنت هستند که در کتابهای خود در مورد حضرت مهدی (علیه السلام) به کلی گوئی اکتفا نکرده اند، بلکه به صراحت گفته اند که مهدی موعود فرزند بلافصل امام حسن عسکری (علیه السلام) است. اما در مورد اصل مهدویت حتی یک نفر هم یافت نمی شود که منکر ظهور مصلح جهانی در آخر الزمان باشد. در این زمینه روایتی نیز از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در کتب اهل سنت نقل شده که هر کس حضرت مهدی را انکار کند کافر است، و گروهی از علمای اهل سنت بر طبق آن فتوی داده اند. متن حدیث این است:
ابوبکر اسکاف در فوائد الاخبار و ابوالقاسم سهیلی در شرح السیره روایت کرده اند از جابر بن عبدالله انصاری که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: من کذب بالمهدی فقد کفر:
هر کس حضرت مهدی را انکار کند کافر است.(175)
داستان ولادت حضرت بقیه الله روحی و ارواح العالمین له الفدا در احادیث شیعه با شرح و تفصیلات بیشتری منعکس شده است.
قدیمی ترین کتابی که مشروح داستان ولادت آن حضرت را نوشته، کتاب پر ارج غیبت از فضل بن شاذان است.
فضل بن شاذان ازدی، از اصحاب امام رضا (علیه السلام)، عمر طولانی و با برکتی داشت، که همه آن را در دفاع از حریم تشیع سپری کرد و بیش از 180 جلد کتاب پر ارج از خود به یادگار گذاشت و سرانجام درسال 260 ه دیده از جهان فروبست.(176)
وی در کتاب غیبت خود ولادت آن مهر تابان را از امام حسن عسکری (علیه السلام) چنین نقل می کند:
ولی خدا، حجت خدا و خلیفه او بعد از من، در شب 15 شعبان به سال 255 به هنگام طلوع فجر، به صورت ختنه شده متولد گردید.
نخستین کسی که او را شستشو داد، رضوان خازن بهشت بود که با جمعی از فرشتگان مقرب او را با آب کوثر و سلسبیل شستشو داد و سپس عمه ام حکیمه او را شستشو داد.(177)
امام حسن عسکری (علیه السلام) در شب ولادت امام زمان (علیه السلام) از یک زن صالحه ای که شیعه نبود به عنوان قابله دعوت فرمود تا در آن لحظات حساس حضور داشته باشد و در میان قوم خود حجت باشد، چنانکه خداوند گروهی از بستگانش را به دست او هدایت نمود.(178)
دودمان امامت را یک طرف تلاش می کرد که خبر ولادت آن مهر تابان را مکتوم بدارد تا به گوش جاسوسان رژیم نرسد، و از یک طرف سعی می کرد که این خبر مسرت بخش به همه خانه های شیعیان برسد، از این رهگذر نامه ها نوشته به شهرها فرستادند، گوسفندها خریده به خانه های شیعیان فرستادند تا به عنوان عقیقه حضرت مهدی - عجل الله تعالی فرجه الشریف - ذبح کرده، اطعام کنند.(179)
امام حسن عسکری (علیه السلام) در فرصتهای متناسب، مولود مسعود را به اصحاب خود عرضه می کرد، تا آن کعبه موعود را با دیدگان خود ببیند و از تولدش آگاه شوند و در کشاکش روزگار دچار شک و تردید نشوند.
فهرست این دیدارها را در مقدمه جزیره خضرا آورده ایم، امیدواریم در فرصتی دیگر در این زمینه به تفصیل سخن بگوئیم.

ضرورت شناخت امام زمان (علیه السلام)

از دلایل عقلی و نقلی فراوانی استفاده می شود که باید همه انسانها در همه اعصار و امصار، امام زمان خود را بشناسند، وگرنه رشته اتصال آنان از آئین مقدس اسلام گسسته، به عهد بربریت و جاهلیت خواهند پیوست.
در این گفتار ما در صدد بر شمردن دلایل عقلی و نقلی این حقیقت نیستیم، بلکه تنها از اسناد و مدارک حدیث معروف: من مات و لم یعرف امام زمانه، مات میته جاهلیه: سخن خواهیم گفت و تعبیرهای مختلف این حدیث شریف را به مقداری که در یک مقال بگنجد برخواهیم شمرد.
با توجه به این که این حدیث با تعبیرهای مختلفی در منابع اهل تشیع و تسنن آمده، متون وارده را با دقت کامل بررسی کرده، در سه بخش به خوانندگان گرامی تقدیم می نماییم:
1- متونی که عیناً - بدون هیچ کم و زیاد - در منابع شیعه و سنی آمده است.
2- متونی که فقط به منابع اهل سنت آمده است.
3- متونی که فقط در منابع شیعه وارد شده است.
بخش اول:
متونی که در منابع شیعه و سنی بدون هیچ کم و کاست آمده:
1- من مات و لم یعرف امام زمانه، مات میته جاهلیه:
هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلی مرده است.
این متن مشهورترین متن این حدیث شریف است که جمع کثیری از علمای شیعه و سنی آن را با سلسله اسناد خود، در کتابهای حدیثی، تفسیری و کلامی از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله)روایت کرده اند.
و این راویان این حدیث با این تعبیر از علمای شیعه:
1- سید مرتضی علم الهدی، متوفای 436 ه(180)
2- امین الاسلام، ابوعلی، فضل بن حسن طبرسی، متوفای 548 ه(181)
3- علی بن عیسی اربلی، متوفای 693 ه(182)
4- علی بن حسین بن عبدالعالی، مشهور به محقق کرکی متوفای 940 ه(183)
5- شیخ بهاءالدین محمد عاملی، مشهور به شیخ بهائی متوفای 1030 ه(184)
6- ملا محسن فیض کاشانی، متوفای 1091 ه(185)
7- محمد بن حسن، مشهور به شیخ حر عاملی متوفای 1104 ه(186)
8- مولی محمد باقر مجلسی، متوفای 1110 ه(187)
و اما روایان این حدیث شریف به همین تعبیر از اهل سنت:
1- مسلم بن حجاج نیشابوری، متوفای 261 ه(188)
2- قاضی عبدالجبار معتزلی، متوفای 415 ه(189)
3- محمد بن فتوح حمیدی، متوفای 488 ه(190)
4- مسعود بن عمر بن عبدالله، مشهور به سعد الدین تفتازانی متوفای 791 ه(191)
5- علی بن سلطان، مشهور به ملا علی قاری(192)
6- مولی حیدر علی فیض آبادی هندی، متوفای 1205 ه(193)
7- حافظ سلیمان بن ابراهیم قندوزی، متوفای 1294 ه(194)
2- من مات و لم یعرف امام زمانه فقد مات میته جاهلیه:
در این متن فقط کلمه فقد بر متن نخستین افزوده شده و مفهوم حدیث را با تأکید بیشتری بیان می کند.
این متن ر از علمای بزرگ شیعه: ابو جعفر محمد بن علی بن شهرآشوب، متوفای 588 ه روایت کرده(195) و از علمای اهل سنت گروهی آن را نقل کرده اند که از آن جمله است:
1- شیخ ابوسعید خادمی حنفی، متوفای 1168 ه(196)
2- قاضی بهلول بهجت افندی، مشهور به قاضی زنگنه زوری متوفای 1350 ه(197)
3- من مات بغیر امام مات میته جاهلیه:
هر کس بدون امام از دنیا برود به مرگ جاهلی از دنیا رفته است.
راویان حدیث شریف از علمای شیعه:
1- محمد بن محد بن نعمان، مشهور به شیخ مفید متوفای 413 ه(198)
2- محمد بن مسعود بن عیاش سلمی، از بزرگان قرن سوم هجری.(199)
3- شیخ محمد مشهدی، از علمای قرن دوازدهم هجری.(200)
و اما روایان آن از علمای بزرگ اهل سنت:
1- ابو داوود سلیمان بن داوود طیالسی، متوفای 204 ه(201)
2- احمد حنبل پیشوای حنابله، متوفای 241 ه(202)
3- ابوالقاسم سلیمان بن احمد طبرانی، متوفای 360 ه(203)
4- عبدالحمید، ابن ابی الحدید معتزلی، متوفای 656 ه(204)
5- نور الدین علی بن ابی بکر هیثمی، متوفای 807 ه(205)
6- علی بن حسام الدین، مشهور به متقی هندی متوفای 975 ه(206)
7- محمد بن سلیمان مغربی، متوفای 1094 ه(207)
4- من مات لا یعرف امامه مات میته جاهلیه:
هر کس بمیرد و امامش را نشناسد با مرگ جاهلی مرده است:
این متن را حافظ سلیمان بن ابراهیم قندوزی، متوفای 1294 ه از بزرگان اهل سنت در کتاب ارزشمند ینابیع الموده روایت کرده(208) و جمع کثیری از علمای بزرگ شیعه آن را در منابع حدیثی خود آورده اند که از آن جمله است:
1- ابو جعفر احمد بن محمد بن خالد برقی، متوفای 274 ه(209)
2- علی بن حسین بن موسی بن بابویه - پدر شیخ صدوق - متوفای 329 ه (210)
3- محمد بن یعقوب کلینی، متوفای 329 ه(211)
4- محمد بن ابراهیم نعمانی، از بزرگان شیعه در قرن چهارم هجری.(212)
5- محمد بن علی بن بابویه، مشهور به شیخ صدوق متوفای 381 ه(213)
6- ابو جعفر محمد بن حسن طوسی، متوفای 460 ه(214)
7- سید هاشم بحرانی، متوفای 1109 ه(215)
8- مولی محمد باقر مجلسی، متوفای 1110 ه(216)
5- من مات لیس علیه امام فمیتته جاهلیه:
هر کس بمیرد و امامی بر او نباشد، مرگش بر عهد جاهلیت است.
این متن را از بزرگان اهل سنت طبرانی متوفای 360 ه در معجم کبیر(217) و از بزرگان شیعه فضل بن شاذان نیشابوری، متوفای 260 ه از اصحاب امام رضا (علیه السلام) در کتاب گرانسنگ الایضاح روایت کرده اند(218)
6- من مات لیس علیه امام فمیتته میته جاهلیه:
هر کس بمیرد و امامی بر او نباشد، مرگش همانند مرگ دوران جاهلیت است.
این متن را پیشوای محدثان شیعه، محمد بن یعقوب کلینی، متوفای 329 ه در کافی شریف روایت نموده،(219) و گروهی از علمای اهل تسنن در کتابهای حدیثی خود آورده اند که از آن جمله است:
1- احمد بن عمر بزار، متوفای 320 ه در زوائد.(220)
2- نور الدین علی بن ابی بکر هیثمی، متوفای 807 ه در مجمع و کشف الاستار.(221)
7- من مات لیس له امام مات میته جاهلیه
هر کس در حالی بمیرد که امامی بر او نباشد به مرگ جاهلی از دنیا رفته است.
این متن را از بزرگان اهل سنت، علاء الدین علی بن بلبان فارسی حنفی، متوفای 739 ه روایت کرده(222) و از محدثان بزرگ شیعه جمع کثیری روایت نموده اند که از آن جمله است:
1- ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینی، متوفای 329 ه(223)
2- علی بن حسین بن بابویه - پدر شیخ صدوق - متوفای 329 ه(224)
3- محمد بن علی ابن بابویه، مشهور به شیخ صدوق متوفای 381 ه(225)
4- علامه بزرگوار مولی محمد باقر مجلسی، متوفای 1110 ه(226)
بخش دوم:
متوفی که فقط در منابع اهل سنت آمده و عین آن تعبیر در منابع شیعه نیامده، و یا ما در این فرصت کوتاه، به آن دست نیافته ایم:
1- من لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه:
هر کس امام زمانش را نشناسد با مرگ جاهلی از دنیا رفته است.
این متن را مطابق نقل مؤلفین احقاق الحق، مسلم بن حجاج نیشابوری، متوفای 261 ه در صحیح خود آورده است.(227)
2- من مات بغیر امام فقد مات میته جاهلیه:
هر کس بدون امام از دنیا برود، به راستی به مرگ جاهلی از دنیا رفته است.
این متن را حافظ احمد بن عبدالله اصفهانی، مشهور به ابو نعیم
متوفای 430 ه در حلیه روایت کرده است.(228)
3- من مات و لا امام له مات میته جاهلیه:
هر کس در حالی بمیرد که امامی بر او نیست، به مرگ جاهلی از دنیا رفته است.
1- ابو جعفر محمد بن عبدالله اسکافی معتزلی، متوفای 240 ه در کتاب ارزشمند المعیار و الموازنه(229) و نقض کتاب العثمانیه.(230)
2- عبد الحمید، ابن ابی الحدید معتزلی، متوفای 656 ه(231)
4- من مات و لا بیعه علیه مات میته جاهلیه:
هر کس بمیرد و بیعتی بر عهده او نباشد به مرگ جاهلی مرده است.
این متن را گروهی از بزرگان اهل سنت روایت کرده اند که از آن جمله است:
1- محمد بن سعد، کاتب واقدی، متوفای 230 ه در کتاب طبقات.(232)
2- علاء الدین علی بن حسام الدین، مشهور به متقی هندی متوفای 975 ه(233)
5- من مات و لیس فی عنقه بیعه مات میته جاهلیه:
هر کس بمیرد و در گردنش بیعتی نباشد به مرگ جاهلی از دنیا رفته است.
این متن را مسلم، متوفای 261 ه در صحیح خود آورده است.(234)
6- من مات و لیس علیه طاعه مات میته جاهلیه:
هر کس بمیرد و اطاعتی (اطاعت امامی) بر او نباشد به مرگ جاهلی از دنیا رفته است.
این متن را هیثمی در مجمع الزوائد نقل کرده است.(235)
7- من مات و لا طاعه علیه مات میته جاهلیه:
این متن را با این تعبیر جمعی از علمای اهل سنت روایت کرده اند که از آن جمله است:
1- عبدالله بن محمد بن ابی شیبه، متوفای 235 ه در کتاب المصنف
(236)
2- شهاب الدین احمد بن علی، ابن حجر عسقلانی، متوفای 852 ه(237)
8- من مات و لیس علیه طاعه مات میته جاهلیه:
هر کس بمیرد و اطاعتی (اطاعت امامی) به گردنش نباشد به مرگ جاهلی مرده است.
این متن را گروهی از علمای اهل سنت در منابع حدیثی خود آورده اند که از آن جمله است:
1- احمد حنبل پیشوای حنابله، متوفای 241 ه در مسند خود.(238)
2- محمد بن اسماعیل بخاری، متوفای 256 ه در تاریخ خود.(239)
3- ابوالحسن علی بن جعد جوهری، متوفای 230 ه در مسند خود.(240)
4- حمید بن رنجویه، متوفای 251 ه در کتاب الاموال(241)
5- متقی هندی، متوفای 975 ه در کتاب کنز))(242)
9- من مات و لیس فی عنقه لامام المسلمین بیعه، فمیتته میته جاهلیه:
هر کس بمیرد و در گردنش برای امام مسلمانان بیعتی نباشد، مرده اش مرده جاهلی است.
این متن را محمود بن عمر زمخشری، متوفای 538 ه در ربیع الابرار روایت کرده است.(243)
10- من مات و لم یعرف امام زمانه، فلیمت ان شاء یهودیاً و ان شاء نصرانیاً:
هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، اگر بخواهد یهودی از دنیا می رود و اگر بخواهد نصرانی از دنیا می رود.
این متن را مطابق نقل آیت الله حاج شیخ لطف الله صافی(244) محمد بن عمر تیمی، مشهور به فخر رازی متوفای 606 ه در رساله المسائل الخمسون روایت کرده است.(245)
بخش سوم:
متونی که فقط در روایات علمای شیعه آمده، و یا در این فرصت کوتاه در منابع حدیثی اهل تسنن به آنها راه نیافته ایم:
1- من مات لا یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه:
هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، با مرگ جاهلی از دنیا رفته است.
این متن را مرحوم علامه مجلسی در بحار آورده است.(246)
2- من مات و هو لا یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه:
هر کس در حالی بمیرد که امام زمانش را نمی شناسد به مرگ جاهلی مرده است.
این متن را جمعی از بزرگان عالم تشیع روایت کرده اند که از آن جمله است:
1- محمد بن محمد بن نعمان، شیخ مفید متوفای 413 ه(247)
2- ابوالفتح محمد بن علی کراجکی، متوفای 449 ه(248)
3- غواص بحار معارف آل محمد، علامه مجلسی متوفای 1110 ه(249)
4- خاتمه المحدثین، حاج شیخ عباس قمی، متوفای 1359 ه(250)
3- من مات لیس له امام مات میته جاهلیه:
هر کس بمیرد و امامی بر او نباشد به مرگ جاهلی مرده است.
این متن را ابو جعفر احمد بن محمد برقی، متوفای 274 ه روایت کرده است.(251)
4- من مات و لیس له امام فمیتته میته جاهلیه:
هر کس در حالی بمیرد که امامی بر او نباشد مرده اش مرده جاهلی است.
این متن را پیشوای محدثان شیعه مرحوم کلینی در کافی شریف روایت نموده است.(252)
5- من بات لیله لا تعرف فیها امامه مات میته جاهلیه:
هر کس شبی را سحر کند که در آن امامش را نشناسد به مرگ جاهلی مرده است.
این متن را ابو عبدالله محمد بن ابراهیم نعمانی، متوفای بعد از 442 ه روایت کرده است.(253)
6- من مات و لم یعرف امامه مات میته جاهلیه:
هر کس بمیرد و امامش را نشناسد به مرگ جاهی از دنیا رفته است.
1- محمد بن یعقوب کلینی، متوفای 329 ه در کافی شریف.(254)
2- محمد بن مسعود بن عیاش سلمی - قرن سوم - در تفسیرش.(255)
3- ابو جعفر محمد بن حسن طوسی، متوفای 460 ه در اختیار رجال کشی.(256)
4- علامه بزرگوار مولی محمد باقر مجلسی، متوفای 1110 ه در بحار.(257)
7- من مات و هو لا یعرف امامه مات میته جاهلیه:
هر کس در حالی بمیرد که امامش را نشناسد به مرگ جاهلی مرده است.
این متن را ابو جعفر احمد بن محمد برقی، متوفای 274 ه در محاسن آورده است.(258)
8- من مات و لیس علیه امام مات میته جاهلیه:
هر کس در حالی بمیرد که امامی بر او نباشد به مرگ جاهلی مرده است.
این متن را مرحوم کلینی در کافی شریف روایت کرده است.(259)
9- من مات و لیس علیه امام فمات میته جاهلیه:
هر کس بمیرد و امامی بر او نباشد، پس به مرگ جاهلی مرده است.
این متن را محمد بن جریر طبری، از بزرگان جهان تشیع در قرن چهارم، معاصر و همنام طبری معروف، در کتاب بسیار ارزشمند المسترشد روایت کرده است.(260)
10- من مات و لیس له امام یسمع له و یطیع مات میته جاهلیه:
هر کس در حالی بمیرد که امامی بر او نباشد که به فرمانش گوش دهد و از اوامرش اطاعت کند، به مرگ جاهلی مرده است.
این متن را شیخ مفید قدس سره در کتاب الاختصاص آورده است.(261)
11- من مات و لیس علیه امام حی ظاهر، مات میته جاهلیه:
هر کس بمیرد و امام زنده و روشنی نداشته باشد، به مرگ جاهلی مرده است.
این متن را نیز شیخ مفید قدس سره روایت کرده است.(262)
12- من مات و لیس علیه امام من ولدی مات میته جاهلیه:
این متن را ابو جعفر محمد بن علی بن بابویه، مشهور بن شیخ صدوق در کتاب عیون از امام هشتم، از پدران بزرگوارش، از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله)روایت کرده است(263) که ترجمه اش این است:
هر کس بمیرد و امامی از فرزندانم برایش نباشد با مرگ جاهلی از دنیا رفته است.
13- من مات و لیس فی عنقه بیعه امام مات میته جاهلیه:
هر کس بمیرد و بیعت امامی در گردنش نباشد به مرگ جاهلی از دنیا رفته است.
این متن را سید مرتضی علم الهدی، متوفای 436 ه در کتاب الفصول المختاره روایت کرده است:(264)
اینها جمعاً 30 متن بود که از نظر خوانندگان گرامی گذشت که 10 متن از آنها اختصاص به اهل سنت داشت و 13 متن از آنها به احادیث شیعه اختصاص داشت و 7 متن از آنا عیناً در منابع مورد اعتماد و استناد شیعه و سنی آمده است.
هدف ما از ارائه این متون اثبات تواتر معنوی حدیث شریف: من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه بود، که با اندک تأمیلی در متون یاد شده هر شخص با انصافی به این نتیجه می رسد.
برخی از بزرگان شیعه و برخی از علمای اهل تسنن بر تواتر آن تصریح کرده اند که عین تعبیرشان را در اینجا می آوریم، سپس نکاتی را یادآور می شویم:
1- شیخ مفید، متوفای 413 ه در کتاب پر ارزش الافصاح می فرماید:
این حدیث به صورت متواتر از پیامبر (صلی الله علیه و آله)روایت شده که فرمود: من مات و هولا یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه.(265)
وی همچنین رساله مستقلی در این رابطه تألیف کرده و در آغاز آن می فرماید:
حدیث: من مات و هو لا یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه روایت صحیحه است، و اجماع اهل آثار بر آن گواهی می دهد(266) و صریح آیه قرآن: یوم ندعو کل اناس بامامهم(267) معنای آن را تقویت می کند.
2- شیخ بهائی، متوفای 1030 ه در این رابطه می فرماید:
در میان شیعه و سنی مورد اتفاق است که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله)فرمود: من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه(268)
3- علامه مجلسی، متوفای 1110 ه در این زمینه می فرماید:
شیعه و سنی به صورت متواتر روایت کرده اند که: من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه(269)
4- سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی، متوفای 1294 ه می فرماید:
این در میان شیعه و سنی متفق علیه است که: من مات ولم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه(270)
5- قاضی بهلول بهجت افندی زنگنه زوری، متوفای 1350 ه می نویسد:
حدیث من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه منفق علیه علمای عامه و خاصه می باشد.(271)
6- ابن ابی الحدید معتزلی در شرح این فراز از کلام امیر مؤمنان (علیه السلام) که می فرماید: لا یدخل الجنه الا من عرفهم و عرفوه:
وارد بهشت نمی شود جز کسی که امامان را بشناسد و امام نیز او را بشناسند.(272) پس از استناد به آیه شریفه: یوم ندعو کل اناس بامامهم(273) و حدیث: من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه
می گوید:
اصحاب ما همگی بر درستی این مطلب معتقد که هرکس امامان را نشناسد وارد بهشت نمی شود(274).
7- سیوطی و آلوسی در ذیل آیه شریفه: یوم ندعو کل اناس با مامهم .(275) از رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) روایت کرده اند که فرمود: یدعی کل قوم بامام زمانهم:
روز قیامت هر گروهی با امام زمانشان فراخوانده می شوند.(276)
8- عین همین تعبیر در منابع شیعه نیز از رسول (صلی الله علیه وآله) آمده است .(277)
9- مرحوم طبرسی آن را به تعبیر: یدعی کل اناس بامام زمانهم روایت کرده است.(278)
10- در منابع حدیثی آمده است که حضرت امام حسین (علیه السلام) در پیرامون شناخت خدا سخن می گفت، یکی از اصحاب پرسید: پدر و مادر به فدایت، معنای شناخت خدا چیست؟ سالار شهیدان در پاسخ فرمود: معرفه اهل کل زمان امامهم الذی یجب علیهم طاعته :
شناخت خدا عبارت است از شناخت اهل هر زمانی امامی را که اطاعتش بر آنها واجب است(279)
11- امام سجاد (علیه السلام) در تفسیر آیه شریفه فطره الله التی فطر الناس علیها(280) فرمود:
فطرت انسان عبارت است از: لاله الاالله، محمد رسول الله و علی ولی الله.
سپس فرمود:
الی هیهنا التوحید:
توحید تا اینجاست.(281)
از این دو حدیث به روشنی معلوم می شود که شناخت امام از شناخت خداوند متعال جدا نیست، بلکه یکی از ابعاد آن است، چنانکه دعای معرفت که از ناحیه مقدسه صادر شده، اشاره لطیفی به آن دارد، آنجا که می فرماید:
اللهم عرفنی نفسک، فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک، اللهم عرفنی نبیک، فانک ان لم تعرفنی نبیک لم اعرف حجتک: اللهم عرفنی حجتک، فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی.
این دعا توسط نخستینن نائب خاص حضرت بقیه الله ارواحنا فداه، از ناحیه مقدسه صادر شده، و امر شده که درون غیبت آن کعبه مقصود شیعیان منتظر و چشم به راه بر خواندان آن مداومت کنند.(282)
در پایان یادآور می شویم که یکی از نویسندگان متعهد معاصر، محقق گرانقدر آقای حاج شیخ مهدی فقیه ایمانی کتاب ارزشمندی را پیرامون حدیث: من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه تألیف کرده، و آن را شناخت امام یا راه رهائی از مرگ جاهلی نامیده است، ما ضمن سپاس و تقدیر از مؤلف ارزشمند، مطالعه آن را به همه منتظران ظهور توصیه می کنیم.
از دیگر کتابهایی که در این رابطه تألیف شده، عناوین زیر به اهل تحقیق توصیه می گردد:
1- تکلمله الایمان بمعرفه صاحب الزمان، از حاج شیخ محمد باقر فقیه ایمانی قدس سره.
2- معرفت امام عصر، از سید محمد بنی هاشمی.
3و 4- معرفت حجت خدا و پیرامون معرفت امام، از آیه الله حاج شیخ لطف الله صافی.
5- معرفه الحجه، از محمود کنگاش، معروف به مجلسی.
مشخصات چاپ و نگارش عناوین فوق در کتابنامه حضرت مهدی (علیه السلام) آمده است.(283)

او خواهد آمد

در تمام ادیان و مذاهب مختلف جهان اعم از وثنیت، کلیمیت، مسیحیت، مجوسیت، اسلام و... از مصلحی که در آخر زمان ظهور خواهد و به جنایتها و خیانتهای انسانها خاتمه خواهد داد و شالوده حکومت واحد جهانی را، بر اساس عدالت و آزادی استوار خواهد کرد، گفتگو شده است. و نوید آن مصلح بزرگ جهان، علاوه بر قرآن مجید، در تمام کتابهای آسمانی چون انجیل، تورات و زبور آمده است.
اگر چه غیر از قرآن مجید، همه کتابهای آسمانی دستخوش تحریف شده اند، لکن باز جملاتی از دستبرد دیگران مصون مانده است که در آنها از آمدن مهدی موعود و مصلح جهان و بنیانگذار حکومت واحد جهانی گفتگو شده است، و چون این مطلب به صورت پیشگویی و مربوط به آینده است، و مضامین آنها در قرآن مجید و اخبار متواتر و قطعی اسلامی وارد شده است، از این رهگذر مسلم می شود که این عبارت ها از منطق وحی شرچشمه گرفته و از دستبرد انسانها در طول تاریخ مصون و محفوظ مانده است.
اینک ما متن قسمتی از نویدهای مهدی موعود را از کتب مقدسه یهودیان، مسیحیان، زرتشتیان و سایر کتابهایی که در میان پیروان خود به عنوان کتاب آسمانی شناخته شده، نقل می کنیم تا اصالت مهدویت و جهانی بودن اعتقاد به ظهور مهدی (علیه السلام) روشن گردد.